اَبــوتُـراب
Ir al canal en Telegram
[أنا و جمیع من فوق تراب، فدا تراب نعلي ابیتراب]
Mostrar más1 075
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-430 días
Archivo de publicaciones
1 075
پرچمِ شیعه بلند است به لطفِ عَلَمَت
صادقِ آل محمد! به فدای قلمت...
شادیِ بعدِ هزاران غم و اندوه تویی
بین این طایفهٔ سبزقبا ،نوح تویی
آن کتابی که به منبر شده مفتوح، تویی
مکتبِ شیعه اگر جسم شود، روح تویی...
1 075
پرچمِ شیعه بلند است به لطفِ عَلَمَت
صادقِ آل محمد! به فدای قلمت...
شادیِ بعدِ هزاران غم و اندوه تویی
بین این طایفهٔ سبزقبا ،نوح تویی
آن کتابی که به منبر شده مفتوح، تویی
مکتبِ شیعه اگر جسم شود، روح تویی...
1 075
پرچمِ شیعه بلند است به لطفِ عَلَمَت
صادقِ آل محمد! به فدای قلمت...
شادیِ بعدِ هزاران غم و اندوه تویی
بین این طایفهٔ سبزقبا ،نوح تویی
آن کتابی که به منبر شده مفتوح، تویی
مکتبِ شیعه اگر جسم شود، روح تویی...
1 075
Repost from اَبــوتُـراب
پیامبر ﮐﺎﺭ ﻧﻴﮏ ﺭﺍ ﺗﺤﺴﻴﻦ ﻭ ﺗﺸﻮﻳﻖ میﻓﺮﻣﻮﺩ ﻭ ﮐﺎﺭ ﺑﺪ ﺭﺍ ﺗﻘﺒﻴﺢ میکرد ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻧﻬﻲ میﮐﺮﺩ.
ﺁﻧﭽﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺻﻼﺡ ﺩﻳﻦ ﻭ ﺩﻧﻴﺎی ﻣﺮﺩﻡ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ میﻓﺮﻣﻮﺩ ﻭ ﻣﮑﺮﺭ میگفت ﻫﺮﺁﻧﭽﻪ ﺣﺎﺿﺮﺍﻥ ﺍﺯ
ﻣﻦ میﺷﻨﻮﻧﺪ ﺑﻪ ﻏﺎﻳﺒﺎﻥ ﺑﺮﺳﺎﻧﻨﺪ.🌱
1 075
Repost from اَبــوتُـراب
پیامبر بیش از همه صله رحم به جا میآورد.
به خوبشاوندانِ خود احسان میکرد بی آنکه آنان را بر دیگران برتری دهد.
هرگز کسی از اطرافیان و بستگانِ خود را نفرین نکرد.🌱
1 075
Repost from اَبــوتُـراب
پیامبر دعوتِ بندگان و غلامان را میپذیرفت.
با فقرا زیاد نشست و برخاست میکرد و با آنان همغذا میشد.🌱
1 075
Repost from اَبــوتُـراب
اگر کسی مرتکب خطایی میشد پیامبر آن را نقل نمیکرد.
کسی را برای لغزش و خطای در سخن، مواخذه نمیکرد🌱
1 075
Repost from اَبــوتُـراب
پیامبر هرگز در حضورِ مردم تکیه نمیزد و اکثرِ اوقات رو به قبله مینشست.🌱
1 075
Repost from اَبــوتُـراب
پیامبر هنگامِ ورود به مجلسی در آخر و نزدیکِ درب مینشست و نه در صدرِ آن.
در مجلس جای خاصی را به خود اختصاص نمیداد و از آن نهی میکرد.
در مجلس نمینشست و برنمیخاست مگر با یادِ خدا🌱
1 075
Repost from اَبــوتُـراب
پیامبر سکوتی طولانی داشت و تا نیاز نمیشد لب به سخن نمیگشود.
هرگاه با کسی همصحبت میشد به سخنانِ او خوب گوش فرا میداد.🌱
1 075
Repost from اَبــوتُـراب
پیامبر با مردم چنان معاشرت میکرد که هر کس گمان میکرد عزیزترین فرد نزدِ آن حضرت است.🌱
1 075
Repost from اَبــوتُـراب
پیامبر هنگامِ راه رفتن، با آرامی و وقار راه میرفت و قدمها را بر زمین نمیکشید.🌱
1 075
Repost from اَبــوتُـراب
«لا يقطع علی أحد حديثه حتى يجوز فيقطعه بانتهاء أو قيام يضحك مما يضحكون منه و يتعجب مِمّا يَتعَجّبُون منه»
پیامبر حرف هیچ کس رو قطع نمیکرد مگر اینکه حرف باطلی میزد.
وقتی مردم پیشش بودن و از چیزی خوششون میومد یا میخندیدند، پیامبر هم باهاشون میخندید و از خودش اشتیاق نشون میداد.🌱
1 075
Repost from اَبــوتُـراب
«خافِضَ اَلطَّرف، جُلُّ نَظَرِهِ اَلمُلاحَظَة»
پیامبر نگاههای کوتاه میکرد، به کسی خیره نمیشد، چشمهاش رو پایین میانداخت، شرم در نگاهش بود.🌱
1 075
Repost from اَبــوتُـراب
«إِذَا اِلْتَفَتَ اِلْتَفَتَ جَمِيعاً»
وقتی کسی با پیامبر حرف میزد، پیامبر با گوشهی چشم نگاش نمیکرد؛ بلکه تمام بدنش رو به سمت اون فرد میکرد و بهش گوش میداد.🌱
1 075
Repost from اَبــوتُـراب
«يَتَغافَلُ عَمَّا لاَ يَشتَهی فَلا يُؤيِسُ مِنه وَ لاَ يُخَيِّب فيه مُؤَمِّلِيه»
پیامبر اگه چیزی رو دوست نمیداشت، ازش تغافل میکرد و ابراز نمیکرد تا کسی که اون چیز رو دوست داره تو ذوقش نخوره.🌱
1 075
Repost from اَبــوتُـراب
در جمعِ یارانش دایرهوار مینشست، و اگر غریبهای بر آنان وارد میشد نمیتوانست تشخیص دهد پیامبر کدامیک از ایشان است.🌱
