ru
Feedback
FROMSOFTWARE

FROMSOFTWARE

Открыть в Telegram

Everything About FromSoftware Firelink Shrine: @FromSoftware_Gp Our support team: Elden Ring: @satan_slayer Dark Souls Series & Bloodborne @satan_slayer Sekiro @FarhadSoofl Demon's Souls @FarhadSoofl NieR Channel: https://t.me/NieR_Automata

Больше
1 761
Подписчики
-324 часа
-137 дней
-7030 день
Архив постов
نویسندش (Qizeaqfile) همونیه که مانگای (Lady Maria and the Old Hunters) رو برای بلادبورن نوشته..

امروز یه مانگا پیدا کردم که فن مید هم هست. اسمش (Red Ape & Blue Bird) فک کنم درباره لور و بک گراند اسکالپتر باشه. بشخصه نه رد
امروز یه مانگا پیدا کردم که فن مید هم هست. اسمش (Red Ape & Blue Bird) فک کنم درباره لور و بک گراند اسکالپتر باشه. بشخصه نه ردش میکنم و نه تایید چون سراسر تئوریه و صرفا بعضی قسمتاش شبیه به فکته (مثل همین تیکه ای که توی عکسه) ولی خب بخونیدش -_- مطمئنا چیز بدی نیست... (هرچند خودم نخوندمش هنوز) لینک : https://m.imgur.com/gallery/ZcGF81Z #Sekiro @FromSoftware

حق #Plin_Plan_Plon #Fun @FromSoftware
حق #Plin_Plan_Plon #Fun @FromSoftware

Welcome Home, Good Hunter... #Art by : Haco @FromSoftware
Welcome Home, Good Hunter... #Art by : Haco @FromSoftware

