ru
Feedback
bahar yoga

bahar yoga

Открыть в Telegram
8 052
Подписчики
-1324 часа
+17 дней
-3730 день
Архив постов
سلام عزیزانم ثبت نام کلاس های تخصصی مبتدی تا پیشرفته یوگا به زودی باز میشه تا چند روز اینده من این دو هفته کورس های جدید جهت اپدیت و لول اپ کردن کلاس ها گذروندم و متاسفانه کمی هم معطل شدیم بخاطر بد قولی بانک برای درگاه پرداخت سایت وگرنه باید زودتر باز میشد🫣 تغیییرات جذابی که ازین ترم به بعد هم در دوره awake yoga و هم در دوره power yoga پیشرفته خواهیم داشت: •طراحی تمرین جهت تغییر در بدن فیزیکی(قدرت ، ثبات و انعطاف عضلات ) و بدن انرژی(مراکز انرژی بدن) •شناخت بیشتر بدن فیزیکی (ضعف ها و قوت ها) و بدن انرژی (مراکز انرژی بدن) و ذهنیت ما نسبت به خودمون و دنیای اطرافمون •دریل ها و تکنیک های جدید جهت افزایش انعطاف و قدرت برای کامل شدن حرکات تخصصی یوگا در بدن •هر ترم قرار بهتون کمک کنه که بیشتر ابعاد خودتونو بشناسید (ذهن (باورها، ایگو، عزت نفس، بدن، انرژی) •چون سبک کلاس ها پاوریوگا هست قطعا به تناسب اندام و خوش فرم شدن عضلات شما هم کمک خواهد کرد🌱🌅 قرار از ترم تیرماه به بعد مسیر یوگایی جدید و حرفه ای تری رو کنار هم شروع کنیم و دوست دارم در پایان هر ترم تفاوت خودتون رو به وضوح نسبت به اول ترم حس کنید چون این چیزی هست که به من عشق بزرگی میده اینکه بتونم به بالا بردن کیفیت زندگیتون کمک کنم اینکه بتونم این ۱۲ سال تجربه و دانش یوگا و روانشناسیم رو بیارم تو کلاسای هرماه و کلاس ها بشه نقطه امنی که با کمکش هربار به خودتون خودِ حقیقیتون نزدیک تر بشین دوست دارم احساسات نابی که با شناخت خودم تجربه کردم رو شما هم تجربه کنید چون مسیرِ حقیقی یوگا در بلند مدت شمارو به این حس خوب میرسونه از ترم جدید کلاس های انلاین قرار خیلی عمیق تر و تخصصی تر و جامع تر برگزار بشن تا بتونید تعادل رو به بدن، ذهن و مراکز انرژیتون برگردونید تا نمودش رو در دنیای واقعی تجربه کنید🌅 هدف های فیزیکی مثل تناسب اندام اصلاح فرم بدن پیشرفت در حرکات تمام اینا بخش کوچکی ازین مسیر میشه که قطعا تجربه خواهید کرد منتظر باشین دوستون دارم🥹🌱

اخرین مهلت ثبت نام این دوره تا اخر امشب جمعه ۲۹ خرداد هست ۲ تیر شروع دورمون هست میبینمتون🥰

🔴ثبت نام کلاس چربی سوزی عضله سازی تیرماه (یوگا کاردیو) باز شد🔴 شروع : ۲ تیرماه خبر خوب که از این ترم ۱۲ جلسه ای شده همزمان میتونید انلاین هن تمرین کنید /در طول ترم براتون سیو هم میشه و بخاطر شرایط فعلی تصمیم گرفتیم با هزینه پارسال برگزارش کنیم یعنی فقط ۳۹۶ هزارتومان ، تا همه بتونن به روتین ورزش و توجه به سلامتی در شرایط فعلی کشور توجه کنن🙏🏻 در این ویدیو توضیحات کامل دوره رو میتونید مشاهده کنید جهت ثبت نام اول با فیلتر شکن خاموش از طریق لینک زیر اقدام کنید👇🏼 https://gisheh8.com/Concert/4374 و سپس اسکرین شات عکس بلیط ثبت تامتون رو به ایدی ادمین زیر ارسال کنید👇🏼 @mobinashayann (حجم پیام ها زیاده و گاهی دو الی سه روز زمان میبره تا پیامتون چک شه ممنونیم از صبوری شما🥰)

