355
Подписчики
Нет данных24 часа
+47 дней
+430 день
Архив постов
354
"She never wanted to speak about Auschwitz. [...] I asked her once to tell me more, and she said, 'No, I will get crazy.' So we could speak around, or after, or before, but the real moment, never. Not directly...
...The jail thing is very, very present in all of my work... Sometimes not very frontally. And the jail is coming from the camps, because my mother was in the camps, and she internalized that and gave it to me."
354
امروز هم به تو فکر میکنم. شانتال آکرمن در قلب من هم جایگاه ویژهای داشته و داره، درست کنار جای تو؛ به هر شکلی که میشه کسی رو دوست داشت. 🤍
354
پس شعلههای آتش جهنم را به جان کشیدهای.
حتی میتوانی بگویی چه طعمی دارد: واقعیت
انتهایشان قلابهای تیزی دارند که تن را میدراند
تکهتکه، تا استخوان.
در خیابان قدم زدی و اتفاق در کار بود؛ شلاقزدن و خونریزی.
همهچیز یادت هست، پس بیشک به یاد داری، جهنمی هست.
برکلی، ۱۹۷۵
-اثبات، خورخه لوئیس بورخس، از دفتر رز زرد، برگردان علی معصومی.
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
