جهان چگونه کار می کند؟
Открыть в Telegram
کانال های علمی دیگر ما در زمینه علوم اعصاب و مستند : @world_function_LIB🎥 📷Instagram.com/world.function گروه علمی ما : @world_function ارتباط با مدیریت : @SHAHAB_FS
Больше4 361
Подписчики
+524 часа
+37 дней
-1130 день
Архив постов
Repost from Science is for all🔬
پانزده عامل اصلی مرتبط با خطر زوال عقل زودرس
در حالی که زوال عقل در افراد مسن بسیار شایع تر است، صدها هزار نفر هر ساله با زوال عقل جوانان (YOD) تشخیص داده می شوند. یک مطالعه گسترده روشن می کند که علت آن چیست.
اکثر تحقیقات قبلی در این زمینه به ژنتیک منتقل شده از طریق نسلها توجّه میکردند، اما در اینجا، تیم توانست ۱۵ عامل مختلف سبک زندگی و سلامتی را که با خطر YOD مرتبط هستند شناسایی کند.
دیوید لیولین، اپیدمیولوژیست از دانشگاه اکستر در بریتانیا، گفت:
این بزرگترین و قوی ترین مطالعه در نوع خود است که تاکنون انجام شده است، که به طرز هیجان انگیزی، برای اولین بار نشان می دهد که ممکن است بتوانیم با هدف قرار دادن طیف وسیعی از عوامل مختلف، برای کاهش خطر ابتلا به این وضعیت ناتوان کننده اقدام کنیم.تیم تحقیقاتی داده های جمع آوری شده در مورد ۳۵۶۰۵۲ فرد زیر ۶۵ سال در بریتانیا را تجزیه و تحلیل کرد. وضعیت اقتصادی-اجتماعی پایین، انزوای اجتماعی، آسیب شنوایی، سکته مغزی، دیابت، بیماری قلبی و افسردگی همگی با خطر بالاتر YOD مرتبط بودند. کمبود ویتامین D و سطوح بالای پروتئین واکنشگر C (که توسط کبد در پاسخ به التهاب تولید میشود) نیز به معنای خطر بالاتری است، مانند داشتن دو نوع ژن ApoE4 ε4 (یک سناریوی ژنتیکی که قبلاً با بیماری آلزایمر مرتبط است). محققان رابطه بین الکل و YOD را "پیچیده" توصیف کردند. در حالی که مصرف الکل منجر به افزایش خطر می شود، مصرف متوسط تا سنگین الکل با کاهش خطر مرتبط است - احتمالاً به این دلیل که افراد گروه دوم، معمولاً سالم تر هستند (به خاطر داشته باشید که افرادی که از الکل پرهیز می کنند اغلب به دلایل پزشکی این کار را انجام می دهند). سطح تحصیلات بالاتر ث و ضعف جسمانی کمتر نیز با کاهش خطر ابتلا به YOD همراه بود. سباستین کوهلر، متخصص عصبی اپیدمیولوژیک از دانشگاه ماستریخت هلند، می گوید: ما قبلاً از تحقیقات روی افرادی که در سنین بالاتر به زوال عقل مبتلا می شوند می دانستیم که یک سری عوامل خطر قابل اصلاح وجود دارد. علاوه بر عوامل فیزیکی، سلامت روان نیز نقش مهمی ایفا می کند، از جمله اجتناب از استرس مزمن، تنهایی و افسردگی. در حالی که نتایج ثابت نمی کند که زوال عقل قطعاً ناشی از این عوامل است، آنها به ایجاد تصویری دقیق تر کمک می کنند. مانند همیشه در این نوع تحقیقات، دانش بیشتر در مورد علل می تواند به یافتن درمان های بهتر و اقدامات پیشگیرانه کمک کند. بسیاری از این عوامل قابل تغییر هستند، که امید بیشتری به کسانی که تلاش میکنند تا به جای مدیریت زوال عقل، راههایی برای غلبه بر آن پیدا کنند، میدهد. در نهایت، زوال عقل ممکن است چیزی باشد که میتوانیم با داشتن زندگی سالمتر، خطر ابتلا به آن را کاهش دهیم. استیوی هندریکس، عصب شناس از دانشگاه ماستریخت، می گوید:
زوال عقل در دوران جوانی تاثیر بسیار جدی دارد، زیرا افراد مبتلا معمولا هنوز شغل، فرزند و زندگی پرمشغله ای دارند.علت YOD اغلب ژنتیکی فرض میشود، اما برای بسیاری از ما واقعاً نمیدانیم علت چیست. به همین دلیل است که میخواهیم سایر عوامل خطر را نیز در این مطالعه بررسی کنیم. این تحقیق در JAMA Neurology منتشر شده است. نسخه ای از این مقاله برای اولین بار در ژانویه ۲۰۲۴ منتشر شد. ترجمه:یاس https://www.sciencealert.com/major-study-finds-15-factors-linked-to-early-dementia-risk - «Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
آیا واقعا زنان بیشتر از مردان احساس سرما می کنند یا خیر.
این کلیشه ای است که عموماً پذیرفته شده است که یک زن در دمای اتاق باید کت یا ژاکت بپوشد. اما آیا این یک حقیقت علمی است؟
جدای از مشاهدات، تعداد کمی از مطالعات کنترل شده بررسی کرده اند که چگونه بدن نر و ماده در برابر دمای سرد مقاومت می کند.
یک مطالعه جدید محققان مؤسسه ملی بهداشت ایالات متحده (NIH) را شگفت زده کرده است و هیچ تفاوت جنسی در درک اتاق سرد مشاهده نشد،و تفاوت جنسی بسیار کمی در پاسخ فیزیولوژیکی افراد به تغییر دما بود.
در طول تحقیق، گروهی متشکل از ۲۸ مرد و زن ۵ ساعت در اتاقی با دمای کنترل شده سپری کردند و پیراهن، شورت یا دامن و جوراب به تن داشتند. هر روز، شرکت کنندگان از نظر فیزیکی تحت نظر قرار گرفتند و در مورد راحتی آنها بررسی شد، زیرا دما بین ۱۷ تا ۳۱ درجه سانتیگراد بود.
