ru
Feedback
عشقت مثل آتیشه | SEVDAN BİR ATEŞ 🔥

عشقت مثل آتیشه | SEVDAN BİR ATEŞ 🔥

Открыть в Telegram

╭─── 🔥 SEVDAN BİR ATEŞ 🔥 ───╮ 🖤 ۷ سال از آخرین دیدارشان گذشته… 🔥 اما بعضی عشق‌ها حتی بعد از سال‌ها هم خاموش نمی‌شوند؛ لیلا و میرزا دوباره به هم می‌رسند… اما این‌بار، میان رازهایی که گذشته را به آتش می‌کشند.... هر چهارشنبه ساعت ۹ونیم از show TV 🔹️

Больше
2 390
Подписчики
+124 часа
+177 дней
+10230 дней
Архив постов
النی : جلو همه منو برداشتی الان روستایی ها نرف در میارن اوروچ : تو میخوای بری؟با اون یارو میکا میخوای بری؟ النی: میخواستم برم نگران حرف روستایی ها نبودم من بخاطر مامانم اینجام

اوروچ النی رو با قایق دزدید پررووووو😐

النی رفت بغل میکاییل و اوروچ ترکید😁 میکائیل نامه قبولی هاروارد النی داد و گفت باید از ترکیه بریم😊

شریف نزاشت حرف بزنن و اسمه تو گوشش گفت برو شب میام حرف میزنیم

اسمه النی بغل کرد : بهت افتخار میکنم اونقدر که نمیتونم بگم🥺 النی : میشه حرف بزنیم تنهایی ظریفه : برو جداشون کن حرف نزن ایسو : مامان این دختر جونت نجات داد فکر این بودی؟؟

تشخیص النی درست بود و ظریفه نجات یافت به دست النی🙂

ایسو : تو برام‌ناراحت شدی فادیمه: چرا ناراحت بشم بخاطر شما من نه بابا دارم نه مامان تورو تا مامانت نمرده ببینش❤️‍🩹

النی : خیلی استرس داشتی وقتی من دنبال مامانم بودم و بخاطر این اینجوری شدی؟ اوروچ : یعنی چی؟میگی پانیک هست یوه واقعا تشخیصت اینه النی : نه استرس باعث شده مغز به خودش حمله کنه و مغزش داره نابود میشه شریف : یعنی چی میشه النی : یعنی میره کما و میمیره ولی یه سرم‌میزنم خوب میشه اوروچ : اگه تشخصیت اشتباه باشه النی : درست باشه خوب میشه نباشه به قول عادل خدا بیامرزه

اسمه بالا سر ظریفه هست میگه نمیری یوقت چون بفهمم دخترم رو ازم پنهون کردی میخوام تو روت بگم حلالت نمیکنم😎

شریف دست النی گرفت و التماس کرد جون ظریفه نجات بده هرچی میخواد بده النی : مادر واقعیم بخوام میدی؟ شریف : دادم مامانت رو النی : پس چیزی نیست به من بدی

هجران : من فقط میخوام حال ظریفه بدونم کسی جز اون ندارم قضب : مگه دختر نداری؟😕 قضب گول نخورد و گفت به شریف میگی تو تست رو و تلفن نداد😍

اخیشششش قضب دیده بود تلفن برداشته و دفت بالا سرش😎

غضب یه زمانی عاشق هجران بود😐🔪

وای نکنه کاری کنن جواب ازمایش ها اشتباه شههههه😭😭😭

وای حواس قضب پرت شد هجران گوشی برداشتتتت😑

زهی خیال باطل رفته بود اماده شه بره بالا سر ظریفه😐😂

فادیمه میگه واسه اون مادر بی رحمتون اومدید اینجا... ایسو ناراحت شد به مامانم چیزی نگو ولی فادیمه گفت زمانی دلم خنک میشه مامان
فادیمه میگه واسه اون مادر بی رحمتون اومدید اینجا... ایسو ناراحت شد به مامانم چیزی نگو ولی فادیمه گفت زمانی دلم خنک میشه مامانت بمیره بره جهنم

و خب النی دلش رحم اومد و نتونست نه بگه😑

اوروچ اومده النی رو ببره مادرش نجات بده😐 روتو برررررم😐

سوجان عادل دید به اسمه میگه شبو باهم بودید بعدم‌مثل خر ذوق کرده گفت مادر شوهرم داره میمیره من میرم جاش سلطنت کتم😐😂 فادیمه داشت به ايوب سوپ میداد ایسو اومد دید حسودی کرد😂