ru
Feedback
Lyrics Notes

Lyrics Notes

Открыть в Telegram

ای مطرب آن ترانه‌ی تر بازگو ببین تو ترّی و لطیفی و ما از تو ترتریم «مولانا»

Больше
1 688
Подписчики
+324 часа
+47 дней
+3030 день
Архив постов
فرهنگ ایران‌زمین از آغاز تا امروز پر از ترانه‌های بهاری است. در ایران باستان ترانه‌های بهاری بسیاری توسط خنیاگران خلق و اجرا می‌شد و اهمیت موضوع بهار در آوازهای باستانی ایران آن اندازه است که عنوان یکی از شش آواز مهم باستانی ما «نوروز» است. در موسیقی دستگاهی ایران هم گوشه‌هایی هست که بسیار در اجراهای بهاری از آن‌ها بهره گرفته می‌شود. گوشه‌هایی مانند طرب‌انگیز در ماهور، گلریز در شور و کوچه‌باغی در دشتی. ترانه‌های بهاری بسیاری هم در خاطره‌ی جمعی چند نسل ماندگار شده‌اند و هنوز زمزمه می‌شوند. به بهانه‌ی آغاز سال نوی خورشیدی، برخی از این ترانه‌ها را مرور می‌کنیم. نوروزتان پیروز🌹 @LyricsNotes

«ناز اِدکه» خواننده: گوگوش ترانه و موسیقی: محلی تنظیم: بابک سعیدی اجرا: ۱۳۹۵ انتشار: ۱۴۰۰ اجرای مشهور این ترانه با صدای «ناصر عبداللهی بوده است. @LyricsNotes

چطور می‌شود که یک کانال مدعی فعالیت در حوزه‌ی موسیقی در این سطح سخیف و زرد، مهملات می‌بافد و خاطره جعل می‌کند؟ یک روایت هست ک
چطور می‌شود که یک کانال مدعی فعالیت در حوزه‌ی موسیقی در این سطح سخیف و زرد، مهملات می‌بافد و خاطره جعل می‌کند؟ یک روایت هست که میرزاده سر ضبط «بزن تار» با سه‌تار حاضر شده و نواخته! همین! #عزیزرفته #مهستی #واروژان #میرزاده @LyricsNotes

شعر و ترانه هم مثل اکثر چیزهای دیگر معیارهایی برای سنجیده شدن از منظر کیفیت ادبی، هنری و تاریخی دارند. معیارهای ما نمی‌توانند در لحظه، متفاوت باشند. نگاهمان هم نمی‌تواند به آثاری که مقایسه می‌کنیم تفاوت زاویه داشته باشد. اگر یک ترانه را خوب نمی‌دانیم چون از نظر ما محتوی ضدارزش است نمی‌توانیم آن را مقابل ترانه‌ی ضدارزش دیگری بگذاریم و دومی را چون فرم هنرمندانه‌تری دارد ترانه‌ای خوب‌تر بدانیم بدون این‌که به تغییر معیار اشاره کنیم. نمی‌شود که ترانه‌هایی کم ارزش از منظر ادبی و هنری را حلواحلوا کنیم چون در مثلا سه چهار دهه‌ی پیش سروده و اجرا شده‌اند و حالا ترانه‌هایی به مراتب سالم‌تر را به جرم نوزادگی سخیف و بی‌ارزش بدانیم. این گارد همیشگی نسل‌ها در مقابل هم‌نسلان، یک موتیف تاریخی است. اصلا فیلم «نیمه‌شب در پاریس»، اثر برجسته‌ی «وودی آلن» را ببینید و نفسی عمیق بکشید. ما در بدترین جای تاریخ نایستاده‌ایم! @LyricsNotes

در این که شهیار قنبری از مؤثرترین و بزرگ‌ترین ترانه‌سرایان جریان ترانه‌ی نوین است شکی نیست اما یکی از مهم‌ترین خدشه‌ها بر کارنامه‌ی ترانه‌سرایی ایشان طرح مفاهیم و تعابیری واپس‌گرایانه در برخی سروده‌های ایشان است. «گستاخی» یک نمونه‌ی حیرت‌انگیز از این سروده‌هاست. ترانه‌ی مملو از کرنش‌های حقیرانه‌ی زن سنتی و مفلوک فرهنگ ضدزن حاکم بر جامعه‌ای که اتفاقا شهیار در آن میان داعیه‌ی روشنفکری داشته است. بعید است که امروز شهیار هنوز هم صاحب چنین رویکردی فکری باشد اما با هیچ سفسطه‌بافی ساده‌لوحانه‌ای هم نمی‌شود محتوای زن‌ستیز این ترانه را توجیه کرد و از این رو چنین سروده‌ای هیچ ربطی هم به «ترانه‌ی نوین» ندارد. هرچند انصاف این است که بدانیم سرودن چنین ترانه‌هایی در آن دوران باب بوده و این بی‌توجهی به معنای و محتوای گاه ضدانسانی، مختص شهیار نبوده و انگار زمانی لازم بوده تا هنرمندان ما دقت بیشتری در خلق آثاری عاری از چنین دیدگاه‌های به شدت غالب و پذیرفته‌ی آن نسل‌ها داشته باشند. عجب این که هنوز برخی عشاق حضرت ترانه‌سرا از این سروده‌ی عریان، تفسیرِ «تهکّم» و تمسخر استخراج می‌کنند! @LyricsNotes

