1 958
Подписчики
-124 часа
+97 дней
+2130 день
Архив постов
1 960
یک حس سنگینی عجیبی در سرم، روی دوشام و در تمام این کالبد احساس میکنم.
سنگینی سکوتهای همیشگی و حرفهای نگفتهام، سنگینی غمهای فروخوردهام، سنگینی احساسات ابراز نشده و سوگواری نکردن برای از دست رفتهها و اشکهای نریخته. همهی اینها و چیزهای دیگری که آزارم میدهند اما دیگر حتی در خاطرم نیستند.
آنقدر خستهام که دلم میخواهد در همین لحظه از شر این بار روی دوشام خلاص شوم و بگویم دیگر تمام. نمیآیم، نمیروم، نمیمانم.
فقط میخواهم خلاص شوم.
1 960
دوست داری شب و تاریکی و سکوت پابرجا باشه و تو تا خود قیامت به غصه خوردن ادامه بدی.
1 960
از اون غمهایی که واقعا دوست داری فقط سکوت کنی و توو سکوت به غصه خوردن ادامه بدی.
1 960
و سرانجام،
تمام آدمهایی که روزی برای از دست دادنشان عمیقا اندوهگین بودی، چه خوب که رفتند.
1 960
بعضی خیال میکنند که سکوت، از روی درد و یا خستگیِ مفرط آدمها صدایش بلند میشود و یک جان پناهِ امن برای در حاشیه ماندن از هیاهوی دلتنگی و آدمهاست، اما اینگونه نیست.
وقتی به این فکر میکنی که خلقِ جملاتت اوضاع را درست نخواهد کرد و حتی گاهی در توضیحِ شرایط ناکام میماند، آنوقت خواهی فهمید که خاموش بودن تا چه اندازه از رویِ صبر، پر زحمت است.
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
