ru
Feedback
ضمیر خودسر

ضمیر خودسر

Открыть в Telegram
1 255
Подписчики
-124 часа
-57 дней
-1330 дней
Архив постов
[یك جا برایت نوشته بودم: دوست دارم تو را بخندانم، به جای او که برایش گریه می‌کنی... "چقدر دوستت داشتم"]

[کبریت زدم؛ تو برای این روشنایی محدود گریستی.]

[گفتم ببخشید شما دلتون نمی‌خواد یه امشب گنجیشک گمشده‌ی به من پناه آورده باشین؟ ‏گفت دیوونه‌ای؟ ‏گفتم بله ولی درخت هم هستم. ‏گفت دیوونه‌ای. ‏رفت.]

[‏خواستنش تَمنّای هر رگ.]

[فارغ از هر چه که ناراحتم می‌کند از بابت تو خوشحالم. ]

برای فرار از ملال روز جمعه https://telegram.me/BChatBot?start=sc-121313-IVjE4Hs

براش نوشته بودم همیشه حین پلک زدن تصویری که روی سیاهی پرده‌ی چشمم نقش می‌بنده تصویر توئه تا اینجوری مطمئن بشم اگه این آخرین پلک زدن عمرم باشه تصویر تو آخرین چیزی هست که می‌بینم.

[مراد ما وصال توست از دنیا و از عقبی وگرنه بی‌شما قدری ندارد دین و دنیا را.]

[تو را! تو را آنقدر طولانی دوست دارم که گویی یا در ازل زاده شده‌ام یا هرگز‌ نخواهم مرد.]

شانه‌اش را بالا داد و نگاهش را از من گرفت و بعد طوری که به نظر برسد دارد اشکش را پاک می‌کند انگشتش را به چشمش نزدیک کرد و زیر لب گفت نشد.