ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

هَلالوش

هَلالوش

Открыть в Telegram

هَلالوش به معنیِ آشفته و آشوب.

Больше
668
Подписчики
Нет данных24 часа
+37 дней
-230 дней
Архив постов
میگه معاویه مشابه همین اتفاق ولی نه در این حجم جنایت، در زمان علی هم اتفاق افتاد... مامور جمع آوری صدقات یا مالیات علی بن ابی
میگه معاویه مشابه همین اتفاق ولی نه در این حجم جنایت،  در زمان علی هم اتفاق افتاد... مامور جمع آوری صدقات یا مالیات علی بن ابی طالب تخلفاتی کرده بود.. برای اعتراض به کوفه و خانه ی علی رفتم.. 🔹توجه کردی چیشد؟هزار و اندی سال پیش یه خانم بادیه نشین حق اعتراض که داره هیچ،  میتونه به خانه ی مولا هم بره... یعنی در سیاست دخالت میکنه... 🔹حالا دنیایی که کلا ۱۲۰سال نیست زن و شایسته دخالت در امور سیاسی و رای دادن میدونه میخواد به ما حقوق زن و یاد بده:) #نهج_البلاغه

این خانم اینو که میشنوه فی البداهه ابیاتی و میگن میخونن یکیش اینه: صلی الاله علی جسم تضمنه قبر فاصبح فیه العدل مدفونا.. سلام
این خانم اینو که میشنوه فی البداهه ابیاتی و میگن میخونن یکیش اینه:  صلی الاله علی جسم تضمنه قبر فاصبح فیه العدل مدفونا.. سلام و درود خدا براون کسی که وقتی شهید شد عدالت هم همراهش دفن شد.. معاویه شاخک هاش تیز میشه... میپرسه این اشعار در مورد کی هست؟ میگه در مورد مولام امیرالمومنین علی بن ابی طالب...  و شروع به مدح علی کرد.. یه کم که گفت معاویه صحبتش و قطع کرد.. گفت این هارو ول کن زن، خودت از علی چه دیدی؟ #نهج_البلاغه

کدوم علی داره این حرف و میزنه؟ یا امیرالمومنین... سوده همدانی خانمی هست...خانوادگی به مولا ارادت داشتن و در سرزمینی که حاکمش ایشون بودن زندگی میکردن بعد شهادت مولا میدونید شرایطی پیش میاد و معاویه حاکم و خلیفه ی اون سرزمین ها میشه.. یک نماینده ای برای حکومت میفرسته،  این والی یا نماینده جنایات زیادی میکنه مردم و میکشه... اموال مردم و میگیره.. این خانم سوده برای شکایت از اون والی پیش معاویه میاد.. معاویه هم میشناسش... به صحبت هاش اعتنایی نمیکنه این خانم هم میگه اگه به حرف های ما گوش نکنی و والی خودت رو تغییر ندی ما خودمون قیام میکنیم.. اینو که میگه معاویه جوش میاره... میگه زن! میخوای دست بسته بفرستمت پیش همون والی تا اون درموردت حکم کنه؟ #نهج_البلاغه

من امیرم... من حاکمم... من مدیرم... من مسئولم... پس همه باید به حرف من گوش کنن... من مامورم و معذور! باید کاری که میگم و انجا
من امیرم... من حاکمم... من مدیرم... من مسئولم... پس همه باید به حرف من گوش کنن... من مامورم و معذور! باید کاری که میگم و انجام بدید،  بدون قید و شرط! پشت یه میزی تو اداره، تو شهرداری، توکارخونه نشستی فکر نکنی خبری شده ها... خودت و گم نکنی یوقت... همیشه هم این حالت تو اجتماع نیست،  گاهی تو خانوادست من مَردِ خونه ام... من مادر خونه ام... من پسر بزرگم پس حرف حرف منه... مرام علی بن ابی طالب اینجور رفتار ها و اینجور توهم هارو تحمل نمیکنه... اینجور خودخواهی ها با عشق مولا تو یک جا قابل جمع نیست... #نهج_البلاغه

