ru
Feedback
FROMSOFTWARE

FROMSOFTWARE

Открыть в Telegram

Everything About FromSoftware Firelink Shrine: @FromSoftware_Gp Our support team: Elden Ring: @satan_slayer Dark Souls Series & Bloodborne @satan_slayer Sekiro @FarhadSoofl Demon's Souls @FarhadSoofl NieR Channel: https://t.me/NieR_Automata

Больше
1 765
Подписчики
+324 часа
-27 дней
-6830 день
Архив постов

#Art by : Cawang @FromSoftware
#Art by : Cawang @FromSoftware

60 (( _ میتونی بیای بیرون. گنیچیرو با قدم هایی محتاط و از روی شگفت زدگی و کمی ترس، به سمت روشنایی اطراف تنگو و قربانیانش نزدیک می‌شود. چگونه ایشین توانسته بود فردی با چنان هیکل و قدرتی را فراری دهد!! _ شما... لرد ایشین.. _ اسمت. _ ..؟ _ هنوز خودتو درست بهم معرفی نکردی. اسمت چیه پسر؟ _ ... گنیچیرو. _ هممم... اسم با مسماییه.. و کاملاً هم بهت میاد. کرکتر گن (Gen) در ژاپنی به معنای (چله کمان) و ایچیرو (Ichiro) به معنای (اولین فرزند پسر) است. ایشین با آگاهی از توانایی گنیچیرو در کار با تیر و کمان و همچنین با در نظر گرفتن احتمال قبولی پیشنهادش، این اسم را کاملا هماهنگ با او می‌دید. تنگو کمان را که گنیچیرو در حین فرار آن را از روی غفلت جای گذاشته بود از روی زمین برمی‌دارد و به سمتش می‌رود.. _ بذار باهات رو راست باشم. من به دنبال یک جانشین لایق سر به کوهستان و جنگل گذاشتم. چرا یکی از اعضای خاندان های سامورایی وابسته به قبیله رو انتخاب نکردم؟... چون اونقدر تجربه دارم که بدونم کی وقت وقتش کار خودشو با شهامت انجام میده و کی نه. _ ... لحن ایشین کاملا قاطع و جدی شده بود و حرف هایش سرشار از حس اطمینان بر پایه تجربه بود. سپس کمان را به سمت گنیچیرو می‌گیرد.. _ آیا حاضری رهبر آینده قبیله آشینا و جانشین من باشی؟ _... گنیچیرو لحظه ای تردید می‌کند. چرا باید اینکار را می‌کرد؟ او هیچ وقت به چنین چیز هایی اهمیت نداده بود، تنها دارایی ارزشمندش از دنیا رفته بود و اکنون می‌توانست همانند یکی از همین راهزنان بی سر و پا، فاقد از هرگونه مسئولیتی زندگی کند و شاید خیلی زود هم بی شرفانه از دنیا برود. گنیچیرو دستش را به سمت کمان دراز کرده و آن را دریافت می‌کند. _ فقط بخاطر ملت آشینا، و امید برای ایجاد سرزمینی امن. _ (لبخندی بروی چهره ایشین از روی رضایت پدیدار می‌شود.) تصویر جسد مادرش از ذهنش پاک نمی‌شد. اگر آشوب در آشینا وجود نداشت، مادرش به آن حال و روز نمی‌افتاد و اصلاً راهزنی هم وجود نداشت تا کار او را تمام کنند و یا برای مردم بی گناه مشکل و دردسر اضافی درست کنند... فکر کردن درباره او قطره ای از اشک را بروی گونه اش جاری کرد. آنان برای آخرین بار به درخواست گنیچیرو به قبر مادرش که تنگو زحمت مراسم خاکسپاری اش را کشیده بود سَری می‌زنند و بعد از وداعی کوتاه، به سمت اردوگاه روانه می‌شوند..)) سکیرو در خواب، خواب دیده بود و حتی خود از این موضوع باخبر بود! چه اتفاقی برایش می‌افتاد؟ خود را دو مرتبه در آن محیط بسیار زیبا و دلنشین می‌بیند و به خودش که می‌آید، خود را بالای شاخه قطور درختی میابد که دریاچه درخشان، درست پایین پایش بود. همه چیز مانند اولین باری بود که به آنجا راه یافته بود. آسمان رنگی بنفش داشت و چند درخت ساکورا محیط را احاطه و شکوفه های آن آرام به داخل دریاچه وسیع می‌ریخت. گویی بالای آن شاخه به خواب رفته بود اما چرا و چگونه جایش را تغییر داده بود؟ در ثانی چرا طرز خوابیدنش درست همانند طرز خوابیدن یک حیوان گربه سان بود؟ آیا همه آن محیط توهمش بود؟ یا شاید هم براستی و بالأخره مرده بود؟ سکیرو غرق در افکارش بود که دو مرتبه بادی نسبتاً شدید می‌وزد و باعث می‌شود صد ها شکوفه معلق بروی دریاچه حرکت کنند. خیلی جالب بود چرا که هرچند بطور اتفاقی، شکوفه های روی آب تصویری بسیار شبیه به کورو را به نمایش کشیده بودند. آن منظره توجهش را جلب می‌کند و نگاه دقیق تر او را برمی‌انگیزد. تصویر سر کورو بود که بطور افقی ترسیم شده بود. چطور صرف یک وزش باد ساده، توانسته بود چنین امواجی تولید و شکوفه ها را حرکت دهد. در ابتدا با دیدن تصویر اربابش به یاد اهداف و مهم تر از آن مسئولیت خطیرش در قبال او می‌افتد، اما ط. لی نمی‌کشد که این رویداد تنها به غم و اندوه او می‌افزاید و باعث می‌شود تا باری دیگر به یاد حقیقت ناتوان خود بیافتد.. ناگهان باد از حالت معمولی شدید تر شده و اگر سکیرو حواسش نمی‌بود، به مرور می‌توانست از شاخه به داخل دریاچه بیافتد. حرکت تند امواج کوچک دریاچه و به تبع آن شکوفه ها، گرگ را کنجکاو تر کرد که آیا ممکن بود این‌بار بر حسب اتفاق تصویر خودش نیز بروی آب حک شود. تصویر به انتهای تکمیل شدنش نزدیک تر میشد، ولی گرگ نمی‌توانست هیچ حالت و قسمتی از چهره خود یا هر انسان دیگری را بروی آب و در کنار تصویر کورو تشخیص دهد... ... @FromSoftware

