ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

FoldEra | فولدرا

FoldEra | فولدرا

Открыть в Telegram

Art & Literature, Theory, Multimedia, Geohistory, etcetera www.fold-era.com Contact: @arisaraazesh

Больше
1 137
Подписчики
+624 часа
+777 дней
+9130 дней
Архив постов
🔻 لاوکرفت / اوئلبک | میشل اوئلبک، اچ. پی. لاوکرفت | ترجمه‌ی آری سرازش فهرست کتاب مقدمه: بالشِ لاوکرفت (مقدمه‌ی استیون کینگ ب
🔻 لاوکرفت / اوئلبک | میشل اوئلبک، اچ. پی. لاوکرفت | ترجمه‌ی آری سرازش فهرست کتاب مقدمه: بالشِ لاوکرفت (مقدمه‌ی استیون کینگ بر مقاله‌ی میشل اوئلبک درباره‌ی اچ. پی. لاوکرفت) گاه‌شمار زندگی لاوکرفت مقدمه‌ی میشل اوئلبک بر چاپ دوم کتاب لاوکرفت؛ علیه جهان، علیه زندگی – لاوکرفت؛ علیه جهان، علیه زندگی جهانی دیگر تکنیک‌های حمله امحا – چهار داستان از اچ. پی. لاوکرفت ندای کثولو کتاب نیارلاتوتپ اوی مذکر 🔺 دانلود کتاب لاوکرفت / اوئلبک [ Website / Telegram ] [ Instagram / YouTube ]

‍ 🔻 در نقد برخی از مواضع فلسفی/سیاسی محمدمهدی اردبیلی عنایت چرزیانی محروم کردن جامعه از امکان‌های «تولید معنا» نسبت به رخدادهای اجتماعی، یکی از سیاست‌های رسانه‌ای چند دهه‌ی اخیر در ایران است. عموماً بعد از هر حادثه‌ی مهمی در جامعه (جنبش، اعتراض و…) خبرنگاران و روزنامه‌نگاران و مستندسازان مستقل و غیر وابسته، اولین گروهی هستند که باید از صحنه کنار گذاشته شوند. شاید بتوان ذیل همان مفهوم کلاسیکِ سانسور این اقدام را دسته‌بندی کرد. اما مسأله‌ی بغرنجی که در این میان رخ می‌دهد فراتر از معضل سانسور است. در فقدانِ پیمایش‌ها و آمارها و مستندات کافی و معتبر، چهره‌هایی سر می‌رسند که روایت خود را بر واقعیت اجتماعی تحمیل می‌کنند و ممکن است عواقبی بر جای بگذارند. اینجا دیگر مهم نیست مردمی که در یک وضعیت تاریخی و اجتماعی حضور بدنی و ذهنی داشتند چه ادراکی از کنش خود داشتند. مردم از فرایند «تولید معنا» کنار نهاده می‌شوند اما کنش آنها به مثابه یک امر معناپذیر، ماده‌ی خام روایت‌ها می‌شود و در اختیار چهره‌های دارای تریبون و حاضر در رسانه‌ها قرار داده می‌شود. محمدمهدی اردبیلی از جمله‌ی کسانی است که در این «فقدان» یا «شکاف» اجتماعی ایستاده است. 🔺 در نقد برخی از مواضع فلسفی/سیاسی محمدمهدی اردبیلی [ Website / Telegram ] [ Instagram / YouTube ]

🔻 کدام اسپینوزا؟ [ در پاسخ به برخی نوشته‌ها و سخنرانی‌ها ] عنایت چرزیانی این متن در مسیر اصلی خود متوجه آن بخش از مکتوبات و شفاهیاتی است که تا حد زیادی می‌توان آنها را برآمده از نوعی خوانش فلسفی از اسپینوزا دانست، و به شکل فرعی در گفت‌وگو و نقد نوشته‌ای از فرشید سلیمی‌مقدم است. از متن:
شکلی از اسپینوزیسمِ شخصی شده در ایران کنونی وجود دارد که با «تحریف، نقص و جعل» مفاهیمی از این سنت فلسفی، سعی می‌کند از فکر کردن به صورت‌های عام آزادی و اشکال عمومی و نهادزایِ حق و حقوق اجتماعی پیشگیری کند. این مقاله، در یکی از لحظات خود، در نقد آن بخش از خوانش‌هایی است که از نقد تعریف کلاسیک قدرت، و طرح شمایی از کثرت نقاط قدرت، نفی صورت عام قدرت را نتیجه می‌گیرد. از تکثر روابط سیاسی، به خصوصی‌سازی امر سیاسی می‌رسد. از صورت‌بندی مولکولی میل و عاطفه، بردگی و آزادی میل فردی یا گروه کوچک دوستی را نتیجه می‌گیرد و در مجموع این ایده را به مثابه اصل دو فوریتی هرنوع مقاومت و مبارزه‌ی اجتماعی پیش می‌کشد: «کنش‌گری محلی و پراکنده‌ی گروه‌های دوستی».
🔺 کدام اسپینوزا؟ [ در پاسخ به برخی نوشته‌ها و سخنرانی‌ها ] [ Website / Telegram ] [ Instagram / YouTube ]

