ru
Feedback
کتابفروشی رزا📕🌸

کتابفروشی رزا📕🌸

Открыть в Telegram

رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتاب‌ها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin

Больше
2 006
Подписчики
+124 часа
-67 дней
-2030 дней
Архив постов
باید ببینیم بعد از خوندن جلد آخر هنوزم نظرتون همینه یانه🫠🤌

وقتی با جلد جدید رو به رو بشین📚🤌✨️
متوجه میشین که درگیری ذهنی بین شخصیت ها به قدری زیاده که حتی نمی دونید حق به کی بدین🥲💔✨️

با اتمام مجموعه ناتوان تا سالها تو ذهنمون قرار بمونه چرا...🕊✨️ چون همیشه تو یادمونه که پیدین برای بقا چقدر تلاش کرد❤️‍🔥🪷✨️ قرار تو ذهنمون بمونه که کای چقدر عاشقه🦋✨️🥲 و کیت چه چیز هایی رو گذرونده🥀✨️ مجموعه جادویی با کلی اتفاقات و راز هایی که بر ملا میشه اتفاقات ناراحت کننده ای که تا سالها تو ذهنمون می مونه و شخصیت هایی که باهاشون انگار زندگی کردیم🥲🤌💖

وقتی کتاب تموم کنیم📚🥲✨️
یک سفر باید به مقدمه کتاب بزنیم چرا چون قرار جواب خیلی چیز هارو بهتر بگیرین❤️‍🔥🤌✨️

بچه ها شما کدوم رابطه رو بیشتر دوست دارین
Anonymous voting

رابطه پیدین و کای یک رابطه زیبا و قشنگه
وقتی کای برای رسیدن به پیدین دست به هر کاری میزنه🥲❤️‍🔥✨️

وقتی قرار تو کتاب اتفاق هایی بی افته که فکرشم نمیکنی🥲💔🤌

سلاممممم بچه هاااا

با خوندن کتاب بی باک قرار تمام راز ها برملا بشن❤️‍🔥✨️ راز هایی نهفته حتی رازی که در جلد کتاب هاست📚✨️

وقتی قرار تمام افکاری که تو جلد های قبلی رو که داشتی از دست بدی🥀✨️
چرا چون قرار کلی بازی روانی و جواب تمام سوال هارو تو جلد آخر بدست بیارین🤌❤️‍🔥

سلام زیبااا نه متاسفانه موجود نداریم🥲💔

سلام خسته نباشی. کتاب dead girls don't talk رو موجود دارید ؟ و اینکه کتابش ترجمه نمیشه ؟

کتاب بی باک📚✨️ "جلد سوم کتاب ناتوان" جلد آخر مجموعه ناتوان منتهی یک جلد فرعی دیگه دارد و باید باهاش خداحافظی کنیم🥲💔✨️ 🕯نا
+2
کتاب بی باک📚✨️
"جلد سوم کتاب ناتوان" جلد آخر مجموعه ناتوان منتهی یک جلد فرعی دیگه دارد و باید باهاش خداحافظی کنیم🥲💔✨️ 🕯ناشر:نشر داهی✨️ 🪔ژانر:عاشقانه،فانتزی ✨️ 🪔۷۵۲صفحه/لبه رنگی/جلدسخت و آستربدرقه های طرحدار✨️ ❌قیمت اصلی کتاب:۷۹۰تومان❌ ‼️قیمت مخصوص رزا بوکی ها:۷۰۰تومان‼️ @time_of_study📙 براى خريد كتاب پيام دهيد @Rosa_bookstore_admin

معرفی روز دوم کتاب_بی باک📚✨️ که اون دیگه ملکه‌ی کشور منه ملکه‌ی برادرم👑🥀✨️ و من به عنوان مجری قانون باید ازش پیروی کنم. 🥀
+2
معرفی روز دوم کتاب_بی باک📚✨️
که اون دیگه ملکه‌ی کشور منه ملکه‌ی برادرم👑🥀✨️ و من به عنوان مجری قانون باید ازش پیروی کنم. 🥀✨️ اما برگزیده‌ها قبول نمی‌کردن، برگزیده‌هایی که سال‌ها فکر می‌کردن معمولی‌ها چیزی جز بیماری و ضعف نیستن🤌❤️‍🔥 حالا حضور پیدین رو نمی‌پذیرفتن. 🔥 آیا شانس دوباره‌ای برای من وجود داشت؟ ✨️ این‌که بتونم پیدین رو بار دیگه برای خودم داشته باشم؟ 🪷✨️ یا همه‌چیز برای همیشه تموم شده بود؟🥀✨️

معرفی روز دوم کتاب_بی باک📚✨️ حالا فقط یک انتخاب داشت، این‌که بپذیره ملکه‌ی کیت بشه و هم‌نوعانش رو نجات بده.👑✨️ اما نمی‌دونم
+2
معرفی روز دوم کتاب_بی باک📚✨️
حالا فقط یک انتخاب داشت، این‌که بپذیره ملکه‌ی کیت بشه و هم‌نوعانش رو نجات بده.👑✨️ اما نمی‌دونم چرا امید داشتم که قبول نکنه، که به کیت بگه عاشقِ منه و به جز من نمی‌تونه در کنار مرد دیگه‌ای باشه. 🪷🥀✨️ توی افکارم غرق بودم که صدایِ پیدین رعشه‌ای به تنم انداخت، صدایی که کیت رو مخاطب قرار داده بود.💔🥲✨️ بهش گفت که قبول می‌کنه باهاش ازدواج کنه. 🕊💍✨️ و درست مقابل چشم‌هایِ من، کیت حلقه‌ی ازدواج رو توی انگشت پیدین انداخت.💍✨️ زمین و زمان دور سرم می‌چرخید.🌍🥲✨️ دیگه پذیرفته بودم که این دختر رو از دست دادم. که دیگه هیچ راهی برای داشتنش ندارم.🥀✨️

معرفی روز دوم کتاب_بی باک📚✨️ چهره‌ی یک پادشاه رو داشت👑✨️ دیگه نمی‌تونستم توی صورتش هون کیت شوخ‌طبع و مهربون سابق رو ببینم‌.
+2
معرفی روز دوم کتاب_بی باک📚✨️
چهره‌ی یک پادشاه رو داشت👑✨️ دیگه نمی‌تونستم توی صورتش هون کیت شوخ‌طبع و مهربون سابق رو ببینم‌. 🥀✨️ اون بهم گفت مدتی که من توی شهر دُر به دنبال پیدین می‌گشتم اسناد و کتاب‌های زیادی رو در رابطه با ایلیا خونده. 📜✨️ فهمیده که کشور ما روز به روز داره ضعیف می‌شه و تنها یک راه برای جلوگیری از نابودیش هست❤️‍🔥✨️ اون‌هم صلح کردن با معمولی‌ها!🕊✨️ کیت داشت من رو قانع می کرد که پیدین وارد شد. 🔥✨️ تمام حرف‌هایی که بینمون رد و بدل شده بود رو شنیده بود.🫠

معرفی روز دوم کتاب_بی باک📚✨️ حالا که پیدین از احساس من خبر داشت و می‌دونست که چه‌قدر دوستش دارم ازش خواستم که صبر کنه تا نجا
+1
معرفی روز دوم کتاب_بی باک📚✨️
حالا که پیدین از احساس من خبر داشت و می‌دونست که چه‌قدر دوستش دارم ازش خواستم که صبر کنه تا نجاتش بدم.🫀💖 اما وعده‌هایی که کیت داده بود، قطعاً وسوسه‌کننده بودن. 🔥🤌✨️ وعده‌ی ایلیای آزاد برای معمولی‌ها، کسایی که مدت‌ها بود سرنوشتی به جز مرگ و تبعید در انتظارشون نبود☠️✨️ حالا با ازدواج کیت و پیدین می‌تونستن یه زندگی عادی رو تجربه کنن. 🕊✨️ این چیزی بود که پیدین همیشه می‌خواست. ❤️‍🔥 ولی من مطمئن نبودم که این هدفِ واقعیِ کیت باشه.💔✨️ اون روزی که کیت بهم فرمان دستگیری پیدین رو داد، اصلاً به نظر نمی‌اومد که چنین تصمیمی داشته باشه.🫠 پس رفتم سراغش تا به جواب سوال‌هام برسم، برادری که روزی می‌شناختمش حالا خیلی تغییر کرده بود...🥀✨️

معرفی روز دوم کتاب_بی باک📚✨️ وقتی که به ناچار مجبور شدم نقاب بی‌تفاوتی بزنم و پیدین رو برگردونم به ایلیا، مطمئن بودم که قرار
معرفی روز دوم کتاب_بی باک📚✨️
وقتی که به ناچار مجبور شدم نقاب بی‌تفاوتی بزنم و پیدین رو برگردونم به ایلیا، مطمئن بودم که قراره مقابل کیت بایستم🎭✨️ چه‌طور می‌تونستم اون دختر رو بکشم، چه‌طور می‌تونستم اون چهره‌ی زیبا، اون چشم‌ها، اون کک و مک‌ها رو برای همیشه زیر خاک بفرستم؟🥀✨️🪦 نه! اما وقتی که به قصر رسیدیم و کیت فرمانش رو اعلام کرد احساس کردم زمین زیر پاهام خالی شد.🥲💔✨️ به هیچ عنوان انتظارش رو نداشتم که کیت بخواد با پیدین ازدواج کنه. 🕊💍✨️☠️ یعنی من مجبور بودم شاهد ازدواج دختری که دوستش داشتم با شخص دیگه‌ای باشم؟🥀💍✨️ شخصی که از قضا برادرمم بود؟ نه من اجازه نمی‌دادم این اتفاق بیفته!💔☠️🥀✨️

معرفی روز دوم کتاب_بی باک📚✨️ از دید «کای آزر» زمانی که کیت بهم فرمان داد تا به دنبالِ پیدین بگردم و اون رو به ایلیا برگردونم
+2
معرفی روز دوم کتاب_بی باک📚✨️
از دید «کای آزر» زمانی که کیت بهم فرمان داد تا به دنبالِ پیدین بگردم و اون رو به ایلیا برگردونم:) مدام به این فکر می‌کردم که چه‌طور قراره این کار رو انجام بدم.🥀✨️ چه‌طور قراره دختری رو که در تمنای دیدنش هستم، در تمنای بوسیدن و داشتنش هستم رو به پیشگاهِ مرگ ببرم. 💋☠️🥀✨️ احساس می‌کردم گیر افتادم، بینِ برادری که با تمام وجودم دوستش داشتم، و دختری که حاضر بودم زندگیم رو فداش کنم. 💔🥀✨️

خب خب بریم سراغ معرفی جذابمون😍🤌