𝘌𝘭𝘥𝘳𝘦𝘥'
Открыть в Telegram
2 843
Подписчики
-524 часа
-237 дней
-7630 день
Архив постов
2 843
#part472
خوابهای عجیب زیادی دیده بودم که هیچکدومشون رو درست بهیاد نداشتم.
سرم به شدت درد میکرد و بدنم کوفته بود.
نمیدونستم تیر کشیدن عضلات و استخونهام به چه دلیل بود، یا مواد لازم داشتم یا بخاطر سرما بود و یا مراسماتی که احتمالا ابوهادی دیشب اجرا کرد!
میدونستم که یه کارهایی باهام کرده، حسشون میکردم اما اون لحظه توی حالت عادی نبودم.
استین کاپشنم رو بالا زدم و نگاهم رو به کبودی و زخم هایی که به خاطر جای سرنگ روی ساق دستم ایجاد شده بود دوختم.
اگر اراز اینهارو میدید چقدر عصبی میشد.
صدای حرکت کسی رو روی ریگهای بیرون اتاق حس کردم و به سمت پنجره رفتم.
طولی نکشید که ابوهادی رو دیدم که چیز بزرگ قهوه ای رنگی به دست داشت.
چشمام رو تنگ کردم و کمی جابه جا شدم تا بهتر ببینم.
شیشهها به شدت خاکی و کثیف بودن و نمیشد چیزی رو تشخیص داد.
بلاخره گوشه ای ایستاد که تازه متوجه چیزی که توی دستش بود شدم.
ابروهام بالا پرید و لرز بدی توی بدنم افتاد.
مثل سر گاو یا گاومیش میموند!
انقدر سنگین بود که ایستاده بود تا بتونه بعد از کمی استراحت دوباره بلندش کنه.
چشمهای بزرگ گاو باز بود و انگار دقیقا به من زل زده بود.
با دندونهای زردش بهم پوزخند میزد.
پشت سر ابوهادی پر از خون بود، انگار تازه سر موجود زبون بسته رو بریده بود چون بنظر تازه میومد و ازش خون چکه میکرد.
گاو حیوون خیلی گرونی بود!
از کجا اینهمه پول اورده که بتونه همچین چیزی رو جور کنه؟
از اون گذشته، چطور تنهایی حریفش شده؟
حداقل پنج تا مرد باید تلاش کنن تا بتونن سر یه همچین موجود گولاخی رو ببرن.
ترسیده بودم.
معلوم نبود چه چیزهایی در پیش دارم.
به خاطر نداشتم هیچوقت توی عمرم به این اندازه ترسیده باشم.
فکر نمیکردم هیچکس توی عمرش به این شدت ترسیده باشه.
اگر قرار بود بهم تجاوز شه، میدونستم چی در انتظارمه.
اگر میدونستم قراره با چیزی بزنه توی سرم، یا با چاقو بکشتم میدونستم که قراره بمیرم.
اما حالا، خدا میدونست چه بلایی قراره سرم بیاد!
وقتی به خودم اومدم، کله گاو دیگه اونجا نبود و ابوهادی پشت در قرار داشت و تلاش میکرد قفل و زنجیر متصل بهش رو باز کنه.
بلاخره در باز شد و با دست های خونی وارد اتاق شد.
انگار انتظار داشت از خونی بودن پوستش بترسم چون با نگاهی حق به جانب بر اندازم میکرد.
_انقدر پولدار بودی که بتونی گاو قربونی کنی؟
بعد اونقدر توی همه چیز حسادت به خرج میدادی؟
ابوهادی_من خسیسس نبودم، تو لیاقت یکسری چیزها و یکسری کارهارو نداشتی.
از اون گذشته وقتی کارام تموم بشه میتونم هرچقدر که خواستم پول داشته باشم.
من به یکی از بزرگترین جادوگر های دنیا تبدیل میشم.
_مثل ادمهای توی کارتون ها صحبت میکنی، بزرگ ترین جادوگر های دنیا!
ابوهادی_هنوز هم زبونت درازه.
دوست داری از حلقت بکشمش بیرون؟
_نه ممنون، ترجیح میدم با زبونم بمیرم.
صدام میلرزید و درست نمیفهمیدم چی میگم.
نسخ بودم.
_میخوای باهام چیکار کنی؟
ابوهادی_چندین بار بهت گفتم!
_میخوام دقیق بدونم.
اینکه بدونم چه بلایی سرم میاد خیالم رو راحت تر میکنه.
اینکه ندونی چه اتفاقی میخواد برات بیوفته باعث میشه بدترین فکر ها توی سرت بیان و این خیلی غیر قابل تحمله.
ابوهادی_چیزی نیست، مثل مراسم های دیگست.
فقط ترسناک تره.
ممکنه موجودات ترسناکی ببینی، من هم نمیدونم چی میتونن باشن و میترسم.
و خیلی درد میکشی.
وقتی وارد جسمت بشن حس میکنی بدنت داره منفجر میشه.
بعد میمیری.
چون انرژیت کشش مقابله باهاشون رو نداره.
_تو نمیکشیم؟
ابوهادی_نه.
من هرچی باشم قاتل نیستم.
_مطمئنی؟
این یه جور قتل حساب نمیشه؟
ابوهادی_نه.
2 843
گاهی ادامه دادن یک جمله فقط ارزش اون حرف رو کم میکنه، ممنون که کاملا به موقع در انتهای مسیرمون نقطه گذاشتی.
2 843
نوشتن دلیل میخواهد و دلیلش چاره دیگری نداشتن است. ادمیزاد باید پوچ باشد تا بتواند بنویسد و من از وقتی که تورا از دست دادم دیگر احساس پوچ بودن نمیکنم.