88 باید از یک کدامشان شروع میکرد. خود را به راهزن دوم رساند. او را در گذرگاه پشت خانه های سمت راست حیاط دنبال کرده بود و سرانجام، موفق می‌شود که مخفیانه او را بکشد. ناگهان کمی جلوتر و از کنار اولین خانه نزدیک به آتش، یک راهزن ظاهر شده و همانجا مکث می‌کند. سکیرو خود را آماده نبرد با چندین راهزن سرسخت می‌کند که ناگهان، آن مرد تلو تلو خورده و با حالتی که انگار چیز زیادی از اطراف خود متوجه نمی‌شود - چه برسد به نقطه ای دور از خود که سکیرو آنجا در تاریکی ایستاده بود - روبروی دیوار می‌ایستد و ادرار می‌کند. ... هیروتو کشته شده بود. چند نفر دیگر که جسدش را بررسی کردند دو شوریکن در بدنش پیدا کرده بودند. قطعاً ضارب باید بسیار نزدیک بوده باشد مگرنه چطور چنین چیزی امکان داشت؟ ولی چرا باید خودشان را گول می‌زدند؟ آن دو شوریکن قطعا باید از فاصله ای دور به او اصابت کرده باشد ولی، برای پرت کردن آن دو از فاصله ای بیشتر از ده قدم، ضرب دست و قدرت فوق العاده ای نیاز خواهد بود. بنظر گرفتار بد مخمصه ای شده بودند. ایتسوکی با فکر کردن درباره تمام اینها، کمی از آن حالت مستی اش درآمده بود. با خود فکر می‌کرد که چقدر انسان ها با یکدیگر تفاوت دارند. یکی هوشیار است و با وجود اینکه یک راهزن تبهکار است، اما هیچوقت لب به ساکه نزده و حتی در آن لحظه، همراه فردی دیگر سعی در نقشه ریزی در سرکوب کردن خطریست که آنها را تهدید می‌کند. رویش را به سمت آتش برمی‌گرداند. در مقابل، راهزنانی بودند که کاملاً و مخلصانه به ویژگی های پلید خود پایبند بودند. بی رحمانه سر می‌بریدند، راحت مست می‌شدند و کمترین اهمیتی در آن حین به وضع موجود - چه موقعیت خطرناکی بود و چه غیر آن - نداشتند. افرادی هم مثل خود او بودند. می‌دانست کار خوب و بد چیست ولی همواره اوقاتی که باید بد می‌شد، افکار شایسته به سرش میزد و مواقعی که باید کار درست و نیکو را انجام می‌داد، از عمل کردن به آن سرباز میزد و نیروی عجیبی از درون، او را متوقف می‌کرد. او خود را حتی از آن راهزن بی همه چیز هم بدتر می‌دانست. بد از بدتر! آدمی که همواره طی عوض کردن مسیر خود، علی الخصوص طرق زندگی و سرنوشت خود است، مطمئناً به هیچ کجا نخواهد رسید. حالا که یادش می‌آید، او از همان اول به همان شکل بود. چه زمانی که بچه ای کوچک در خانواده محترم روستای خود بود و چه زمانی که می‌توانست به کمک تاکزو برود ولی بخاطر تردیدی که داشت، اینکار را نکرده بود. هم اکنون، بدون احتساب هارو که غرق در ساکه و کاملا مست بود، فقط خودش و فوجی اطراف آتش نشسته بودند. فوجی مشغول خالی کردن جیب های هیروتو بود و شوریکن هایی که به او خورده بود را بررسی می‌کرد. به هارو چشم دوخت که از جای خود بلند شده و لنگ لنگان به پشت خانه نزدیک آتش می‌رفت. شعله های آتش بسیار سوزان و مشتعل بود. باوجود اینکه از زمان پیدا کردن و استعمال آن ظرف استوانه ای شکل مدت زیادی گذشته بود، ولی همچنان با قدرت بسیار، آتش را گرم و شعله ور نگهداشته بود. غرق تفکر در شعله های مرتفع آتش، ناگهان، برای یک لحظه، چیزی غیر معمول در میانه آن می‌بیند. چندین بار چشمانش را می‌مالد ولی همچنان آن را می‌دید. یک جفت چشم سفید بسیار کشیده در میان دود حاصل از شعله های آتش به او زل زده بود. اگر قد آن چشم ها کوتاه تر بود، یقین پیدا می‌کرد که یک گرگ درنده آن اطراف است ولی... این خود، کابوسی خالص بود.. ... پس از نبردی سنگین، در نبش یکی از کوچه های پر رفت و آمد هیراتا که اکنون مبدل به محل عبور و مرور راهزنان شده بود، بی رمق و زخمی بروی زمین افتاده بود. _ لعنت... به این راهزنا... سپس نگاهی به شمشیرش می‌کند.. _ (ینی بخاطر کند بودن شمشیرم بود؟ یا آماده نبودن خودم؟ لرد ایشین منو ببخش...) چشمش به محلی که راهزنان تا چندی پیش آنجا گرم گرفته بودند می‌افتد. فقط دو نفر را آنجا می‌دید. برایش جای سوال بود که بقیه کجا رفته بودند؟ ناگهان ابروهایش در هم کشیده می‌شود. از درون تاریکی پشت آتش و نزدیکی گذرگاه های تاریک پشت ردیف مغازه های آنجا، یک جنگجوی بسیار چابک و چالاک، با تبری که بالای سرش نگهداشته بود می‌دید، که با سرعت بروی راهزن پریده و جمجمه اش را به دو نیم تقسیم می‌کند. _ (امکان نداره.... سکیجو؟!!!!!!) نمی‌دانست او کیست ولی هرکه بود در معرض خطر بود. تبرش که چندان مقاوم به نظر نمی‌آمد شکسته بود و اکنون یک نفر دیگر هم او را از پشت گرفته و ناتوانش کرده بود. یک راهزن دیگر از دور و روبرو به او نزدیک می‌شود. تبر آهنینش را بلند بروی سرش می‌گیرد و درست لحظه ای که آن را فرود می‌آورد، آن جنگجوی بی نام خود را جلو می‌کشد و با اینکار، تبر ناخواسته به سر راهزنی که او را گرفته بود برخورد کرده و در کلاه خود او گیر می‌کند. _ (باورم نمیشه که دوباره برگشتی میمون بدقواره... ولی، بدون تبر که کارت تمومه...) .... @FromSoftware

