ch
Feedback
کتابفروشی رزا📕🌸

کتابفروشی رزا📕🌸

前往频道在 Telegram

رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتاب‌ها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @Rosa_bookstore_admin

显示更多
2 071
订阅者
无数据24 小时
-67
-2930
帖子存档
یکمی از رضایت های شمارو ببینیم 😍 وقتی بسته هاتون میرسه من خوشحال ترینم 🥹 ممنون از اعتماد و خریدتون ✨🌸 @time_of_study📙 برا
+2
یکمی از رضایت های شمارو ببینیم 😍 وقتی بسته هاتون میرسه من خوشحال ترینم 🥹 ممنون از اعتماد و خریدتون ✨🌸 @time_of_study📙 براى خريد كتاب پيام دهيد @Rosa_bookstore_admin

روزتون بخیر باشه✨

سلام به رزا بوکی های عزیزم😍

نورفام👀👑 💎ناشر:ایران بان 💎ژانر:فانتزی،عاشقانه،هیجان انگیز 💎تعداد صفحات:۵۰۴صفحه 💎نقشه سرزمین/آرت بوک شخصیت ها 🌠۴۹۰تومان
+2
نورفام👀👑 💎ناشر:ایران بان 💎ژانر:فانتزی،عاشقانه،هیجان انگیز 💎تعداد صفحات:۵۰۴صفحه 💎نقشه سرزمین/آرت بوک شخصیت ها 🌠۴۹۰تومان/چاپ اول🌠 @time_of_study📙 براى خريد كتاب پيام دهيد @Rosa_bookstore_admin

معرفی روز سوم کتاب«نورفام»✨ اون‌ها از شش فرمانروا می‌خواستن که قدرت‌های خودشون رو به اشراف و حاضرینِ توی ضیافت نشون بدن. اگر
+1
معرفی روز سوم کتاب«نورفام»✨
اون‌ها از شش فرمانروا می‌خواستن که قدرت‌های خودشون رو به اشراف و حاضرینِ توی ضیافت نشون بدن. اگر من مثل بقیه‌ی مردم بومین بودم، می‌تونستم با دست‌هام یاقوت و زمرد و انواع سنگ‌های قیمتی بسازم، باعث روییدن گل و سرسبزی طبیعت بشم! اما من مثل مردمم نبودم و هیچ قدرتی نداشتم.
قرار نبود این‌طور بشه، قرار نبود این‌قدر زود نقشه‌های من نقش بر آب بشن. اگر فرمانروایان می‌فهمیدن من قدرتی ندارن، چه بلایی سرم می‌اومد؟ حالا باید چیکار می‌کردم؟

معرفی روز سوم کتاب«نورفام»✨ یه قدم به سمتش برداشتم. خیلی بهش نزدیک شده بودم، دلم می‌خواست از چشم‌هاش بخونم که چه نقشه‌ای رو ت
معرفی روز سوم کتاب«نورفام»✨
یه قدم به سمتش برداشتم. خیلی بهش نزدیک شده بودم، دلم می‌خواست از چشم‌هاش بخونم که چه نقشه‌ای رو توی سرش داره! در جوابش، گفتم که منم نمی‌دونم که از تصویر شمشیرم روی گلوش خوشم میاد، و یا تصویر قلبش روی بشقاب غذام! این حرفم اون رو به خنده انداخت. انگار همه‌ی این‌ها واسش مثل یه شوخی و بازی بود. سرش رو نزدیک‌تر آورد و زیر لب بهم گفت مراقب باشم، چون ممکنه واقعاً قلبش رو بهم بده! قبل از این‌که بخوام پاسخی بهش بدم، آزول گفت که سر جامون بشینیم. و بعد حرف‌هایی رو به زبون آورد که احساس کردم وحشت کل وجودم رو گرفت!

معرفی روز سوم کتاب«نورفام»✨ بعد از این‌که توی مبارزه‌مون شکستش دادم، این اولین برخوردمون بود. اون بهم گفت از این‌که شمشیرم رو
معرفی روز سوم کتاب«نورفام»✨
بعد از این‌که توی مبارزه‌مون شکستش دادم، این اولین برخوردمون بود. اون بهم گفت از این‌که شمشیرم رو محکم توی دستم می‌گیرم، و لباسم من رو محکم توی چنگش می‌گیره خوشش میاد! اگر می‌تونستم قطعاً بابت لبخند شیطنت‌آمیزی که روی لب‌هاش بود می‌کشتمش! اون‌وقت بازنده‌ی رقابت می‌شدم و مردمم با طلسمی که روشون بود، نسلشون منقرض می‌شد!

معرفی روز سوم کتاب«نورفام»✨ اما شب، وقتی برای شام رفتم، با تعداد زیادی از نجیب‌زادگان و اشراف مواجه شدم. نمی‌دونستم چه خبره،
معرفی روز سوم کتاب«نورفام»✨
اما شب، وقتی برای شام رفتم، با تعداد زیادی از نجیب‌زادگان و اشراف مواجه شدم. نمی‌دونستم چه خبره، هیچ کسی به من در مورد ضیافت یا میهمانی چیزی نگفته بود. و من خبر نداشتم که قراره در معرض چه خطری قرار بگیرم! وقتی که داشتم به کنجکاوی به جمعیت نگاه می‌کردم، حضور گریم رو کنار خودم احساس کردم. خدایِ من اون واقعاً قد بلند و جذاب بود، و در عین‌حال بی‌نزاکت و گستاخ!