Repost from Critic channel
شروین باوند [یک پرونده‌] 𖡺 دانلود «یادداشت انتقادی بر پیشگفتار کتاب «آریان به گرد یک درفش» با نظر به آرای شروین باوند» دانلود «دکترین آریانیزم» نوشته‌ی شروین باوند، ۱۹۵۰ دانلود فایل صوتی صدای شروین باوند ـ‌خوانشِ بخشی از «گریزی به بیوگرافی…» دانلود ویدئوی «مروری تندگذر بر زندگی شروین باوند»، به کوشش امیرمؤید باوند [۶۰ مگابایت] نسخه‌ی کم‌حجم «مروری تندگذر بر زندگی شروین باوند» ـ ویدئو [۲۵ مگابایت] 𖡺 تلگراف‌های پرخاش‌آمیز پیاپیِ کابینه‌ی وثوق‌الدوله و تهدید و تأکید در امر به کرنش در برابر روس‌ها، سخت امیر باوند، یعنی این سرباز پیر ایرانی را می‌رنجاند. پاسخ‌های وی، ولی، آن روزگاری که تمام سران مازندرانی به فرمان پایتخت سر به کرنش در برابر روس‌ها فرود آورده بودند در یک جمله توی آن کوهساران کوتاه می‌شد: «تا بُته‌ای در ایران هست من بدان پناه خواهم برد پُن[اما] در برابر درفش “عقاب دو سر”[روس‌ها] به کرنش درنخواهم آمد و زیباترین رنگ هم برای این دودمان در این نبرد همان پیراهن‌های خونین‌اش است.» جنگ‌های نخستین کُره [جنگ‌های جهانی] ۱۹۱۴ میلاد و پس، هنوز گرم بود که پرچم جنگلبانی امپراتوری عقاب دوسر به بهانه‌ی اجاره‌ی ۹۹ ساله‌ی جنگل‌های کل مازندران از سپهسالار تنکابنی پرچمدار مشروطیت بر به فراز شیرگاه، یورت گرمسیرِ باوندها آمد. تهران، قزاق‌های تهران، زیرِ فرماندهیِ افسرهای روس، ژاندرمری تهران به فرماندهیِ سوئدی‌ها، زیر گُرده‌های یک دیپلوماسیِ تاریک، و چریک‌های مازندری به اشاره‌ی تهران پیاپی باوندها را زیر فشار گرفته و می‌کوبیدند. جنگ‌ها در تیپ همان جنگ‌های پارتیزانی در دَر و دشت و کوهسار همه گرم بود. بچه‌ها از این جنگ چیزی آن روزگار نمی‌فهمیده بلکه تنها شاید روی همان پرنسیپ سلحشوری این دودمان کوهساری بوده و عشق به شکار و کوه که چو شکوفه‌های بهارین این تیپ، از ناله‌ی ده تیرها و مانلیخر و مائوزر، ویژه توی کوهسارها، از خود بی‌خود همه هی از هم می‌شکفته‌اند… روس‌ها با یک مانور جنگی همین روزگار است که از دریای به بندر فرح‌آباد در کرانه‌ی کاسپی، دریای مازندران ریخته و پی رد باوندها وارد «شاهی»[قائمشهر امروزی]، ولی قدرتِ فروشدن به ژرفاهای بیشه‌های یورتِ این کوهساریان را در شیرگاه که پر از پیاده‌حنگجوی پارتیزان‌های همان کوهسار شده بود نکرده، و گذشت چنین دیری توی باران‌های موسمیِ سیل‌آسایِ ژرفای همین بیشه‌ها، و ناله‌ی پنج‌تیرهای زیبای کوتاهِ روسی همه آرزوی شد به نوچه جنگجویان کوهساری که برای دستیازی بدان‌ها آرام هرگز نمی‌گرفت. و گذشت هر چه گذشت همه در همان رویاهای پارتیزانی گذشت… (پاری از نوشتار شروین باوند در زندگی‌نامه‌ی خودنوشته‌اش) https://fold-era.com/posts/shervin-bavand #Fold_Era @CRITICCHANNEL