اینارم دوست داشتم 🥰

اینم برای مدیتیشن روزتون بازگشت به ارتعاش نابِ خلقت 🌌 t.me/baharoladi

+2
ترند روز 😁 t.me/baharoladi

چندتا موزیک بذارم براتون برای پیاده روی و یا تمرینات کاردیو🔥🤗👇🏼

🌕 جمع‌بندی چالش ۱۴ شبه «خلق آگاهانه» و حالا... به پایانِ این ۱۴ شب رسیدیم. اما شاید حقیقت این باشد که ما به پایان نرسیده‌ایم؛ فقط کمی بیشتر به خودمان برگشته‌ایم. در این ۱۴ شب، قرار نبود چیزی به خودمان اضافه کنیم. قرار نبود آدمِ دیگری شویم. قرار نبود کامل‌تر، موفق‌تر یا خاص‌تر به نظر برسیم. ما فقط هر شب، برای چند دقیقه، از هیاهوی ذهن فاصله گرفتیم و به جایی برگشتیم که همیشه آنجا بوده است: لحظه‌ی حال. در این مسیر، یاد گرفتیم که: - حضور، دروازه‌ی آرامش است. - مسئولیت، آغازِ قدرت است. - پذیرش، پایانِ جنگِ درونی است. - بدن، خانه‌ی آگاهی است. - سکوت، داروی ذهنِ خسته است. - رهاسازی، فضا را برای نورِ تازه باز می‌کند. - نیت، وقتی از حضور بیاید، قدرتِ خلق پیدا می‌کند. - تمرکز، زندگی را به مدیتیشن تبدیل می‌کند. - بخشش، ما را از زندانِ گذشته آزاد می‌کند. - اعتماد، قلب را در آغوشِ زندگی نرم می‌کند. - فراوانی، از «داشتن» نمی‌آید؛ از «بودن» می‌آید. - و خلقِ واقعی، از کیفیتِ آگاهیِ ما متولد می‌شود. شاید مهم‌ترین چیزی که این چالش به ما یادآوری کرد، این بود: نجات، در آینده نیست. آرامش، در «وقتی که همه‌چیز درست شود» نیست. فراوانی، در رسیدن به نقطه‌ای دور نیست. همه‌چیز، از همین لحظه شروع می‌شود. از همین نفس. از همین آگاهیِ ساده که می‌بیند، حس می‌کند و حاضر است. اگر در این ۱۴ شب حتی برای چند لحظه، سبک‌تر شدی، آرام‌تر نفس کشیدی، کمتر با ذهنت یکی شدی، و بیشتر به خودت نزدیک شدی، پس این مسیر اثر خودش را گذاشته است. این پایانِ چالش است، اما می‌تواند آغازِ یک زندگیِ آگاهانه‌تر باشد. زندگی‌ای که در آن، تو کمتر از ترس خلق می‌کنی و بیشتر از حضور. کمتر از کمبود و بیشتر از اعتماد. کمتر از ذهن و بیشتر از حقیقتِ زنده‌ی درونت. 🌿 از اینکه این ۱۴ شب را با من همراه بودی، ممنونم. امیدوارم این مسیر، فقط یک چالش نبوده باشد؛ بلکه دری بوده باشد به یک رابطه‌ی عمیق‌تر با خودت، با بدنت، با سکوتت، و با زندگی. و یادت نرود: تو لازم نیست جایی برسی تا کامل شوی. تو فقط کافی‌ست به اکنون برگردی. اینجاست که همه‌چیز آغاز می‌شود. --- t.me/baharoladi

