211
Подписчики
Нет данных24 часа
+17 дней
+230 дней
Архив постов
211
دلتنگم و دیدار تو درمان منست
بیرنگِ رُخت زمانه زندانِ منست
بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی
آنچ از غمِ هجران تو بر جان منست.
-مولانا.
211
تو نیستی که ببینی چقدر پاییز است
چقدر زندگی برگها غم انگیز است
مگر به قهر نگفتی که از تو بیزارم
چرا هنوز نگاهت محبتآمیز است؟
دلت درخشش یک سرزمین بی فاتح
دلم خرابهی بعد از هجوم چنگیز است
مرا چگونه فراموش کردهای ای دوست؟
ببین گذشتهام از خاطراتت لبریز است
تمام هستی من آرزوی وصل تو بود
تمام هستی من بیتو سخت ناچیز است
-مجید ترکابادی.
211
همه چیزهای از دسترفته یک روز برمیگردند
اما درست وقتی که یاد میگیریم، بدون آنها
زندگی کنیم.
همهی نامها - ژوزه ساراماگو