برخلاف آنچه که محققان NIH انتظار داشتند متوجه شوند، دمای بدن زنان در این مطالعه در دماهای سردتر نسبت به مردان کمی بالاتر است.
هیچ تفاوت جنسی در جذب گلوکز، فعالیت الکتریکی ماهیچه، دمای پوست یا گرمازایی ناشی از سرما وجود نداشت.
با کاهش دما به ۱۷ درجه سانتیگراد، محققان هیچ تفاوت جنسی در شروع لرز یا احساس راحتی یا ناراحتی شرکت کنندگان در اتاق مشاهده نکردند.
در گذشته، دانشمندان تصور می کردند که زنان در دماهای بالاتر نسبت به مردان، بیشتر احساس سرما دارند، زیرا تفاوتهای جنسی فیزیولوژیکی مانند تولید گرمای کمتر، اتلاف گرما بیشتر یا نیاز به گرما بیشتر است. اما هیچ یک از این فرضیه ها کاملاً با نتایج اخیر مطابقت ندارند.
به نظر میرسد با وجود اینکه شرکتکنندگان زن از نظر جسمی کوچکتر از مردان بودند، اما به طور کلی گرمای بدن کمتری تولید میکردند، درصد چربی بدن نسبتاً بالاتر آنها به این تعادل کمک میکرد.
بر اساس نتایج خود، محققان در NIH می گویند که منطقه راحتی بدن زن دمای تقریباً ۲۲ درجه سانتیگراد است، که یک درجه کمتر از میانگین شرکت کنندگان مرد می باشد.
احتمالاً یک مطالعه کوچک به بحث پایان نمیدهد، اما شاید زمان آن رسیده است که از مطالعات مشاهدهای و اجماع عمومی فراتر رفته و به کاوش در علم واقعی بپردازیم.
تا به امروز، مطالعات بسیار کمی وجود دارد که تفاوتهای جنسیتی را در تنظیم حرارت به دقت آزمایش کرده باشند. در واقع، از نظر تاریخی، کل رشته فیزیولوژی انسان بیشتر بر بدن مرد متمرکز شده است و از آن به عنوان پیش فرض برای تمام بشریت استفاده می کند.
داشتن چنین رویکرد محدود، یا حتی باینری، بخش بزرگی از عوامل را نادیده می گیرد. به عنوان مثال، تغییرات هورمونی و داروها نیز می توانند بر نحوه واکنش و درک تغییرات دما تأثیر بگذارند و این عوامل به نوبه خود می توانند تحت تأثیر جنسیت یا جنسیت فرد قرار گیرند.
محققان در NIH نتیجه میگیرند:
« مهمترین عوامل در تفاوتهای فردی در تنظیم حرارت انسان، ویژگیهای فیزیکی، از جمله اندازه و ترکیب بدن است که ممکن است تا حدی به واسطه جنسیت باشد »."این یافتهها باید در نمونههای مطالعاتی بزرگتر و متنوعتر تکرار شوند تا تعمیمپذیری افزایش یابد." این مطالعه در PNAS منتشر شد. ترجمه:یاس https://www.sciencealert.com/study-reveals-whether-women-actually-feel-cold-more-than-men - «Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
دانشمندان اولین کامپیوتر مانند مغز را با استفاده از آب و نمک ساختند.
فیزیکدانان نظری در دانشگاه اوترخت به همراه فیزیکدانان تجربی در دانشگاه سوگانگ در کره جنوبی موفق به ساخت یک سیناپس مصنوعی شدند.این سیناپس با آب و نمک کار میکند و اولین شواهدی را ارائه میدهد که سیستمی با استفاده از رسانهای مشابه مغز ما میتواند اطلاعات پیچیده را پردازش کند.
در پی افزایش بهرهوری انرژی رایانههای معمولی، دانشمندان مدتهاست که برای الهام گرفتن به مغز انسان روی آوردهاند. هدف آنها تقلید از ظرفیت فوق العاده آن به طرق مختلف است.
این سیستمِ متکی به آب ونمک توانایی پردازش اطلاعات پیچیده را نشان میدهد و عملکرد مغز ما را منعکس میکند. مرکز این کشف یک دستگاه دقیق با ابعاد 150 در 200 میکرومتر است که رفتار یک سیناپس را که یک جزء ضروری در مغز میباشد و مسئول انتقال سیگنالهای بین نورونها است را تقلید میکند.
محاسبات نورومورفیک یونترونیک هنوز در مراحل اولیه است. نتیجهی پیش بینی شده یک سیستم کامپیوتری است که از نظر کارایی و مصرف انرژی در مقایسه با فناوری امروزی بسیار برتر است.
سحر موحد
Source
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
محققان سلول های مصنوعی را ساختند که مانند سلول های زنده عمل میکنند.
محققان با روشهای نوآورانهای در تلاش هستند سلولهای مصنوعی بسازند. با این رویکرد فاصله بین سلولهای زنده و سلولهای مصنوعی کمتر میشود.
محققان مراحلی را برای دستکاری DNA و پروتئینها (بلوکهای سازنده ضروری حیات) طی کردهاند. هدف آنها ساخت سلولهایی شبیه سلولهای بدن انسان است. این دستاورد میتواند نقطهی عطفی در حوزه پزشکی و درمان ایجاد کند.
رونیت فریمن که آزمایشگاهش در بخش علوم فیزیکی کاربردی دانشکده هنر و علوم UNC است، میگوید: «با این کشف، میتوانیم با الیاف و بافتهای مختلف، کاری کنیم که به تغییرات محیطی حساس باشند و به شیوههای دینامیکی رفتار کنند.»
سلولها و بافتها از پروتئینهایی ساخته شدهاند که برای انجام وظایف و ساختن ساختارها نقش دارند. پروتئینها برای تشکیل چارچوب یک سلول به نام اسکلت سلولی ضروری هستند. بدون آنها، سلولها نمیتوانند کار کنند. اسکلت سلولی به سلولها اجازه میدهد که هم از نظر شکل و هم در پاسخ به محیط خود انعطافپذیر باشند.