🌑 شب ۱۴ — قانون خلق «تو زندگی‌ات را فقط با عمل‌هایت خلق نمی‌کنی؛ با کیفیتِ آگاهی‌ات خلق می‌کنی.» تمرین: ۱۰ دقیقه جمع‌بندی، نیت و تولدِ دوباره 🌕 توضیح شب چهاردهم: «قانون خلق (آفرینش از حضور)» رسیدیم به شب پایانی؛ اما حقیقت این است که این پایان نیست، بلکه آغازِ یک شیوه‌ی تازه برای زندگی کردن است. در این ۱۴ شب، کم‌کم از خوابِ ذهن فاصله گرفتیم: از آشوبِ فکر به حضور، از مقاومت به پذیرش، از ترس به اعتماد، از کمبود به فراوانی. و حالا در شب چهاردهم، همه‌ی این‌ها در یک کلمه جمع می‌شود: خلق. اکهارت تله یادآوری می‌کند که بیشترِ آدم‌ها در حال خلقِ ناخودآگاهِ زندگی‌شان هستند؛ یعنی از دلِ ترس، عجله، زخم، کمبود و مقاومت تصمیم می‌گیرند، حرف می‌زنند و عمل می‌کنند. و بعد تعجب می‌کنند که چرا زندگی‌شان همان طعم را تکرار می‌کند. اما وقتی آگاه می‌شوی، خلق هم آگاهانه می‌شود. یعنی پیش از آن‌که چیزی را در جهان بیرون بسازی، کیفیتِ درونت را می‌سازی. و این، رازِ اصلیِ خلق آگاهانه است. خلقِ واقعی از «فشار» نمی‌آید؛ از «حضور» می‌آید. از آن لحظه‌ای که دیگر نمی‌خواهی با زندگی بجنگی، بلکه می‌خواهی با آن هم‌راستا شوی. در این نقطه، تو دیگر فقط کسی نیستی که دنبالِ آرامش می‌گردد؛ تو خودت به منبعِ آرامش تبدیل می‌شوی. و از همین منبع است که تصمیم‌ها، رابطه‌ها، کلمات و مسیرِ زندگی‌ات شکل تازه‌ای می‌گیرند. شب پایانی، دعوتی است برای این پرسش: از این به بعد، می‌خواهم زندگی‌ام را از چه فرکانسی خلق کنم؟ از عجله یا اعتماد؟ از کمبود یا فراوانی؟ از ترس یا حضور؟ این ۱۴ شب قرار نبود تو را به کسی دیگر تبدیل کند. قرار بود تو را به خودِ واقعی‌ات نزدیک‌تر کند. همان بخشی از تو که همیشه آرام بود، همیشه می‌دانست، و همیشه در اکنون زندگی می‌کرد. --- 🕯️ تمرین امشب (۱۰ دقیقه): «تولدِ دوباره از آگاهی» 1) چند نفس عمیق بکش و چشمانت را ببند. 2) برای یک دقیقه، فقط حضور را در بدن حس کن. 3) از خودت بپرس: - در این ۱۴ شب، چه چیزی را در خودم واضح‌تر دیدم؟ - چه چیزی را می‌خواهم دیگر با خودم حمل نکنم؟ - از این به بعد، می‌خواهم از چه کیفیتی زندگی‌ام را خلق کنم؟ 4) یک جمله برای ادامه‌ی مسیرت بنویس؛ مثل: «من انتخاب می‌کنم زندگی‌ام را از حضور خلق کنم.» یا «من دیگر از ترس نمی‌سازم؛ از آگاهی می‌سازم.» 5) دستت را روی قلبت بگذار و چند لحظه در سکوت بمان. --- 🌙 مانترا قبل خواب «من خالقِ آگاهِ کیفیتِ زندگیِ خودم هستم.» یا: «از این پس، از حضور می‌آفرینم.» --- t.me/baharoladi