بسم الله الرحمن الرحیم وَ لَا تَقُولَنَّ إِنِّي مُؤَمَّرٌ آمُرُ فَأُطَاعُ، فَإِنَّ ذَلِكَ إِدْغَالٌ فِي الْقَلْبِ وَ مَنْهَكَ
بسم الله الرحمن الرحیم وَ لَا تَقُولَنَّ إِنِّي مُؤَمَّرٌ آمُرُ فَأُطَاعُ، فَإِنَّ ذَلِكَ إِدْغَالٌ فِي الْقَلْبِ وَ مَنْهَكَةٌ لِلدِّينِ وَ تَقَرُّبٌ مِنَ الْغِيَرِ... مالک..هرگز نگو به من یه فرمانی دادن ومنو امیرِ شما کردن... برشما مسلط کردن... منم فرمانی به شما میدم و باید اطاعت کنید.. مالک... اینجور خودبزرگ بینی دل و فاسد میکنه... دین و نابود میکنه و باعث زوال نعمت ها میشه.... #نهج_البلاغه

⚫️ امشب دست به سینه بزاریم به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم و  آقا امیرالمومنین علیه السلام تسلیت بگیم...  امروز هر دو مادرشون و از دست دادن.. السَّلامُ عَلی فاطِمَةَ بِنْتِ أَسَدٍ الْهاشِمِیةِ، السَّلامُ عَلَیک أَیتُهَا الصِّدِّیقَةُ الْمَرْضِیةُ، السَّلامُ عَلَیک أَیتُهَا التَّقِیةُ النَّقِیةُ، السَّلامُ عَلَیک أَیتُهَا الْکرِیمَةُ الرَّضِیةُ، السَّلامُ عَلَیک یا کافِلَةَ مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِیینَ، السَّلامُ عَلَیک یا والِدَةَ سَیدِ الْوَصِیینَ، السَّلامُ عَلَیک یا مَنْ ظَهَرَتْ شَفَقَتُها عَلی رَسُولِ اللّهِ خاتَمِ النَّبِیینَ، السَّلامُ عَلَیک یا مَنْ تَرْبِیتُها لِوَلی اللّهِ الْأَمِینِ، السَّلامُ عَلَیک وَ عَلی رُوحِک وَبَدَنِک الطّاهِرِ، السَّلامُ عَلَیک وَعَلی وَلَدِک وَرَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَکاتُهُ...

از خواب هراسان پریدم.. به دنبال معبرین و پیشگوها بودم ولی نمیتونستم اعتماد کنم.. تا اینکه یه کائن مورد اطمینان پیدا کردم... خ
از خواب هراسان پریدم.. به دنبال معبرین و پیشگوها بودم ولی نمیتونستم اعتماد کنم.. تا اینکه یه کائن مورد اطمینان پیدا کردم... خوابم و براش گفتم... بهم گفت اگر راست گفته باشی تو پنج فرزند به دنیا میاری،  چهار پسر و یک دختر.. یکی از بچه هات در آب غرق میشه.. یکی از بچه هات بیمار میشه و تاآخر عمر بیمار میمونه.. یکیشون در راه خدا کشته میشه... و اون شیر دخترم.. پیامبری مبعوث میشه و اون شیر وصی اون پیامبر و شمشیر اون پیامبر هست... خانم میگن زمان گذشت.. من جعفر، عقیل و طالب و به دنیا اوردم... عمری گذشت... در ماهی که علی به دنیا آمد مجدد خوابی دیدم... خواب دیدم شمشیر آهنی از سر من جدا شد و به آسمان رفت.. سوال کردم این چیه... ندا اومد که:  هذا قاتل أهل الكفر ، و صاحب ميثاق النصر ، بأسه شديد ، يفزع من خيفته ، وهو معونة الله لنبيه ، وتأييده على عدوه... این قاتل کفاره... این صاحب میثاق پیروزیه.. اين قدرت شدید هست که همه ازش وحشت دارن... این یاورِ خدا برای پیامبرشه.. او پشتیبان پیامبر در مقابل کفاره....