بدون استفاده از پروتئینهای طبیعی، آزمایشگاه فریمن سلولهایی با اسکلتهای سلولی کاربردی ساخت که میتوانند شکل خود را تغییر دهند و به محیط اطراف خود واکنش نشان دهند. برای انجام این کار، آنها از فناوری پپتید DNA قابل برنامهریزی جدید، استفادهج کردند که پپتیدها، بلوکهای سازنده پروتئینها و مواد ژنتیکی تغییر کاربری داده شده را هدایت میکند تا با هم کار کنند تا یک اسکلت سلولی تشکیل دهند.
در مطالعه جدیدی که در Nature Chemistry منتشر شده است ، رونیت فریمن، محقق UNC-Chapel Hill و همکارانش «مراحلی را که برای دستکاری DNA و پروتئین ها«بلوک های سازنده ضروری زندگی »که برای ایجاد سلول هایی که شبیه سلول های بدن به نظر میرسند وشبیه سلول بدن عمل می کنند، توصیف می کنند.
فریمن می گوید: «در واقع DNA بهصورت معمول در اسکلت سلولی ظاهر نمی شود. ما توالیهایی از DNA را دوباره برنامهریزی کردیم تا به عنوان یک ماده معماری عمل کند و پپتیدها را به هم متصل کند. زمانی که این ماده برنامهریزی شده در قطرهای از آب قرار گرفت، ساختارها هم شکل گرفتند.»
توانایی برنامهریزی DNA به این روش به این معنی است که دانشمندان میتوانند سلولهایی ایجاد کنند تا عملکردهای خاصی را انجام دهند و حتی واکنش سلول را به عوامل استرسزای خارجی تنظیم کنند. در حالی که سلولهای زنده پیچیدهتر از سلولهای مصنوعی ساختهشده توسط آزمایشگاه فریمن هستند، اما غیرقابل پیشبینیتر هستند و در برابر محیطهای متخاصم مانند دماهای شدید حساستر هستند.
فریمن میگوید: «سلولهای مصنوعی حتی در دمای 122 درجه فارنهایت پایدار بودند و امکان ساخت سلولهایی با قابلیتهای خارقالعاده را در محیطهایی که معمولاً برای زندگی انسانها نامناسب هستند، باز میکند.»
این مواد جدید میتوانند با سایر فناوریهای سلول مصنوعی ادغام شوند، همگی با کاربردهای بالقوهای، میتوانند زمینه هایی مانند بیوتکنولوژی و پزشکی را متحول کنند.
فریمن میگوید: «این تحقیق به ما کمک می کند بفهمیم چه چیزی زندگی را میسازد. این فناوری سلول مصنوعی نه تنها ما را قادر می سازد تا آنچه را که طبیعت انجام میدهد بازتولید کنیم، بلکه موادی را نیز می سازد که از زیست شناسی پیشی میگیرند.»
سحر موحد
Source
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
میلیاردها سال را فراموش کنید: دانشمندان الماس را تنها در 150 دقیقه به وجود آوردند.
الماس های طبیعی میلیاردها سال طول می کشد تا در فشارها و دمای شدید در اعماق زمین شکل بگیرند.فرمهای مصنوعی را میتوان خیلی سریعتر تولید کرد،اما معمولاً باز هم نیاز به تحت فشاربودن شدید تا چند هفته را دارند.یک روش جدید مبتنی بر ترکیبی از فلزات مایع میتواند یک الماس مصنوعی را در عرض چند دقیقه بدون نیاز به فشار عظیم به وجود آورد.
والبتهباز هم دمای بالا موردنیاز است، در دمای 1025 درجه سانتیگراد یا 1877 درجه فارنهایت،یک لایه الماس پیوسته در 150 دقیقه و در 1 اتمسفر (یا واحد اتمسفر استاندارد) تشکیل شد.این معادل فشاری است که ما در سطح دریا احساس میکنیم و دهها هزار بار کمتر از فشاری است که معمولاً برای به وجودآمدن الماس مورد نیاز است.
حل کردن کربن در فلز مایع برای ساخت الماس تازگی ندارد.جنرال الکتریک نیم قرن پیش فرآیندی را با استفاده از سولفید آهن مذاب توسعه داد.اما این فرآیندها همچنان به فشارهای 5-6 گیگا پاسکال و یک "دانه" الماس نیاز داشتند تا کربن به آن بچسبد.
محققان در مقاله منتشرشده خود می نویسند:
"ما روشی برای رشد الماس در فشار 1 اتمسفر و در دمایمتوسط با استفاده از آلیاژ فلز مایع کشف کردیم." کاهش فشار با استفاده از مخلوطی دقیق از فلزات مایع: گالیم، آهن، نیکل و سیلیکون به دست آمد. یک سیستم خلاء سفارشی در داخل یک محفظه گرافیتی ساخته شد تا فلز را در حالی که در معرض ترکیبی از متان و هیدروژن قرار میگرفت، به سرعت گرم و سپس خنک کند.این شرایط باعث می شود اتمهای کربنمتان به فلز ذوب شده پخش شوند و به عنوان دانه الماس عملکنند. تنها پس از 15 دقیقه، قطعات کوچک بلورهای الماس از فلز مایع درست زیر سطح رشد میکنند. محققان دریافتند که فوق اشباع کربن در سطح زیرین فلز مایع منجر به هستهزایی و رشد الماس میشود و Si نقش مهمی در تثبیت خوشههای کربن با پیوند چهار ظرفیتی داردو در هستهزایی نیز نقش دارند. این تغییرات زمان میبرد و تحقیقات در مورد این فرآیند هنوز در مراحل اولیه است. فرآیندی که در حالحاضر برای ایجاد اکثر الماسهای مصنوعی استفاده می شودچندین روز طول می کشد و به فشار بسیار بیشتری نیاز داردوبرای طیف گستردهای از فرآیندهای صنعتی، الکترونیک و حتی کامپیوترهای کوانتومی استفاده میشود. اگر این تکنیکجدید «استفاده از فلز مایع» پتانسیل خود را برآورده کند، ساخت الماس بسیار سریعتر و بسیار آسانترخواهد شد. سحر موحد Source - Source - «Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
- زندگی پس از مرگ یا NDE یک مقوله کاملا علمی هست که بار ها در فضای مجازی و همچنین در این کانال به آن پرداخته شده است.
