چای لب سوز.
Открыть в Telegram
5 072
Подписчики
Нет данных24 часа
-117 дней
-3330 дней
Архив постов
5 072
-گاهی یک نفر بالهای تورو میبرد اما تو متوجهی آن نمیشی
+چرا؟!
-چون که داشت تورو هم زمان میبوسید.
5 072
«عزیزدلم ،کاش مبتلا به غمهای عمیق نشوی، کاش مبتلا به سکوتی که پُر از حرفهای ناگفته است نشوی، کاش مبتلا به ناامیدیِ ویرانگر نشوی، کاش مبتلا به گریههای دائمی نشوی. عزیزم، کاش اگر قرار باشد به چیزی هم مبتلا بشوی، به عزیزِ کسی بودن مبتلا شوی، به دُردانه و محبوب کسی بودن مبتلا بشوی.»
5 072
+1
خونه رو همیشه دوس دارم ولی وقت هایی که دارم آشپزی میکنم بوی غذا می پیچه همراه نوای موسیقی اونم از خانم هایده بیشتر از همیشه دوسش دارم.
5 072
+1
گمان میکنم که خوشبختی جایی درون این تصویرهاست ، فارغ، عاشق، ذوق، دور از همه و زشتیهای زندگی.
5 072
پاشو رو زخمات ترمیم کننده بزن جاشون نمونه عزیزک ،نور باید از اون پنجره ها میومد تو که سه روزه پردههاشونو نزدی کنار.
5 072
«تو آنجا تنها با خورشید تابیده بر ویلای زیبایت در نبرد هستی، چرا من رودی نیستم که با زمزمهی شیرینش برایت لالایی بسراید و طراوت را به خلوتگاهت بیاورد.»