از زبان خانم جان بخونیم : به سمت مکه حرکت میکردم که یکی از شمشیرها ازدستم به آب افتاد و گمش کردم.. یکی ازدستم به زمین افتاد و
از زبان خانم جان بخونیم  : به سمت مکه حرکت میکردم که یکی از شمشیرها ازدستم به آب افتاد و گمش کردم.. یکی ازدستم به زمین افتاد و شکست و یکی از شمشیرها بال دراورد به هوا رفت و پرواز کرد:)) ترسیدم... شمشیر چهارم رو از نیام کشیدم... درحالی که در دستم بود ابتدا به بچه شیری و سپس به یک شیر نر با جذبه و ترسناک تبدیل شد.. این شیر به تنهایی به کوه های شام حمله کرد.. سطح کوه رو سوراخ میکرد.. همه ی مردم از او میترسیدن.. إذ أتى محمد فقبض على رقبته فانقاد له كالظبية الالوف:)) تااینکه فرزندم محمدصلی الله علیه و آله وسلم اومد و دست به گردن اون شیر گذاشت... اون شیر نر مثل آهو تسلیم پسرم محمد شد.. 🔹پ. ن:  حضرت محمدمصطفی صلی الله علیه و آله و سلم در دامان پاک این خانم رشد کردن.....

⚫️ امروز روز وفاتِ امُ الاسد، حضرت فاطمه بنت الاسد سلام الله علیهاست... بعضی از افراد برای انجام ماموریت های الهی انتخاب شدن.
⚫️ امروز  روز وفاتِ امُ الاسد،  حضرت فاطمه بنت الاسد سلام الله علیهاست... بعضی از افراد برای انجام ماموریت های الهی انتخاب شدن.... در منابعی مثل بحار آمده خانم ام الاسد حضرت فاطمه بنت الاسد سلام الله علیها جوان بودن... شبی در خواب میبینن کوه های شام و مکه انگار لباس های آهنی به تن کردن و به حرکت در اومدن.. از اونها سلاح و وسایلی میریزه و مردم هراسان وسایل و جمع میکردن.. خانم هم چهار شمشیر عادی و یک شمشیر طلاکوب شده بر میدارن..

یه عده هم بالا دست اینها مشغولن...لیگ برترن.... از عالم و آدم طلبکار شدن طرف میگه اگه موکبِ در شانِ ما نمیتونید درست کنید، آبروی امام و نبرید و کار نکنید کلا 😐 یا راه افتادن تو مجازی مشکلات عراق و این راه و میشمارن... آقا بهداشت فلانه... آقا جهنمه و گرمه...یه نفر بهم گفته بالا چشمت ابروئه و... برا این مسیر سراسر خیر بدی نشمارید.. بابا بخدا اونایی که رفتن و برگشتن آرزوی خیلی هارو تو این چند روزه زندگی کردن... یه بار به خادما داشت میگفت این خانواده خیلی مهربونن... سخته... میدونم، ولی غُر نزنید... اینقدر مهربون هستن که ببینن دارید غر میزنید خادمی و ازتون میگیرن، میگن بزار زائر باشه کمتر اذیت بشه... تنبیه شون هم با محبته... نه از سر ناراحتی.. به تاسی حرف اون عزیز بگم غر نزنیم...بد این راه و این سفر و نگیم بخدا اینقدر مهربون هستن ببینن اذیت شدیم و غر میزنیم یوقت زائری و ازمون بگیرن... بگن بزار این محبمون ایران باشه... نیاد تو این راه اذیت بشه.... یه نسل عقب تر تو خانوادمون و نگاه کنیم... جدمون عاشق این بوده بره مشهد بشه مشهدی فلان... کربلا رفتن ته آرزو و خواسته شون بوده... راه بی افتن برن کربلا زیارت..بشن کربلایی مفت مفت این امتیاز و به ماها دادن...هیچکدوممون هزینه ای بابتش ندادیم... یوقت مفت مفت با کارهامون، با حرفامون از دستش ندیم.. نگیرن ازمون..