- گرچه که این تجربیات تاکنون توجه افراد بسیاری را در سراسر جهان جلب نموده؛ همچنین نیز باعث مرتبط دانستن این پدیده با روح٬ دنیای پس از مرگ و ماوراءالطبیعه توسط افراد مذهبی شده. حال در این ویدیو٬ سینا ویالله مجری و طنزپرداز ایرانی به برسی علمی این موضوع همراه با چاشنی طنز پرداخته که دیدن آن برای عموم اقشار جامعه خالی از لطف نیست.
- برای دیدن باقی مطالب مربوط به این بحث؛ واژه NDE را در همین کانال جستجو کنید.
Link to the YouTube channel
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
آیا شما هم با دیدن این ویدیو احساس ترس و اضطراب پیدا کردید؟!🧐
به طور کلی ترس از آب(آبهراسی) به دو دسته تقسیم میشود:1- آکوافوبیا: به طور کلی این دسته از افراد معمولا از آبهای با عمق کم هم هراس دارند؛ ممکن است با دیدن یه وان یا سینک پر از آب یا پاشش ناگهانی آب هم دچار اضطراب شوند. 2- تالاسافوبیا: افرادی که مبتلا هستند ترس از آبهای عمیق دارند که شامل برخی دریاچه ها٬ دریاها و اقیانوسها میشود. ➖➖➖➖➖➖
نشانه های آبهراسی چیست؟!احساس اضطراب یا وحشت شدید - ضربان قلب سریع - تعریق - تنگی نفس - سرگیجه - حالت تهوع - استفراغ - لرز - بی حسی یا مورمور شدن. نکته: به دلایل مختلفی همچون نبود معیار مشخص و شرایط آزمایشی٬ مشخص نیست که دقیقاً چند درصد از مردم دنیا مبتلا به آبهراسی هستند. اما طبق دادهها در ایالات متحده؛ بین 7 تا 9 درصد از مردم مبتلا هستند. ➖➖➖➖➖➖
نشانه های آبهراسی چیست؟!تجارب تروماتیک - عوامل تکاملی - عوامل فرهنگی - اختلالات اضطرابی - رفتار آموخته شده. توجه: این پست صرفا جهت اهداف آموزشی است. Source - Source - «Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
آیا اپتوگرافی شبکیه حقیقت دارد؟
در اواخر دههٔ 1800، یک باور علمی (در واقع نادرست) رایج وجود داشت که آخرین تصویری که یک فرد یا حیوان در حال مرگ مشاهده میکند، روی شبکیهٔ چشم آنها باقی میماند. بنابراین، دانشمندان آن زمان تصور میکردند اگر کسی بتواند مکانیسم زیربنایی آن را درک کند، میتواند شبکیه چشم را مانند یک فیلم نگاتیو عکاسی برای تهیه تصویر یا عکس بکار ببرد. اما این موضوع برای افراد امروزی عجیب و باورنکردنی به نظر میرسد، اما آیا اپتوگرافی شبکیه حقیقت دارد یا نوعی داستان علمی تخیلی به حساب میآید؟ در این مقاله سعی شده است به طور مفصل به شرح این موضوع پرداخته شود.
تصویر یا عکسی که از شبکیهٔ شخص یا جانور مرده تهیه میشود"اپتوگرام" نام دارد و نام این فرآیند را"اپتوگرافی" گویند. برای مردمی که در قرن 19 میزیستند، این مفهوم به اندازهٔ امروز دور از ذهن به نظر نمی رسید. نه تنها درک آنها از پزشکی مدرن هنوز به صورت جهشی در حال رشد بود، بلکه عکاسی یک فناوری جدید و هیجان انگیز برای آنها به حساب میآمد. مردم آن دوران تصور میکردند چشم و دوربین عکاسی شباهتهای بسیار زیادی باهم دارند و به هم مرتبط هستند، برای مثال، چشم و دوربین هر دو دارای لنز هستند و دیافراگم دوربین مشابه عنبیهٔ چشم انسان عمل می کند. در زمانی که هر روز اکتشافات جدیدی انجام می شد، ایده عجیبی نبود که بگوییم چشم ها می توانند به طور دائمی مانند دوربین نیز عکس بگیرند.
البته دانشمندان برای کشف این موضوع دست به کار شدند. در سال 1876، فیزیولوژیستی به نام فرانتس کریستین بول نوعی رنگدانهٔ بصری موجود در شبکیه به نام رودوپسین را کشف کرد که در حضور نور با شدت بالا رنگ سفید به خود میگیرد ولی زمانی که در نور کم یا در تاریکی قرار میگیرد دوباره رنگ ارغوانی به خود میگیرد. بول این را "[رنگدانه] ارغوانی بصری" نامید. بسیاری از کارهای علمی روی اپتوگرافی توسط فیزیولوژیست آلمانی ویلهلم کوهن (Wilhelm Kühne) انجام شد. کوهن روی حیوانات متعددی آزمایش کرد تا فرآیند اپتوگرافی را اصلاح کند و مواد شیمیایی مورد استفاده برای تثبیت تصویر روی شبکیه را تعیین کند. ویلهلم کوهن روشی را طراحی کرد که توانست با شستشوی شبکیهٔ خرگوش در محلول آلوم ( پتاسیم آلوم سولفات هیدراته)، وجود رنگدانهٔ ردوپسین سفید شده را تائید کند. کوهن با الهام از کشف رودوپسین توسط فرانتس کریستین بول، کشف کرد که در شرایط ایده آل، رودوپسین می تواند مانند یک فیلم نگاتیو عکاسی "تثبیت" شود.
