جهان ما ، ایران ما ( باقری مقدم )
Открыть в Telegram
@bagheri_moghaddam این کانال را به هدف اطلاع رسانی و ترویج انسان گرایی ، اصلاح گرایی ، رواداری ، صلح جویی ، واقع گرایی و میهن پرستی اثباتی ایجاد کرده و محتوای آن عمدتا بر سیمای جهان از منظر ایران و ایران از منظر جهان متمرکز است . شروع ششم فرودین ۹۷
Больше2 627
Подписчики
+124 часа
-87 дней
-1130 день
Архив постов
تصاویر عزادارانی که از مرزها عبور میکنند و در حرمهای امام علی (ع) و امام حسین (ع) گرد هم میآیند، این پیام را مخابره میکند که شبکههای مذهبی و سیاسی ایران، با وجود جنگ، همچنان پابرجا هستند.
اما این مراسم تشییع به یکی از حساسترین مسائل جهان تشیع نیز مربوط میشود؛ یعنی رابطه میان نجف در عراق و قم در ایران.
حوزه علمیه نجف از دیرباز بر استقلال خود از الگوی حکومت روحانیت در ایران تأکید کرده است.
این دو شهر نماینده دو سنت متفاوت در مرجعیت دینی و دو دیدگاه متفاوت درباره رابطه دین و سیاست هستند.
تهران با برگزاری مراسم تشییع خامنهای در نجف و کربلا، در عین حال در پی آن است که رهبری خود را بر کل جامعه شیعی به نمایش بگذارد.
برای بغداد نیز میزبانی این مراسم اقدامی بسیار حساس است؛ زیرا باید میان روابط نزدیک خود با تهران، حفظ مناسبات با واشنگتن و همچنین صیانت از استقلال نهاد دینی خود توازن برقرار کند.
این مراسم تشییع، سرشار از نمادگرایی است؛ سفری پایانی از میان مقدسترین شهرهای جهان تشیع و شاید روشنترین نشانه از اینکه ایران، حتی پس از جنگ و از دست دادن رهبر عالی خود، همچنان میخواهد بهعنوان قدرتی دیده شود که نفوذش بسیار فراتر از مرزهایش امتداد دارد.
خاندان باتمانقلیچ
خاندان باتمانقلیچ از خانوادههای شناختهشده سیاسی، نظامی و اقتصادی ایران در دوره پهلوی بودند. برجستهترین اعضای این خاندان، ارتشبد نادر باتمانقلیچ و برادر بزرگتر او، حاج مهدی باتمانقلیچ، بودند.
ارتشبد نادر باتمانقلیچ (۱۲۸۳–۱۳۷۷) از فرماندهان ارشد ارتش ایران بود. وی پس از وقایع ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به ریاست ستاد ارتش منصوب و تا سال ۱۳۳۴ این سمت را بر عهده داشت. سپس از سال ۱۳۳۴ تا ۱۳۳۶ نخستین سفیر ایران در پاکستان، از ۱۳۳۶ تا ۱۳۳۷ سفیر ایران در عراق و از ۱۳۳۷ تا ۱۳۳۸ وزیر کشور در دولت منوچهر اقبال بود. وی پس از آن ریاست گروه نظامی پیمان سنتو (CENTO) را بر عهده گرفت و سرانجام از سال ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۶ استاندار خراسان شد. پس از پایان این مأموریت از خدمات دولتی بازنشسته شد و به فعالیتهای اقتصادی پرداخت. پس از انقلاب ۱۳۵۷ بازداشت و به حبس ابد محکوم اما پس از سه سال مورد عفو قرار گرفت و پس از آزادی به ایالات متحده رفت. وی در سال ۱۳۷۷، در ۹۴ سالگی، در آمریکا درگذشت.
حاج مهدی باتمانقلیچ، برادر بزرگتر نادر، چند دوره نماینده مجلس شورای ملی بود و پس از کنارهگیری از سیاست به فعالیتهای گسترده اقتصادی و ملکی پرداخت. از او نقل شده است که «به اندازه خاک سوئیس» ملک و املاک در اختیار داشته است.
