Noor | نور
Открыть в Telegram
...💭 . هر وقت به جایی رسیدی که خودت تونستی حال خودتو خوب کنی اونجا آخر خوشبختیه ! ♡حَـسْــبي الله♡ تبلیغات : @bluee_girl
Больше1 456
Подписчики
Нет данных24 часа
-47 дней
-1130 день
Архив постов
1 457
بهترین کاری که میتونم امسال برای ۰۵/۰۵/۰۵ بکنم اینه که فردا امتحان دینیمو پاس بشم. امیدوارم همه موفق باشن فردا 🤍
1 457
من بخاطر اینکه همه چیزو تموم کردم ناراحت نیستم.
از اینکه اون آدم میتونست تغییر بده یسری چیزا رو ولی نخواست ناراحتم
از اینکه در اخر غرورش رو اولویت قرار داد ناراحتم
از اینکه همه چیز میتونست یجور دیگه پیش بره ناراحتم
از اینکه همه چیز میشد مثل قبل بشه و نشد ناراحتم
1 457
شب که میخواین بخوابین شرمنده خودتون نباشید، مطمئن باشید که همه توان و انرژیتون را گذاشتهاید.. گور پدر حرف بقیه.
مطمئن باشید به هدفتون میرسید.
1 457
«کلام، خنجر نیست. نباید باشد. کلام و زبان، سرپناهی است در برابر گزند تنهایی و مرگ. واژهها، شعلههای خُردی هستند تا به یاری آن فاصلههای هولناک و روابط یخبسته را چارهای کنیم. از کلام، خنجر نسازیم. این چه هنر و مهارت بیقدری است که موهبت والای کلام را دستمایهای برای طعن و تعریض، طرد و خوارداشت، خَستن و زخمی کردن و تلخکامی همدیگر سازیم؟ واژهها آمدهاند تا چراغ دوستی برافروزند، نهال مِهر بنشانند و اندوه آدمی را تسکینی باشند. واژهها را چوب آتشافروزیهای دلآزار نسازیم، سوختِ بارِ خودکامگیهای خود نکنیم. موهبت ارجمندِ زبان را در پای دوستی و آشنایی خرج کنیم. به سوداهای تهیمایه که به نام حقیقتاند و به کام أنانیت (خودبینی)، زبان را تباه نکنیم. گفتوگویی که ما را به زندگی مطبوعتر میرساند، از جادهی واژههای عبوس نمیگذرد. رخسارهی واژهها در آوار خشم و درشتی ما، زشت میشوند. شب میشوند.»
صدیق قطبی
1 457
کار از «امیدواری» و «ناامیدی» گذشته…
مفهوم «امید» داره آروم آروم فرومیپاشه.
چون دیگه تماما داره میشه درِ بسته و نشدن. انگار دیگه مهم نیست چیکار میکنی، قراره نشه!
تقصیر من و تو هم نیست، ناظریم و فاعلیت خاصی هم نداریم. اما من یه چیزی رو میدونم و اونم اینه که هرکدوم از ماها، با یه نخ نازک گاهی به زندگی وصل میشیم.
قبل از اینکه حرف اصلیم رو بزنم اینو بگم که:
اگه به هر شکلی داری ادامه میدی دمت گرم
این روزها داشتن کوچکترین روتینی سخته، انجام هرکاری از صفر تقریبا نشدنیه.
و اگر پای درسی، پای کار و روتینتی، هرچی،
دمتتتتت گررررم!!!
اما من یه چیزی رو تازگیها فهمیدم و اونم اینه که «امید» جمعیه. یعنی چی؟
یعنی یه روز، من، با «ادامه دادن» تو رو هل میدم و یه روز، این ادامه دادن تو، من رو سرپا نگه میداره!
لازم هم نیست بیایم داد بزنیم
و من بگم امیدوار باش و به هدفت فکر کن؛ چون جواب نمیده؛ یا تو بخوای به من از امید بگی؛ چون کار از گفتن گذشته.
ما فقط باید خودمون رو ببینیم که یکیمون هر روز داره ادامه میده؛ سخت، با اشک، با ترس، ولی ادامه میده.
تو یکی نهای، هزاری؛ تو چراغ خود برافروز!
1 457
علی تو ۲۶ سالگی خونه خرید
اما هیچوقت از شهر خودشم بیرون نرفت
مهدی مدرک تحصیلی نداره
اما به چندین کشور سفر کرده
سارا پول اجاره خونش رو به زور میده
اما عشق زندگیش رو پیدا کرده
امیر هنوزبا پدر مادرش زندگی میکنه
اما از ته دلش حالش خوبه
سعید یک بیزنس موفق داره
اما واقعا احساس تنهایی میکنه
شاید راه و زندگی درست وجود نداره!
فقط زندگیهای مختلف برای ادمهای مختلفه...
1 457
امسال نه برق داشتیم، نه اینترنت، نه آموزش درست، نه اعصابوروان برامون مونده، نه فرجههای امتحان منطقی بود؛ جنگ هم داشتیم. بازم یه دههشصتی میاد میگه: «زمان ما سختتر بود»
1 457
روز ازمون: داوطلبان گرامی آزمون خود را با شنیدن صدای انفجار آغاز کنید. در پشت پاسخ برگ میتوانید وصیت نامه خود را بنویسید.