🌕 شب ۱۳ — قانون فراوانیِ درونی «فراوانی، چیزی نیست که به دست بیاوری؛ چیزی است که یاد می‌گیری ببینی.» تمرین:۷ دقیقه «دیدنِ کافی‌بودنِ اکنون» 🌒 توضیح شب سیزدهم: «قانون فراوانی درونی (بازگشت از کمبود به بودن)» اکهارت تله می‌گوید ریشه‌ی بیشترِ رنج‌های ما یک توهم است: توهمِ کمبود. ذهن مدام نجوا می‌کند: «کافی نیست… هنوز کم است… باید بیشتر شود… وقتی فلان چیز را داشته باشی، آن‌وقت آرام می‌شوی.» اما این «آن‌وقت» هیچ‌وقت نمی‌رسد. چون ذهن، آرامش را به آینده تبعید می‌کند. و تا وقتی دنبالِ چیزی می‌گردی تا کامل شوی، ناخودآگاه اعلام کرده‌ای که الان کامل نیستی. شب سیزدهم یک چرخشِ ظریف اما انقلابی است: ما یاد می‌گیریم از بیرون به درون برگردیم. فراوانیِ واقعی، اول یک حالتِ آگاهی است—نه یک مقدار پول، توجه یا نتیجه. وقتی برای چند لحظه واقعاً حاضر می‌شوی، می‌بینی: - نفس هست. - بدن زنده است. - یک لحظه سکوت قابل لمس است. - زندگی همین حالا جریان دارد. این‌ها «چیزهای کوچک» نیستند؛ این‌ها خودِ معجزه‌اند. فراوانیِ درونی یعنی تواناییِ دیدنِ این واقعیتِ ساده: اکنون چیزی کم ندارد. این نگاه، تو را منفعل نمی‌کند؛ اتفاقاً برعکس: وقتی از کمبود خلق می‌کنی، عملت بوی اضطراب می‌دهد. اما وقتی از فراوانی خلق می‌کنی، عملت بوی آرامش و وضوح می‌دهد. همان کارها را می‌کنی—اما از یک جای دیگر درونت. شب سیزدهم به تو یاد می‌دهد که «کافی بودن» را تمرین کنی؛ نه به عنوان یک جمله‌ی انگیزشی، بلکه به عنوان یک تجربه‌ی مستقیم در بدن و آگاهی. --- 🕯️ تمرین امشب (۷ دقیقه): «اکنون کافی‌ست» 1) بنشین یا دراز بکش. یک دست روی قلب، یک دست روی شکم. 2) سه نفس آهسته بکش و فقط حسِ زنده بودن را در بدن دنبال کن. 3) در محیط اطرافت ۵ چیز را ببین (بدون اسم‌گذاری طولانی، فقط دیدن). 4) ۳ صدا را بشنو (بدون قضاوت: خوب/بد). 5) ۱ حسِ بدنی را دقیق احساس کن (گرما، نبض، وزن بدن). 6) حالا آرام در دل بگو: «در این لحظه، چیزی کم نیست.» «من همین حالا در فراوانیِ بودن هستم.» اگر ذهن گفت «نه، کم هست…»، فقط لبخند بزن و برگرد به یک حسِ ساده در بدن. فراوانی، نتیجه‌ی بحث کردن با ذهن نیست؛ نتیجه‌ی حضور است. --- 🌙 مانترا قبل خواب «من از بودن می‌آیم، نه از کمبود.» یا: «اکنون، خانه‌ی فراوانی است.» t.me/baharoladi