از مهمترین داراییهای خاندان باتمانقلیچ میتوان به هتل اینترناشیونال تهران ، قصر یخ تهران و تلهکابین توچال اشاره کرد که همگی پیش از انقلاب در مالکیت یا مدیریت این خانواده قرار داشتند. هتل اینترناشیونال در کنج جنوب شرقی چهار راه سیدخندان پس از انقلاب مصادره شد و مدتی برای اسکان جنگزدگان مورد استفاده قرار گرفت.
نادر و مهدی باتمانقلیچ در محله سنگلج تهران متولد شدند. پدر آنان، که از مهاجران قفقاز و اصالتاً اهل ناحیهای بهمین نام در حوالی هشترود آذربایجان شرقی بود، در دربار رضاشاه سمت اسلحهداری داشت. نام خانوادگی «باتمانقلیچ» نیز به احتمال زیاد از همان منطقه جغرافیایی گرفته شده است.
این همان منبع واقعی اهرم فشار ایران است. تأثیر کنونی بر تجارت دریایی تا حد زیادی جنبهای فرعی دارد. حملات اخیر بر کشتیها متمرکز بوده، زیرا این اهداف ماهیتی غیرسرزمینی دارند؛ به این معنا که ایران میتواند بدون تشدید بیش از حد تنش، به طرفهای مقابل یادآوری کند که همچنان از این توانایی بنیادین برخوردار است.
با توجه به واقعیتهای نظامی، اینکه ایران صرفاً بر سطحی عمدتاً نمادین از «کنترل اداری» بر تنگه اصرار دارد، در واقع برای مذاکرهکنندگان آمریکایی و کشورهای منطقه یک فرصت محسوب میشود. اگر نحوه پایان جنگ و میزان اهرم فشاری را که ایران همچنان حفظ کرده در نظر بگیریم، این خواسته نسبتاً محدود است. پس چرا ایران خواستههای بزرگتری مطرح نمیکند؟
رهبران ایران از آسیبپذیریهای راهبردی خود آگاه هستند. آنها به دنبال راهی برای خروج از چرخه خشونتاند و میکوشند مسئله هژمونی پس از جنگ را به یک سازوکار نهادی و فنی تبدیل کنند؛ سازوکاری که در صورت تحقق، میتواند ماهیتی منطقهای پیدا کند. این رویکرد کشوری است که میداند در جنگ پیروز نشده، اما در عین حال میداند که اجازه نداده مهاجمانش نیز به پیروزی دست یابند.
همانگونه که متن تفاهمنامه (MOU) نشان میدهد، رهبران ایران خواهان احیای جایگاه حاکمیت و امنیت ایران، از جمله از طریق ترتیبات منطقهای، هستند. از این منظر، موضوع کنترل تنگه هرمز به یک آزمون تبدیل شده است. اگر کشورهای منطقه یا دولتهای غربی حتی تحمل این را نداشته باشند که ایران ـ احتمالاً در هماهنگی با کشورهای حاشیه خلیج فارس ـ مبلغی نمادین از کشتیها دریافت کند، پس بهسختی میتوان باور کرد که مسیر واقعی و صادقانهای به سوی عادیسازی روابط وجود دارد. تاکنون، همه طرفها در این آزمون مردود شدهاند.
در مورد ترتیبات نهادی که به شکستن چرخههای درگیری کمک میکنند، نمونههای تاریخی متعددی وجود دارد. در سال ۱۹۵۰، اعلامیه شومان پیشنهاد کرد که «کل تولید زغالسنگ و فولاد فرانسه و آلمان تحت یک مرجع عالی مشترک و در چارچوب سازمانی قرار گیرد که مشارکت سایر کشورهای اروپا نیز برای آن باز باشد.»
اداره مشترک تنگه هرمز میتواند برای هشت کشور ساحلی خلیج فارس همان نقشی را ایفا کند که جامعه زغالسنگ و فولاد اروپا برای اروپای پس از جنگ داشت. این ایده فرصتی برای نهادینه کردن همکاری منطقهای بر سر یک مسیر حیاتی تجارت مشترک فراهم میکند؛ همکاریای که میتواند اعتمادسازی کرده و زمینهساز همکاریهای گستردهتر منطقهای شود.
«کارمزد هرمز» بهایی اندک برای به دست آوردن فرصتی در مسیر صلح است.
