کتابفروشی رزا📕🌸
Открыть в Telegram
رزا هستم😍 بلاگر کتاب و عاشق دنیای متفاوت کتابها🤩📗 اینجا یه عالمه کتاب تو ژانر ها و سلیقه های مختلف براتون معرفی میکنم♥️ یادتون نره به سراسر ایران ارسال داریم✈️ ☎️جهت ارتباط و ثبت سفارش به آیدی زیر پیام دهید: @sweetroza
Больше1 988
Подписчики
Нет данных24 часа
-107 дней
-2030 дней
Архив постов
1 987
نفسکشیدن حتی برای یه لحظه بدون ترس، غیرممکن بود. مدیر مدرسه نگاه سنگینی بهش داشت؛ چون آندری پسر یه عضو سابق حزب بود که مادرش هم تبعید شده بود، ولی به دلایلی نامعلوم دوباره به مسکو برگشته بودن و حتی تونسته بودن ثبتنامش کنن. چیزی که همه رو به شک انداخته بود....
1 987
تو راهروهای مدرسه، دیوار به دیوار پر بود از عکسهای استالین و شعارهای پرحرارت کمونیستی که با رنگ سرخ نوشته شده بودن.
1 987
آندری با دستای یخکردهی از اضطرابش، خودش رو پشت ستونهای سنگی حیاط پنهون میکرد و نفس عمیق میکشید.
هر ماشینی که میرسید و یکی از فرزندان قدرت رو پیاده میکرد، یادش مینداخت که اینجا جاییه که براش ساخته نشده.
1 987
وسط این جمع، یه پسر با صورت لاغر و نگاه مضطرب، سعی میکرد خودش رو گم و گور نکنه که اسمش آندری بود...
1 987
چند هفته قبل...
اولین روز سال تحصیلی توی مدرسهی ۸۰۱ بود. دانشآموزا یکییکی از ماشینهای گرانقیمت پیاده میشدن؛ بچههای ژنرالها، سیاستمدارها و آدمهای مهمی که هرکدومشون قدرت و نفوذ زیادی داشتن.
1 987
حالا یه سوال بزرگ توی هوای سنگین مسکو پخش میشه: این یه حادثه بوده یا قتلِ حسابشده؟ توطئهای علیه استالین؟
یا شاید بخشی از بازیهای تاریک خودشه؟
1 987
اما این فقط یه قتل معمولی توی خیابونای مسکو نیست؛ چون این دوتا، فرزندان مقامات بلندپایهی حزب کمونیستن.دانشآموزای مدرسهی ۸۰۱؛ جایی که به خاطر امنیت و جایگاهش، حتی فکرِ نزدیک شدن بهش برای مردم عادی غیرممکن بود.
1 987
+1
روی پلی نزدیکِ میدان، پسر و دختری نوجوان با لباسهای سنتی قرن نوزدهمی، غرق در خون افتادن👀
چشمهاشون هنوز بازه، انگار که حتی فرصت نکرده باشن آخرین فکرشون رو تموم کنن.
1 987
در حالی که مسکو غرق جشنِ بزرگِ پیروزی بر نازیهاست و پرچمهای سرخ همهجا به اهتزاز دراومدن، صدای شلیک گلولهای توی جمعیت میپیچه و برای چند لحظه، همهچیز رو متوقف میکنه.
1 987
چون دقیقا وایبش همینه😍
یک کتاب معمایی و جنجالی اما نه مثل بقیه کتاب ها این یکی متفاوت تر و قشنگ تره😈
1 987
اون صدای گلوله ای بود که زندگی یک دختر و پسر اشراف زاده رو به پایان رسونده بود....
1 987
اما خیلی سریع شرایط عوض شد...
یک صدای مهیب و بزرگ باعث شد که هرکی سرجای خودش میخکوب بشه
1 987
اما خیلی سریع شرایط عوض شد...
یک صدای مهیب و بزرگ باعث شد که هرکی سرجای خودش میخکوب بشه
1 987
کتاب امروزمون بالای ۵۰۰صفحه است و همینجور که میبینید کتاب های حجم بالا قیمت های زیادی دارن....👀
1 987
کتاب امروزمون بالای ۵۰۰صفحه است و همینجور که میبینید کتاب های حجم بالا قیمت های زیادی دارن....👀
