𝑴𝒊 𝑹𝒆𝒇𝒖𝒈𝒊𝒐
Открыть в Telegram
608
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
-230 день
Архив постов
608
شببخیر مردم عاصی. مردم خیر ندیده. مردم بسیار دویدهی هرگز نرسیده. مردم خوشقلب بدروزگار. مردم آبرومند هر روز نگرانتر. مردم صبور، مردم تنها، مردم بیدوست. شب بخیر ای جوونهای پیر، ای پیرهای خسته.
- حمید سلیمی
608
چگونه میتوان فراموش کرد، وقتی هر وجب از این خاک، گواهِ خاموشِ جانهاییست که بهناحق ستانده شدهاند؟
608
و من مدام از خودم میپرسم چرا سرنوشت تو را به من رساند و به من فرصتی برای زندگی با تو را نداد.
608
من در فروپاشیهایم اشکی نریختم و حالا برای گیر کردنِ لباسم به دستگیرهٔ در، زار میزنم؛ طوری که انگار هیچ راهی برای بیرون آمدن نیست.
این، حاصلِ نادیده گرفتنِ رنجی است که باید در آغوش میگرفتمش.
608
بیا…
خستهام از این همه نبودنت.
دلم هیچ پناهی را جز آغوشِ تو باور نکرده…
مگر برای زخمی که از نبودنِ توست، مرهمی جز بودنت آفریدهاند؟
608
دقایقی در زندگی هست که دلت برای کسی آنقدر تنگ میشود که میخواهی او را از رویاهایت بیرون بکشی و در دنیای واقعی بغلش کنی.
صد سال تنهایی - گابریل گارسیا مارکز
608
و من نمیدونم؛ چقدر باید تورو گریه کنم، چقدر تورو وسط جمع ساکت بشم و برم تو خودم، چقدر تورو بنویسم، چقدر تورو شبا بیدار بمونم، چقدر تورو فکر کنم، چقدر تورو سیگار بکشم و چقدر تورو بمیرم که بالاخره یک روز تموم بشی؟
