حزین
Открыть в Telegram
شوقی پَرسه میزند در میآن خاطرات. https://telegram.me/TeIeCommentBot?start=sc-539435-QZMhHNm
Больше434
Подписчики
-424 часа
-27 дней
+330 дней
Архив постов
433
قید همتونو زدم، از پیر تا جوُن، از نزدیک تا دور، از عزیز تا منفور، قید همتون رو زدم و پذیرفتم که تو زندگی زمان و حوصلهام ارزشمندترین دارایی های مناند و اونارو جایی هزینه نکنم که تهش پشیمونی بمونه و اعصاب و حوصلهای ویران، قید همتون رو زدم، اونجا که با هر معاشرت خستهتر و زخمیترم کردید و هر بار منو بیشتر به این نتیجه رسوندید که میتونستم این زمان و انرژی رو برای رشد و موفقیتم صرف کنم تا همنشینی با آدمهای بدقلقی که اگه تموم دستامو هم پر از عسل کنم و تو دهنشون بذارم، تهش انگشتمو گاز میگیرن، قید همتون رو زدم و هم شما و هم خودم رو راحت کردم و چسبیدم به کار و زندگی خودم، برید و از من دور بمونید و خوش باشید.
