並行死
Открыть в Telegram
به راستی آیا من واقعی ام؟ https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-811131-MdeI3jJ ناشناس @chisai_sakka
Больше276
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
276
پیش خودم میگفتم زیر این ماسک ساکت مشکی یه باذوق هست که وقتی از چیزای موردعلاقش حرف میزنه چشماش برق میزنه
276
صدای برخورد کفش هایش روی زمین از خواب بیدارم کرد.
او به سمت من میدوید.
اسمان آغشته به خون او بوی مرگ میداد.
ماه سرخ فرا رسیده بود.
من زیر درختی نشسته بودم و به شهاب سنگ های در دل تیرگی شب می نگریستم.
مرگ به دست او برایم شیرین بود.
حاضر بودم خونم را تقدیم او کنم تا زنده بماند.
نزدیک و نزدیک تر میشد.
لبخند از روی لبانم کنار نمیرفت.
من برای مرگ اماده بودم.