به گفتهٔ کوهن، میتوان از رودوپسین تثبیتشده عکسبرداری کرد و به ما این امکان را میدهد که ببینیم یک موجود یا شخص در زمان مرگ به کجا نگاه میکرده است. الگوی تصویر زیر اولین اپتوگرامی که توسط کوهن ساخته شده است. او ادعا کرد که این اپتوگرام، تصویر یک پنجرهٔ میلهدار است که خرگوش بلافاصله قبل از مرگ به آن نگاه میکرد.
کوهن مشتاقانه در پی پیادهسازی این تکنیک روی اجساد انسانی بود و در سال 1880 این فرصت را به دست آورد. در 16 نوامبر، ارهارد گوستاو ریف به جرم قتل فرزندانش با گیوتین اعدام شد. چشمان ریف از حدقه بیرون کشیده شد و به آزمایشگاه کوهن در دانشگاه هایدلبرگ تحویل داده شد، کوهن چشمها را در اتاقی تاریک با پنجره های فیلتر شده تشریح کرد. پس از ده دقیقه، کوهن تصویری را در شبکیهٔ چشم چپ به همکارانش نشان داد، اما به نظر نمیرسید که طرح تصویر او با شیئی که در زمان مرگ برای ریف قابل مشاهده بود، مطابقت داشته باشد؛ اگرچه طرح کلی تصویر شبیه یک تیغه گیوتین بود. ریف در زمان قطع سرش چشمان خود را بسته بود.
مسئله ای که کوهن هنگام تلاش برای تهیهٔ تصویر از چشم انسان با آن مواجه شد این است که اندازه لکهٔ زرد مرکزی چشم (نقطه کانونی واقعی تصویر روی شبکیه) بسیار کوچک است (حدود 1.5 میلی متر). کوهن موفقیت قابل توجهی در تهیهٔ اپتوگرام از حیواناتی مانند خرگوش و قورباغه داشت و تصویر تهیه شده از شبکیهٔ ریف تنها "اپتوگرام انسانی" شناخته شده بود.
علیرغم وجود موارد مبهم و مشکوک در اساس علمی این روش، آزمایشهای کوهن به سرعت وارد برنامههای کاربردی دنیای واقعی شدند. بر پایهٔ یک برداشت اشتباه و سوء تفاهم اساسی از روش اپتوگرافی کوهن، مجریان قانون در بریتانیا (و در نهایت ایالات متحده) سعی کردند از اپتوگرافی برای تحقیقات جنایی استفاده کنند.برخلاف کوهن، که از شستشوی شبکیهٔ حیوانات (به تازگی مرده) در محلول آلوم، تصویر و عکس مورد نظر خود را تهیه میکرد؛ «اپتوگرافی پزشکی قانونی» شامل عکاسی از چشمهای مقتول و تلاش برای شناسایی چهرهٔ قاتل از روی هر الگوی عکس بود.
ادامهٔ مطلب
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
معرفی پروژهی VASA-1 مایکروسافت نسل جدیدی از انیمیشنهای چهرهای.
مایکروسافت از فناوری جدیدی به نام VASA-1 رونمایی کرده که میتواند از یک تصویر یا فایل صوتی، چهرههای متحرک واقعی ایجاد کند. این سیستم میتواندحرکات لبها را با صدا هماهنگکندو حرکات طبیعی سرو احساسات چهره راهم نشان بدهد.
مدل VASA-1 همچنین قابلیت کنترل جهت نگاه را دارد.
در حالی که محققان مایکروسافت از کاربردهای مثبت بالقوه این برنامه یاد میکنند،این فناوری همچنین میتواند به راحتی مورد سوء استفاده قرار گیرد. به عنوان مثال، میتواند به افراد اجازه دهد تا چتهای ویدیویی جعلی داشته باشند، شبیه افراد دیگر به نظر برسند که چیزهایی را میگویند که هرگز واقعاً نگفتهاند، یا اجازه آزار و اذیت با استفاده از یک عکس یک شخص در رسانههای اجتماعی را بدهد.
در حال حاضر، ویدیوهای تولید شده هنوز از برخی جهات ناقص به نظر میرسد، اما امکان دارد کسی نداند که آن یک انیمیشن، با هوش مصنوعی هستند،دنیا به زودی بسیار تغییر خواهد کرد و ما هنوز آماده این همه تحول سریع نیستیم.
سحر موحد
Source
-
Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
معرفی پروژهی VASA-1 مایکروسافت نسل جدیدی از انیمیشنهای چهرهای.
مایکروسافت از فناوری جدیدی به نام VASA-1 رونمایی کرده که میتواند از یک تصویر یا فایل صوتی، چهرههای متحرک واقعی ایجاد کند. این سیستم میتواندحرکات لبها را با صدا هماهنگکندو حرکات طبیعی سرو احساسات چهره راهم نشان بدهد.
مدل VASA-1 همچنین قابلیت کنترل جهت نگاه را دارد و این امکان را بهکاربران میدهدکه ویدیوهایی با وضوح و نرخ فریم بالا تولید کنند.
در حالی که محققان مایکروسافت از کاربردهای مثبت بالقوه این برنامه یاد میکنند،این فناوری همچنین میتواند به راحتی مورد سوء استفاده قرار گیرد. به عنوان مثال، میتواند به افراد اجازه دهد تا چتهای ویدیویی جعلی داشته باشند، شبیه افراد دیگر به نظر برسند که چیزهایی را میگویند که هرگز واقعاً نگفتهاند، یا اجازه آزار و اذیت با استفاده از یک عکس یک شخص در رسانههای اجتماعی را بدهد.
در حال حاضر، ویدیوهای تولید شده هنوز از برخی جهات ناقص به نظر میرسد، اما امکان دارد کسی نداند که آن یک انیمیشن، با هوش مصنوعی هستند،دنیا به زودی بسیار تغییر خواهد کرد و ما هنوز آماده این همه تحول سریع نیستیم.
