ru
Feedback
Tokafiye

Tokafiye

Открыть в Telegram
3 898
Подписчики
-524 часа
-687 дней
-28730 день
Архив постов
حیف نیست شما معشوق من نباشید ؟ من پول زیاد ندارم ، اما حرف زیاد چرا تریلی تریلی شعر دارم که پشت مرز رسیدن به شما خاک میخورد خاک میخورد لوازم آرایش تان اگر به نگاه من اعتماد کنید من ندیدم جنگل پاییز که میشود برای درخت ها سرمه سبز بکشد ندیده ام آسمان جلوی غروب خورشید را بگیرد که شب نشود شما به زیبایی های طبیعت می‌مانید شما با خط چشم ، رژه گونه ، رژه لب ، شما با آرایش غلیظ به زیبایی های طبیعت صدمه میزنید شما کم لطفی میکنید که ژولیده ، با لباس فرم محل کار ، با موهای به ریخته ، با عطر کهنه و ماسیده و خستگی به دیدن من نمی آیید جنگل با پاییز قشنگ است و آسمان با شب و شما و شما به پف صورت سر صبحتان با وقت هایی که از سر بی حوصلگی اخم دارید با لبان بی رنگ پوست پوست شده با ترک های روی بازو و پهلو و پاهایتان که بسان درخت ، شمار گذران روزهای زندگی است روزهایی که به شما اصالت و فهم و زیبایی بخشیده است چشمان شما زیباست من طرز نگاهتان به زیستن را دیده ام لبان شما زیباست من حرف های شما را شنیده ام حیف است معشوق من نباشید برای خودم نمی‌گویم بخاطر ادبیات میگویم بخاطر شعر بخاطر اینکه به شما بگویم « تو » که بگویم از وقتی برای تو می‌نویسم نویسنده مورد علاقه خودم شده ام و این خودشیفتگی نیست « تو شیفتگی ست » حیف نیست شما معشوق من نباشید -علی سلطانی

زندگی مارا باش:)
زندگی مارا باش:)

عشق، تنها بهانه‌ای بود برای زنده ماندن. -صادق هدایت
عشق، تنها بهانه‌ای بود برای زنده ماندن. -صادق هدایت

توجهان را بر من سخت کردی؛ بعید است خدایِ من بر تو آسان بگیرد.

یه روزی حالمون خوب می‌شه، اگه اون روز من نبودم تو جایِ من بخند.

ادامه داشتن زندگی، وقتی خودت تموم شدی، بدترین چیز دنیاست.

گاهی وقت ها؛ تنها عذر موجه خدا، این است که وجود نداشته باشد. -آلبرکامو.

‌ ‌ چه جوانانی! اسماعیل می‌بینی؟ چه جوانانی! بسیاری‌شان هنوز صورت عشق را بر سینه نفشرده‌اند.... :) ⸤ رضا

ارزان فروختند مارا آنهایی که به قیمت جان خریدارشان بودیم ...!

مهم نیست که چقد مَنظره قشنگه ، سرد که بشه باید پنجره رو بست.

photo content

طرز خودکشی تو هر کسی منحصر به خودشه، یکی دیگه شیک نمیپوشه، یکی دیگه آرزو نمیکنه، یکی دیگه به تحصیل ادامه نمیده، یکی دیگه به خودش نمیرسه، یکی مدام آهنگ غمگین گوش میده، یکی دیگه از خودش عکس یادگاری نمیگیره، خودکشی که فقط گرفتن جون نیست، کشتن هر ذوق خودکشیه.

فقط میدانم انسان گاهی آنقدر خسته میشود که منتظر هیچی نیست... و من پیر ترین سی و چند ساله ی دنیایم ...

ما جان سختان تاریخیم، تنها به اندکی امید زنده‌ایم!

مدتیه که که چایی خوردن هم چیزی رو بهتر نمیکنه و این برام دردناکه.

‏موهایمان سفید شد، گفتند ارثی‌ست راست گفتند، ما وارثان اضطراب و استرس در تاریخ بودیم.

حق با ونگوگ بود؛ غم، برای همیشه باقی می‌ماند.

منم دلم میخواست غمامو به مامانم بگم , اما وقتی بزرگ شدم و دیدم مامانم غماشو به من میگه دیگه دلم نیومد ریختم توی خودم :))

و من گذشتم از آدم‌هایی که دلم میخواست برایشان بمیرم!

نگران نباشید دوستان، شما با رفتن کسی از زندگیتون نمیمیرید.