𝘊𝘰𝘭𝘰𝘳𝘴.
Закрытый канал
Fic / Au • 🦋 Unknown: https://t.me/+1SgVnUz7gDwxNWY8 • 🦋 GP: https://t.me/+-QB8ydb4KldlMzQ0 • 🦋 Wattpad ID: fercansso Sec ch fic: @fercansso • 🦋 Daily: @rainydayswithoutyou • ~ 🦋 ~ • @Fercanssobot http://t.me/HidenChat_Bot?start=840106795
Больше215
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
-1030 дней
Архив постов
215
و سرش رو وارد گردن پسر میکنه.
بوسه هاش باعث قلقلک جونگهان میشه و به سختی تا وقتی که اتاق نوزاد کوچولوی روی تخت رو ترک کنن، خنده هاش رو کنترل میکنه.
215
با چشم های خمارش به پسر خیره میشه، سکوتش کمی طولانی میشه.
جونگهان دستش رو با سیب گلو و قفسه سینه ی مرد میکشه.
« بعدم چی، عزیزم؟»
215
سونگچول یکدفعه جونگهان رو از زمین بلند میکنه و پاهای لاغر و کشیده اش رو دور کمر خودش حلقه میکنه.
215
« عسلم؟»
سونگچول ابرویی بالا انداخت.
« آره عسلم، تو هم عسل منی.»
جونگهان با شیطنت زمزمه کرد.
215
« تو فکر کردی من همچین چیزی میخوام عسلم؟»
جونگهان در حالی که دست هاش رو دور گردن مرد حلقه میکرد، با نیشخندی گفت.