سحر موحد
Source
Repost from Science is for all🔬
پروفسور و فیلسوف مشهور دنیل دنت درگذشت.(1942-2024)
دانیل دنت، استاد بازنشسته فلسفه در دانشگاه تافتس، که به خاطر کارش در فلسفهذهن و طیف وسیعی از حوزههای فلسفی دیگر شهرت داشت، درگذشت.
پروفسور دنت مطالب زیادی در مورد مسائل مربوط به فلسفه ذهن و علوم شناختی، به ویژه آگاهی، نوشت. او همچنین بهخاطر مشارکت قابل توجهی که در مفهوم غرضورزی و بحثهایی درباره اراده آزاد داشتند، شناخته شده است.
برخی از کتابهای پروفسور دنت عبارتند از محتوا و آگاهی (1969)، طوفان فکری: مقالات فلسفی درباره ذهن و روانشناسی (1981)، موضع عمدی (1987)، آگاهی توضیح داده شده (1992)، ایده خطرناک داروین (1906 ) ، و از باکتری ها تا باخ و برگشت: تکامل ذهن ها (2017). او سال گذشته خاطراتی را با عنوان من فکر می کردم منتشر کرد . همچنین چندین کتاب در مورد او و ایده های او وجود دارد. در اینجا می توانید با کارهای او بیشتر آشنا شوید .
پروفسور دنت تقریباً در تمام دوران کاری خود در دانشگاه تافتس سمت داشت. قبل از این، او از سال 1965 تا 1971 در دانشگاه کالیفرنیا، ایروین سمت داشت. او همچنین در زمان حضور خود در دانشگاه تافتس، در آکسفورد، هاروارد، پیتسبورگ و سایر موسسات بازدید داشت. پروفسور دنت در سال 1965 دکترای خود را از دانشگاه آکسفورد و مدرک کارشناسی خود را در رشته فلسفه از دانشگاه هاروارد در سال 1963 دریافت کرد.
پروفسور دنت برنده جوایز و جوایز متعددی از جمله جایزه ژان نیکود، جایزه ذهن و مغز و جایزه اراسموس است. او همچنین دارای فلوشیپ فولبرایت، دو بورسیه گوگنهایم و فلوشیپ در مرکز مطالعات پیشرفته در علوم رفتاری بود. پروفسور دنت که یک ملحد صریح بود، به عنوان یکی از " چهار سوارکار آتئیسم جدید " لقب گرفت.
از چهرههای اصلی آتئیسم جدید میتوان به ریچارد داوکینز ، سام هریس ، کریستوفر هیچنز و دانیل دنت اشاره کرد که در مجموع به عنوان چهار سوارکار جنبش از آنها یاد میشود.
او همچنین عضو کمیته تحقیقات شکاک، برنده افتخاری اومانیست آکادمی بین المللی اومانیسم بود و از سوی سازمان اومانیست آمریکا به عنوان انساندوست سال انتخاب شد.
سحر موحد
Source
-
Source
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science Documentaries مستندهای علمی
🤩 مجلهی علمی « Science is for all » کانالی متفاوت با به روز ترین مطالب از منابع علمی جهان برای عموم و متخصصان در موضوعات مختلف علمی.
✅ - منبعی دقیق و چالش بر انگیز برای محققان و دانشجویان و اساتید دانشگاه در حیطه های مختلف علمی.
✅ « https://t.me/joinchat/SUhJ-ouJ--XwTJuy »
Repost from Science is for all🔬
چرا گوش دادن به موسیقی غمگین می تواند احساس خوبی در ما ایجاد کند؟
پارادوکس احساسی موسیقی:
یک مطالعه جدید نشان میدهد که چرا گوش دادن به موسیقی غمگین میتواند لذت بخش باشد. این تحقیق شامل 50 دانشجوی موسیقی بود که دریافتند حذف عنصر غم از موسیقی انتخابی آنها باعث کاهش لذت آنها میشود که نشان دهنده ارتباط مستقیم بین غم و لذت است.
این پدیده که به عنوان یک پارادوکس توصیف میشودکه در آن احساسات منفی، تجربه موسیقایی را تقویت میکنند. این مطالعه نشان میدهد که تجربه طیف وسیعی از احساسات از طریق موسیقی در یک محیط امن ممکن است به ما کمک کند تا احساسات دنیای واقعی را تجربه وهدایت کنیم.
82 درصد از شرکت کنندگان گزارش کردند که با حذف عنصر غم و اندوه، لذت از موسیقی کاهش یافتهاست که حاکی از لذت مستقیم از غم در موسیقی است.تئوریهای قبلی بیان میکردند که لذت موسیقی غمانگیز به طور غیرمستقیم از طریق جابهجایی حاصل میشود، اما این مطالعه نشان میدهد که غم خود باعث افزایش لذت موسیقی میشود.
بسیاری از مردم گزارش میدهند که موسیقی مورد علاقه آنها نیز میتواند آنها را غمگین کند. این چیزی است که محققان موسیقی را متحیر کرده است، زیرا مدتهاست در این فکر بودند که چگونه میتوان فعالیتی را که باعث ایجاد احساسات منفی میشود، مشتاقانه جستجو کرد.
اکنون، این مطالعه جدید نشان می دهد که برای برخی از ما، ممکن است واقعاً از غم لذت ببریم. این تحقیق که در مجله PLOS ONE منتشر شد ، نشان میدهد که احساسات منفی هنگام گوش دادن به موسیقی میتواند باعث ایجاد لذت شود.
پروفسور امری شوبرت، نویسنده این مطالعه از آزمایشگاه موسیقی شناسی تجربی در دانشکده هنر و رسانه، هنر، طراحی و معماری UNSW، میگوید: «این متناقض است که فکر کنید میتوانید از چیزی لذت ببرید که به شما احساس منفی میکند.اما این تحقیق اولین شواهد تجربی را نشان می دهد که غم و اندوه می تواند به طور مستقیم بر لذتبردن از موسیقی،تأثیر مثبت بگذارد.
