ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку 👈

,دنیای‌سوفی؛

,دنیای‌سوفی؛

Открыть в Telegram
189
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
مدت زمان خیلی زیادی از پشت پنجره به بیرون خیره مانده بودم. گذر زمان را احساس نکردم. راستش متوجه‌ی آن نشدم که چقدر به بیرون و رد شدن ماشین‌ها خیره‌ام اما بنظر میرسد که زمان طولانی را در اینجا ایستاده‌ام. کار هر روزم است، خیره ماندن به ماشین‌ها و فکر کردن. بعضی‌ روز‌ها از فکر زیاد احساس میکنم واژه‌ها قصد کشتنم را دارند اما نه، واژه‌ها حتی از پس اروم کردن من هم بر نمی‌ایند.. با رد شدن ماشین‌ها از جلوی چشمانم بی‌وقفه منتظر این هستم تا یکی از اینها برای من بایستد و با بیشترین سرعت به سمت مقصدی نامعلوم برویم. منتظرِ اتفاق افتادنِ اتفاقی‌ ناممکن. منتظرِ آمدن، ماندن، نرفتن. منتظرِ پیش‌آمدنِ پیش‌نیامده‌ای.. گاهی اوقات خودم را با خیابان اشتباه میگیرم، گذرِ این افکار در خیالم بیش از گذر کردن ماشین‌ها در خیابان است، یا این تفاوت که، ماشین‌ها مقصدی دارند، اما من درخیالم تنها فکر میکنم، تفکراتی بی‌پایان و بدون‌ نتیجه. انقدر در افکارم غرق بودم که نفهمیدم کی خورشید جایش را به ماه داد. گویا خیالم همانند قصه‌ایست بی‌پایان..

چرا بنظرتون؟😂

یه انشایی نوشتم، از نظر خودم خفن شده مامانم خوند به عقلم شک کرد🦦

وقتی یه امیر میتونه جای ۱۰۰تا امیر در لحظه باشه:
وقتی یه امیر میتونه جای ۱۰۰تا امیر در لحظه باشه:

اونا عقل ندارن باتشکر ستاد عقلمندان🗿

وای کاش عکسه سند شه

تفاهم، من میگم، بعد بگین نداریم😂😂😂

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ وااای ملییییی🥲🥲😂 اسم منم قرار بود بزارن زینببب😂😂💔 دختر تو منی یا من تو؟

آدمای زیادی ازم زود خسته میشن..

به شدت ادم غیرقابل تحملیم، یعنی فکر میکنم

فقط این چند نفر که سین کردن😭😂🤍

چقد حرف زدم

این شبیهمه

قبل از اینکه به دنیا بیام فامیلای بابام گیر داده بودن اسم منو بزارن زینب🦦😂 بعد مامانم و بابابزرگم نزاشتن، خب این هیچی تا یکی‌دوسالگیم از طرف بابام زینب صدا میشدم😂

ملینا اصلا سخت نیست بخدا🥲 راحته، زود یاد میگیرین. چرا منو مبینا صدا میزنن😭😂

بعد حالا یه چی دیگه

اگه یاد بگیرم دیگه اهمیت ندم خیلی خوب میشه