‍ 🔻 وب‌سایت فولدرا به‌روز شد. - میان به‌روزرسانی پیشین و کنونی، بیضایی را از دست دادیم؛ این به‌روزرسانی به او پیشکش می‌شود، به پاس جهانی که با واژه، تصویر و تاریخ ساخت. - بخش زمین‌تاریخ ◄ نامه‌ای به کمیته‌ی مرکزی حزب کمونیست؛ تقاضای رادمنش برای اسکندری و روستا جهت تسهیل سفرِ تاجیکستان | بایگانی دیجیتالی مرکز ویلسن ◄ سهروردی و خلاء نورانی و‌ آفریده‌های تک‌معنا | یوجین تکر | برگردان پویا غلامی ◄ ابلیس،‌ نور سیاه | حکیم بی | برگردان پویا غلامی ◄ شبدیز، اسب خسروپرویز، در روایت‌های یاقوت حموی و قاضی ناصح‌الدین ارگانی | برگردان امید عبادی ◄ نامه‌ی محرمانه‌ی استالین به لنین درباره‌ی ایران ـ‌۱۶ نوامبر ۱۹۲۰ | بایگانی دیجیتالی ویلسن ◄ اسناد عراق درباره‌ی سازماندهی عرب‌های ایرانی در اهواز ـ مارس ۱۹۷۹ | بایگانی دیجیتالی مرکز ویلسن ◄ تماس نماینده‌ی کرد سوری، علی بوظو، با ملا مصطفی بارزانی در باکو- ۷ اکتبر ۱۹۴۶ | بایگانی دیجیتالی مرکز ویلسن ◄ اِعمال نفوذ عوامل شوروی کمونیستی بر سرنوشت کُردها، ۱۹۵۱ | بایگانی دیجیتالی مرکز ویلسن ◄ یادداشت اطلاعات نظامی شوروی «درباره‌ی کمک ایالات متحده به ضدانقلابیون»، مارس ۱۹۸۸ | بایگانی دیجیتالی مرکز ویلسن ◄ یادداشت حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی درباره‌ی «موضع جمهوری خلق چین در مورد افغانستان» | بایگانی دیجیتالی مرکز ویلسن ◄ تحلیلی درباره‌ی «عامل اسلام» در وضعیت افغانستان، نوشته‌ی آ. بلوسوف، معاون رئیس کا.گ.ب.، جولای ۱۹۹۱ | بایگانی دیجیتالی مرکز ویلسن ◄ اطلاعات کمیته‌ی مرکزی حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی برای رهبران سازمان‌های سیاسی «پرچم» و «خلق» | بایگانی دیجیتالی مرکز ویلسن ◄ یادداشتی از بایگانی آلمان شرقی، اطلاعاتی در مورد وضعیت افغانستان، ۸ سپتامبر ۱۹۸۳ | بایگانی دیجیتالی مرکز ویلسن ◄ نامه‌ی احمدشاه مسعود به معاون اول وزیر امور خارجه شوروی و فرستاده‌ی ویژه‌ی افغانستان | بایگانی دیجیتالی مرکز ویلسن ◄ نامه‌ی احمدشاه مسعود به مشاور نظامی ارشد اتحاد جماهیر شوروی | بایگانی دیجیتالی مرکز ویلسن ◄ صورت‌جلسه‌ی گفتگوی میان رفیق استالین و شهدخت اشرف پهلوی | بایگانی دیجیتالی مرکز ویلسن ◄ گزارش محرمانه‌ی ژنرال والنتین وارنیکف به وزیر دفاع شوروی، دیمیتری ت. یازُف، درباره‌ی احمدشاه مسعود | بایگانی دیجیتالی مرکز ویلسن ◄ ده سند از بایگانی دیجیتالی ویلسن درباره‌ی نفوذ حزب کمونیست شوروی در ایران ◄ اصول کرونادیوشناسی | جیسون بابک محقق | برگردان رامین اعلایی - بخش نظریه ◄ گوشتِ قُدسی: رستاخیز و وحشتِ دینی در اندیشه‌ی باتای | یوجین تکر | برگردان آری سرازش، رامین اعلایی ◄ بدن فوکو | تام ایپز | برگردان رامین اعلایی ◄ عمل شقاوت‌بار هنر | ژرژ باتای | برگردان آری سرازش ◄ اندیشه‌ی ناممکن لینگچی در اشک‌های اروس | دارن یورگنسن | برگردان آری سرازش ◄ مرز چیزها | نیما حیاتی‌مهر ◄ روشنگری سرگیجه‌وار | رضا نگارستانی | برگردان آری سرازش، رامین اعلایی ◄ نور هرمنوتیکی چیست؟ | الکساندر ر. گَلُوِی | برگردان پویا غلامی ◄ پرومتئیسم (فصل ششم و آخر) | جیسن رضا جرجانی | برگردان صدف احمدی (متافون) - بخش هنر و ادبیات ◄ با برگمان کجا ایستاده‌ایم؟ | اولیویه آسایاس | برگردان کیارش انوری ◄ جنگ ستارگان و بدن مصادره‌شده‌ی قدرت؛ یا چه کسی پشت نقاب دارت ویدر نفس می‌کشد؟ | کیارش انوری ◄ آیا هندریک تِر بروخن مالیخولیایی بود؟ | مارتن یان بوک | برگردان رامین اعلایی ◄ جاده‌ای به‌سوی ۱۹۸۴ | توماس پینچن | برگردان رامین اعلایی ◄ هر چه سخت‌تر زمین بخورند، ما بیشتر تظاهر می‌کنیم | کیارش انوری ◄ دو شعر از شهاب‌الدین قناطیر ارگانی لیکان، با صدای شاعر ◄ دیروز امروز فردا دیروز: یک نمایشنامه | رضا مقصودی ◄ ترجمه فن است یا هنر؟ | گفت‌وگوی رضا قیصریه و مهدی فتوحی - مدیا ◄ سخنرانی بهرام بیضایی به‌مناسبت اجرای «سلطان مار» ◄ باد هر کجا که بخواهد می‌وزد | هرمان حیدری، ایمان ذاکری ◄ دو مانیفست [۱/ ده تز برای براندازی یک اثر تئاتری؛ ۲/ ده تز درباره‌ی هیولاها و هیولاوشی] از الن اس. وایس | تدوین امیرمؤید باوند ► 001 (2023) | gmj ► abplication (2023) ► Eyehand (2015) | Excreta Film Group ◄ دو ویدئو | گروه مگوش ◄ سه فیلم تجربی (۲۰۱۹-۲۰۲۳) | پیمان غلامی [ Website / Telegram ] [ Instagram / YouTube ]

«انقراض درون» یک دوره‌ی هشت‌جلسه‌ای تماشای فیلم و تحلیل است؛ درباره‌ی لحظه‌هایی که جهان، در مقیاس یک زندگی فردی، دچار خاموشی
+1
«انقراض درون» یک دوره‌ی هشت‌جلسه‌ای تماشای فیلم و تحلیل است؛ درباره‌ی لحظه‌هایی که جهان، در مقیاس یک زندگی فردی، دچار خاموشی و فروپاشی می‌شود. در این مجموعه، فیلم‌هایی از سینمای جهان معاصر و کلاسیک نمایش داده می‌شود؛ آثاری از تارکوفسکی، لوکینو ویسکونتی، لویی مال، چارلی کافمن، الکس گارلند و دیگران، که هرکدام به شکلی متفاوت به تجربه‌ی فروپاشی بدن، زبان، حافظه، اخلاق و معنا می‌پردازند. چهار جلسه از این دوره با همراهی رامین اعلایی و چهار جلسه با همراهی علی جمشیدی پیش خواهد رفت؛ و در کنار آن، بستر گفت‌وگوی جمعی نیز شکل خواهد گرفت تا امکان مشارکت و بازخوانی تجربه‌ی تماشای فیلم‌ها برای شرکت‌کنندگان فراهم گردد. - اگر نویسنده، نقاش یا فیلمساز هستید، این دوره می‌تواند برای شما فضایی باشد برای دیدن دقیق‌ترِ نسبت میان تصویر، روایت و فروپاشی تجربه در سینما؛ بدون اینکه به تفسیرهای آماده محدود شود. - هر هفته شنبه‌ها، از ۶ تیرماه تا ۲۴ مردادماه [ ۱۸.۳۰ تا ۲۱.۳۰ ] تهران، ظفر، خیابان ناجی، خیابان فرزان، کوچه نوربخش، بلوار مینا، روبه‌روی گالری محسن، عمارت نوربخش تلفن رزرو یا ثبت‌نام: ۰۹۳۹۷۲۳۲۵۴۳ آیدی تلگرام: @Meliheydary

