کتابفروشی رزا📕🌸
Открыть в Telegram
رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتابها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin
Больше2 061
Подписчики
-124 часа
-27 дней
-2430 день
Архив постов
2 061
توی این رفت و امد ها ایزابلا استاد سوتی دادن شده. از ریختن قهوهروی پرونده تا گم کرد کارت دسترسی مهمون ویژه همیشه درحاله خراب کردن کارها بود...اما این کای بود که فقط با همون نگاه خاصش اونو نگاه کرده نه سرزنشی نه قضاوتی فقط و فقط نگاهش کرده🤭
2 061
نه به عنوان همکار نزدیک یا حتی نه به عنوان دوست....
چیزی که بین این دونفره اسمش نه رابطست نه فاصله😶🌫2 061
ولی کای یک عضوه عادیه کلاب نیست اون یک سهامداره معروفه که وقتی توی کلاب هست کاملا حضور و قدرتش حس میشه...و حالا دقیقا یکساله که کای و ایزابلا دارن هم رو توی کلاب میبینن🙈
2 061
+1
چی میشه که یکی از همون آدم های مهم کای یانگه باشه👀
مردی با۳۲سال سن و ظاهری خیره کننده
کاریزمای عجیب و نگاهای خیره اش باعث شده که با ادم های دوروبرش کلی تفاوت داشته باشه🙂↔️2 061
ایزابلا دختره قصهی ماست🫠
دختری با موهای بنفش که به لبخند بامزش معروفه😍
وتوی کلاب معروفی کار میکنه که یک عالمه آدم مهم توش رفت و آمد دارن....
2 061
+1
یک راز چقدر میتونه بزرگ باشه که تونسته پایه های عشقه به این محکمی رو به لرزش دربیاره....
2 061
+1
مجموعهی پادشاهان گناه از نشر مات😍پادشاه خشم(کتاب اول) ۴۵۵صفحه/
2 061
دانته نقشه های خودش رو داشت برای این ازدواج اون فکر میکرد میتونه طی یک سال همه عکس هارو پاک کنه....
2 061
اماا تصمیم ها بالاخره گرفته شد...👁
طی دوهفته اونها نامزد میشدن و ویوین باید پیش دانته زندگی میکرد به مدت یکسال و بعدش باهم ازدواج میکردن💍2 061
ویوین دختری که با خواسته خودش وارده این بازی نشده بود حالا به خاطر جاه طلبی پدرش وارده این بازی شده بود😵
و حالا گیره یک ازدواج اجباری افتاده بود که توش راه فراری وجود نداشت....
2 061
+1
با اینکه دانته هیچوقت خودشرو عاشق برادرش نشون نمیداد ولی از فکر نابودی اون داشت دیوانه میشد😶
پس همون شب به خونه فرانسیس رفت و دخترش ویوین رو برای اولین بار دید....2 061
فرانسیس خیلی ساده و مستقیم به دانته گفت:یا با دخترم ازدواج میکنی یا خودت جنازه ی برادرت رو جمع میکنی چون رومانو به هیچکس رحم نمیکنه👀
2 061
اون مافیا به حدی وحشی بود که وقتی یک آدم حق اینو داده بود با برادرزاده اش احوالپرسی کنه جونه اون آدمو گرفت سره همین موضوع ساده💀
و حالا اگه میفهمید برادرزاده مورد علاقش تو بغل لوکا روسو دیده شده سره لوکا رو از تنش جدا میکرد⚔
2 061
اون شب فرانسیس عکس هایی رو به دانته نشون داد که برای اولین بار رنگ از صورت دانته پرید🤐
اونم عکس های لوکا بردار کوچیکترش بود که با یکی از دختر های خانواده ی مافیایی رومانو بود...
اما نکته مهم این بود که رومانو از این قضیه به سادگی نمیگذشت اگه عکس ها پخش میشدن...
