معمای عشق
Открыть в Telegram
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm
Больше778
Подписчики
-224 часа
Нет данных7 дней
+130 дней
Архив постов
778
🎼❤️🙏
#مازیار
ایران،ایران...
اگر ایران بجز ویران سرا نیست
من این ویران سرا را دوست دارم
اگر آب و هوایش نیست دلکش
من این آب و هوا را دوست دارم ...
تمام عالم از آنِ شما باد
من این یک تک جا را دوست دارم
🍏🍎🍃
778
🎼❤️🎼
🎼 « #دختر_خورشید »
🎙 علیرضا_قربانی
🎧 مجید_درخشانی
✍ فریدون_مشیری
-------------------
سحر با من درآمیزد که برخیز.
نسیمم گل به سر ریزد که برخیز
زرافشان دختر زیبای خورشید
سرودی خوش برانگیزد که برخیز
سبو، چشمکزنان از گوشهی طاق
به دامانم در آویزد که برخیز
زمان گوید که: هان، گر برنخیزی
غریو مرگ برخیزد که برخیز!
🍏🍎🍃
778
○
از صبا پرس که ما را همه شب تا دمِ صبح
بویِ زلفِ تو همان مونسِ جان است که بود…
#حافظ
🍏🍎🍃
778
🎼❤️🎼
سفر مرا به زمینهای
استوایی برد
و زیر سایهی
آن بانیان سبز تنومند،
چه خوب یادم هست
عبارتی که
به ییلاق ذهن وارد شد!
وسیع باش، و تنها،
و سر به زیر، و سخت...
#سهراب_سپهری
🍏🍎🍃
778
○
بهتر خواهد شد حال تان
درد
ورنج تان شفا خواهد یافت
آرامش خواهد آمد
نرم و
آهسته
چون
غروبِ تابستان
از شاخسارانِ سبز
و انبوه
به پایان
فرو خواهد ریخت.
برادران بیمار
هم تختی هایِ من
اندکی
تحمل کنید
تنها
اندکی
بیرونِ این در
مرگ نه
زندگانی و امید
در انتظار است
ما را
دنیا
و هیاهویی پر شور.
دوباره
از تخت ها
خواهید برخاست
با گام هایِ بلند
لذتِ خورشید را
نمک را آفتاب را
کشف
خواهید کرد.
زرد شدن چون.. لیمو
آب شدن چون.. شمع
و ناگاه
چون افرایی کهنسال
فرو خلیدن
در شانِ نامِ ما نیست
برادرانِ بیمارم
ما
نه لیمو نه شمع
نه درختِ افراییم
شکر
ما انسان هستیم
می دانیم
دارو
و امید را
چگونه درهم بیامیزیم
چگونه
به پا خیزیم
وگام
بگذاریم بر ضمیرِ خاک
و بگوئیم :
باید
باید
زندگی کرد
برادرانِ بیمارم
درد
و رنج به سرانجام
خواهد رسید.
آرامش
خواهد آمد
نرم وُ
آهسته
و باز خواهیم یافت
لذتِ خورشید را
نمک را آفتاب را
چون
غروبِ تابستان
که از شاخسارانِ سبز
و انبوه به پایین
فروخواهد ریخت.
✍#ناظم_حکمت
🍏🍎🍃