#هممممممممم... هرچند خودم طرفدار گیلم ولی ارتوریاس خدایی حقه! @FromSoftware
#هممممممممم... هرچند خودم طرفدار گیلم ولی ارتوریاس خدایی حقه! @FromSoftware

🩸اخیراً ماد جدیدی بنام The Blades of Ashina برای دارک سولز ۳ منتشر شده که سلاح‌های سکیرو را به این بازی اضافه می‌کند. 🩸از ک
🩸اخیراً ماد جدیدی بنام The Blades of Ashina برای دارک سولز ۳ منتشر شده که سلاح‌های سکیرو را به این بازی اضافه می‌کند. 🩸از کوسابیمارو (کاتانای سکیرو) و کامبت آرت‌ها گرفته تا سلاح دشمنانی همچون Snake Eyes، همگی همراه با انیمیشن و موو ست خاص خود هم‌اکنون قابل استفاده هستند. 🩸همچنین سازندگان این ماد، قول اضافه شدن سلاح‌های Bloodborne را در آینده داده‌اند. 🩸می‌توانید این ماد را از طریق لینک زیر دانلود کنید: https://www.nexusmods.com/darksouls3/mods/572?tab=description @FromSoftware

Death... #Art @FromSoftware
Death... #Art @FromSoftware

غم انگیز... درست مثل دارک یک، حتی بیشتر از اون... _ بسه.. _ آره بنظرم تمومش کنیم دیگه.. _ بقیش باشه واس یوقت دیگه... _ اوکی فعلا _ شبت بخیر =) @FromSoftware