# 🌘 شب ۱۲ — قانون اعتماد «زندگی، وقتی با آن نجنگی، تو را حمل می‌کند.» تمرین: ۷ دقیقه سپردنِ یک نگرانی به جریان زندگی 🌒 توضیح شب دوازدهم: «قانون اعتماد (آرام گرفتن در جریان هستی)» یکی از عمیق‌ترین رنج‌های انسان این است که فکر می‌کند باید همه‌چیز را خودش کنترل کند. ذهن همیشه می‌خواهد بداند چه می‌شود، چه زمانی می‌شود، چطور می‌شود. و وقتی پاسخِ قطعی پیدا نمی‌کند، اضطراب تولید می‌کند. اکهارت تله یادآوری می‌کند که زندگی، پیش از آنکه ذهنِ تو برایش برنامه‌ریزی کند، در حال جریان بوده است. ضربان قلبت را تو تنظیم نمی‌کنی، نفس کشیدنت را تو مدیریت نمی‌کنی، طلوع خورشید به اراده‌ی ذهن تو وابسته نیست. پس چرا فکر می‌کنیم که برای امن بودن، باید همه‌چیز را کنترل کنیم؟ شب دوازدهم درباره‌ی اعتماد است. نه اعتمادِ کور، نه بی‌عملی، بلکه یک آرامشِ درونی که می‌گوید: «من سهم خودم را انجام می‌دهم، اما خودم را به جریان زندگی هم می‌سپارم.» اعتماد، یعنی بیرون آمدن از انقباض. یعنی فهمیدنِ این حقیقت که همیشه قرار نیست همه‌چیز مطابق ذهنِ تو پیش برود، اما می‌تواند مطابق رشدِ روحِ تو پیش برود. وقتی اعتماد نداری، مدام در حالتِ مقاومت و پیش‌بینی هستی. اما وقتی اعتماد بیدار می‌شود، درونت باز می‌شود، بدن نرم می‌شود و قلب از حالتِ دفاع بیرون می‌آید. آن‌وقت حتی در میانه‌ی ابهام هم می‌توانی آرام بمانی. تله می‌گوید: اگر با لحظه‌ی اکنون هم‌راستا شوی، نوعی هوشِ برتر شروع می‌کند از طریقِ تو عمل کردن. اعتماد یعنی اجازه دادن به این هوش. امشب قرار نیست جوابِ همه‌چیز را پیدا کنی. فقط قرار است کمی کمتر بترسی، کمی کمتر کنترل کنی، و کمی بیشتر اجازه بدهی زندگی تو را حمل کند. --- 🕯️ تمرین امشب (۷ دقیقه): «سپردن» 1) یک نگرانیِ مشخص را انتخاب کن؛ چیزی که این روزها ذهنت را درگیر کرده. 2) چشمانت را ببند و ببین این نگرانی در کجای بدن تو خودش را نشان می‌دهد. 3) چند نفس آرام بکش و با هر بازدم، در دل بگو: «لازم نیست همه‌چیز را همین حالا بدانم.» «من به مسیر زندگی اعتماد می‌کنم.» 4) تصور کن این نگرانی را از سینه‌ات برمی‌داری و در دستانِ زندگی می‌گذاری. 5) فقط چند لحظه در حسِ سبک‌تر شدن بمان. یادآوری: اعتماد یعنی باز بودن در دلِ ندانستن. --- 🌙 مانترا قبل خواب «من در آغوشِ زندگی، امن هستم.» یا: «همه‌چیز لازم نیست روشن باشد تا من آرام باشم.» t.me/baharoladi

🌗 شب ۱۱ — قانون بخشش «بخشش، آزاد کردنِ خودت از زندانِ گذشته است.» تمرین: ۷ دقیقه رهایی از بارِ یک رنج قدیمی 🌒 توضیح شب یازدهم: «قانون بخشش (آزاد شدن از داستانِ درد)» اکهارت تله بخشش را فقط یک رفتار اخلاقی نمی‌بیند؛ او آن را یک عملِ عمیقِ آگاهی می‌داند. چون تا وقتی درونِ تو زخمی قدیمی، دلخوری، خشم یا رنجِ هضم‌نشده زنده است، بخشی از انرژیِ زندگی‌ات در گذشته گیر کرده. بیشتر وقت‌ها ما فکر می‌کنیم از یک آدم، یک اتفاق یا یک خیانت رنج می‌کشیم؛ اما در واقع، آنچه ما را فرسوده می‌کند ادامه دادنِ داستان در ذهن است. یعنی حادثه تمام شده، اما ذهن هنوز آن را دوباره و دوباره زندگی می‌کند. شب یازدهم درباره این نیست که بگویی آنچه اتفاق افتاده درست بوده. بخشش به معنی تأییدِ درد نیست. بخشش یعنی: من دیگر نمی‌خواهم این زنجیر را با خودم حمل کنم. اکهارت تله می‌گوید تا وقتی هویتت را از رنج‌هایت می‌گیری، نمی‌توانی کاملاً آزاد شوی. بعضی آدم‌ها ناخودآگاه به دردشان می‌چسبند، چون دیگر نمی‌دانند بدون آن چه کسی هستند. اما حقیقت این است که تو داستانِ زخمت نیستی. تو آگاهی‌ای هستی که می‌تواند آن را ببیند، در آغوش بگیرد، و آرام‌آرام رها کند. وقتی می‌بخشی، در واقع گذشته را از انرژیِ اکنونت بیرون می‌کشی. و ناگهان چیزی درونت سبک می‌شود. نه چون حافظه پاک شده، بلکه چون دیگر زخمی کهنه فرمانروای قلب و ذهن تو نیست. بخشش، دروازه‌ی فراوانی است. چون قلبی که پر از تلخی‌ست، جایی برای نورِ تازه ندارد. اما قلبی که رها می‌کند، دوباره می‌تواند عشق، حضور و آرامش را احساس کند. --- 🕯️ تمرین امشب (۷ دقیقه): «من این بار را زمین می‌گذارم» 1) کسی یا موقعیتی را به یاد بیاور که هنوز درونت نسبت به آن انقباض هست. 2) چشمانت را ببند و فقط حسِ آن رنج را در بدن پیدا کن؛ در گلو، سینه، شکم یا قلب. 3) به‌جای فکر کردن به ماجرا، فقط حس را مشاهده کن. 4) آرام در دل بگو: «من انتخاب می‌کنم این بار را دیگر حمل نکنم.» «من تو را برای آزادیِ خودم رها می‌کنم.» 5) چند نفس عمیق بکش و اجازه بده بدن نرم‌تر شود. نکته: اگر هنوز کامل نبخشیدی، اشکالی ندارد. همین که آمادگیِ رها کردن در تو بیدار شده، یعنی درِ آزادی باز شده. --- 🌙 مانترا قبل خواب «من گذشته نیستم؛ من آگاهیِ آزادِ اکنونم.» یا: «با بخشش، خودم را آزاد می‌کنم.» t.me/baharoladi

