ru
Feedback
اَبــوتُـراب

اَبــوتُـراب

Открыть в Telegram

[أنا و جمیع من فوق تراب، فدا تراب نعلي ابیتراب] ‌‌ ‌

Больше
1 076
Подписчики
Нет данных24 часа
-47 дней
-530 день
Архив постов
عیدتون مبارک ✨✨

پرچمِ شیعه بلند است به لطفِ عَلَمَت صادقِ آل محمد! به فدای قلمت... شادیِ بعدِ هزاران غم و اندوه تویی بین این طایفهٔ سبزقبا ،نوح تویی آن کتابی که به منبر شده مفتوح، تویی مکتبِ شیعه اگر جسم شود، روح تویی...

پرچمِ شیعه بلند است به لطفِ عَلَمَت صادقِ آل محمد! به فدای قلمت... شادیِ بعدِ هزاران غم و اندوه تویی بین این طایفهٔ سبزقبا ،نوح تویی آن کتابی که به منبر شده مفتوح، تویی مکتبِ شیعه اگر جسم شود، روح تویی...

پرچمِ شیعه بلند است به لطفِ عَلَمَت صادقِ آل محمد! به فدای قلمت... شادیِ بعدِ هزاران غم و اندوه تویی بین این طایفهٔ سبزقبا ،نوح تویی آن کتابی که به منبر شده مفتوح، تویی مکتبِ شیعه اگر جسم شود، روح تویی...

پیامبر ﮐﺎﺭ ﻧﻴﮏ ﺭﺍ ﺗﺤﺴﻴﻦ ﻭ ﺗﺸﻮﻳﻖ میﻓﺮﻣﻮﺩ ﻭ ﮐﺎﺭ ﺑﺪ ﺭﺍ ﺗﻘﺒﻴﺢ می‌کرد ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻧﻬﻲ می‌ﮐﺮﺩ. ‌ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺻﻼﺡ ﺩﻳﻦ ﻭ ﺩﻧﻴﺎی ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ می‌ﻓﺮﻣﻮﺩ ﻭ ﻣﮑﺮﺭ می‌گفت ﻫﺮﺁﻧﭽﻪ ﺣﺎﺿﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﻣﻦ می‌ﺷﻨﻮﻧﺪ ﺑﻪ ﻏﺎﻳﺒﺎﻥ ﺑﺮﺳﺎﻧﻨﺪ.🌱

پیامبر هدیه را می‌پذیرفت اگرچه به اندازه یک جرعه شیر بود.🌱

پیامبر بیش از همه صله رحم به جا می‌آورد. ‌ به خوبشاوندانِ خود احسان می‌کرد بی آنکه آنان را بر دیگران برتری دهد. ‌ هرگز کسی از اطرافیان و بستگانِ خود را نفرین نکرد.🌱

پیامبر دعوتِ بندگان و غلامان را می‌پذیرفت. با فقرا زیاد نشست و برخاست می‌کرد و با آنان هم‌غذا می‌شد.🌱

اگر کسی مرتکب خطایی می‌شد پیامبر آن را نقل نمی‌کرد. ‌ کسی را برای لغزش و خطای در سخن، مواخذه نمی‌کرد🌱

پیامبر هرگز در حضورِ مردم تکیه نمی‌زد و اکثرِ اوقات رو به قبله می‌نشست.🌱

پیامبر هنگامِ ورود به مجلسی در آخر و نزدیکِ درب می‌نشست و نه در صدرِ آن. در مجلس جای خاصی را به خود اختصاص نمی‌داد و از آن نهی می‌کرد. در مجلس نمی‌نشست و برنمی‌خاست مگر با یادِ خدا🌱

پیامبر سکوتی طولانی داشت و تا نیاز نمی‌شد لب به سخن نمی‌گشود. هرگاه با کسی هم‌صحبت می‌شد به سخنانِ او خوب گوش فرا می‌داد.🌱

پیامبر با مردم چنان معاشرت می‌کرد که هر کس گمان می‌کرد عزیزترین فرد نزدِ آن حضرت است.🌱

پیامبر هنگامِ راه رفتن، با آرامی و وقار راه می‌رفت و قدم‌ها را بر زمین نمی‌کشید.🌱

‏«لا يقطع علی أحد حديثه حتى يجوز فيقطعه بانتهاء أو قيام يضحك مما يضحكون منه و يتعجب مِمّا يَتعَجّبُون منه» پیامبر حرف هیچ کس رو قطع نمی‌کرد مگر اینکه حرف باطلی می‌زد. وقتی مردم پیشش بودن و از چیزی خوش‌شون میومد یا می‌خندیدند، پیامبر هم باهاشون می‌خندید و از خودش اشتیاق نشون می‌داد.🌱

«خافِضَ اَلطَّرف، جُلُّ نَظَرِهِ اَلمُلاحَظَة» پیامبر نگاه‌های کوتاه می‌کرد، به کسی خیره نمی‌شد، چشم‌هاش رو پایین می‌انداخت، شرم در نگاهش بود.🌱

‏«إِذَا اِلْتَفَتَ اِلْتَفَتَ جَمِيعاً» وقتی کسی با پیامبر حرف می‌زد، پیامبر با گوشه‌ی چشم نگاش نمی‌کرد؛ بلکه تمام بدنش رو به سمت اون فرد می‌کرد و بهش گوش می‌داد.🌱

‏«يَتَغافَلُ عَمَّا لاَ يَشتَهی فَلا يُؤيِسُ مِنه وَ لاَ يُخَيِّب فيه مُؤَمِّلِيه» پیامبر اگه چیزی رو دوست نمی‌داشت، ازش تغافل می‌کرد و ابراز نمی‌کرد تا کسی که اون چیز رو دوست داره تو ذوقش نخوره.🌱

در جمعِ یارانش دایره‌وار می‌نشست، و اگر غریبه‌ای بر آنان وارد می‌شد نمی‌توانست تشخیص دهد پیامبر کدامیک از ایشان است.🌱

گوشه‌ای از خصوصیاتِ رفتاریِ آقا رسول الله: