ru
Feedback
کافه‌ و برند ادبی آذر | Azar cafe & brand

کافه‌ و برند ادبی آذر | Azar cafe & brand

Открыть в Telegram

✍🏻نویسنده سه کتاب (پس خدا کجاست؟ عشق آب حیات است و چاه نقره) 📝بازنویسی داستان زندگی و متن‌های خام شما این‌جا هر روایت کمی رمانتیک‌تر، محسوس‌تر و ملتهب‌تراست. لحظه‌ای با آذر زندگی کن!

Больше
4 301
Подписчики
+624 часа
+97 дней
-330 день

Загрузка данных...

Привлечение подписчиков
июль '26
июль '26
+162
в 6 каналах
июнь '26
+127
в 16 каналах
Get PRO
май '26
+115
в 11 каналах
Get PRO
апрель '26
+141
в 6 каналах
Get PRO
март '26
+155
в 19 каналах
Get PRO
февраль '26
+120
в 6 каналах
Get PRO
январь '26
+206
в 10 каналах
Get PRO
декабрь '25
+153
в 3 каналах
Get PRO
ноябрь '25
+160
в 7 каналах
Get PRO
октябрь '25
+104
в 3 каналах
Get PRO
сентябрь '25
+147
в 5 каналах
Get PRO
август '25
+161
в 8 каналах
Get PRO
июль '25
+156
в 5 каналах
Get PRO
июнь '25
+135
в 5 каналах
Get PRO
май '25
+97
в 3 каналах
Get PRO
апрель '25
+160
в 1 каналах
Get PRO
март '25
+106
в 3 каналах
Get PRO
февраль '25
+108
в 6 каналах
Get PRO
январь '25
+75
в 3 каналах
Get PRO
декабрь '24
+171
в 4 каналах
Get PRO
ноябрь '24
+124
в 2 каналах
Get PRO
октябрь '24
+164
в 1 каналах
Get PRO
сентябрь '24
+144
в 1 каналах
Get PRO
август '24
+194
в 3 каналах
Get PRO
июль '24
+234
в 0 каналах
Get PRO
июнь '24
+252
в 0 каналах
Get PRO
май '24
+235
в 1 каналах
Get PRO
апрель '24
+197
в 3 каналах
Get PRO
март '24
+201
в 2 каналах
Get PRO
февраль '24
+215
в 5 каналах
Get PRO
январь '24
+645
в 4 каналах
Get PRO
декабрь '23
+363
в 46 каналах
Get PRO
ноябрь '23
+148
в 38 каналах
Get PRO
октябрь '23
+276
в 40 каналах
Get PRO
сентябрь '23
+143
в 0 каналах
Get PRO
август '23
+157
в 0 каналах
Get PRO
июль '23
+168
в 0 каналах
Get PRO
июнь '23
+130
в 0 каналах
Get PRO
май '23
+195
в 0 каналах
Get PRO
апрель '23
+142
в 0 каналах
Get PRO
март '23
+167
в 0 каналах
Get PRO
февраль '23
+280
в 0 каналах
Get PRO
январь '23
+306
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '22
+330
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '22
+352
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '22
+342
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '22
+925
в 0 каналах
Дата
Привлечение подписчиков
Упоминания
Каналы
30 июля+14
29 июля+8
28 июля+27
27 июля+4
26 июля+3
25 июля+4
24 июля+2
23 июля+5
22 июля+3
21 июля+3
20 июля+4
19 июля+2
18 июля+5
17 июля+4
16 июля0
15 июля+9
14 июля+5
13 июля+4
12 июля+2
11 июля+3
10 июля+3
09 июля0
08 июля+9
07 июля+11
06 июля+6
05 июля+6
04 июля+5
03 июля+7
02 июля+4
01 июля0
Посты канала
پدر...🤍 #کافه کتاب آذر #ارسالی های شما #پدر @cafe_Azar1
پدر...🤍
#کافه کتاب آذر #ارسالی های شما #پدر @cafe_Azar1

2
شب قدر در کدام ماه قرار دارد؟
490
3
📍*غم‌ها، افکار منفی و نمی‌توانم‌ها دیگر پایان یافت!* *ما با افتخار کارگاه ۲۱ روزهٔ انسان نَو را، تحت نظر پنج شخصیت مؤفق برگز
📍*غم‌ها، افکار منفی و نمی‌توانم‌ها دیگر پایان یافت!* *ما با افتخار کارگاه ۲۱ روزهٔ انسان نَو را، تحت نظر پنج شخصیت مؤفق برگزار می‌کنیم.* *📌این کارگاه:* فقط برای بانوان که به تغییر باور دارند به‌صورت *«رایگان»* برگزار می‌شود. *ظرفیت محدود است!* جهت اشتراک پیام بگذارید:👇🏻 074 887 2796 079 440 2809 https://whatsapp.com/channel/0029VbCPfEeIN9isKYwTE93n
592
4
نمازخانه‌ی کوچک من.pdf
657
5
Нет текста...
662
6
https://meet.google.com/ujr-ageu-yeu *لینک وبینار امشب!* *مهمان برنامه: آذر* گرامیان! منتظر حضور ارزشمند‌تان هستیم. ساعت ۹:۰۰ شب جاین شوید و مایک و تصویر تان را خاموش بگذارید.
259
7
*موضوع سمینار: (چگونه یک تصمیم تمام زندگی انسان را تغییر می‌دهد)* *در این نشست، همراه با بانو آذر، نویسنده گرامی، درباره نقش
*موضوع سمینار: (چگونه یک تصمیم تمام زندگی انسان را تغییر می‌دهد)* *در این نشست، همراه با بانو آذر، نویسنده گرامی، درباره نقش تصمیم‌های آگاهانه در ساختن آینده، عبور از تردیدها و آغاز فصل‌های تازه زندگی گفتگو خواهیم کرد.* 🗓 *زمان: سه‌شنبه شب* 🕘 *ساعت: ۹:۰۰ شب* 💻 *مکان: Google Meet* *اگر باور دارید که هر تغییر بزرگ، با یک تصمیم کوچک آغاز می‌شود، حضور شما در این سمینار ارزشمند خواهد بود.* برای دریافت لینک ورود و اطلاع از برنامه‌های آینده، به کانال رسمی آکادمی آنلاین بپیوندید: https://whatsapp.com/channel/0029VbCPfEeIN9isKYwTE93n *#آکادمی_آنلاین_زن* *آموزش | رشد | توانمندسازی*
856
8
فرداشب 💓
فرداشب 💓
550
9
ﺩﺭ ﺭؤﯾﺎﯼ رسیدن به ﺁﯾﻨﺪﻩﺍﯼ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻫﯿﭻ ﮔﺬﺷﺘﻪﺍﯼ ﻧﺒﺎﺷﺪ! 05/05/05
865
10
گیرم که بهرحال مرا برده ای از یاد . . . .
1 029
11
در گریختن رستگاری نیست بمان و از خودت چیزی بساز. من فکر می‌کنم یکی از ما باید کتابی بنویسیم در مورد آن‌های که مانده‌اند. آن ک
در گریختن رستگاری نیست بمان و از خودت چیزی بساز. من فکر می‌کنم یکی از ما باید کتابی بنویسیم در مورد آن‌های که مانده‌اند. آن کتاب مستحق جایزه است. #آذر
1 138
12
. بی‌بی جان، دختر است… بی‌بی جان با آن چهره‌ی نورانی و اخلاق مهربانش، گاهی طوری رفتار می‌کرد که آدم فکر می‌کرد از دختر بودن خوشش نمی‌آید. هر بار که در خانه‌ای دختر به دنیا می‌آمد، آهی می‌کشید و زیر لب می‌گفت: «دختر است…» من آن وقت‌ها نمی‌فهمیدم. در دلم می‌گفتم مگر دختر بودن چه عیبی دارد؟ دختر که خیر و برکت خانه است. سال‌ها گذشت… حالا دیگر بی‌بی جان نیست. حتی استخوان‌هایش هم زیر خاک آرام گرفته‌اند. اما حرف‌هایش هنوز در گوشم زنده است. امروز می‌فهمم… آن روزها وقتی خبر دختر شدن نوزادی را می‌شنید و بینی‌اش را چین می‌داد، از دختر بودن بدش نمی‌آمد. نه… او خودش عاشق دخترها بود. اما دلش می‌سوخت… دلش برای رنج‌هایی می‌سوخت که یک دختر از همان لحظه‌ی تولد تا آخر عمر به دوش می‌کشد. برای محدودیت‌ها، برای دردها، برای حرف‌ها، برای اشک‌هایی که باید بی‌صدا بریزد. او آرزو می‌کرد کاش پسر باشد… نه از روی ترجیح، بلکه از روی ترحم. کاش پسر می‌بود… تا آزادتر نفس بکشد، تا کمتر زخم ببیند، تا کمتر مجبور به تحمل باشد. و من… آن روزها فقط یک دختر ساده بودم که فکر می‌کرد بی‌بی‌اش دخترها را دوست ندارد. اما امروز، وقتی خودم در انتظار به دنیا آمدن طفلی هستم و می‌شنوم: «مبارک باشد… دختر است» می‌فهمم… دلِ بی‌بی جان چرا می‌لرزید. #ارسالی _های_شما
1 190
13
نقطه‌کست بزودی… منتظر حضور خانواده‌ی ‌هنردوست "آذر‌"هستم. 🎬☕️
437
14
دلم برای روزانه‌نویسی و ثبت خاطره‌ها در این کانال تنگ شده است. دلیلش: این روزها چند کار را هم‌زمان به دوش گرفته‌ام. همان چند+3
دلم برای روزانه‌نویسی و ثبت خاطره‌ها در این کانال تنگ شده است. دلیلش: این روزها چند کار را هم‌زمان به دوش گرفته‌ام. همان چند «تربوز در یک دست» که امیدوارم هیچ‌کدام از دستم نیفتد. اگر هر از گاهی خاطره‌ای این‌جا منتشر شد، بدانید آن روزها در رویایی‌ترین نسخه‌ی خودم زندگی می‌کنم. پ.ن: این عکس‌ها را دیشب، در آخرین ساعت‌های شب گرفتم. زمانی که دنیا روی علامت سکوت است و من بالاخره فرصتی پیدا می‌کنم برای خودم زندگی کنم. آذر
1 371
15
گریه کردم شبیه مردی که روزگارش همیشه پر درد است من به پایان من  یقین دارم انتظارت چقدر نامرد است گریه کردم ولی کسی نشنید پشت دیوار درد و تنهایی پشت اندوه مانده در تردید پشت تردید مات  هرجایی در خیابان سرد بی آدم در دل کوچه های دلمرده من بدنبال غربت چشمت با دلی خسته و ترک خورده از غریبی به یاد چشمانت با قدم های خسته در راهم تا رسیدن به بی پناهی ها من که سوی سراب ، گمراهم از دلم عاشقانه میریزد از لبم بغض و دود سیگارم تو که از ماجرای من دوری من ولی تا ابد گرفتارم واژه هایم خلاصه ی چشمت مثل دریا شبیه اقیانوس بی تو اما چه سخت میگردم در دل شب غریب و بی فانوس هر چه دنبال بودنت گشتم گم شدم در نبودنت  اما من به پایان من گرفتارم بی تو هستم نهایتی  تنها گفته بودی تمام کن شاعر شعر هایی که بوی غم دارند گفتم از رفتن تو میترسم شعرهایم نگفته کم دارند حرفهای نگفته ام بسیار درد های نهفته ای در من کوله بارم دم از نرفتن زد من ولی دلخوشم از این رفتن باورم کن که سخت حیرانم من تمنای تازه ای دارم چمدانم کجای این دنیاست تا که بار از زمانه بردارم مژه هایی که تا ابد خیس اند دل گرفتار بی کسی مانده این منم مرد بی سرانجامم که غزلهای عاشقی خوانده انتها تا همیشه پر درد است مقصد اما کجای باورهاست باورم را گرفته ای از من وقت دل کندن از صنوبر هاست مردم شهر منتظر هستند وای از این انتظار می ترسم منتظر تا که شر من شاید از سر روزگار گردد کم شعرهایم پر از نبودن بود من بدنبال حس پروازم پر کشیدم که پر زنم تا اوج پر زدم تا که بشکند رازم این هیاهو برای من کم بود واژه هایم غریب می میرند از نگاه تمام این مردم دل بریدم که سخت دلگیرند از عطش تا سرآمد این عشق از جنون تا نهایت  تردید یک نفر مانده در گلویم باز نعره ها میزند چه شد امید گم شدم در عبور از این مردم گم شدم تا خود خودم باشم من سرآغاز کهنه ای هستم  تا