𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺
Открыть в Telegram
در جستجوی خویش Playlist Daily : @calffee Movies Daily : @FAINALYSISS https://t.me/BiChatBot?start=sc-ac573e501f
Больше1 364
Подписчики
-124 часа
-27 дней
-2530 дней
Архив постов
1 364
Repost from Walking with the wind.
تمایل زیادی به خلوت و سکوت دارم. کاش یه ستاره توی آسمونِ شب بودم که از روی زمین هم دیده نمیشد.
1 364
Repost from .
"Life is such a great teacher that when you don't learn a lesson, it will repeat it."
1 364
ساکت و بی سروصدا گوشهای نشستهای اما دنیا پایش را روی خرخرهات میگذارد و تا توان داردفشار میدهد و تو در تنهایی با خود حس میکنی که بلاتکلیفی همچون انگلی سیری ناپذیر ریشه های سیاهش را در گوشتت فرو برده است و شیره وجودت را میمکد و رشد میکند.آنگاه حس میکنی از جایگاه اشرف مخلوقات سقوط کردهای به غذای این انگل پر ولع مبدل گشتهای تا از گوشتت بخورد و بیاشامد و تا حد ممکن اسراف کند و به زودی فرزندانش را خوشه خوشه به رگهایت بسپارد تا در رگهای تنت زاد و ولد کند.
1 364
همیشه فکر می کردم این منم که باید سعی کنم توی زندگی با بقیه هماهنگ بشم چون توی این دنیا تعداد کسایی که می تونن بشنون از تعداد اونایی که نمی تونن بیشتره، ولی از بین این همه آدم...یه نفر اومد سمتم و اول سلام کرد.اون گفت: که از دوباره دیدن من خوشحاله!و بعد گفتن چیزی که برای گفتن آماده کرده بود، لبخند زد.انگار داشت می گفت "فقط یه سلام گفتم، انقدر فکر نکن" و داشت لبخند میزد!
1 364
من حس عجیبی دارم!دیگه محتوایی که تولید میکنم خوشحالم نمیکنه!حس میکنم انقدر درگیر
رضایت ممبرها از محتوا شدم که یادم رفته چی
من رو خوشحال میکنه!چی به من حس خوبی
میده، میدونی!
1 364
همیشه که نمیشه قدر داشتهها رو دونست،ایندفعه قدر نداشته هات رو بدون قدر نبودنها، قدردان نبودن آدمای سمی باش که حالا بدون اونها مسیر
زندگیت روشن تر و پر نور تره.
1 364
انگار بزرگتر که میشی برمیگردی به چیزهایی که همیشه ازشون فرارمیکردی!انگار همه اون کارا گذر
گاهی میشن برای رهایی، تسلی بخشیدن به خودت!
مبدل میشن به راه گریز.این روزا ذهنم که مشغول
میشه دائم مشغول کار کردن میشم.به خودم میام
میبینم دارم درس میخونم،ظرف میشورم، آب و جارو میکنم.دیگه هیچ غُری بابت انجام دادنشون
نمیزنم بلکه خیلی آگاهانه به سمتشون کشیده میشم!
حالا میفهمم چرا وقتی مامان بیشتر میرفت تو فکر بیشتر کار میکرد.فقط اینجوری بود که میتونست بین خودش،فضایی که توش بود و هزار و یک اتفاق
ممتمد فاصله بندازه و توی ذهنش بره یه جای دور.
خیلی خیلی دور.
1 364
باید بگذری، باید رد بشی و اهمیتی ندی فکر کن که
ناشنوایی،تنها قوه فعالت بیناییه،فقط رو به روت رو
ببین و برو جلو، بزرگ که میشی همه میخوان بهت
بگن چطور گیلیمت رو از آب بکشی بیرون، دقیقا همونایی که هنوز گلیم خودشون تو آب مونده و پوسیده!خودت رو با خودت قیاس کن که این
ترازوی مقایسه آدما وزنههاش پر از نابرابریه،که اشتباهاتت رو با بیشترین وزنه و پیروزیهات رو با کم ترین وزنه اندازه میکنن!
بیخیال بقیه خودت که دیدی، خودت که چشیدی و
خودت بودی که زندگیش کردی، گوشهات رو ببند
و به مسیر خودت برس، که جز خودت دستی برای نجات پیدا نمیشه.
1 364
چای نوشیدیم و
سیگار کشیدیم و
شب را با عرقی سرد صبح کردیم
ما سرپناهی نداشتیم
تختمان زمین بود و
ملافهمان آسمان.
چه میگفتیم
وقتی زمستان
در قلبمان خانه کرده بود؟