«گستاخی» خواننده: گیتی ترانه‌سرا: شهیار قنبری ملودی: حسن شماعی‌زاده تنظیم: واروژان @LyricsNotes

https://www.instagram.com/p/Cah7J0lq7OH/?utm_medium=copy_link این بزرگوار (لینک اینستاگرام 👆) ظاهرا مجموعه شعرش در جشنواره‌ی شعر فجر شرکت کرده و اون‌طور که خودش روایت می‌کنه «برگزیده» شده اما بعد که داوران متوجه‌ زاویه‌ی مواضع ایشون شده‌ن، یکی دیگه رُ «برگزیده» کردن! حالا ایشون اومده توضیح داده که (نقل به مضمون): «من اصلا از شرکت در این مسابقه بی‌خبر بودم، بعد بهم زنگ زدن گفتن: نامزد شدی! حله؟ من هم گفتم فعلا حله! بعد به گوشم رسید برگزیده شدم و باز با خودم گفتم یه مدت دیگه هم به تفکر و تعمق بپردازم ببینم چه می‌شه کرد! بعد یه‌هو یکی به گوشم رسوند که چه نشستی؟! یکی دیگه برگزیده شد! و این‌جا بود که فهمیدم اگر خاموش بنشینم گناه است! پس برای احقاق حقم تا تهش رفتم و اعتراض و داد و هوار و گرد و‌ خاک کردم و دم این و اونُ دیدم و آخرش هم برگزیده نشدم!» و این‌طوری این بزرگوار، تبدیل به قهرمان ایستادگی در مقابل ظلم شدن! مثل این‌که دزدان محل به هر دلیلی تصور کنن یکی از اهالی محل هم‌دسته‌ی خودشونه و سهمی از مال دزدی براش کنار بذارن و بهش خبر بدن و طرف بگه حالا فعلا سهم منُ بذارین کنار ببینم چی می‌شه! و بعد دزدا بفهمن اشتباه کردن و اون سهمُ بدن به یکی از خودشون و طرف به ضایع شدن حقش اعتراض کنه و ژست مبارزه علیه ظلم بگیره! در همین حد تباه! در همین حد مضحک! @LyricsNotes

«عاشقی» خواننده: سیاوش شمس ملودی و ترانه: مجتبی مصری تنظیم: بهروز صفاریان @LyricsNotes

«تهران من» خواننده: ابی ترانه‌سرا: یغما گلرویی موسیقی: فرزین قره‌گوزلو @LyricsNotes

«رسالت محمد» خواننده: هاتف شعر: مسعود هوشمند موسیقی: علی درخشان @LyricsNotes

«سرود کارگر» خواننده: فرامرز اصلانی شعر: محمدعلی بهمنی موسیقی: صادق نوجوکی @LyricsNotes

+2
«سلاح را برگیریم» خواننده: محمدعلی قدمی کلام: بابک رادمنش موسیقی: بابک رادمنش @LyricsNotes

ترانه‌ها و سرودهای انقلابی که در دهه‌ی اول انقلاب اسلامی خلق و اجرا شدند بخشی از خاطره‌ی جمعی ما شده‌اند. نسل انقلابی و حتی متولدین دهه‌های پنجاه و شصت که نسل اول پس از انقلابند بخش مهمی از خاطرات موسیقی و ترانه‌شان به این آثار پیوند خورده است. مهم از این جهت که انقلاب و دهه‌ی اول پس از آن جایگاهی بسیار قابل‌توجه در تاریخ این سرزمین و این نسل‌ها داشته و دارد. فارغ از رویکردها و ارزش‌های محتوایی این آثار که عموما از یک آبشخور و در یک مسیر و به سمت یک هدف‌اند می‌توان نقش تاریخی و ویژگی‌های فنی‌شان را با جزئیات تحلیل کرد. تا امروز هم بارها به این آثار پرداخته شده و پس از این هم حتما به آن‌ها پرداخته خواهد شد. اما برای من به عنوان یک متولد نیمه‌ی دوم دهه‌ی پنجاه که از حدود سال شصت دیباچه‌ی خاطراتم آغاز می‌شود بسیاری از این آثار بخشی از خاطرات کودکی‌ام شده‌اند. نکته‌ی جالب برای من این است که از میان خیل اجراهای انقلابی آن دوران چند ترانه‌ی مشخص برایم با همان معیارهای کودکانه، جذاب‌تر بودند. امروز که آن‌ترانه‌های جذاب‌تر را مرور می‌کنم نکته‌ی جالب‌تری در اکثر آن‌هاست. عمده‌ی خالقین و مجریان آن آثار جذاب، چهره‌های شاخص جریان پاپ قبل و پس از انقلابند! چهره‌هایی مانند منفردزاده، رادمنش، هاتف، فرامرز اصلانی و دیگران. این‌ جذابیت‌ها هم به گمان من پیش از هر چیز مرهون خلاقیت ملودیک و جنس اجراست و لزوما ربطی به شعر و حتی سطح سازآرایی و تنظیم ندارد. همین نکته نشان می‌دهد که در عوامل جذابیت یک ترانه، ملودی و تنالیته و کیفیت صدا و اجرای خواننده بسیار مؤثر و‌ مهم است. از همین مسیر می‌توان اقبال به برخی آثار امروز در سبک‌های مختلف را تحلیل و تفسیر کرد. این که معنا و رویکرد فکری کلام یک ترانه و کیفیت هارمونیک موسیقی، لزوما عامل جذب و دفع مخاطب نیست. @LyricsNotes

