عشقت مثل آتیشه | SEVDAN BİR ATEŞ 🔥
Открыть в Telegram
╭─── 🔥 SEVDAN BİR ATEŞ 🔥 ───╮ 🖤 ۷ سال از آخرین دیدارشان گذشته… 🔥 اما بعضی عشقها حتی بعد از سالها هم خاموش نمیشوند؛ لیلا و میرزا دوباره به هم میرسند… اما اینبار، میان رازهایی که گذشته را به آتش میکشند.... هر چهارشنبه ساعت ۹ونیم از show TV 🔹️
Больше2 391
Подписчики
+224 часа
+147 дней
+11130 дней
Архив постов
اوروچ هم با ایسو اومده دنیال بهجت فکر میکنه اون النی انداخته تو اب و سوجان هم دیدشون و بهشون کمک کرد بهجت بگیرن ولی خب بهجت گفت شب کجا بوده و تقصیر اون نیست
اسمه رفت بالای سر ظریفه و از خواب بیدارش کرد گفت تو اون دختر انداختی دریا اونم هنگ بود و گفت تو فکر میکنی این دختر توعه ولی دختر تو مرده😐
بعدم گیس و گیس کشی کردن😂
النی اومد بیرون دید اسمه اسلحه گرفته برگاش ریخت و رفت جلوی عادل وایستاد بعد دید اوضاع خیته خودشو زد به غش😂👍
اسمه هم به عادل گفت بغلش کن ببر اتاق
عادل : دفعه بعد بیشتر تمرین کن🗿
النی: چیکار کنم این زن دیوانه اس میکشتت
عادل با صدای بلند : آره این زن دیوانه اس😂
صبح عادل نزدیک اسمه شد روش پتو بکشه اسمه یهو گفت هوووووی برو عقب و عادل پرت شد عقب🤣🤣
عادل: تو میدونی کی این دختر پرت کرده و پنهون میکنی؟🧐
اسمه: مگه من قاتل پنهون کن هستم😐
عادل : چه بدونم با قاتل ازدواج میکنی از کجا پعلوم پنهون نکنی مگه با قاتل بابای من همبستر نشدی؟😏
و با این حرفش اسمه دیوانه شد😶🌫
و بلند شد نفنگ گرفت باز سمتش
اسمه : لااان ین بار دیگه اشهدتو بخووون
ظریفه ی عنتر اومد و یه تیکه از موهای فادیمه برید تا بده به عادل😑🦍
النی با دیدن عادل رفت بغلش و گریه کرد🫂😭
و بالا سر النی موند تا صبح و اسمه هم پشت در نگهبانی داد🙂
تنها فاصله اسمه و عادل یه تیکه دره فقط🥲
اسمه با دیدن النی نگران شد و داره بهش میرسه ولی النی عادل خواست🥺
گفت تنها کسی که بهش اعتماد دارم اونه😌
فادیمه نیست و غضب و آمیر نگرانش هستن و اخر سر غضب به آپیر گفت پسرت ایوب همه جا گفته فادیمه برای منه شاید اون دزدیده و برده ییلاق بریم اونجا بگردیم🗿
عادل اومد خونه ولی تا خواستن بگن گوشیش زنگ خورد و اسمه خبر النی داد و عادل سریع رفت پیش النی😕
اوروچ دید یکی پرید تو اب و نجاتش داد دید النی هست چون قبلش ضربه زده بود به سرش طرف یادش نمیاد چرا افتاده 🥺
عادل تو پانسیون اسمه منتظر النی هست ولی دید خبری نشد رفت👀
اوروچ کمک کرد تا النی ببره پانسیون اسمه و سوجان از دور دید😒
بریم سراغ قسمت سوم که خب سعی میکنم خلاصه تر بگم میخکام دو قسمت باهم تموم کنیم امشب👀
کانامون برای شهر دور رو دارید دیگه؟👀
https://t.me/Uzaksehir_Story
یه سری از جزئيات سریال خیلی قشنگه🥹
مثلا یه رسم دارن که تو رقص پسری از دختره خوشش بیاد میره از دست راستش میگیره تو رقص و تو قسمت دوم هم عادل به اسمه گفت اگه متاهل نبودی از دست راستت میگرفتم که خب دعوا راه افتاد و اوروچ گفت تو به زن عمو من چشم داری😅
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
@TasacakBuDeniiz_irani 🌊
شما طرفدار کدوم یکی از این پنج سریال ترند این دوسال هستید؟ (گزینه ها به ترتيب ریت)
اگه عادل و النی قرار بود یه شخصیت انیمه باشن 🙂↔️
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
@TasacakBuDeniiz_irani 🌊
+2
قشنگي های قسمت دوم🥹💗
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
@TasacakBuDeniiz_irani 🌊
حمایت هاتون داره منو شرمنده میکنه اصلا از خجالت تبدیل به مایع شدم🗿💔😂
خوشتون نمیاد گزارش نزنم دیگه؟👀
بیشتر فکر خودتون هستم از سم شربت پاکتون کنم☺️