پروفسور شوبرت میگوید: «یافتهها نشان میدهند که غم و اندوه هنگام گوش دادن به موسیقی ممکن است واقعاً مورد پسند باشد و میتواند لذت گوش دادن به آن را افزایش دهد.
دلایل زیادی وجود دارد که چرا مردم ازموسیقی لذت میبرند که آنها را غمگین میکند.پروفسور شوبرت می گوید: «یک توضیح این است که "تجربه طیف گسترده ای از احساسات در یک محیط کم و بیش امن می تواند به ما کمک کند تا یاد بگیریم چگونه با آنچه در جهان با آن روبرو می شویم کنار بیاییم.
قبلاً تصور میشد که وقتی مردم در پاسخ به موسیقی که از آن لذت میبرند، غمگین میشوند، واقعاً تحت تأثیر قرار میگیرند. اما یافتههای این مطالعه نشان میدهد که متاثر شدن و احساس غم و اندوه دارای معانی همپوشانی هستند.
«به عبارت دیگر، تحت تأثیر قرار گرفتن باعث غم و اندوه می شود و غم انگیزی باعث تجربه احساس جایگزین میشود».
تجربه احساسات جایگزین. موسیقی به شنوندگانش اجازه می دهد تا احساسات مختلفی را بدون پیامدهای واقعیشان در دنیای حقیقی تجربه کنند. در واقع در موسیقی شاهد نوعی کاتارسیس«تخلیه روانی» یا پالایش روانی هستیم که فرد از طریق آن احساسات منفی خود مثل خشم و اندوه را فراموش می کند. این فرآیند روانی را در تماشا فیلم یا تئاتر غم انگیز هم مشاهده می کنیم.
سحر موحد
Source
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
- 🧠 - اختلالات اضطرابی (anxiety disorders) یکی از شایعترین مشکلات و بیماریهای روانی است که انسانهای بسیاری در این کرهی خاکی با آن دست و پنجه نرم میکنند. اختلالات اضطرابی در حقیقت تجربهی مزمن و شدید احساس ترس و اضطراب هستند.
افراد مبتلا احساس اضطراب زیادی در مورد رویدادهای آینده دارند و در واکنش به رویدادهای کنونی نیز دستخوش ترس میشوند. این مسئله به شدت روی عملکرد آنها در زندگی روزمره تأثیر منفی میگذارد.
اختلال اضطراب به استثنای اختلال مصرف مواد شایعترین اختلال روانی است و تقریباً ۲۸ درصد از انسانها را در طول عمر گرفتار میکند. شیوع این اختلال بین ۳۰ تا ۴۴ سالگی به اوج میرسد. علائم اختلال اضطرابی دستهای از علائم هستند که به عنوان ویژگی مشترک، در میان مبتلایان به انواع اختلالات اضطرابی وجود دارند.
این نشانهها عبارتند از:احساس خطر قریبالوقوع احساس ضعف یا خستگی احساس عصبانیت بیقراری یا تنش احساس وحشت تنفس سریع تعریق زیاد لرزش
مشکل در تمرکز در افراد دارای اختلالات اضطرابی:مبتلایان نمیتواند به چیزی غیر از نگرانی کنونی فکر کنند همینطور دچار اختلال پرخوابی یا کمخوابی هستند. یکی از راه هایی پیشگیری که به این افراد پیشنهاد میشود اجتناب از قرار گرفتن در موقعیتهای اضطراب آور است. توجه: این پست صرفا جهت اهداف آموزشی است. «Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
- 🧠 - اختلالات اضطرابی (anxiety disorders)
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
📍 وسواس فکری یا (obsessive compulsive disorder) حس وسواس به صورت عملی بروز پیدا می کند و باعث یک سری عکس العمل ها و رفتارها در افراد می شود. همه ما برخی مواقع آنها را تجربه کرده ایم. مثلا چندین بار دست هایمان را که همان دفعه اول تمیز شده اند، می شوییم چون فکر می کنیم هنوز آلوده هستند. یا اینکه در مسیر مدام مشغول فکر کردن به این موضوع باشیم که آیا درب خانه را بسته ایم یا نه؟ یا چندین بار سراغ ماشین برویم تا از قفل شدن آن مطمئن شویم. این موارد اغلب به شکل وسواس فکری در ما نمود پیدا می کنند. جالب اینجاست کسی که وسواس دارد در ذهن ناخودآگاه و یا حتی خودآگاه خود می داند که کار منطقی ای انجام نمی دهد. او اما قادر نیست که کارش را متوقف کند. در ذهن خود حس می کند که تا وقتی کارش به اتمام نرسیده است آرام و قرار پیدا نمی کند.
وسواس چه انواعی دارد؟وسواس چک کردن وسواس تمیزی وسواس افکار مزاحم وسواس نظم و تقارن وسواس آلودگی محیط وسواس ترس از از دست دادن
ریشه وسواس فکری در چیست؟ریشه اصلی وسواس فکری در افراد، ترس از موضوعی خاص می باشد که باعث ایجاد استرس و اضطراب شده و در طولانی مدت به صورت افسردگی بروز پیدا می کند. به دو طریق این افراد قابلیت درمان شدن دارند: 1- درمان های روان پزشکی: در این نوع درمان بیمار با کمک متخصص مغز و اعصاب یا روانپزشک سعی دارد که منشاء اصلی وسواس فکری خود را پیدا کند. 2- دارو درمانی: در صورتی توسط روش های غیر دارویی متخصص مغز و اعصاب یا روانپزشکتان بهتر نشدید لازم است دارو مصرف کنید. این دارو ها به طور عمده از دسته دارو های ضد افسردگی هستند که میزان سروتونین را در مغز افزایش می دهند. توجه: این پست صرفا جهت اهداف آموزشی است. «Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
📍 وسواس فکری یا (obsessive compulsive disorder)
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
چاقی پیچیده است؛ چگونه داروهایی مانند اوزمپیک می توانند مشکل چاقی را بزرگتر کنند؟!
