جهان ما ، ایران ما ( باقری مقدم )
Открыть в Telegram
@bagheri_moghaddam این کانال را به هدف اطلاع رسانی و ترویج انسان گرایی ، اصلاح گرایی ، رواداری ، صلح جویی ، واقع گرایی و میهن پرستی اثباتی ایجاد کرده و محتوای آن عمدتا بر سیمای جهان از منظر ایران و ایران از منظر جهان متمرکز است . شروع ششم فرودین ۹۷
Больше2 626
Подписчики
Нет данных24 часа
-57 дней
-230 дней
Архив постов
واقعگرایی انتقادی؛ هم در تحلیل، هم در کنشگری
در مباحثات جاری و روزمره حتی در سطوح اهل نظر ، عموما استنتاجات و جزم هایی رایج است که پاسخ گویی به آنها جز با رجوع به مبانی صحیح روش شناخت ممکن نیست .
روش تحلیل محیط و رویدادهای بیرونی ، در نوع و کیفیت آن تحلیل، قضاوت و تصمیمگیری ما داراس نقشی اساسی است. بسیاری از اختلافات در تحلیل پدیدههای سیاسی و اجتماعی، نه فقط از تفاوت در اطلاعات، بلکه از تفاوت در چارچوبی ناشی میشود که با آن به واقعیت نگاه میکنیم.
واقعگرایی انتقادی (Critical Realism) یکی از رویکردهای مهم و اثرگذار معاصر در فلسفه علوم اجتماعی و روششناسی تحلیل پدیدههای اجتماعی و سیاسی است. این رویکرد از دو خطای مهم فاصله می گیرد .
با این مقدمه ، مبانی واقع گرایی انتقادی را می توان چنین برشمرد :
1⃣واقعیت اجتماعی صرفاً و لزوما آن چیزی نیست که ما میبینیم، تجربه میکنیم یا درباره آن توافق داریم.
2⃣هدف تحلیل، کشف سازوکارهای علت و معلولی آنست.باید پرسید چه سازوکارهایی موجب شدهاند که یک رویداد در شرایط مشخص، امکان وقوع پیدا کند، نه اینکه فقط بپرسیم چه کسی آن را انجام داده است.
3⃣ علّیت معمولاً چندلایه و پیچیده است.یک رویداد اجتماعی میتواند حاصل همزمانِ عوامل اقتصادی، سیاسی، نهادی، اجتماعی، فرهنگی، روانشناختی، تاریخی و بینالمللی باشد.
4⃣ ساختار و عاملیت انسانی از یکدیگر جدا نیستند.
انسانها درون ساختارهای موجود عمل میکنند، اما کنش آنان نیز میتواند همان ساختارها را بازتولید، اصلاح یا دگرگون کند.
5⃣ عوامل مادی و ذهنی هر دو در واقعیت اجتماعی اهمیت دارند.
اقتصاد، نهادها و مناسبات قدرت در کنار باورها، ایدهها، ارزشها و تصورات جمعی میتوانند در شکلگیری رویدادها مؤثر باشند.
6⃣واقعگرایی انتقادی، جبرگرایی نیست
وجود ساختارهای قدرتمند به این معنا نیست که نتیجه تحولات از پیش و بهطور قطعی تعیین شده است؛ ساختارها بیشتر «محدودیتها و امکانها» را ایجاد میکنند.
8⃣شناخت ما از واقعیت همیشه خطاپذیر و قابل اصلاح است.
هیچ تحلیل انسانی را نباید با خودِ واقعیت یکی گرفت. نظریهها و تفسیرهای ما باید همواره در معرض نقد و بازنگری باشند.
از این منظر، در تحلیل یک رویداد تاریخی یا سیاسی، نباید بلافاصله همهچیز را به یک فرد، یک گروه یا یک تصمیم نسبت دهیم. پرسش مهمتر این است که چه شرایط و سازوکارهایی باعث شدند آن فرد یا گروه بتواند در آن زمان و در آن جهت خاص عمل کند.
اما این به معنای نادیده گرفتن مسئولیت و نقش انسانها نیست. برعکس، عاملیت انسانی خود بخشی از زنجیره علّی تحولات است. انسانها در شرایطی که خود انتخاب نکردهاند عمل میکنند، اما همین عمل میتواند شرایط موجود را حفظ یا تغییر دهد.
این نگاه فقط برای تحلیل اهمیت ندارد؛ برای کنشگری نیز اهمیت دارد. کسی که میخواهد در جهان واقعی تغییری ایجاد کند، اگر فقط اراده و نیت خود را ببیند و شرایط ساختاری را نادیده بگیرد، ممکن است امکانات و محدودیتهای واقعی را اشتباه تشخیص دهد. از سوی دیگر، اگر ساختارها را آنقدر تعیینکننده بداند که برای عاملیت انسانی هیچ نقشی باقی نماند، امکان تغییر را نیز از پیش منتفی کرده است.
از این رو، واقعگرایی انتقادی میان دو افراط فاصله میگیرد:
■همهچیز کار انسانهاست
و
■همهچیز محصول ساختارهاست.
واقعیت اجتماعی حاصل تعامل پیچیده میان ساختار، شرایط تاریخی و عاملیت انسانی است.
ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل
ترجمه روان:
«آیا آنها را به جهنم ببرم، بدون هیچ شانسی برای بقا و بدون هیچ امیدی به آیندهای باشکوه یا نسلهای آینده؟
اما من معتقدم که بلافاصله پس از انتخابات به توافق خواهیم رسید، چون برای آنها منطقی نیست که چنین نکنند.
آنها منتظرند ببینند من در انتخابات میاندورهای چه عملکردی خواهم داشت. چیزی که آنها متوجه نمیشوند این است که من نامزد انتخابات نیستم.
من این کار را قبلاً انجام دادهام و با یک پیروزی قاطع برنده شدم. ما با یک پیروزی بسیار بزرگ پیروز شدیم و من دو سال و نیم دیگر اینجا خواهم بود. حزب جمهوریخواه در انتخابات شرکت میکند و من به آنها کمک خواهم کرد. اما خودم نامزد نیستم.
من در مورد ایران، مطلقاً هیچ اهمیتی برای انتخابات قائل نبودهام و نخواهم بود. انتخابات حتی به ذهنم خطور نمیکند. تنها چیزی که برای من اهمیت دارد این است که ایران هرگز به سلاح هستهای دست پیدا نکند.»
