ar
Feedback
عشقت مثل آتیشه | SEVDAN BİR ATEŞ 🔥

عشقت مثل آتیشه | SEVDAN BİR ATEŞ 🔥

الذهاب إلى القناة على Telegram

╭─── 🔥 SEVDAN BİR ATEŞ 🔥 ───╮ 🖤 ۷ سال از آخرین دیدارشان گذشته… 🔥 اما بعضی عشق‌ها حتی بعد از سال‌ها هم خاموش نمی‌شوند؛ لیلا و میرزا دوباره به هم می‌رسند… اما این‌بار، میان رازهایی که گذشته را به آتش می‌کشند.... هر چهارشنبه ساعت ۹ونیم از show TV 🔹️

إظهار المزيد
2 390
المشتركون
+124 ساعات
+177 أيام
+10230 أيام
أرشيف المشاركات
عادل رفت حلوی اسمه : چرا بهم امید دادی چراا گفتی به هجران اعتماد نکن اسمه: چون که.... به هجران اعتماد نکردم😊 عادل : بازم بخاطر حسودی به هجران ریدی تو زندگی من؟

نمیخواااام😭💔

واااای این نقشه هست باااز😭😭😭😭

تست مادر و دختری خجران و النی مثبت شدددددددد😑😑😑😑😑

الااااان دیوونه میشممممممممممممممم ندنننن یااااا😐

تست بابا و دختری النی منفی در اومد😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐

اخ نتایج اومد همه جمع شدن عادل گفت هجران هم بیارید تو چشماش نگاه کنم موقع نتایج😁 و اسمه هم اومد اما پشت دره🥺

عادل : اماده هستی؟ النی: نمیدونم از یه طرف اماده از یه طرف بی صبر و از طرفی‌‌‌‌... عادل : میترسی از امیدواری... النی: اونم هست ولی بیشتر از این میترسم بابام باشی و فورتونا نابود کنی تورو هم از دست میدم.... عادل: منم‌کوچولو🥲❤️

عادل : ما جا نداریم النی : اون توریست نیست دوست خانوادگي ماست فادیمه: و عشق اولش! النی : نه ما خیلی بچه بودیم قضب : اهان اون حساب نمیشه کاریش نداریم میکائل : میخوام اینجا پیش النی بمونم عادل:😒 بعدم داد دست قضب تحقیق کنه راجعش😁🤣

عادل عصبیه النی رفته فورتونا ولی خب نتونست چیزی بگه یهو دید میکائیل باهاش اومد غیرتی شد،که این توریست اینجا چیکار میکنه😁😂

اوروچ باز داغ کرد و به همه گفت میخواد بزودی با سوجان عروسی کنه و همه رو دعوت به عروسی کرد😐

اوروچ : میخواستم بگم‌خوشحالم نمیری و تشکر کنم واسه خاطر نجات مامانم النی : بخاطر معامله ات با مامانم عذر نمیخوای؟تو برام تموم شدی و دیگه باهام حرف نزن تو به من خنجر زوی از پشت منو کوچواری بدون و دیگه پشتت به من نکن که نزنم

النی : جلو همه منو برداشتی الان روستایی ها نرف در میارن اوروچ : تو میخوای بری؟با اون یارو میکا میخوای بری؟ النی: میخواستم برم نگران حرف روستایی ها نبودم من بخاطر مامانم اینجام

اوروچ النی رو با قایق دزدید پررووووو😐

النی رفت بغل میکاییل و اوروچ ترکید😁 میکائیل نامه قبولی هاروارد النی داد و گفت باید از ترکیه بریم😊

شریف نزاشت حرف بزنن و اسمه تو گوشش گفت برو شب میام حرف میزنیم

اسمه النی بغل کرد : بهت افتخار میکنم اونقدر که نمیتونم بگم🥺 النی : میشه حرف بزنیم تنهایی ظریفه : برو جداشون کن حرف نزن ایسو : مامان این دختر جونت نجات داد فکر این بودی؟؟

تشخیص النی درست بود و ظریفه نجات یافت به دست النی🙂

ایسو : تو برام‌ناراحت شدی فادیمه: چرا ناراحت بشم بخاطر شما من نه بابا دارم نه مامان تورو تا مامانت نمرده ببینش❤️‍🩹

النی : خیلی استرس داشتی وقتی من دنبال مامانم بودم و بخاطر این اینجوری شدی؟ اوروچ : یعنی چی؟میگی پانیک هست یوه واقعا تشخیصت اینه النی : نه استرس باعث شده مغز به خودش حمله کنه و مغزش داره نابود میشه شریف : یعنی چی میشه النی : یعنی میره کما و میمیره ولی یه سرم‌میزنم خوب میشه اوروچ : اگه تشخصیت اشتباه باشه النی : درست باشه خوب میشه نباشه به قول عادل خدا بیامرزه