یه نقد کوتاه از دارک 2 آقا! من میدونم. میدونم که کلی سایت و پیج و چنل و.... چه ایرانی چه خارجی به نقد این بازی پر حاشیه پرداختنننن. ولی خبب.. گفتم حالا که همچنان بعد از چندین ساله انقد پرشور، همچنان داره به بحث (دارک 2 خوبه یا بد) پرداخته میشه، گفتم فعلا یه نقد کوتاه و فوق العاده سریع بنویسم و بعدنننن، نقد اصلی رو مفصصصصصل و بلند بالا بنویسم و براتون بذارم چنل :)) داررررک 2 -_- _ بازیه بدیه. _ عجب! _ ببین. بنظرم اصن توی سری دارک سولز ضعیف ترینه. _ چراااااا؟؟؟ _ به چندین دلیللللل جناب : 1- بازی مرده ست. اصن با محیطش حال نکردم. پویا نیست. تو اصن به طرز وایسادن دشمنا و علی الخصوص آدما نگاه کنی اینو میفهمی. انگار به طرز احمقانه ای خشک میشن جلوت!!! 2- کامبت ریییییده!!!! از چی برات بگم؟ هیت باکس؟ استوس فلسک خوردن 5 ثانیه ای و کند وسط باس فایت؟ اینویدددددد، گوش کن. اینوید کردن توی این بازی احمقانه ست. نصف کیف بازی به اینوید کردن و پرنک کردنه، بعدددد، اومدن چیکار کردن؟ اینویدر ها _ نمیتونن _ هیل _ کنننننن. واتتتتتتت؟!!!!!! 3- نمیدونم دقت کردی یا نه، ولی نصف باسای دارک 2 همه مثه همن. فقط میخوای بچرخی دورشون و گهگاهی خععععلی ساده جاخالی بدی. هیجان = 0 4- سیستم آنلاین... ببین... ترجیح میدم چیزی نگم... اومدن، یچیزی درست کردن، به اسم "سول مموری"... آقا علنا، نمیشه مثه آدم آنلاین بازی کرد تو این بازی کصخلانه!! بذار نگم اصن اعصابم بهم میریزه دربارش حرف بزنم، اَح! 5- داستان؟ این چیه دیگه؟ وات د هللللل؟ اصن هیچ ربطی به دارک یک نداره. گهگاهی توش از (First Flame) حرف میزنن ولی بقیش دیگه هیچ ربطی به داستان اصلی تو دارک یک نداره. حالا اون اشکال نداره ولی خب اصن خیلی پیچیدست داستان، ناموسا هیچی نمیفهمی!!! 6- خععععلی کمن ساندترک های خوب این بازی. این خودش یه معیار مهمه آقا قبول کن! _ خب، تموم شد!؟ _ بله جناب. در 6 مورد کلیت بازی رو گفتم خدمتت _ حالا بذار جواب هرکدومو بت بدم {دارک سولز 2} : شاهکار 1- گفتی بازی مرده ست. من نمیدونم معیارت چیه ولی من اولین بار که پامو گذاشتم توی مجولا، انگار خودم اونجا بودم و نور خورشید چشمو اذیت می‌کرد. انگار نسیم می‌خورد به صورتم. انرژی مثبت عجیبی تو لایه های عمیق بازی بود (اگهه یکم با بازی ارتباط برقرار میکردی میفهمیدی.) یه عاملش پویا بودن المان های بازی بود، یه عامل دیگش اینکه این بازیو میشه با بیلد (بلدوزررررر) تموم کرد، اونم با لول چند؟ 210!!!! تو تو کدوم یکی از بازی های دیگه سولز بورن، نیو گیم اولو با چنین اقتدار و قدرتی و چنین لولی تموم کردی؟ نه بگو دیگه! 2- تابع مورد اول، سیستم پاداش و مجازات بازی باهم برابره و حتی میشه گفت پاداشش خعععلی بیشتر از مجازات توی این بازیه و این بازیو یجوری کرده که کاملا بستگی به خودت داشته باشه. اگه خوب بازی کنی حسابی رشد میکنی. اگه تر بزنی خب.. همونجا گیر میکنی. خیلی ساده ست. 3- دیدم که در مورد کامبت و سیستم نبرد گیر دادی. گفتی هیت باکس ولی خداوکیلی هیت باکسای دارک یک از این بازی بیشترن (هرچند بنظرم این بازی اصن هیت باکسی ندااااره و من ندیدم) اون چیزی که تو توی این بازی بهش میگی هیت باکس، سیستم نوین و یونیک کامبته که اولین بار توی این بازی معرفی شده و اگه با این سیستم حال نکردی و یا عادت نکردی، هیچ دلیلی نداره که بگی (رییییده!!!) -_- 4- گفتی سیستم آنلاین و ساز و کار داغونش. این اتفاقا منطقی ترین ساز و کار آنلاین کل بازی های سولز بورنه. دیگه وقتی لولت 10 ه، یهو یه لول 110 بت اینوید نمیکنه یا موقع کشتن باس، یه هم لول خودت میاد کمکت تا چالشو با پوست و خونت حس کنی... 5- حرف از حرکات یکنواخت باس ها و مینی باس های تکراری آوردی... والا اون چیزی که من از (Fume Knight _ Ivory King _ Velstadt و....) یادم میاد، هیچ یکنواختی خاصی نمیبینم توشون. حالا اگرم بین بعضی باسا، یه باسی مثه وندریک باشه میگم آره، حرفت درسته. ولی همینننن، تمرینیه واسه آزمایش کردن خودت. نشنیدی میگن (من برای کشتن باس یه اوردر خاص رو یاد گرفتم و اگه طمع نکنم در ضربه اضافی زدن یا... راحت میزنمش) الان قضیه باسایی مثه وندریک هم همینطوریه. یک اشتباه یا طمع تو هموننن باس یکنواخت، میتونه به مرگت منجر شه، اونم با یک یا دو ضربه... EAAASY 6- هیچکس، هیچ قولی درباره اینکه داستان دارک 2 باید در راااستای دارک یک باشه نداده، چرا؟؟؟ مگه یکی از پایان های دارک یک تاریکی مطلق نبود؟ اگه بخوایم طبق داستان و پایان بندی دارک ها، داستان دارک بعدی شون رو قضاوت کنیم، قطعا به چیز منطقی و خاصی نمیرسیم و این وسط، دارک 2 اومده با یه سری مهره های کلیدی و اساسی داستانی دارک 1، یه داستان نوین و جدیدی رو درست کرده که بنظر من خیلییی غنیه و پر از داستان های جانبی و از همه نوع هم داره : هیجان انگیز، فداکارانه، انگیزشی...

