River
Открыть в Telegram
1 226
Подписчики
-324 часа
-17 дней
-1530 дней
Архив постов
1 226
رفتم یه جا مصاحبه، بنده خدا کلی صحبت کرد اخرش گفت سوالی ندارید مهندس؟ گفتم چایی هست تو مجموعه؟ چون من خیلی چای خورم.
تا اطلاع ثانوی با من از شدت علاقه به چای و درک موقعیت صحبت نکنید.
1 226
منفور تر از خوشبختی که سعی داره بگه بدبخته، پولداری که سعی داره بگه بیپوله و آدمی که درکی از وضعیت جامعه نداره و به جای خفه شدن، هی زر میزنه و نسخه میپیچه نداریم.
هر چی هستی همون باش لطفا. هر چی غیر از چیزی که هستی نشون میدی فقط داد میزنه آدم کیریای هستی.
1 226
هر کسی اندازهی ظرفیت خودش طاقت داره و ممکنه بخواد غر بزنه و ناراحت باشه؟
ببخشید اما هرگز نمیپذیرم اینو. هر کسی هم جلوم الکی بخواد ناله کنه و ادای بدبختا رو در بیاره، شیلنگ رو میگیرم رو سر تا پاش.
کم خودمون بگایی نداریم که گوشمون رو تحویل ۴ تا تیتیش مامانی بدیم که چصناله بزنن چون ظرفیتشون پایینه. به عنم. بگایی رو درک کن تا بفهمی واسه هر عنی غر نزنی، اگر زدی من میرینم بهت.
یارو زندگیش گل و بلبله دیگه نمیدونه چیکار کنه چی رو بد جلوه بده که صرفا بگه بدبخته. برو دایی پی خوشیت چرت و پرت نگو. بدبختا والا نمیخوان تو رو تو تیمشون داشته باشن.
1 226
یه دیوار بود کنار خونمون که پشتش زمین خالی بود. همیشه توپمون میوفتاد پشت اون دیوار. قد من کوتاه بود و وقتی تنهایی بازی میکردم و توپ میوفتاد پشت دیوار، مجبور بودم صبر کنم تا غروب بشه و سجاد که قدش بلندتر بود بیاد از دیوار بپره بره توپ رو بیاره برام.
یادمه شاید ۵ ۶ سانت کم داشتم و اگر بلندتر بودم میتونستم بپرم منم رو دیوار. خیلی میپریدم ولی وقتی تنها بودم شدنی نبود. باید یکی میبود قلاب میگرفت یا... تا منم بتونم برم و منتظر سجاد نمونم.
مهم نبود تنهایی چقدر تلاش کنم شدنی نبود.
الان تو زندگیم دقیقا به همون قلاب نیاز دارم. خیلیم نه حتی فقط یه ذره کمک میخوام و بقیهش رو خودم میتونم برم اما نیست که نیست. هیچ کس اون قلاب من نیست. سجاد هم دیگه نیست. اصلا تو این محلهی جدید زندگیم سجاد هیچ وقت نبوده که بخوام دل خوش کنم که نهایتا آخر روز مشکلم حل میشه.
همیشه فقط خودم بودم که سعی داشتم برسم، خیلی پریدم خیلی تلاش کردم اما خب از اول هم قرار نبود که بشه.
