ru
Feedback
Abyss of Ideas

Abyss of Ideas

Открыть в Telegram

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود / زنهار از این بیابان وین راهِ بی نهایت @morshed65

Больше
1 073
Подписчики
Нет данных24 часа
+37 дней
+2930 дней
Архив постов
بقول سارتر ؛ ما بردگان مختاریم!

موضوع جالبی هست خوشم اومد 👍 این بحث اختیار و عد اختیار تو اسپینوزا و هگل جزو مسائل اساسی هست که اصولا اختیاری وجود نداره... هگل حتی کار فلسفه رو کشف " ضرورت " می دونه ما چه در فرد و جمع در یه ضرورت نامعلوم زندگی می کنیم...

بخش ۴ (آخر) بررسی کتاب #تعیین_شده فایل صوتی @drazarakhshmokri

فایل صوتی بخش دوم بررسی کتاب #تعیین_شده که البته جا مانده بود و باید قبل از قسمت سوم بارگذاری می شد

بررسی کتاب تعیین شده بخش اول.mp371.52 MB

بررسی کتاب #تعیین_شده از #رابرت_ساپولسکی بخش اول

ESTAS TONNE || ANCIENT MEMORIES || VILNIUS - LITHUANIA || Envision Tour 2022 🍭 Download by RegaYouTube

Repost from N/a
Oswaldo Guayasamín (1919-1999) The Desperate, 1970.
Oswaldo Guayasamín (1919-1999) The Desperate, 1970.

Day Mass - In Puer By: Benedictine Nuns of St. Cecilia's Abbey Album: Transcend By: Nuns of St. Cecilia's Abbey Album: Gregorian Chant Gaudete #Renaissance (1450-1600) @DonaNabisPacem

Repost from Dona Nobis Pacem
اجرای پنجم از قطعۀ: BWV 639: Ich ruf zu dir, Herr Jesu Christ - سومین اجرا با ساز ارگ از این قطعه By: Jos van der Kooy آدرس ویدیوی بالا: www.youtube.com/watch?v=RaKgwkmVZUw #BWV_639 #Instrumental - #Organ #Bach (1685-1750) #Baroque (1600-1750) @DonaNabisPacem

📌 فایل صوتی نشست نقد و بررسی کتاب: «علم، سیاست و گنوسیسم» نوشته‌ی اریک فوگلین [توضیحات] 🎙 با حضور: آقایان آریا سلگی و آریان زند @PhilosophyHistoryPolitics

مانده پای آبله از راه دراز، بر دَمِ دهکده مردی تنها، کوله بارش بردوش، دست او بر در، می گوید با خود: غم این خفته ی چند، خواب در چشم ترم می شکند.

آهنگ های من به آرامی صدا می کنند در طول شب همانطور که از تو می خواهند; بیا اینجا در بیشه ی آرام درختان، عزیزم بیا پیش من نوک درختان باریک در حالی که خش خش می کنند زمزمه می کنند در نور ماه؛ هیچ خائن متخاصمی نمی‌شنود، پس نترس عزیزم آواز بلبل ها را می شنوید؟ اوه، آنها به شما التماس می کنند با نت های شیرین نوحه هایشان از طرف من نزد شما شفاعت می کنند. می توانند حسرت سینه را درک کنند، با درد عشق آشنا هستند با نت های نقره ای خود آنها را به هم می زنند هر قلب حساسی بگذار سینه خودت هم تکان بخورد عزیزم به من گوش کن! من می لرزم در حالی که منتظر پاسخ شما هستم. بیا منو خوشحال کن ( ترجمه گوگل ترنسلیت)

Ständchen Leise flehen meine Lieder Durch die Nacht zu dir, In den stillen Hain hernieder, Liebchen, komm zu mir. Flüsternd schlanke Wipfel rauschen In des Mondes Licht, Des Verräters feindlich Lauschen Fürchte, Holde, nicht. Hörst die Nachtigallen schlagen? Ach, sie flehen dich, Mit der Töne süßen Klagen Flehen sie für mich. Sie verstehn des Busens Sehnen, Kennen Liebesschmerz, Rühren mit den Silbertönen Jedes weiche Herz. Lass auch dir die Brust bewegen, Liebchen, höre mich! Bebend harr ich dir entgegen, Komm, beglücke mich. Serenade My songs call out gently Through the night as they beseech you; Come down here into the quiet grove of trees, Beloved, come to me! Slender tree tops whisper as they rustle In the moonlight; No hostile traitor is going to overhear, So do not be afraid, my love. Can you hear the nightingales singing? Oh, they are beseeching you With the sweet notes of their laments, They are interceding with you on my behalf. They can understand the longing of the breast, They are familiar with the pain of love, With their silver notes they stir Every sensitive heart. Let your own breast be moved too, Beloved, listen to me! I am trembling as I await your response; Come, make me happy!

#Vocal موسیقی: شوبرت

Repost from N/a
" اغلب رخ می‌دهد که به‌وقتِ داوری در بابِ دیگرانی که دست‌آوردی برجسته و خوب داشته‌اند، از تمایزِ نادرستِ درونی و بیرونی استفاده می‌کنیم تا ادّعا کنیم آن‌چه آنان انجام داده‌اند در ارتباط با ایشان چیزی است بیرونی و انگیزه‌های درونی‌شان کاملاً متفاوت [ از جلوه‌ی بیرونی‌شان] بوده است، زیرا آنان برای ارضا کردنِ غرور و نخوتِ خود یا شهواتِ شرم‌آورِ دیگر عمل کرده‌اند. این گرایشِ حسادت‌آمیزِ کسانی است که چون خود قادر نیستند به کارهایی بزرگ دست یازند، می‌کوشند عظمت و بزرگی را به سطحِ خویش برسانند و آن را تحقیر کنند. در برابر، می‌توانیم گفته‌ی زیبای گوته را به یاد آوریم که برای برتری‌های بزرگِ دیگران، درمانی جز عشق وجود ندارد. بنابراین، اگر به منظورِ بی‌ارزش ساختنِ دست‌آوردهای شایانِ تحسینِ دیگران از ریاکاری سخن می‌گوییم، باید توجه کنیم که اگرچه انسان یقیناً می‌تواند لحظه‌ای عملی را انجام دهد و آن را پنهان کند، نمی‌تواند به طورِ کلّی خودِ درونی‌اش را پنهان کند؛ خودِ درونی در جریانِ زندگی آشکار می‌شود و در این رابطه حتّی می‌توان گفت که انسان چیزی جز مجموعه‌ی اعمالش نیست." هگل - منطق صغیر - افزوده‌ی بندِ ۱۴۰ ترجمه‌ی حسن مرتضوی https://t.me/bodkin123bursting

بورخس
بورخس

We passed upon the stair We spoke of was and when Although I wasn't there He said I was his friend Which came as some surprise I spoke into his eyes "I thought you died alone A long, long time ago" Oh no, not me I never lost control You're face to face With the man who sold the world