#هممممممممم.... به شخصه طرفدار دارک دوئم ولی با مخالفای دارک 2 و نظراتشونم موافقم.. @FromSoftware
#هممممممممم.... به شخصه طرفدار دارک دوئم ولی با مخالفای دارک 2 و نظراتشونم موافقم.. @FromSoftware

#Plin_Plan_Plon #Fun @FromSoftware
#Plin_Plan_Plon #Fun @FromSoftware

کدوم می‌بره؟؟؟؟؟ anonymous poll Monke – 69 👍👍👍👍👍👍👍 82% Mustache – 15 👍👍 18% 👥 84 people voted so far.

#Hmmmmmmmmmm... @FromSoftware
#Hmmmmmmmmmm... @FromSoftware

ویدئوی #ارسالی کشتن باس آخر دارک سولز 3 (Soul of Cinder) از دوست عزيزمون : (@UCHIHA_soroush) اطلاعات و استت : SL : 802 NG+ : 7 Armour : Dragon -_- Weapon : Sellsword TwinBlades Fight Duration : 01:16 Build : پشت کااااار نکته حائز اهمیت : ویدئو فاقد موسیقی شاهکار (PLIN PLAN PLON) است... شما هم اگه فک میکنین که کارِتون توی کشتن باس های سولز بورن (علی الخصوص سریع و اسمی کشتنشون) خیلی درسته، میتونید ویدئو های ارسالی تون رو برامون بفرستین تا بعد از بررسی، داخل چنل قرار بگیرن... @FromSoftware

Dragonslayer Ornstein... #Art by : Juan Acosta @FromSoftware
Dragonslayer Ornstein... #Art by : Juan Acosta @FromSoftware