‍ 🔻 وب‌سایت فولدرا به‌روز شد. بخش زمین‌تاریخ ◄ نمادهای زرتشتی بر زیورهای گوهرنشانی ساسانی یافته در قلمرو گرجستان: آتشدان و گل انار / ماریکا مشویل‌دادزه / ترجمه‌ی پویا غلامی ◄ مقدمه‌ی احتمالی انریکو چرولی بر تعزیه‌ی زکریای نبی / انریکو چرولی / ترجمه‌ی مهدی فتوحی ◄ جاده‌ی ابریشم (دو جلد) / علی‌اکبر مظاهری / ترجمه‌ی ناصر ملک نوبان ◄ عامیانه‌های ایرانی / افسانه‌‌ها (صبحی) قصه‌های صبحی ج۱ (فضل‌الله مهتدی) قصه‌های صبحی ج۲ (فضل‌الله مهتدی) قصه‌های ایرانی (ابوالقاسم انجوی شیرازی) جشن‌ها و آداب و معتقدات زمستان (ابوالقاسم انجوی شیرازی) پانزده افسانه‌ی روستاهای ایران (حسین کوهی کرمانی) افسانه‌های دیار همیشه‌ بهار و... ◄ پست و گمرک در ایران / تاریخ پست در ایران (فریدون عبدلی‌فرد) مروری بر تاریخ پست ایران (ایرج کیا) تاریخ گمرک ایران (مجید یکتایی) ◄ دریانوردی ایرانیان / دریانوردی ایرانیان ج۱ (اسماعیل رائین) دریانوردی ایرانیان ج۲ (اسماعیل رائین) عجایب هند (ناخدا بزرگ شهریار رامهرمزی) سندبادنامه (ظهیری سمرقندی) نام دریای پارس و دریای مازندران و بندرها و جزیره‌های ایرانی (ایرج افشار) شیلات خزری ایران برای اعاشه‌ی روسیه (ناصر جهان‌آرا) و... ◄ تاریخ پوشاک در ایران / نگار زن: تاریخ مصور لباس زن در ایران (انجمن بین‌المللی زنان در ایران) اروپایی‌ها و لباس ایرانیان (حسام‌الدین شریعت‌پناهی) فرهنگ البسه‌ی مسلمانان (ر. پ. آ. دزی) تاریخ لباس (همدم نفیسی، ناهید ثمره، میهن بزرگ‌منش) ◄ کولی‌ها / کولی‌ها: پژوهشی در زندگی کولیان ایران و جهان (ایرج افشار) کولی و زندگی او (یحیی ذکاء) کولی‌ها: بررسی درباره کولی‌های جهان و گروه‌های عمده کولی در استان مازندران (اسماعیل یزدان‌پناه) ◄ عجایب‌نامه (خطی مصور) / عجائب‌ المخلوقات و غرائب‌ الموجودات عجایب المخلوقات تسخیرات غرایب‌ الدنیا و عجایب‌ الاعلاء البلهان یا عجایب یا فال‌نامه کتاب الموالید مجربات الجان مطالع السعادة و ينابع السيادة نخبة الدهر فی عجائب البر و البحر ◄ جهی / مهدی فتوحی بخش نظریه ◄ نظریه‌ی اشاعه / گابریل تارد / ترجمه‌ی پیمان غلامی ◄ یک غذای لذیذ: لبه‌ی شیزوتراتژیک / رضا نگارستانی / ترجمه‌ی نسوم ◄ قوم‌الآخر: سلول نطفه‌ای آفت‌زده‌ی توحید / رضا نگارستانی / ترجمه‌ی نسوم ◄ فاجعه فقرات / توماس موینیهان / ترجمه‌ی ارژنگ ذات ◄ طبیعت، بشرش و بز او (معماهای خیمایراهای طبیعی و فرهنگی) / رضا نگارستانی / ترجمه‌ی پیمان غلامی ◄ مار، بز و پله (نردبازی خیمایرا) / رضا نگارستانی / ترجمه‌ی پیمان غلامی ◄ صورتی و جعبه‌سیاهش (نوشته‌ای برای سنتز) / رضا نگارستانی / ترجمه‌ی پیمان غلامی ◄ضدادیپ (فصل ۱ و ۲) / ژیل دلوز و فلیکس گتاری / ترجمه‌ی هوشنگ سیامی ◄ کیهاشوب‌تراوایی: یک پارادایم خلقیاتی‌ـ‌استحسانی / فلیکس گتاری / ترجمه‌ی پیمان غلامی ◄ ماشین‌ها و نشانه‌ها (هفت یادداشت) / فلیکس گتاری / ترجمه‌ی پیمان غلامی ◄ پیچش ناگهانی / رضا نگارستانی / ترجمه‌ی زیبا مختار ◄ گستره‌ی انقلاب. پس‌اندیشه‌ای در باب واقع‌بینی زمین‌فلسفی / رضا نگارستانی / ترجمه‌ی مزدک یایان ◄ نقد متصل‌گرایانه‌ حکم زیباشناختی / رضا نگارستانی / ترجمه‌ی سیامک شاهسوار ◄ بارگذاری مجدد گالاتیا: تخیل پشت‌‌ـ‌و‌ـ‌رو را تصور کن / رضا نگارستانی / ترجمه‌ی سیامک شاهسوار ◄ سختکاری ناانسان / رضا نگارستانی / ترجمه‌ی مزدک یایان ◄ چرخش آشوبناک: خطی که پیچ‌وتاب می‌خورد / رضا نگارستانی / ترجمه‌ی سیامک شاهسوار ◄ اوراق ضدادیپ / فلیکس گتاری / ترجمه‌ی نسوم ◄ بازگشت ابدی نیچه / رودریگو میراندا د آلمیدا، لرد آدیس، کارل لوویث، پائولو دوریو / ترجمه‌ی نیما حیاتی مهر ◄ مقدس / روژه کایّوآ / ترجمه‌ی آتوسا سرخوش ◄ مونادشناسی و جامعه‌شناسی / گابریل تارد / ترجمه‌ی پیمان غلامی ◄ رادیوی فانتاسمی / الن اس. وایس / ترجمه‌ی پیمان غلامی ◄ صدا رادیو نویز و دیگرها / ترجمه و تدوین ارژنگ ذات بخش هنر و ادبیات ◄ فرشته‌ی سبیلو [درباره‌ی تارکُفسکی ـ برگرفته از یک مستند تصویری] / تونینو گوئررا / ترجمه‌ی مهدی فتوحی ◄ روشنفکر یا روشن‌رای؛ پیشنهاد جایگزینی یک واژه / مهدی فتوحی ◄ مسیح و مارکسیزم؛ گفتگوی پازولینی و سارتر / ماریّا آ. ماچّوکّی / ترجمه‌ی مهدی فتوحی ◄ مصاحبه‌ی انتزو بياجی با فدريكو فللينی / فدریکو فللینی و انتزو بیاجی / ترجمه‌ی مهدی فتوحی ◄ پاوند و پازولينی / ازرا پاوند، پیر پائولو پازولینی / ترجمه‌ی مهدی فتوحی ◄ مثل گم‌شدن در جنگل / آندره برتون / ترجمه‌ی رامین اعلایی ◄ میدان ذن / د. ت. سوزوکی / ترجمه‌ی پیمان غلامی ◄ مصاحبه با آلن رب‌گریه / آنتونیو دِ به‌نِه‌دتّی و آلن رب‌گریه / ترجمه‌ی مهدی فتوحی ◄ آدم‌های سیاسی / بهرام قبادی ◄ تئاتر سرافیم / آنتونن آرتو / ترجمه‌ی ارژنگ ذات [ Website / Telegram ] [ Instagram / YouTube ]