🌘 شب ۱۰ — قانون تمرکز «هر کاری را که انجام می‌دهی، کامل انجام بده.» (تک‌وظیفگی = حضورِ واقعی) تمرین: ۷ دقیقه «یک کار، یک حضور» 🌒 توضیح شب دهم: «قانون تمرکز (تبدیل زندگی به مدیتیشن)» اکهارت تله بارها یادآوری می‌کند که پراکندگیِ توجه، شکلِ پنهانِ ناخودآگاهی است. ذهنِ ما عادت دارد هم‌زمان چند جا باشد: بدن اینجاست، ولی فکرمان در گفت‌وگوی دیروز، نگرانی فردا، یا مقایسه با دیگران می‌چرخد. نتیجه‌اش چیست؟ خستگیِ بی‌دلیل، اضطرابِ نرم، و حسِ «هیچ‌وقت کافی نیست». شب دهم درباره یک مهارت نجات‌دهنده است: تمرکزِ آگاهانه. تمرکز یعنی: تو *همان‌جایی* باشی که زندگی واقعاً اتفاق می‌افتد. وقتی فقط یک کار را انجام می‌دهی—واقعاً یک کار— ذهن آرام می‌شود، سیستم عصبی از حالت بقا خارج می‌شود، و یک حسِ فراوانیِ عجیب می‌آید: این‌که «همین لحظه کامل است.» نه چون همه چیز درست شده، بلکه چون تو دیگر تکه‌تکه نیستی. تمرکز، نوعی «سکوتِ فعال» است: نه سکوتِ گوشه‌نشینی، بلکه سکوتی که وسطِ زندگی جاری می‌شود—در راه رفتن، چای خوردن، پیام دادن، حتی ظرف شستن. امشب قرار نیست زندگی‌ات را عوض کنی؛ فقط قرار است توجهت را پس بگیری. و توجهِ پس‌گرفته‌شده، همان انرژیِ خالصِ خلق است. --- 🕯️ تمرین امشب (۷ دقیقه): «یک کار، یک حضور» 1) یک کار ساده انتخاب کن: چای درست کردن، مسواک زدن، مرتب کردن تخت، یا شستن صورت. 2) ۷ دقیقه، فقط همین. بدون موسیقی، بدون هم‌زمان پیام دادن. 3) هر بار ذهن رفت، برگرد به: - حسِ دست‌ها - حسِ پاها روی زمین - نفس - جزئیات حرکت نکته: هدف «خالی شدن ذهن» نیست؛ هدف «برگشتن» است. هر بار برگشتن = یک پیروزی. --- 🌙 مانترا قبل خواب «من در همین عملِ ساده، بیدارم.» یا: «توجه من، خانه‌ی من است.» -- t.me/baharoladi

