ru
Feedback
اِغما

اِغما

Открыть в Telegram
1 557
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
-830 день
Архив постов
"من می‌خوام تا آخرِ دنیا تماشات بکنم.."

"_و می‌دود مثلِ دخترِ بچه کودکستانی و می‌دود و موهایش و روبانِ سفیدش در هوا تاب می‌خورد و دکمه‌های عنابی کفش‌هایش روی چمنِ خیس برق می‌زند و می‌دود و من زانو می‌زنم و می‌پرد بغلم و بغلش.. بغلش می‌زنم و بلندش می‌کنم و چرخش می‌دهم و بویش را در نفسی بلند و عمیق به درونِ دورترین دهلیزهای خواب‌هایم می‌کشانم و سرم از لذت این آوار عطرآگین و گرمای آغوشش گیج می‌رود.." پرویز دوائی

"و عطر گردنش چیزی شبیه بویِ دشت.."

"انگار در زیبایی‌ات چیزی جا گذاشته‌ام.."

" تو را می‌بینم که روی کارَت خم شده‌ای، گردنت برهنه است، من پشتِ سرت می‌ایستم. _تو خبر نداری_ لطفاً اگر لبهای مرا بر پشت گردنت حس کردی هراسان نشو؛....." کافکا به میلنا

"تو.."
"تو.."

انگار "تو" خوندیش..

"_که من برهنگی‌ات را شبانه از بَر کردم و انگشت‌هایی که از لذَّتی وحشی می‌لرزیدند؛ هنوز هم می‌لرزند پدرسگ‌ها انگار حافظه دارند.." رضابراهنی

"عریان‌ شو زیرِ آبشار‌هایِ خورشید.."
"عریان‌ شو زیرِ آبشار‌هایِ خورشید.."

"بر لب‌هات گیلاس روییده بود.."

"_ دامنِ ارغوانیِ آبی رنگش را با بی‌پروایی تا روی کمر به آب زده بود و مانند دُمِ فاخته‌ای پشتش گره خورده بود. اما مویِ بلندِ زیبایش دخترانه بود و دخترانه؛ صورتش از اعجازِ زیبایی فانی می‌درخشید.." جیمز جویس

"چونان‌ مادیانی‌ در سبزه‌زارِ سینه‌اَم‌ یله‌ شو.."
"چونان‌ مادیانی‌ در سبزه‌زارِ سینه‌اَم‌ یله‌ شو.."

"گفت آنکه یافت می نشود؛ آنم آرزوست.."

"دلم می‌خواست قلبش را در دستم بگیرم و جایِ اَمنی برایش درست کنم.." ایوا دلایرا

"دلم می‌خواست قلبش را در دستم بگیرم و جایِ امنی برایش درست کنم.." ایوا دلایرا

"بگذار دستت رازِ دستم را بداند.."

"تو مرا آرام کن؛ آرام.."

"_ اما هیچکس به او شباهتی نداشت. هیچ آدمی نبود که چهره‌ای استخوانی و ظریف داشته باشد، حرف‌هایی بزند که از دیگران هم شنیده باشم، وقتی می‌خندد چانه‌اش کمی جمع شود و دلم براش ضعف برود. هیچکس.. گفتم ای وای مگر می‌شود آدم بیخود و بی‌جهت اسیر دوتا چشم بشود؟ پس کجاست؟! " عباس معروفی

"آدم فقط دلش میخواست نگاهش کند.."

Repost from Parsafeels