‌‌ 🔻سخنرانی درباره‌ی علم اخلاق | لودویگ ویتگنشتاین | ترجمه‌ی رزیتا کامرانی خانم‌ها و آقایان. قبل از اینکه از خود موضوع بحثم حرفی بزنم اجازه بدهید که چند نکته مقدماتی را مطرح کنم. حس می‌کنم که دشواری‌های زیادی در انتقال افکارم به شما داشته باشم و فکر می‌کنم که احتمالاً از برخی از این دشواری‌ها کم شود اگر آنها را قبل از آغاز بحث به میان بکشم. اولین مشکل که تقریبا نیازی به اشاره‌ام نیست این است که انگلیسی زبان مادری‌ام نیست و به همین خاطر بیشتر اوقات بیانم در این زبان فاقد آن دقت و ظرافتی‌ست که برای حرف‌زدن از موضوعی دشوار مطلوب دانسته می‌شود. مشکل دوم را ذکر کنم که می‌شود اینکه احتمالاً خیلی از شما با انتظاراتی به این سخنرانی آمده‌اید که قدری نادرست است. و برای اینکه این نکته را برایتان روشن کنم چند کلمه‌ای هم درباره دلیل انتخاب موضوع انتخابی‌ام خواهم گفت: وقتی دبیر سابق‌تان این افتخار را به من داد و از من درخواست کرد که مقاله‌ای را برای انجمن‌تان بخوانم، اولین ذهنیتم این بود که قطعا این کار را خواهم کرد و ذهنیت بعدی‌ام اینکه اگر فرصت این را میداشتم که با شما حرف بزنم باید از چیزی حرف می‌زدم که علاقه دارم با شما در میان بگذارم و اینکه نباید از این فرصت سؤاستفاده کنم و فرضاً چیزهایی از منطق بگویم. می‌گویم یک سؤاستفاده، چون توضیح یک موضوع علمی برای شما به دوره‌ای از سخنرانی‌ها نیاز دارد و نه به مقاله‌ای یک‌ساعته. شق دیگر می‌تواند این باشد که به‌اصطلاح یک سخنرانی علمی همه‌پسند ارائه کنم، یعنی سخنرانی‌ئی که قصد دارد کاری کند باور کنید که چیزی را می‌فهمید که نمی‌فهمید و چیزی را ارضا کند که به باورم یکی از نازل‌ترین امیال انسان‌های مدرن است، یعنی کنجکاوی سطحی درباره آخرین کشفیات علم. این بدیل‌ها را کنار گذاشتم و تصمیم گرفتم با شما از موضوعی حرف بزنم که در نظرم اهمیتی عمومی دارد، به این امید که به شما کمک کند تا اندیشه‌هایتان درباره این موضوع را روشن کنید (حتی اگر کلاً با صحبت‌هایم مخالف باشید). 🔺 دانلود مقاله [ Website / Telegram ] [ Instagram / YouTube ]

‍ 🔻 امر واقع و امر والا تفاسیری جمعی از: کریستن آلوانسون، مانابراتا گوها، کِنا هرنلی، رابین مکی، چینا می‌یویل، تیموتی مورتون، رضا نگارستانی، متیو پول و یوجین تکر ترجمه‌ی آری سرازش، رامین اعلایی پرسش فلسفه‌ی رئالیسم نگرورز این است که اندیشه چطور می‌تواند به واقعیتی دست یابد که قبل، بعد و حتی بدون انسان هم دوام دارد؛ واقعیتی که «امر والا»، با نیروهایی که فراتر از ظرفیت تخیل‌اند، با آن روبه‌رو می‌شود. نظریه‌های رمانتیک درباره‌ی امر والا، این رویارویی تروماتیک را تابعی می‌دانند از اقتصاد بشری – ما تنها به‌اندازه‌ای شاهد انقراض‌مان هستیم که قادر به ارائه‌ی معیاری باشیم که تمامیت ذهنی‌مان را یکپارچه سازد. با‌این‌حال، در بازسرهم‌بندی‌سازی مفهوم امر والا در برهه‌ای از بی‌ثباتی الهیاتی، اکتشافات علمی و توسعه‌ی اقتصادی، هنرمندان در برابر «خارجی» غریب و خارق‌العاده ــ‌که در این یکپارچگی اخلال ایجاد می‌کند‌‌ــ صف‌آرایی کردند:‌ [چیزهایی مثلِ] امکانیت خاصِ مرگ، بی‌اعتناییِ طبیعت عرفی‌شده، و ابدیت پوچِ زمین‌تاریخ ــ‌ که در آن بشر خود یک حادثه‌ی ممکن به امکان خاص، بسیار ناچیز و کوچک است. در پسِ ترسیمِ امر والا، تفاسیر جمعی تیمِ اوربانومیک همدستی با مواد ناشناخته را برملا می‌کنند. در این برملاسازی به‌جای آنکه دوباره تجربه‌ی سوبژکتیو امر والا را طرح کنند، آن را همچون نشانه‌ای از نفوذ به فرهنگ انسانیِ یک «خارجِ» غریبْ درک می‌کنند. واقعیت بر آگاهی انسان فشار می‌آورد و اندیشه را وامی‌‌دارد تا به شیوه‌های دقیق‌تر و وحشتناک‌تر، امکانیتِ خاص خودش را ببیند. آنجا که ادراکِ رمانتیک بیان گرایش‌های متناقض از ارگانیسم -‌اراده به طغیان و مقاومت در برابر ادغام‌- را از سر می‌گیرد، تلقی رئالیسم نگرورز آن است که این رانه‌ها واقعیاتِ ممکنی هستند میان واقعیات دیگر. 🔺 دانلود کتاب [ Website / Telegram ] [ Instagram / YouTube ]