علیرضا😂
علیرضا😂

از اسم اکانتش میشه کلِ داستان رو خوند ولی خب باز بد نیست بعضی چیزهارو مرور کنیم.. عزاداری حضرت زهرا سلام الله علیها چه توسط ا
از اسم اکانتش میشه کلِ داستان رو خوند ولی خب باز بد نیست بعضی چیزهارو مرور کنیم.. عزاداری حضرت زهرا سلام الله علیها چه توسط ائمه و شیعیانشون و چه بعدِ زمان اونها حتی در ایران با سابقه است... اونچه که در دولت اول خاتمی اتفاق افتاد طرح ورود به تقویم و تعطیلی روز شهادت هست نه طرحِ استارت ایام فاطمیه یا شهادت خانم جان!! عزاداری ایام فاطمیه حتی در زمانی که عراق تحت تسلط حکام متعصب و سنی مذهب عثمانی هم بود در این کشور و به خصوص حوزه نجف انجام میشده.. محرم و صفر داره تموم میشه.. ایام هجوم به خانه ی وحی و بعدش هم ایام شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها میرسه و ناله های اینها داره کم کم بلند میشه... ای که بر ضاربین و ظالمین وقاتلین وغاصبین حق و کتمان کننده های شهادتِ حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها لعنت...

بسم الله الرحمن الرحیم اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم... یا رب الحسین بحق الحسین... اشف صدر الحسین بظهور حجه.. کاروان به دوراهی مدینه و کربلا رسید.. چی بگم که دلت و زیر و رو نکنه.. بگم رییس قافله.. بگم کاروان دار... بزار راحت باشیم... ساربان اومد خدمت زین العابدین علیه السلام عرض کرد که آقا جان به کدوم مسیر بریم؟ آقا فرمودن این کاروان بزرگتر داره... بگذارید از عمه جانم سوال کنم.. نمیدونم شاید وقتی اومدن سوال کنن خانم فرموده باشن عزیز دلم بریم کربلا.. خیلی دلم برا داداشم تنگ شده.. بریم کربلا رباب یه بار دیگه برا اصغرش لالایی بخونه.... به سمت کربلا اومدن...راوی میگه نزدیک قبور که رسیدن این خانم ها این بچه ها فرصت ندادن شتر ها زانو بزنن... مثل برگ درختان پاییزی از بالای شتر خودشونو به پایین پرت میکردن.. به بوی پیروهنی هر کدام می گیرند یکی بهانه ی یوسف یکی سراغ عزیز.. هرکدوم رو یه قبری افتادن... خوب که گریه کردن دیدن خانم زینب کبری سلام الله علیها روی دو زانو به سمت علقمه دارن میرن... اگه بهتون گفتن این دسته روی ها.. این عزاداریا بدعته گوش نکنید... اولین دسته ی عزاداری همون اربعین اول پشت سر خانم جان راه افتاد به سمت علقمه... همین مسیر بین الحرمینی که میرید و خانم رو دو زانو رفته... بقیه هم پشت سرش... هی داداش داداش کردن و اشک ریختن... هی عمو عمو گفتن و عزاداری کردن.. نزدیک مزار کوچیک ابالفضل شدن دیدن یه نفر روی قبر افتاده و داره گریه میکنه.. خانم یه نگاه کرد دید سکینه خاتون هستن.. شاید خانم فرموده باشن دختر برادرم اینجا چه میکنی... سکینه سلام الله علیهاهم عرض کرده باشن عمه جان همه ی شهدا گریه کن و عزادار داشتن.. اما هرچی نگاه کردم کسی سمت مزار عموم نیومد... عموم ابالفصل گریه کن نداشت... عمه جان... من مشک و به دست عموم دادم... خیلی از عموم خجالت میکشم... ما به پژمردن هر یاس ، بسی حساسیم به خراشیدن احساس ، بسی حساسیم به دِلیری، به وفا ،عشق ،امید ، آزادی قبله های دل حساس ، بسی حساسیم وقتی از کتف یقین تا به سرانگشت عمل فوران می زند اخلاص ، بسی حساسیم یوسُف و فوج برادر وَ حسین ، یک عباس به همین شاخصِ اشخاص ، بسی حساسیم به عطش ، یأس ،عمو، مشک ، وضو در بازو ما به سر منشا احساس ، بسی حساسیم بگذارید که فریاد زنم بی هر قید ما به عباس به عباس ، بسی حساسیم...

زیارت اربعین امام حسین علیه السلام
زیارت اربعین امام حسین علیه السلام