ru
Feedback
عشقت مثل آتیشه | SEVDAN BİR ATEŞ 🔥

عشقت مثل آتیشه | SEVDAN BİR ATEŞ 🔥

Открыть в Telegram

╭─── 🔥 SEVDAN BİR ATEŞ 🔥 ───╮ 🖤 ۷ سال از آخرین دیدارشان گذشته… 🔥 اما بعضی عشق‌ها حتی بعد از سال‌ها هم خاموش نمی‌شوند؛ لیلا و میرزا دوباره به هم می‌رسند… اما این‌بار، میان رازهایی که گذشته را به آتش می‌کشند.... هر چهارشنبه ساعت ۹ونیم از show TV 🔹️

Больше
2 390
Подписчики
+124 часа
+157 дней
+10530 дней
Архив постов
ایسو نقشه کشید و فادیمه رو دزدید🗿

ظریفه و شریف به ایسو میگن باید خواهر عادل یعنی فادیمه رو بدزدی تا زمین هارو تاخت بزنیم

اوروچ شاکی شد النی همش از عادل دفاع میکنه و انقدر صمیمی هست و بهش اعتماد داره اونم اخر سر گفت بخاطر پیدا کردن مامانش هست سوجان هم دیدشون حسودی کرد و گفت این دخترو میکشم

اوروچ اومد دست النی گرفت ببره عادل مانع شدو خب اوروچ به بهونه مریض داشتن گولش زد برد😂

النی در ازای یه گوساله جون بهجت و چتین بخشید چون عادل میخواست بکشه و اون دلش رحم اومد و به گوساله راضی شد 😐😂

افتاده دنبالش هرجا میره میاد عادل : تا کی قراره بیای دنبالم اسمه : تف کنم دنبالت من زمین هامو میخوام عادل : شوهرت بشنوه افتادی دنبالم چی؟ اسمه: من به کسی جز خدا جواب نمیدم

اسمه : تا زمین هامو ندی از اینجا جایی نمیرم 🙂‍↔️
اسمه : تا زمین هامو ندی از اینجا جایی نمیرم 🙂‍↔️

عادل گوکهان و ادم هاشو داد دست پلیس دستگیر کنن

اسمه بالا سر عادل وایساده تا زمسن هاشو نده نمیره😂

اسمه اومد سر عادل که زمین هامو بده شریف هم زنگ‌زد به عادل گفت دیروز من گفتم شلیک کنن چون از اینجا در اومدنی تورو میکشم خواست معلوم نشه هدف النی هست

عادل : از فورتوناها برات مادرتو پیدا میکنیم نه شوهر!😶‍🌫 لقمه پرید گلوی النی : چه شوهری عادل زد به پشتش گفت هرکی دخترش نزنه زانوش میزنه میگن هرچند من دلم نمیاد تورو بزنم ولی اون اوروچ میزنم النی : جوری حرف نزن انگار بابامی عادل : چطور بهم نمیاد بابات باشم؟🫠 النی: نه تو تهش داداش بزرگ باشی عادل :مگه چند سالته النی : بیست عادل : خب بیست سالگی بابا میشدم دختر همسن تو داشتم النی : اخه تو بیست سالگی نمیشه بابا شد که ادم هنور بچه هست🥲

عادل پرسید چرا به اوروج سیلی زدی گفت چون مریضش زایمان میکرد و اون فکر دعوا بود و عادل گفت یعنی همینقدر؟!ببین به مردهای فورتونایی ها نمیشه اعتماد کرد

اوروچ رفت دنبال النی که از خونه عادل بیاره و هجران به سوجان پیام داد تا حسودش کنه

با هر دخترم گفتن عادل برگ های ظریفه و هجران میریخت😁

النی بچه ی امینه رو دنیا اورد ولی از شدت خستگی و گشنگی غش ورد که عادل اومد بالا سرش و بغلش کرد و بهش گفت دخترم که اسمه هم دلش گرفت بعدم النی یه سیلی به اوروچ زد 🥲 و عادل النی با خودش برد خونشون

ادمین تب چنلای سریال ترکی میشم🔥🇹🇷 - اد تب میشم +1k -فقط چندتا چنل میگیرم که دوره ها طولانی نشن🔆 - فقط چنل ترک!!💛 - سابقه دارم و قابل اطمینانم🌝 - جذبم فوق العاده هست و رکوردم بالای500 جذبه!☀️مدرک - تب خارجی و تب لیستی هم داریم📒 - اگه میخوای بیا پیوی:👇🔥 ( @Mahditb11) پشیمون نمیشی و تب خیلی بهتر خواهیم داشت🤩🌙

امینه : به من دست نزن‌بگو دکتر خودم اوروچ بیاد النی : دکتر مورد علاقه ات داره دعوا میکنه نمیتونه بیاد😂

النی دید امینه درد داره پشت سرش رفت تا کمکش کنه🥺

اسمه : چرا این کارو با من کردی؟ عادل : نفهمیدی؟اگه متاهل نبودی دست راستت میگرفتم و میگفتم‌‌‌‌ که دوباره دعوا شد اوروچ پرید به عادل اون وسط هم امینه درد زاییدن گرفت😂😐

فورتونایی ها آی حرص خوردن هااا😍🤣