این کیست؟؟؟ anonymous poll Jack Nicholson – 43 👍👍👍👍👍👍👍 39% مردی قل چماق که بزور تنش لباس زنانه کردن... 😐 – 41 👍👍👍👍👍👍👍 37% Hesitation is Defeat... – 27 👍👍👍👍 24% 👥 111 people voted so far.

Hmmmmm.... @FromSoftware
Hmmmmm.... @FromSoftware

Centipede Demon #Guide #Dark_Souls @FromSoftware

#Art by : Shimhaq @FromSoftware
#Art by : Shimhaq @FromSoftware

59 گنیچیرو پیروز شده بود. اکنون به هر طریقی بود باید آنچه را میخواست از کورو می‌گرفت، حتی اگر بزور.. _ << خون اژدها مال منه.. >> صدای گنیچیرو در فضا منعکس می‌شد. سکیرو شکست خورده بود، توانی در وجودش باقی نمانده بود و با ناامیدی بروی پل کوچک کنار دریاچه نشسته بود. تنها چیزی که می‌توانست بخاطر بیاورد باختن بود... شکست... خرد شدن... نه تنها توسط گنیچیرو، بلکه توسط هر کسی که می شناخت. تمام تیکه کنایه های پدر خوانده اش، لیدی باترفلای، سربازان و فرماندهانی که با آنان مواجه داشت در حالی که هیچ کدام از حرف ها و رفتار هایی که دیده بود شایسته است نبود. _ اصن چرا بدنیا اومدم... تمام آنان غیر از بدی و بدخواهی چیزی دیگری برایش به ارمغان نیاورده بودند. از همه بدتر این بود که تمام اینها را برای رسیدن به کورو و نجات دادنش انجام داده بود، که با به ثمر ننشستن حتی آن، به معنای واقعی به انتهای خط رسیده بود. _ خون اژدها مال منه... و پشتش را به سکیرو می‌کند و به سمت راهروی خروجی حرکت می‌کند. _ (و بالأخره... تمام آرزوهایی که داشتم برآورده شد. با کشته شدن شینوبی، دیواین ئر دیگه هیچ دلیلی برای مقاومت نداره، ینی نمیتونه داشته با...!!!!!!) یک شوریکن درست بروی قسمت سمت راست چهارچوب درب، کمی نزدیک سر گنیچیرو فرود آمده بود. سرش را برمی‌گرداند و سکیرو را می‌بینید که مثل روز اول سر جایش ایستاده بود. گویا نبرد هنوز ادامه داشت. _ (مطمئنم که مرده بود... هیچ کس نمیتونه بعد از همچین آسیبی دووم بیاره...!) زخم روی شانه چپ سکیرو به سرعت در حال التیام یافتن بود و بر اثر آن پر های صورتی رنگ شکوفه مانندی از جای زخمش در حال ریخته شدن بروی زمین بود و بلافاصله که به زمین می‌رسیدند ناپدید می‌شدند. از طرفی دیگر سکیرو حالت احمقانه ای به خود گرفته بود. سرش را طوری پایین انداخته بود که انگار درست جلوی پایش را نگاه می‌کرد. کاتانایش را نیز مانند راهزنان و وحشی ها بروی شانه اش انداخته بود و دست چپش هم ول بود. و سپس سرش را بالا می‌آورد.. _ (این دیگه چـ...!!!!!!!؟؟) گرگ با سرعتی تمام عیار به سمت گنیچیرو می‌رود. شمشیرش را بدون اینکه حتی حالت مبارزاتی به خود بگیرد و یا به فکر استراتژی برای ذخیره انرژی برای بعد و یا دفاع از خود باشد، بی وقفه به شمشیر گنیچیرو که اکنون با آن فقط از خود دفاع می‌کرد می‌کوبید. غرق در افکار پریشانش، ناگهان باد شدیدی بلند می‌شود. رنگ آسمان که تا این لحظه حالتی شفق گونه و زیبا داشت، اکنون به رنگی سرخ و شوم درآمده بود. ماه حالت هلالی خودش را تغییر داده و اکنون کامل می‌شود. سکیرو به ماه نگاه می‌کند و به محض اینکه چشمش به قرمزی آن می‌افتد احساس درد طاقت فرسایی در گیجگاهش حس می‌کند. سرش را محکم می‌گیرد و از شدت درد فریاد می‌زند و در همان حین، به خود آمده و صدای زوزه ای را از خود می‌شنود!! چشم بر هم می‌زند و خود را در علفزاری زیبا می‌یابد. خوب که دقت می‌کرد آن محل شبیه همان جایی بود که شب گذشته قصد داشت از آن طریق با کورو فرار کند. آنجا چکار می‌کرد. _ لرد ایشین... صدایش زنانه شده بود! حسابی غافلگیر شده بود. به خود آمد و دید حتی نمی‌تواند به اختیار خود کاری را انجام دهد. مثل این بود که رویا می‌دید ولی این‌بار از نظر فردی دیگر. _ لیدی توموئه (Tomoe)... چرا؟... سکیرو اسم را درست نفهمید ولی در چشم بر هم زدنی خود را از آن آرامش قبل از جنگ و نسیم دل انگیز علفزار، در میانه نبردی طوفانی میابد. فردی که سکیرو از زاویه او ماجرا را می‌دید، در آن آب و هوای بارانی و آسمانی غرق در ابرهای سیاه و صاعقه، بلند می‌پرد و در عرض چند ثانیه و قبل از اینکه فرود بیاید، بوسیله شمشیرش رعد و برقی را دریافت و آن را همانند شمشیری ده برابر بزرگ تر به سمت ایشین برده و به او ضربه می‌زند... گنیچیرو لگدی به سکیرو می‌زند و بلافاصله خود و او را چند قدم عقب تر پرت می‌کند. نفسش بند آمده و تقریباً از پا افتاده بود. نگاهی به دست چپش می‌اندازد؛ اگر دستکش زرهی اش نبود شاید حتی دست چپش قطع می‌شد. _ (قدرت خون اژدها... اگه صد بار دیگه هم لازم باشه بکشمت اینکارو می‌کنم..) هنوز کار من تموم نشده... شینوبی دیواین ئر!! ... @FromSoftware