معرفی روز سوم کتاب«نورفام»✨ اما نگرانی‌های بزرگ‌تری قرار بود برام پیش بیاد. بعد از اولین ضیافت شام که برگزار شد، همه فرمانروا
معرفی روز سوم کتاب«نورفام»✨
اما نگرانی‌های بزرگ‌تری قرار بود برام پیش بیاد. بعد از اولین ضیافت شام که برگزار شد، همه فرمانروایان ترجیح دادن غذاشون رو توی خلوت اتاقشون بخورن، و اگر هم میهمانی برگزار می‌شد، بشقاب خالی جلویِ من می‌ذاشتن. چرا که مردمِ بومین برای زنده موندن، فقط به یک یا دوتا قلب انسان در ماه احتیاج داشتن. من به سختی موفق شده بودم برای خودم غذا پیدا کنم و این موضوع چندان برام اهمیتی نداشت.

معرفی روز سوم کتاب«نورفام»✨ سلست به شدت از دست من خشمگین بود؛ من نقشه‌مون رو خراب کرده بودم، ما قرار بود خودمون رو ضعیف‌ترین
معرفی روز سوم کتاب«نورفام»✨
سلست به شدت از دست من خشمگین بود؛ من نقشه‌مون رو خراب کرده بودم، ما قرار بود خودمون رو ضعیف‌ترین فرمانروایان نشون بدیم. اما من با برنده شدن مقابلِ گریم، نشون داده بودم که اصلاً ضعیف نیستم! حتی تقریباً اورو روهم شکست داده بودم. حالا نگاه‌ها به من مرموزانه بود. هیچ‌کسی نمی‌تونست باور کنه من یه دخترِ دست‌وپاچلفتی هستم. یه فرمانروای جوان و بی‌تجربه!

حواستون باشه این کتاب به دلیل پیش فروش بودن قیمتش مناسب هست بعد از تموم شدن همه نسخه های پیش فروش قیمت کتاب افزایش داره!

خب اماده معرفی روز اخر کتاب هستید؟

آیسلا کرون، فرمانروای سرزمین بومین، برخلاف بقیه‌ی فرمانروایان هیچ قدرت خارق‌العاده‌ای نداره. این ضعف اون رو توی موقعیتی خطرنا
آیسلا کرون، فرمانروای سرزمین بومین، برخلاف بقیه‌ی فرمانروایان هیچ قدرت خارق‌العاده‌ای نداره. این ضعف اون رو توی موقعیتی خطرناک قرار میده؛ چون اگر کسی به رازش پی ببره، نابود می‌شه.

سپهرین : توانایی پروازشون رو از دست دادن و نمی‌تونن توی آسمون باشن.
سپهرین : توانایی پروازشون رو از دست دادن و نمی‌تونن توی آسمون باشن.

اخترین : مردم اخترین نمی‌تونن بیشتر از بیست‌وپنج‌سال عمر کنن و عمرشون فقط محدود به بیست‌وپنج ساله!
+1
اخترین : مردم اخترین نمی‌تونن بیشتر از بیست‌وپنج‌سال عمر کنن و عمرشون فقط محدود به بیست‌وپنج ساله!

مهتابین : توی شب، زمانی که ماه کامله، اگر به ساحل نزدیک باشن، مورد حمله‌ی دریا و طوفان قرار می‌گیرن. برای همین دریا واسشو خطر
+1
مهتابین : توی شب، زمانی که ماه کامله، اگر به ساحل نزدیک باشن، مورد حمله‌ی دریا و طوفان قرار می‌گیرن. برای همین دریا واسشو خطرناکه و حکم سند مرگ رو داره.

شب‌آگین : نمی‌تونن شب‌ها بیرون برن؛ و توی شب، پوسشون می‌سوزه و تبدید به خاکستر می‌شه‌.
+1
شب‌آگین : نمی‌تونن شب‌ها بیرون برن؛ و توی شب، پوسشون می‌سوزه و تبدید به خاکستر می‌شه‌.

آفتابین : نمی‌تونن توی آفتاب حضور داشته باشن؛ و اگر روزها بیرون برن، آسیب می‌بینن و براشون مرگ‌باره!
آفتابین : نمی‌تونن توی آفتاب حضور داشته باشن؛ و اگر روزها بیرون برن، آسیب می‌بینن و براشون مرگ‌باره!

بومین : مردم بومین، طلسم شدن تا هر کسی رو که عاشقش می‌شن بکشن؛ اون‌ها قلب انسان‌ها به عنوان غذا می‌خورن.
بومین : مردم بومین، طلسم شدن تا هر کسی رو که عاشقش می‌شن بکشن؛ اون‌ها قلب انسان‌ها به عنوان غذا می‌خورن.

هر قلمرو نفرینی داره که زندگی مردمش رو نابود کرده؛ این نفرین‌ها هویت و ویژگی‌های قلمروها را شکل داده‌ان و رقابت سده، تنها فرصتیه برای شکستنشون.
خب حالا که حرف قلمرو ها شد بریم سراغ معرفیشون😁