بسیاری اعلام کرده اند که داروهایی مانند اوزمپیک می تواند با کاهش اشتها و سایز دور کمر میلیون ها نفر در سراسر جهان، به چاقی پایان دهد.
وقتی از هیاهوها عبور می کنیم، متوجه می شویم که این داروه می تواند مضر نیز باشد. تمرکز بر وزن، بر خلاف سلامت، از ویژگی های فرهنگ رژیم غذایی است. این موضوع تلاش برای لاغری را مهمتر از سایر جنبههای رفاه فیزیکی و فرهنگی میداند.
اوزمپیک اولین داروی کاهش وزن معجزه آسا نیست. این اولین باری نیست که می شنویم داروهای کاهش وزن دنیا را تغییر خواهند داد. اوزمپیک و خانواده آن از داروهای تقلید کننده GLP-1 جدیدترین در لیست طولانی داروهای کاهش وزن هستند.
هر کدام درابتدا امیدوارکننده به نظر می رسیدند. اما هیچکدام در درازمدت به این هیاهوها پاسخ ندادند. حتی برخی از آنها به دلیل عوارض جانبی شدید از فروش خارج شدند.
ترجمه: یاس
Read more...
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
پیتر هیگز، برنده جایزه نوبل «ذره خدا» در سن ۹۴ سالگی درگذشت.
دانشگاه ادینبورگ روز سه شنبه اعلام کرد، پیتر هیگز، فیزیکدان بریتانیایی، که نظریه ذرهمولد جرم - به اصطلاح بوزون هیگز - که به طور مشترک جایزه نوبل فیزیک را برای او به ارمغان آورد، در سن 94 سالگی درگذشت.
دانشگاه اسکاتلند که نزدیک به پنج دهه در آنجا استاد بود، در بیانیه ای اعلام کرد : "او در روز دوشنبه 8 آوریل پس از یک بیماری کوتاه در خانه با آرامش درگذشت.او را «معلم و مربی بزرگ، الهامبخش نسلهای دانشمندان جوان» نامید.
هیگز از کار نظری پیشگامانه برای کمک به توضیح چگونگی جرم کیهان استفاده کرد، بنابراین یکی از بزرگترین معماهای فیزیک را حل کرد و جایگاهی را در کنار آلبرت انیشتین و ماکس پلانک در کتاب های درسی به دست آورد.
تئوری او در سال 1964 در مورد ذرات جرم دهنده که به بوزون هیگز یا "ذره خدا" معروف شد، جایزه نوبل فیزیک 2013 را برای او و فیزیکدان بلژیکی فرانسوا انگلرت به ارمغان آورد.
این جایزه به دنبال آزمایشهای سال قبل با برخورد دهنده بزرگهادرون در سازمان اروپایی تحقیقات هستهای (سرن) بود، که در نهایت این نظریه را تقریباً نیم قرن پس از تدوین آن تأیید کرد.
پیتر ماتیسون، معاون رئیس دانشگاه ادینبورگ، گفت: «پیتر هیگز فردی قابل توجه بود – دانشمندی واقعاً با استعداد که بینش و تخیل او دانش ما را از دنیای اطرافمان غنی کرده است».
کار پیشگامانه او باعث ایجاد انگیزه در هزاران دانشمند شده است و میراث او برای نسلهای آینده الهامبخش بسیاری از دانشمندان خواهد بود."
فابیولا جیانوتی مدیر کل سرن به هیگز ادی احترام کرد ودر بیانیه ای گفت: «علاوه بر کمکهای برجستهاش در فیزیک ذرات، پیتر یک شخص بسیار خاص بود، شخصیتی بسیار الهامبخش برای فیزیکدانان سراسر جهان، مردی با فروتنی نادر.»
فابیولا همچنین او را به عنوان یک "معلم بزرگ" میستود که میتواند فیزیک را "به روشی بسیار ساده و در عین حال عمیق" توضیح دهد.او افزود: "بخش مهمی از تاریخ و دستاوردهای سرن به او مرتبط است.
هیگز که در سال 1929 در نیوکاسل، شمال غربی انگلستان به دنیا آمد، در سال 1950 با افتخار رتبه یک فیزیک،از کالج کینگ لندن فارغ التحصیل شد.
در سال 1954 به او مدرک کارشناسی ارشد و دکترا اعطا شد و بهزودی با تبدیل شدن به یک پژوهشگر ارشد پیوندهای خود را با دانشگاه ادینبورگ باز کرد.
پس از چندین دهه تحقیق در آنجا و جاهای دیگر، در سال 1996 استادممتاز دانشگاه شد.
هیگز در طول سالها افتخارات آکادمیک متعددی دریافت کرد و مدارک افتخاری زیادی از جمله از دانشگاه کمبریج دریافت کرد.
بریتانیا او را در فهرست افتخارات سال نوی 2013 برای خدمات بااهمیت وبرجستهی ملی معرفی کرد .مطالعات پیتر هیگز که به خاطر ارائه نظریه معروفش موسوم به ذره بنیادی یا «ذره خدا» شهرت داشت، نشان میداد که چگونه بوزون با فراهم کردن جرم ذرات به اتصال کیهان کمک کرده است.
سحر موحد
Source
-
«Channel of Science is for all»
Repost from Science is for all🔬
- 🌝 - خورشید گرفتگی کامل در آمریکا با تماشاگران میلیونی!
- روز دوشنبه در آمریکای شمالی خورشید گرفتگی کامل روی داد که از مکزیک تا کانادا میلیونها نفر را به تماشای خود کشاند.
- خورشید گرفتگی کامل وقتی اتفاق میافتد که ماه در هنگام عبور از بین زمین و خورشید بهگونهای در یک خط با آنها قرار گرفته که ماه به طور کامل جلوی خورشید را میگیرد.
- خورشیدگرفتگی کامل برای آمریکا، تا بیست سال و برای ما ده سال دیگر قابل رویت نخواهد بود.
credit: NASA
-
«Channel of Science is for all»
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
