با خودم خلوت کرده بودم. تنها ماندن با خود مزخرفم بهتر از بودن با یک شخص دیگر بود؛ هر کس که باشد. همهشان دارند آن بیرون حقه های حقیر سر همدیگر سوار می کنند و کله معلق می زنند. پتو را تا گردنم بالا کشیدم و صبر کردم.
@nesfeaw🖤
من همیشه چهره متبسم خود را به آن ها نشان داده بودم، و آن ها فکر می کردند که همه چیز رو به راه است؛
غافل از این که پشت آن چهره، دژمی خالص و چشم به راه نشسته بود.
@nesfeaw🖤