2 843
گاهی وقتها انقدر غیر قابل تحمل و گره خوردهام که کلمات هم از دستم فرار میکنن و وقتی تلاش میکنم بیانشون کنم تا خودم رو توضیح بدم بیشتر گم میشم.
2 843
Repost from N/a
🕯️🖤 جایی واسه کسایی که میدونن تمایلاتشون خاصتره...
https://t.me/+WB9_MPkrHzVmNGNh
⛓️💋 اگه دنیای BDSM برات فقط یه فانتزی نیست، جای درست اومدی
https://t.me/+WB9_MPkrHzVmNGNh
🫦🥀 اینجا میتونی حرف دلتو بزنی، میسترس پیدا کنی یا شاید یه بانی مطیع؟
https://t.me/+WB9_MPkrHzVmNGNh
🎭💌 فضا امنه، بدون قضاوت — فقط خودت باش و لذت ببر
https://t.me/+WB9_MPkrHzVmNGNh
🕸️✨ از سابمایندای شیرین تا دومیناهای مرموز... همه اینجان
https://t.me/+WB9_MPkrHzVmNGNh
🫀 فقط بین خودمون بمونه، لینک خاصه نه عمومی 💼
https://t.me/+WB9_MPkrHzVmNGNh
ایدی ادمین تبادل : @MoonTbx
ربات برا کسایی که ریپورتن : @CreskBot
2 843
Repost from N/a
🕯️🖤 جایی واسه کسایی که میدونن تمایلاتشون خاصتره...
https://t.me/+WB9_MPkrHzVmNGNh
⛓️💋 اگه دنیای BDSM برات فقط یه فانتزی نیست، جای درست اومدی
https://t.me/+WB9_MPkrHzVmNGNh
🫦🥀 اینجا میتونی حرف دلتو بزنی، میسترس پیدا کنی یا شاید یه بانی مطیع؟
https://t.me/+WB9_MPkrHzVmNGNh
🎭💌 فضا امنه، بدون قضاوت — فقط خودت باش و لذت ببر
https://t.me/+WB9_MPkrHzVmNGNh
🕸️✨ از سابمایندای شیرین تا دومیناهای مرموز... همه اینجان
https://t.me/+WB9_MPkrHzVmNGNh
🫀 فقط بین خودمون بمونه، لینک خاصه نه عمومی 💼
https://t.me/+WB9_MPkrHzVmNGNh
ایدی ادمین تبادل : @MoonTbx
ربات برا کسایی که ریپورتن : @CreskBot
2 843
Repost from N/a
💫🌈 قلمروی آزاد و بدون مرز 🌈💫
اینجا هیچ تفاوتی نداره کی هستی یا چی دوست داری 💘
https://t.me/+YTL_HekwhrkwOTJk
لیتلای رنگی، ددیهای شیطون و میسترسهای مرموز همه اینجان 🕷️
ما با احترام، اعتماد و کلی فان پیش میریم 🖤
https://t.me/+YTL_HekwhrkwOTJk
بیا… بذار رنگهاتو با تاریکی قاطی کنیم ⚡🦇
2 843
من میدونم که تو احساس میکنی به هیچ کجا و هیچ چیزی تعلق نداری.
حدس زدن اینکه وقتی چشمهات رو میبندی از روز بعدیای که میاد متنفری و شبی که گذروندی طعم زهرمار نبود من رو میده سخت نیست.
عزیزم، تو تا سالها تلاش خواهی کرد که خودت رو به چیزی که بهت احساس ارزش بده گره بزنی اما همشون توی تنت زار خواهند زد.
2 843
لباسی که من رو به یادت میاره بپوش و به این فکر کن که من تورو از ادمهای جدید زندگیم مخفی میکنم و نشناختنت قوی ترم کرده.
2 843
همیشه یکنفر از پایان راه ناراحت تر، دلتنگ تر و پشیمانتر خواهد بود.
امیدوارم زیاد بهت بد نگذره عزیزم، چون من چیزی حس نمیکنم و تو توی این جهنم تنهایی.
2 843
Repost from N/a
اوه مستر خشن، اسلیو رو به دیوار زنجیر کردی؟😀🩸
https://t.me/+M88uefQvyWtlMWZk
طناب قرمز دور مچها، بدن لرزید و نفس تنگ شد😀🤗
https://t.me/+M88uefQvyWtlMWZk
چشمای بسته با پارچه، منتظر شلاق یا نوازش🌕🔥
https://t.me/+M88uefQvyWtlMWZk
"توله فقط صدای زنجیرتو بشنو"🫦⏳
https://t.me/+M88uefQvyWtlMWZk
گیفای آهسته از قطره عرق روی پوست👀👅
https://t.me/+M88uefQvyWtlMWZk
لیتل کیوت منتظر تنبیه بعدیه🥺🧨
2 843
Repost from N/a
💫🌈 قلمروی آزاد و بدون مرز 🌈💫
اینجا هیچ تفاوتی نداره کی هستی یا چی دوست داری 💘
https://t.me/+YTL_HekwhrkwOTJk
لیتلای رنگی، ددیهای شیطون و میسترسهای مرموز همه اینجان 🕷️
ما با احترام، اعتماد و کلی فان پیش میریم 🖤
https://t.me/+YTL_HekwhrkwOTJk
بیا… بذار رنگهاتو با تاریکی قاطی کنیم ⚡🦇
2 843
باگ خلقت اونجاست که وقتی چشمات رو میبندی همه جا سیاه و خاموش نمیشه، بلکه تازه سمفونی خاطرات شروع میشه و تا سحر تنهات نمیزاره.
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