سرانجام بودنم باشم مردم شهر منتظر هستند تا که روزی به اسم آزادی ببرندم به سوی گورستان تا که من گم شوم در این شادی شعرهایم نهایت اندوه روی دوشم عذاب چشمانت من بدنبال حسرتی از تو حسرت بی‌قراری از جانت گیج و بیتاب و بی اثر ماندست شعرهایی که بی نشان از توست شعرهایی که گریه می کردند جان من بیقرار جان از توست شهر از من گذشت بی پروا من پریشان موی آشوبت بعد از این مبتلا شدم در تو مبتلا در نگاه مطلوبت مثل هذیان مرد بیماری مبهم و درهم و پریشانم پیش از این که تو سوی من آیی رد شوم ناگهان من از جانم باورم میکنید ای شبها عشق شاید جنون من باشد عشق اینجا مرا نمی‌فهمد تشنه اما به خون من باشد کوچه پس کوچه های افکارم بعد از این مبتلای بن بستند درد های ندیدنت ناخواه میهمان‌های بودنم هستند چشم های تو تا ابد در من حس و حالی به وسعت دنیا دردهایم همیشه تا بودن دردهایی همیشه پا بر جا به جهنم که عاشقت هستم که درونم  سوال ها مانده بی امان است درد تنهایی بی تو در من خیال ها مانده به جهنم که خانه تاریک است که هوایم هوای شیدایی ست یا سرانجام حال گلدانها بی تو خشکیدن است و تنهایی ست تا تو رفتی ، خراب شد دنیا بی تو حتی کسی درونم مرد از بد روزگارِ بعد از تو سنگهایی به پای لنگم خورد تا تو رفتی جهان جهنم شد بی خدا شد تمام دنیایم عشق یعنی به بی کسی لعنت بین مردم همیشه تنهایم عشق یعنی به بی کسی لعنت عشق یعنی تمام فاصله ها عشق یعنی تمام خواهد شد وقت مردن تمام این گله ها آسمان با نگاه من قهر است زندگی از عذاب می خواند مرگ شبها به گوش من گویا شعری از انقلاب می خواند  گفته بودم که دوستت دارم گفته بودی مرا نمی فهمی من گرفتارم و تو آزادی انتظار از تو نیست ، بی رحمی خوش به حالت اگر نمی فهمی انتظار از تو نیست ، من گیرم آخر راه عشقمان بی تو به جهنم اگرچه می میرم گوربابای عشق، بعد از من گور بابای من که دل دادم لعنت روزگار بر یادت لعنت روزگار بر یادم تف به دنیای خالی از چشمت تف به معنای بی تو بودنها معنی من پس از تو یعنی هیچ تف به دنیای بی تو بودنها سرزمینم تن تو بود اما - رفته ای تا که بی وطن باشم پای تاوان عشق مجنونی - بی خیال از وجود تن باشم کاش گاهی خدا سری میزد - به جهنمسرای من تا عشق تا ببیند که دوزخ سردی - شده دنیای بین من با عشق آخرین پرسه های جانم را - در خیال تو میزنم با درد به خودم با نهیب میگویم : - زخم خورده ، به خانه ات برگرد به خودم با نهیب میگویم : - زخمیِ عشقِ  پشتِ پا خورده - به جهنم که عشق نامردست - به جهنم که عاشقی مرده به پریشانی ام نگاهی کن رفته ای ، گرچه خسته از جانم به خدایی که با خودت بردی - با غمت تا همیشه می مانم قل اعوذ برب تنهایی - گور بابای عشقِ بعد از تو قل اعوذ برب احساسات - تف به دنیای عشقِ بعد از تو سعید_خاکسار شعر بخوانیم!🌱
549
16
ماه تولدم تیر ۱۴۰۵ ♥️
ماه تولدم تیر ۱۴۰۵ ♥️
1 299
17
💔
💔
1 433
18
Нет текста...
1 661
19
ژرف‌ترین نگاه‌ها را آن‌هایی به ما کرده‌اند که در آخرین لحظه نگاه‌شان را می‌دزدند. پس خدا کجاست؟ آذر
1 766
20
حتی اگر روزی به زندگی من احتیاج داشتی ، بیا و آن را بگیر. #آنتون_چخوف به‌وقت تاریکی
1 784