🔻 قضیه‌ی فیثاغورس در ریاضیات عیلام باستان | ناصر حیدری، کازوئو موروی | ترجمه‌ی شهاب‌الدین قناطیر این مقاله به بررسی کاربرد ق
🔻 قضیه‌ی فیثاغورس در ریاضیات عیلام باستان | ناصر حیدری، کازوئو موروی | ترجمه‌ی شهاب‌الدین قناطیر این مقاله به بررسی کاربرد قضیه‌ی فیثاغورث در متون ریاضی شوش (SMT) می‌پردازد و ما در مورد آن متونی بحث می‌کنیم که مسائل و محاسبات مربوط به استفاده از آن را نشان می‌دهد. در میان این متون، SMT شماره 1 شایند است که به عنوان مهم‌ترین متن معرفی گردد؛ زیرا که شامل کاربرد هندسی قضیه فیثاغورث است. 🔺 دانلود مقاله‌ی قضیه‌ی فیثاغورس در ریاضیات عیلام باستان [ Website / Telegram ] [ Instagram / YouTube ]

🔻 Monstrous Transgression or Political Invasion? | The cinema of Nagisa Ōshima Ali Jamshidi «تهاجم» در سینمای ژاپنِ پس از جن
🔻 Monstrous Transgression or Political Invasion? | The cinema of Nagisa Ōshima Ali Jamshidi «تهاجم» در سینمای ژاپنِ پس از جنگ چه دلالت‌هایی دارد؟ چرا سینمای آدم‌هایی چون ناگیشا اوشیما را نباید صرفاً «ژانریک» پنداشت و یا به عبارتی دیگر، بدنْ در سینمای او و مشابهانش چه مازادی دارد؟ این نوشته با بررسی سه فیلم از اوشیما-با اندکی یاری جُستن از آرایِ ژرژ باتای- تحشیه‌ای‌ست بر این سؤالات. 🔺Download [ Website / Telegram ] [ Instagram / YouTube ]

🔻 سرایت‌ها | گابریل تارد این مجموعه به موضوعاتی همچون اقتصاد و جامعه‌شناسی، جامعه‌شناسی و روان‌شناسی اجتماعی، اصول پایه جامع
🔻 سرایت‌ها | گابریل تارد این مجموعه به موضوعاتی همچون اقتصاد و جامعه‌شناسی، جامعه‌شناسی و روان‌شناسی اجتماعی، اصول پایه جامعه‌شناسی تاردی (ابداع، تقابل، تقلید)، فرایندهای باور و میل، مبانی تجربی جامعه‌شناختی، اصول اندازه‌گیری، جماعت و توده، تفاوت جامعه‌شناسی تارد و دورکیم، مسئله قدرت، شبکه‌ها و جوامع میپردازد. نمونه‌برداری‌هایی از و درباره جامعه‌شناسی گابریل تارد را از اینجا دانلود کنید. 🔺 دانلود سرایت‌ها [ Website / Telegram ] [ Instagram / YouTube ]

🔻 دو سند از طومارهای تبرستان به خوانش ماریا ماتسوخ | [طومارهای شماره ۲۳ و ۱۱ تبرستان] | ترجمه‌ی پویا غلامی دو سند از طومارها
🔻 دو سند از طومارهای تبرستان به خوانش ماریا ماتسوخ | [طومارهای شماره ۲۳ و ۱۱ تبرستان] | ترجمه‌ی پویا غلامی دو سند از طومارهای تبرستان به خوانش ماریا ماتسوخ: ۱/ طومار شماره ۲۳: ارزیابی و تخفیف مقدار گندمی که باید برای اجاره پرداخت شود؛ ۲/ طومار شماره ۱۱: موردی ثبت‌شده از خویدوده. 🔺 دانلود طومارها [ Website / Telegram ] [ Instagram / YouTube ]

‍ 🔻 کافکا و ادبیات | موریس بلانشو | ترجمه‌ی امیر حیدری «هر آنچه هستم ادبیات است، و قادر یا مایل به اینکه چیز دیگری جز این باشم نیستم.» کافکا در یادداشت‌ها، نامه‌ها و همه‌ی مراحل زندگی به خود به‌عنوان نویسنده می‌نگریست و بر ادعای داشتن چنین عنوانی بر خود، که امروزه بیشتر مردم به داشتن آن بی‌اعتنا هستند، افتخار می‌کرد. برای بیشتر مفسران کافکا، الزام ستایش درست از کافکا، فراتر از جایگاه یک نویسنده دانستن او بود. ژان استاروبینسکی باور دارد که کافکا می‌دانست چگونه مفهومی عرفانی به یک اثر ادبی بدهد یا ماکس برود که معتقد است باید زندگی و آثار کافکا را در زمره‌ی الهیات قرار دهیم و نه ادبیات، و پیر کلوسوفسکی ذکر می‌کند که کافکا نه تنها بر خود الزام داشته بود که مجموعه‌ای از آثارش بسازد بلکه پیامی را به همراهشان باید به گوش‌ها برساند. اما خود کافکا می‌گوید: «موقعیت زندگانی من در برابر ادبیات، از آنجا که با تنها میل و سودایم یعنی ادبیات تضاد دارد، غیرقابل‌تحمل است.» «هر آنچه ادبیات نیست حوصله‌ی مرا سر می‌برد.» «از هرآنچه سر و سری با ادبیات نداشته باشد متنفرم.» «فرصت من برای استفاده از تمامی استعدادها و نیروهای بالقوه‌ام به‌گونه‌ای تنها در حوزه‌ی ادبیات نهفته است.» 🔺 دانلود مقاله‌ی کافکا و ادبیات [ Website / Telegram ] [ Instagram / YouTube ]