هفتاد و یکمین زادروز #تورج_شعبانخانی است. این ویدئوی جشن شصت و پنجمین زادروز اوست. آن روز دوستانی که شوق دیدارش را داشتند سرزده به دیدنش بردیم. جشن کوچک اما پر از خاطره‌ای شد. گیتار زد و خواند و گیتار زد و خواندیم. اتفاقی که طی سال‌ها بارها تکرار می‌شد و او هر بار گشاده‌روتر و مهربان‌تر از همیشه ما را می‌نواخت. او که خالق بخشی از گنجینه‌ی موسیقی پاپ ماست و در آفرینش آثارش امضای مختص به خود را داشت. گنجینه‌ای که نامش را در تاریخ ماندگار کرد. یاد و نامش گرامی @LyricsNotes

«داریوش» بخش بزرگ و مهمی از تاریخ هنر و ترانه‌ی ماست. داریوش تنها یک صدا نیست. مجموعه‌ای از ویژگی‌های شگفت‌آور است که در مهم‌
«داریوش» بخش بزرگ و مهمی از تاریخ هنر و ترانه‌ی ماست. داریوش تنها یک صدا نیست. مجموعه‌ای از ویژگی‌های شگفت‌آور است که در مهم‌ترین جریان‌های هنر و‌ موسیقی تاریخ معاصر ردپایی عمیق و ماندگار دارد. صدایی است که روح و جان ما را به زلال‌ترین آفریده‌های نوین ترانه و موسیقی پیوند می‌زند. طنین دلپذیر آواز اوست که حس و معنای هم‌آغوشی واژه‌ها و نت‌ها را در زیباترین و عمیق‌ترین سطوح، به کام ما روانه می‌سازد. نام داریوش هنر ترانه‌ی عصر ما را معنا می‌کند. چه خوب که زندگانی ما حضوری این‌چنین را تجربه کرده و می‌کند. زادروزش مبارک🌺 @LyricsNotes

علیرضا طلیسچی در پاسخ به سؤال من توضیح قابل تأملی داد. این سؤالی است که می‌شود از بسیاری از کارورزان ترانه‌ی دیروز تا امروز پرسید. اما نکته این است که آیا عدول از قواعد ادبی و هنری در خلق اثر، آگاهانه و با اتکا به آگاهی ادبی و هنری است؟ طبیعی است که خلق ادبی و هنری لزوما بسته به محدوده‌های قراردادی و اصول رایج نیست و اساسا خلق هنری در نوآوری و شکستن محدودیت‌هاست. اما برای رسیدن به چنین مسیری لازم است که ابتدا به همان اصول و محدودیت‌ها اشراف داشته باشیم. این‌جا هم با تأکید بر این نکته، پرسش دیگری مطرح کرده‌ام که تمامی کارورزان ادب و هنر بهتر است پاسخی صادقانه برای آن داشته باشند: بلدی و رعایت نمی‌کنی؟ @LyricsNotes

برای بکتاش آبتین *** زنجیر به پای آزادی و ما سرخورده در رنج مکرر زمان می‌لولیم فردای سترون امید نعش بویناک آرزوهای به مسلخ رف
برای بکتاش آبتین *** زنجیر به پای آزادی و ما سرخورده در رنج مکرر زمان می‌لولیم فردای سترون امید نعش بویناک آرزوهای به مسلخ رفته در قامت امروز به ما می‌گریند ما وارث فریاد بلند توفان بودیم ما! ما که چنین حقیرانه اکنون به سکوت تاریک زمانه آویخته‌ایم ای سردی خاک بر تن آزادی! ای شرم فروریخته از بودن‌ها! روزی نه چنان دیر از ما نه اگر! از مشرق فردایی زود انسان به زمان طلوع خواهد کرد حمید ناصحی دی‌ماه ۱۴۰۰ @LyricsNotes

«شب‌گرد» خواننده: نیما رییسی ترانه‌سرا: حسن علیشیری آهنگ و تنظیم‌: اشکان دباغ @LyricsNotes

اجرای اول و بی‌سانسور ترانه «پل» واروژان/ ایرج جنتی عطائی/ گوگوش ضبط در استودیو پاپ؛ پائیز ۱۳۵۴ صدابردار: ویگن داودی @minorpodcast