🌑 شب ۹ — قانون بدن «بدن، پیام‌رسان روح است.» تمرین: اسکن بدن ۷ دقیقه‌ای 🌘 توضیح شب نهم: «قانون هوش بدن؛ بازگشت به کالبد زنده» اکهارت تله می‌گوید: «آگاهی، از طریق بدن درونی تو، وارد این جهان می‌شود.» بیشتر آدم‌ها آن‌قدر درگیر افکارشان هستند که انگار فقط یک «سرِ متفکر»‌اند و بدن، صرفاً وسیله‌ای برای حمل این ذهنِ شلوغ است. اما حقیقت این است که در زیرِ این پوست و استخوان، یک میدان زنده، هوشمند و تپنده از حیات جریان دارد. در شب نهم، قرار است از زندان افکار بیرون بیاییم و به خانه برگردیم. ذهن همیشه یا در گذشته سرگردان است یا در آینده؛ اما بدن فقط در اکنون زندگی می‌کند. وقتی توجهت را به درون بدنت می‌آوری—به دست‌ها، پاها، شکم، ضربان قلب و نفس—ذهن آرام‌آرام قدرتش را از دست می‌دهد و سکوتی لطیف درونت باز می‌شود. این هوشِ درونی همان نیرویی‌ست که قلبت را می‌تپاند، زخم‌هایت را ترمیم می‌کند و بدون هیچ تلاش ذهنی، زندگی را در تو جاری نگه می‌دارد. وصل شدن به این هوش، یعنی وصل شدن به منبعی عمیق‌تر از فکر؛ منبعی که در آن، امنیت، حضور و فراوانی از قبل وجود دارد. وقتی در بدنت حاضر می‌شوی، اضطراب کمتر می‌شود. چون اضطراب در ذهنِ آینده‌محور رشد می‌کند، اما بدن فقط حس می‌کند، نفس می‌کشد و در اکنون است. امشب یاد می‌گیریم بخشی از توجه‌مان را در بدن نگه داریم؛ تا هر طوفان ذهنی، نتواند ما را با خودش ببرد. تمرین امشب: برای ۷ دقیقه، چشمانت را ببند و بدنت را از نوک پا تا فرق سر احساس کن. نه برای تغییر دادن چیزی، نه برای تحلیل کردن؛ فقط برای اینکه دوباره به این خانه‌ی زنده برگردی. --- t.me/baharoladi

هفته دوم: خلق آگاهانه‌تر 🌘 شب ۸ — قانون نیت «نیت، جهت انرژی است.» تمرین: قبل خواب نیت فردا را آگاهانه بگو 🌿 وارد هفته دوم می‌شویم؛ جایی که از «سکون» به سمت «حرکت آگاهانه» می‌رویم. اکهارت تله معتقد است که عملِ ما وقتی از منشأ حضور باشد، قدرتی کیهانی پیدا می‌کند. این همان نیت (Intention) است. 🌘 توضیح شب هشتم: «قانون نیت (خلق از منشأ سکون)» اکهارت تله می‌گوید: «نیتِ تو، جهتِ جریانِ انرژی توست.» بیشترِ نیت‌های ما از «منیت» (Ego) می‌آیند؛ از حسِ کمبود، از ترس، یا از نیاز به ثابت کردنِ خودمان به دیگران. چنین نیت‌هایی حتی اگر به نتیجه برسند، آرامش نمی‌آورند. اما نیتِ آگاهانه، از فضایِ حضور برمی‌خیزد. در شب هشتم، یاد می‌گیریم که قبل از هر اقدامی، ابتدا به «درون» برگردیم. وقتی از فضایِ فراوانی و آرامش (نه از سرِ نیاز و اضطراب) نیتی می‌کنی، تمامِ هستی با تو هم‌سو می‌شود. نیت، مثل بذری است که در خاکِ حضور می‌کاری. اگر خاک (ذهن تو) پر از سنگِ اضطراب باشد، بذر رشد نمی‌کند. اما اگر در سکوت و پذیرش ریشه بدواند، خلقِ تو خودبه‌خود و بدونِ تقلا اتفاق می‌افتد. امشب یاد می‌گیریم نیت‌هایمان را از «داشتن» به «بودن» تغییر دهیم. به‌جای اینکه بگویی «می‌خواهم فلان چیز را داشته باشم»، بپرس «می‌خواهم چه کیفیتی از حضور را تجربه کنم؟» تمرین امشب، شفاف کردنِ یک نیتِ اصیل برای فردای توست؛ نیتی که از قلب می‌آید، نه از ترس‌های ذهن. ::: t.me/baharoladi