🔻منتشر ‌شد. خطوط گریز؛ برای جهان دیگری از امکان‌ها فلیکس گتاری ترجمه‌ی پیمان غلامی نشر ژرف چاپ اول، ۱۴۰۳ ۳۵۲ صفحه، رقعی، شوم
🔻منتشر ‌شد. خطوط گریز؛ برای جهان دیگری از امکان‌ها         فلیکس گتاری ترجمه‌ی پیمان غلامی نشر ژرف چاپ اول، ۱۴۰۳ ۳۵۲ صفحه، رقعی، شومیز [ Website / Telegram ] [ Instagram / YouTube ]

‍ 🔻 بر ستیغ یأس | امیل چوران | ترجمه‌ی پیمان غلامی فهرست: از تغزلی ‌بودن / چه دور است همه‌چیز! / از زیستن را نخواستن / شور هیچ و پوچ / جهان و من / خستگی و مشقت / یأس و امر گروتسک / پیش‌آگاهی از جنون / درباره‌ی مرگ / مالیخولیا / هیچ چیز مهم نیست / خلسه / جهانی که هیچ چیز در آن حل نشده / متضاد و بیربط / ناخشنودی تمام‌عیار / تشت آتش / فروپاشی / درباره‌ی واقعیت بدن / نمیدانم / درباره‌ی تنهایی فردی و کیهانی / آخرالزمان / امتیاز انحصاری رنج / تغزل‌گرایی مطلق / معنای لطف / بیهودگی ترحم / جاودانگی و اخلاق / لحظه و جاودانگی / تاریخ و جاودانگی / دیگر یک انسان نبودن / جادو و بدفرجامی / شادی تصورناپذیر / ابهام رنج / سراسر خاک / شیفتگی چون شکلی از عشق / نور و تاریکی / ترک / موهبت‌های بی‌خوابی / درباره‌ی گوهرگشت عشق / انسان، حیوانی بی‌خواب / حقیقت، چه کلمه‌ای! / زیبایی شعله‌ها / قلّت خرد / بازگشت به آشوب / کنایه و کنایه به خود / درباره‌ی فقر / گریز از صلیب / فرقه‌ی بی‌کرانی / تغییر چهره‌ی ابتذال / بار غم / تباهی با کار / معنای فرجام‌ها / اصل شیطانی رنج / حیوانی غیرمستقیم / حقیقت ممتنع / ذهنیت / هومو / عشق در یک کلام / هیچ‌چیز مهم نیست / سرچشمه‌های شر / فوت‌وفن جادویی زیبایی / ناسازگاری انسان / لب مطلب / رویارویی با سکوت / همزاد و هنرش / مهمل 🔺 دانلود کتاب بر ستیغ یأس [ Website / Telegram ] [ Instagram / YouTube ]

‍ ‍ 🔻 نظریه‌ی اتم زمان | فردریش نیچه | ترجمه‌ی هوشنگ سیامی چیزی جز احساس و تصور ندارم. پس نمی‌توانم در نظر بگیرم که احساس و تصور از محتواهای تصور ناشی شده‌ باشند. تمام آن کیهان‌شناسی‌ها و مانندهایشان از داده‌های حاصل از حواس استنباط شده‌اند. نمی‌توانیم به هر چیزی غیر از احساس و تصور فکر کنیم. پس بدون آنچه احساس و متصور می‌کند هیچ جور وجود محض زمان، مکان، و جهان در کار نیست. نمی‌توانم عدم را متصور شوم. آنچه هست احساس و تصور است. آنچه نیست چیزی خواهد بود، چیزی که نه احساس است و نه تصور. تصورکردن نمی‌تواند خودش را «متصور نشود»، تصور خودش را به تصور درمی‌آورد. تصور نه می‌تواند خودش را چون شدن لحاظ کند نه چون درگذشتن. گسترش ماده تا حد تصورکردن هم محال است. به همین خاطر مغایرتی بین ماده و تصور وجود ندارد. خود ماده صرفا به‌صورت احساس داده می‌شود. فراسوی این هیچ نتیجه‌ای جایز نیست. احساس و تصور دلیل باور ما به علت‌ها تکانه‌ها بدن‌ها هستند. می‌توانیم رد این وضعیت را تا حرکت و اعداد هم بگیریم. 🔺 دانلود نظریه‌ی اتم زمان [ Website / Telegram ] [ Instagram / YouTube ]

‍ 🔻 گابریل تارد و پایان امر اجتماعی | برونو لاتور | ترجمه‌ی سیمین بحری به همان طریقی که تارد از پذیرش جامعه درمقام یک نظم بزرگ‌تر و پیچیده‌تر از موناد فردی امتناع می‌کند، از پذیرش عامل انسانی فردی درمقام چیزی واقعی که جامعه از بطنش ساخته شده هم امتناع می‌کند: خود یک مغز، یک ذهن، یک نفس، یک جسم متشکل از بی‌نهایت «اشخاص کوچک» یا از «عاملیت‌ها» است که هر کدام‌شان از باور و میل برخوردار هستند، و نسخه‌ی تمام‌وکمال‌شان از جهان را فعالانه اشاعه می‌دهند. عاملیت به‌علاوه‌ی اثرگذاری و تقلید دقیقاً همان چیزی است که البته با کلماتی متفاوت یک شبکه بازیگر خوانده شده است. پیوند بین این دو ایده برای فهم نظریه‌ی او الزامی است: او بدین‌خاطر هیچ مرزی بین طبیعت و جامعه قائل نیست که یک تقلیل‌گرا از سنخی عجیب است، و این خطر را می‌پذیرد که باوری به توضیح سطوح پایینی از طریق سطوح بالایی نداشته باشد و در مرز بین فیزیک، زیست‌شناسی، و جامعه‌شناسی متوقف نمی‌شود. این دشواری اصلی است: جوامع انسانی ویژه نیستند بدین‌معنا که نمادین باشند، یا از فرد ساخته شده باشند، یا به خاطر وجود کلان‌سازماندهی‌ها یا کلان‌تشکیلات. این جوامع صرفاً بدین‌دلیل در نظرمان ویژه‌اند که، اول، ما آن‌ها را از درون می‌بینیم، و، دوم، آن‌ها در مقایسه با هر جامعه‌ی دیگری که فقط از بیرون آن را می‌فهمیم از عناصری معدود تشکیل می‌شوند. برای این‌که یک جامعه‌شناس خوب باشیم باید از رفتن به بالا، از گرفتن منظری بزرگ‌تر، از جمع‌آوری دورنماهای عظیم امتناع کنید! ای جامعه‌شناس‌ها، به پایین نگاه کنید. حتی کورتر باشید، حتی باریک‌بین‌تر، حتی نزدیک‌تر به سطح زمین، حتی نزدیک‌بین‌تر. آیا تارد از ما نمی‌خواهد به آن‌چه «کم‌بین» به جای سراسربین خوانده‌ام بپیوندیم؟ آیا او طرفدار آن‌چه برهان «جامعه‌ی تخت» خوانده‌ام نیست؟ 🔺 دانلود مقاله‌ی گابریل تارد و پایان امر اجتماعی [ Website / Telegram ] [ Instagram / YouTube ]

