ru
Feedback
متلهف

متلهف

Открыть в Telegram

متلهف"غم زده و افسره" https://t.me/BChatBot?start=sc-caa63406a3

Больше
4 174
Подписчики
Нет данных24 часа
-77 дней
-2230 дней
Архив постов
تنها رسالت من در جهان دوست داشتنِ توست ببخش اگر به جنگ و گرسنگی و ترس فکر کرده‌ام. - محسن بیدوازی

photo content
+4

سخت است همزیستی دائم با کسانی که دغدغه هایت را نمی‌فهمند؛ اما عزیزانِ تو اند.

﮼جبَراللّٰه فوّاد المُتعَبین.﮼ خدایا، آرام کن دل‌هایِ خسته را.

بی‌هوا بوسه بزن، عشق دو چندان بشود؛ بوسه آنگاه قشنگ است، که تمرین نشود.

و جایت خالی خواهد ماند و جای خالیِ تو زیباترینِ حاضران است

چه به سرم خواهد آمد، سرنوشتم چیست؟ بدتر از همه این است که هیچ یقینی ندارم، آینده‌ای ندارم، و حتی نمي‌توانم حدس بزنم چه به سرم خواهد آمد. به گذشته هم می‌ترسم نگاه کنم. گذشته چنان پر از بدبختی است که فقط یادش کافی است تا دلم را پاره پاره کند.

photo content
+3

مگر شب، در تاریخ سیاه خود چه افتخاری کسب کرده است که این همه ستاره بر سینه دارد؟ - اردشیررستمی

بُگذار آنقدر در آغوش بگیرمت تا استخوان هایمان در هم فرو روَد و قلبهایمان همدیگر را ببوسند.

مرا به قصه دعوت کن. که من بدون تو، چیزی بیشتر از کلمات گم شده  نیستم.

Repost from آنائل
چها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری غلط می‌گفت خود را کشتم و درمان خود کردم مگو وقتی دل صد پاره‌ای بودت کجا بردی کجا بردم ز راه دیده در دامان خود کردم ز سر بگذشت آب دیده‌اش از سر گذشت من به هر کس شرح آب دیدهٔ گریان خود کردم ز حرف گرم وحشی آتشی در سینه افکندم به او اظهار سوز سینهٔ سوزان خود کردم

صبر کردم؛ صبر. چون کسی که خار در چشم و استخوان در گلو دارد. به سال‌ها. - بهرام‌بیضایی

هرآنچه درون توست زیباست؛ حتی تلاش‌های ناموفقت برای پنهان کردن غمهایت‌.

photo content
+3

در سایهٔ وحشتِ دره‌ای عمیق! به دنبالِ سکوت در حراسِ لغزشِ پایم بر آوار! به دنبالِ نجات

وماذا فعلتَ؟ -ضحكت على عبثي! و چه کردی؟ به بیهودگی‌ام خندیدم!