🌘 توضیح شب هفتم: «قانون رهاسازی (تسلیمِ آگاهانه)» اکهارت تله می‌گوید: «تسلیم، به معنایِ پذیرشِ منفعلانه نیست؛ بلکه به معنایِ دست کشیدن از مقاومت درونی در برابر جریان زندگی است.» ما اغلب مثل کسی هستیم که وسطِ یک رودخانه، خلافِ جهت آب شنا می‌کند و از خستگیِ مفرط رنج می‌برد. رهاسازی یعنی: دست برداشتن از کنترلِ چیزهایی که تحت کنترل تو نیستند. وقتی چیزی را با تمامِ وجود رها می‌کنی و می‌گویی «اجازه می‌دهم باشد»، ناگهان گره‌هایی باز می‌شوند که ذهنِ تو هرگز نمی‌توانست با فکر کردن بازشان کند. رها کردن، یعنی فضای خالی ساختن برای خلقِ جدید. تا دستت پر از چیزهای قدیمی و تمام‌شده باشد، جایی برای فراوانیِ نو وجود ندارد. در شب هفتم، ما تمرین می‌کنیم که «مشتِ گره‌کرده‌مان» را باز کنیم. چه یک خاطره باشد، چه یک نگرانی برای فردا، چه تصویری که از خودمان ساخته‌ایم. وقتی رها می‌کنی، به زندگی اجازه می‌دهی که از طریقِ تو عمل کند. و این، یعنی نجات. این یعنی بازگشت به خانه‌ای که در آن همه چیز، همین حالا، درست است. تمرین امشب، شناساییِ سنگین‌ترین باری است که همین حالا روی شانه داری… و اجازه دادن به آن بار، برای زمین افتادن. هفته اول تمام🤗🌱🤍 t.me/baharoladi

یک هفته گذشت از چالشمون🥹 🌗 شب ۷ — قانون رهاسازی اصل: آنچه را نمی‌گذاری برود، تو را نگه می‌دارد. 🧠 توضیح: چسبیدن، از ترس می‌آید. رهاسازی، فضای خلق جدید می‌سازد. 🧘 تمرین: یک باور محدودکننده را بنویس و زیرش بنویس: «آماده رها کردنم.» 🌙 مانترا: «فضا برای نو شدن باز است.» t.me/baharoladi

🌗 شب ششم: «قانون حقیقت و مرز» اکهارت تله می‌گوید: بیشترِ رنج ما از این می‌آید که می‌خواهیم «تصویر» خوبی از خودمان نگه داریم؛ حتی وقتی درونمان دارد فریاد می‌زند: نه. خیلی وقت‌ها بله می‌گوییم، چون می‌ترسیم دوست‌داشتنی نباشیم. سکوت می‌کنیم، چون نمی‌خواهیم تنش ایجاد شود. خودمان را توضیح می‌دهیم، چون می‌خواهیم تأیید بگیریم. اما هزینه‌اش چیست؟ جدا شدن از حقیقتِ درونی و کم‌کم خالی شدن از انرژی. شب ششم درباره‌ی یک چیز ساده و نجات‌دهنده است: این‌که با خودت صادق باشی. مرز گذاشتن یعنی از دیگری بدت نمی‌آید؛ یعنی خودت را فراموش نمی‌کنی. یعنی اجازه نمی‌دهی ترس، جای آگاهی را بگیرد. وقتی از جای حضور حرف می‌زنی—نه از واکنش و خشم— کلماتت کم می‌شوند، اما وزن پیدا می‌کنند. و بدنِ تو، یک پیام واضح دریافت می‌کند: «من کنارِ تو هستم. من خودم را ترک نمی‌کنم.» تمرین امشب کمک می‌کند ببینی کجاها از ترسِ قضاوت، حقیقتِ خودت را کوچک کرده‌ای… و چطور می‌توانی بدون جنگ، بدون توضیح اضافه، فقط شفاف و آرام، حقیقت را زندگی کنی. گاهی یک «نه» آگاهانه، بزرگ‌ترین «بله» به زندگی است. ::: t.me/baharoladi