1 961
Подписчики
+324 часа
+97 дней
+2230 день
Архив постов
1 961
Repost from Saved Messages
ورود پدر به خونه برای بعضیا شوق و ذوق و حال خوب میاره ؛ برای بعضیا تنش و استرس!
شما تعیین میکنید بچتون توو کدوم دسته قرار بگیره!
@donntnow |
1 961
هر محیط اجتماعیای که فرد در آن رشد میکند، ارزش، اخلاقیات و اصول خاص خودش را دارد. شما نمیتوانید از کسی که اصل اولیهی محیط اجتماعیاش بقا است، انتظار داشته باشید اخلاقیات را در اولویت قرار دهد.
آنچه که مرا بیشتر از هرچیزی در رابطه با آیندهی ایران نگران میکند همین فروپاشی اخلاقیست. هرکسی چنگ میزند که فقط خودش را از این باتلاقی که در آن گرفتار شده، نجات بدهد و برایش مهم نیست در این راه چه ارزشهایی را فدا میکند یا روی چه چیزهایی پا میگذارد.
1 961
آنها که در بستر مناسبی رشد نکردهاند، طبیعتا برای هرگونه رابطهای سمی هستند. شاید در ظاهر اینگونه نباشد اما به مرور آثارش نمایان میشود.
1 961
زمانی از دست دادن برای من فاجعه بود! بعدها آنقدر از دست داده بودم که به مرور یاد گرفتم دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم .
• عباس معروفی
1 961
أحَدهُم لا يُحَادِثُكَ كَثيراً، لَكنّه يُفكّر بِك اكثَر مِمّا تَتصور.
یکی هم هست که زیاد با تو حرف نمیزند، اما بسیار بیشتر از آنکه تصور کنی، به تو فکر میکند.
1 961
زمانی از دست دادن برای من فاجعه بود!
بعدها آنقدر از دست داده بودم که به مرور یاد گرفتم؛ دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم .
• عباس معروفی
1 961
أحَدهُم لا يُحَادِثُكَ كَثيراً، لَكنّه يُفكّر بِك اكثَر مِمّا تَتصور.
یکی هم هست که زیاد با تو حرف نمیزند، اما بسیار بیشتر از آنکه تصور کنی، به تو فکر میکند.
1 961
کل ما فيكِ جميلً، حتىٰ محاولاتكِ الخائبة لتخبئة أحزانكِ.
هر آنچه درون توست زیباست؛ حتّی تلاشهای ناموفقت برای پنهان کردن غمهایت.
1 961
مثلِ مسافری که دیر آمد و کسی منتظرش نیست؛
خواهی رسید اما دیگر آن عشقِ بزرگ در سینهات نیست.
شب به خیر.
1 961
به یاد اضطرابهای شدیدی که در این روزها تجربه شد و مرور مداوم یک بیت :
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند …
شب به خیر.
1 961
Repost from N/a
*/ من میگم نه ولی تو ببین چقدر "درد" داره،
من میگم خوبم ولی تو بشنو "رمق ندارم حتی"،
من میگم همه چیز آروم میگذره ولی تو ببین چطوری حوالی زندگیم "طوفانه"،
من میگم از پسش برمیام مثل همیشه ولی تو بلند و واضح بشنو که "خیلی وقته فقط دارم دست و پا میزنم برای زنده موندن"،
من میگم زندگیم خوبه ولی تو بشنو روزای بد داخلش کم نیست.
1 961
Repost from پرانتز
هر کاری میکرد همینقدر ظرافت داشت. کتاب ورقزدن، ایستادن یا نشستن، نوشیدن، سیگارکشیدن، همهچیز. حتی وقتی کارهایی میکرد که در ذات خود زشتاند، مثلاً خمیازهکشیدن یا کشوقوس دادن بدن، باز زیبا انجامشان میداد. حقیقت این بود که نمیتوانست کار زشت بکند. زیادی زیبا بود.
- صفحهٔ ۷۵ -
1 961
من شیفتهی خوشیهای سادهام. مثل گوش دادن به یک موسیقی خوب، کنار کسی که دوستش داری، بدون حرف. مثل دراز کشیدن روی سرامیک سرد. مثل دیدن رنگ نارنجی آسمون موقع غروب، مثل بیهوا خوندن با صدای بلند. مثل خندیدن موقع فکر کردن به یک خاطره قشنگ. اینکه یکی بهت یک شاخه گل هدیه بده، و بگه این مال توئه، از طرف من! حتی خنکی اونور بالشت، مثل شنیدن صدای نفسهای کسی که به عشق اون نفس میکشی. من شیفتهی همین خوشیهای سادهام که از من دریغ شدهاند.
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