87 _ تک‌تک خونه هارو بگردین، ممکنه حتی توی یکی از اونا باشه.. _ ... دو نفر از آنها شروع به جستجو در بین خانه ها می‌کنند و در عین حال، یک نفر از آنان با دقت و از کمی دورتر، مسیری که سگ میرفت را دنبال می‌کند. سگ آرام‌آرام راهش را در بین دو خانه آخر حیاط پیش می‌گیرد و ناگهان که به انتهای آن می‌رسد گویی که دستی قدرتمند، آن را براحتی می‌رباید و از دید راهزن پنهان می‌کند. _ همه خونه هارو بگردین!!! (و سپس به یک نفر دیگر با انگشتش اشاره می‌کند که آرام و بی سر وصدا دنبالش بیاید) در طی مسیر چند باری دستورات بی ربط به بقیه می‌دهد تا آن فرد مرموز متوجه نشود که آنان می‌دانند او کجاست و قصد غافلگیر کردنش را دارند. اکنون درست روبروی همان خانه ای رسیده بودند که سگ بعد از رفتن به پشت آن ناپدید شده بود. با اشاره به راهزن دیگر می‌فهماند که از طرف دیگر خانه حرکت کند و او نیز همین کار را می‌کند. هنوز وارد راهروی تنگ بین دو خانه نشده بود، منتظر بود تا با علامت همیارش از موقعیت مطلع شود. _ هیچکی اینجا نیس!! _ چی ؟!!! راهزن به پشت خانه می‌رود. بقیه هنوز مشغول کارهای پیشینشان بودند. یک نفر به سراغ جسد کماندار رفته بود، دو نفر مشغول پاکسازی خانه ها بودند و در عین حال که خودش و یک نفر دیگر به سراغ ماموریت خطیر غافلگیر کردن فرد مرموز رفته بودند، یک یا دو نفر دیگر همچنان مست بوده و هنوز پای آتش نشسته و از فروزندگی آن لذت می‌بردند. راهزن خود را از راهروی تنگ و کوتاه عبور می‌دهد و به پشت خانه، نزد دیگری می‌رود. دو نفری چشمشان به نعش یک راهزن دیگر - که فارغ از هر گونه احتیاط و ملاحظه ای در گوشه ای دور از چشم جمع لم داده بود و استراحت می‌کرد - و جسد آش و لاش سگی می‌افتد که در حال تعقیبش بودند. هرچند مسبب آن و اصلاً هیچکس دیگر آنجا نبود. کجا می‌توانست رفته باشد؟ _ تو مطمئنی تو راهروی اونور خونه هیچکی نبود؟.. _ آره بابا... همین الآ... _ برو گمشو دوباره بگرد!! خودش قصد داشت تا به طرف راهروی سمت راست و خلوت نزدیک حصار های کوتاه گوشه حیاط برود، اما از آنجایی که بنظرش مطمئناً آن نینجا یا شینوبی آن طرف پشت جلوترین دیوار خانه، مخفی شده بود و انتظارش را می‌کشید، تصمیم می‌گیرد تا از مسیر موازی آن راهرو و روبروی خانه ها پیشروی کند و براحتی او را که حواسش به سمتی دیگر است را غافلگیر کرده و بکشد. به حیاط بازگشته و آرام حرکت می‌کند. خود را به محل تعیین شده می‌رساند و به دیوار میچسبد و یواشکی نگاهی می‌کند. ناگهان خود را با تبر آهنین و آماده اش جلو می‌اندازد و ضربه محکمی در هوا می‌زند. _ ...!!!!!!؟ اینجام نیست؟؟ _ یاااااااه...!!! _ بکشیدشششش..!!!! صدای نعره های جنگی به همراه صوت به هم خوردن شمشیر ها و درگیری، از طرف محل تجمعشان و اطراف آتش می‌آمد. خود را از آن راهروهای تاریک به داخل حیاط رسانده و از آن فاصله، فردی را می‌بیند که با مهارتی فوق‌العاده بالا در حال مبارزه با راهزنان است و در حال حاضر چند نفر را هم نقش بر زمین کرده بود. چطور به این راحتی رکب خورده و نتوانسته بود موقعیت او را حدس بزند؟ او قطعا می‌بایست شینوبی توانمندی باشد.. ... سکیرو موفق می‌شود تا از راه دور و با هدفی دقیق، کماندار را با فقط سه شوریکن از راه به در کند. _ هووویی!!! هیروتو رو با تیر زدن!!!!! سکیرو که منتظر چنین واکنش پر سر و صدایی بود، ظرف شیشه ای ساکه که تا چندی پیش دست راهزن نشسته کنار آن دیوار بود را محکم و در نزدیکی محل سوء ظن سگ - طوری که بقیه متوجه صدای شکستن آن نشوند و فقط سگ آن را بفهمد - بر زمین می‌زند. کارش بنظر با موفقیت انجام شد و سگ رد منشأ صدا را گرفته و ساکه های ته مانده آن ظرف را که روی زمین ریخته بود تا جای سکیرو می‌رسید را دنبال می‌کند. درست قبل از اینکه سرش را برگرداند، چشمش به یک راهزن می‌افتد که گویا تمام سکنات سگ را زیرنظر گرفته بود. باید فکری هم به حال او می‌کرد و برنامه ای اساسی برایش می‌چید. منتظر سگ ماند. دو راهزن را دیده بود که اطراف او پرسه می‌زدند پس خود را برای آنان نیز آماده کرده بود. پس از چند لحظه، صدای خرخر آرام، کم صدا و در کل وجود سگ را در راهروی بین دو خانه حس می‌کند. اکنون سر او را می‌بیند که پدیدار می‌شود و خودش که پشت دیوار مخفی شده بود، دستش را دراز کرده و از گردن سگ می‌گیرد و بعد از اینکه او را به روبروی خود می‌کِشد، شمشیرش را در گردنش فرو می‌برد. _ همه خونه هارو بگردین!! صدا بسیار نزدیک شده بود. می‌دانست که ممکن است این یک فریب باشد. سریعاً و بی سر و صدا به بالای بام همان خانه پریده و خود را از انظار پنهان کرده و منتظر می‌ماند. راهزنی که بنظر قل چماق می‌آمد و امرکننده بود، به دیگری دستور می‌دهد تا راهروی سمت راست حیاط را بررسی کند و خود نیز به آن سوی حیاط روانه می‌شود... @FromSoftware

وقتی داریم درباره موانع پیشرفت تو ایران حرف می‌زنیم دقیقا از چه عنی صحبت میکنیم.. #Fun @FromSoftware

یک روز خععععلی عادی و معمولی در (Sunken Valley) #Sekiro @FromSoftware