از دو طریق میتونید باس اختیاری و مخفی (Dark Sun, Gwyndolin) رو پیدا کنید : 1_ اینکه حلقه مخصوصش - موسوم به (Darkmoon Seance Ring) - رو در منطقه (Catacombs) پیدا کنید و بعد از اینکه به بنفایر (Darkmoon Tomb) رفتید اون رو انتخاب کنید و می‌بینید که مجسمه بزرگ گویین محو میشه و از این طریق به باس دسترسی پیدا می‌کنید. 2_ اینکه خیلی راحت (اما جان گدااااز و طاقت فرسا) بانو گویینور که بهتون لطف کرد و قابلیت جابجا شدن بین بانفایر ها رو اعطا کرد رو بکشید (با یه چیز پرت کردنی مثه تیر یا....با یه ضربه می‌میرن بانو 😐 ) و بعد صدای گویندولین میاد و همه جا تاریک و داغون میشه.. و بعدشم راهتونو بگیرید و مستقیم برید جای آسانسور و بعدم همون بانفایری که گفتم تا بعدش به باس برسید. نکته : البته راه دوم یخورده ممکنه برای پلیر های لول پایین سخت باشه چون سر راه بجای جنگیدن با دشمنان عادی آنر لاندو، باید با یه سری ان پی سی قدرتمند بجنگید و راهتونو باز کنید (هرچند اگه استامینای زیادی داشتید فرار نیز گزینه مناسبی خواهد بود 😑) نکته تروفی : اگه میخواین عضو کاوننت (Blade of the Darkmoon) بشید و جوایزش - که در واقع یه میرکل (Darkmoon Blade) هستش - رو برای تروفی (All Miracles) بازی دریافت کنید، اصلا این کارارو کلا فراموش کنین یا لااقل بذارید واس بعد اینکه مقدار کافی آیتم کاوننت (Souvenir of Reprisal) بهش دادین. @TrophyStore @FromSoftware

Gwyndolin #Guide #Dark_Souls @FromSoftware

photo content

Hmmmmm... #Fun @FromSoftware
Hmmmmm... #Fun @FromSoftware

Twilight of Anor Londo #Guide #Dark_Souls @FromSoftware