‍ 🔻 وشتنده تن | خوزه ژیل | ترجمه‌ی شهاب‌الدین قناطیر وحدت متعلق به بدنِ مجازی است که ترکیب آن در حالی صورت می گیرد که حرکات ترکیبی خود در حال تجزیه هستند. گسترشِ مفاصل و کش و واکش‌ها (که مجموعه‌ای از حرکت‌های گوناگون را به وجود می‌آورد) ساخت بدنی را امکان‌پذیر می‌کند که مجازی بودن آن پیوستگی ژرف حرکاتی که رقص را تشکیل می‌دهند، تضمین می‌کند. کانینگهام حرکات را به عملِ ترازمند‌کننده‌ی بدنِ در حرکت تجزیه می‌کند، به طوری که پیوند موقعیت‌های اعضای بدن دیگر شبیه یک بدن اندامگانمند نیست. حتی می‌توان گفت که برای هر یک از موقعیت‌هایی که به طور همزمان از کش و واکش‌های ناهمگون تشکیل شده اند، بدن متفاوتی مطابقت دارد. (اندامگانمند، بله، اما از کثرت بدن‌های مجازی اندامگانمند که یک جسم مشابه را تشکیل می‌دهند، جسمی ناشایَند پدید می‌آید، نوعی بدنِ هیولاوَش: این بدنِ مجازی است.) این بدن، کش و واکش‌ها را به مجازی امتداد می‌دهد، زیرا آنچه از کش و واکش‌ها حاصل می شود دیگر نمی تواند توسط یک بدن تجربی و واقعی درک شود. نتیجه این است که هیچ بدن واحدی مانند «بدن مناسبِ» پدیدارشناختی وجود ندارد، بلکه بدن‌های متعددی وجود دارد. بدن وشتنده، بدن کانینگهام، اما در واقع بدن همه وشتندگان، از کثرت بدن‌های مجازی تشکیل شده است. 🔺 وشتنده تن | خوزه ژیل | ترجمه‌ی شهاب‌الدین قناطیر [ Website / Telegram ] [ Instagram / YouTube ]

‍ 🔻 در باب اعصاب جمجمه: ملاحظات مقدماتی | گئورگ بوخنر | ترجمه‌ی مرجان یایان آقایان، در عرصه‌ی علوم فیزیولوژیک و کالبدشناختی با دو منظر مغایر مواجه می‌شویم که حتی مشخصه‌هایی ملی از خود بروز می‌دهند، یکی در انگلستان و فرانسه سیطره دارد و دیگری در آلمان. اولی همه‌ی پدیده‌های حیات آلی را از نظرگاهی غایب‌شناختی در نظر می‌گیرد؛ در قصد به‌دنبال جواب‌هایش می‌گردد، در اثر و کارکرد مفید یک اندام. این دیدگاه فرد را فقط به‌منزله‌ی چیزی به رسمیت می‌شناسد که برای رسیدن به منظوری فراسوی خودش معین شده است و بعد هم فقط در تلاش‌اش برای اثبات خودش در طبیعت، تا اندازه‌ای به‌منزله‌ی یک فرد و تا اندازه‌ای یک گونه. از این نظرگاه، هر ارگانیسم ماشینی پیچیده است که در گستره‌ی حدود مشخصی به وسایل مصنوعی صیانت از ذات مجهز شده است. آشکارکردن ظریف‌ترین و محض‌ترین شکل‌های انسانی و کمال‌یافتن عالی‌ترین اندام‌ها که در آنها به‌نظر می‌رسد که هوش تقریباً به حجاب نازک هیولی رخنه کرده باشد صرفاً به‌صورت مثال نهایی چنین ماشین‌آلاتی لحاظ می‌شود. پس جمجمه به گنبدی مصنوعی تبدیل می‌شود با شمع‌هایی که برای محافظت از ساکن دارنده‌اش طراحی شده‌اند؛ گونه‌ها و لب‌ها به دستگاهی برای جویدن و نفس‌کشیدن تبدیل می‌شوند؛ چشم شیشه‌ای پیچیده است؛ پلک‌ها و مژه‌ها و اشک‌ها هم صرفاً قطرات آب‌اند که مرطوب نگهش می‌دارند. می‌توان دید که با پرشی قابل‌توجه از این وضعیت به شور و حرارتی طرف‌ایم که لاواتار را ملهم کرد تا به ستایش از خوش‌اقبالی‌اش بنشیند که می‌توانست از چیزی آنقدر الهی همچون لب‌ها حرف بزند. روش غایت‌شناختی با اثبات اینکه اثر اندام‌ها قصدشان است در حلقه‌ای بی‌پایان حرکت می‌کند. مثلاً استدلال می‌کند که اگر چشم برای محقق‌کردن کارکردش وجود دارد، پس قرنیه باید مرطوب نگه داشته شود و بنابراین غده‌ی اشک لازم است. پس وجود قرنیه به‌خاطر مرطوب‌نگه‌داشتن چشم است و به این ترتیب وجود این اندام توضیح داده می‌شود؛ هیچ مسئله‌ی دیگری وجود ندارد. 🔺 دانلود مقاله‌‎ی در باب اعصاب جمجمه [ Website / Telegram ] [ Instagram / YouTube ]