ru
Feedback
مصدع اوقات

مصدع اوقات

Открыть в Telegram
868
Подписчики
+124 часа
+127 дней
+10030 день
Архив постов
هوا یه جوری گرم شده انگار تقصیر ماست که زمین سومین سیاره‌ی نزدیک به خورشیده

اوضاع روانیم، صبحی که شبش خواب دیدم دوست پسرم با یک دختر دیگه هم ارتباط داره:

عاشق شدن و زندگی کردن.
عاشق شدن و زندگی کردن.

Linkin-Park-Powerless-128.mp33.46 MB

غذا خوردن بعضی‌ها هم انقدر لجم رو درمیاره که دلم می‌خواد همونجا سر سفره بهشون بگم مادرقحبه‌، همین الان اگر به جای اون نعمت خدا کیر جلوت بود تا ذره آخرش رو تموم کرده بودی؛ حالا با اون برنج زبان بسته یک ساعت لاس می‌زنی؟ بخور اون خوارکسده صاحاب رو دیگه. اه.

از این شلوار چهارخونه‌ها که هرچندوقت مد میشه می‌پوشید بابای من یه دونه داره باهاش تا سر کوچه هم نمی‌ره

تنها چپی که قبول دارم تخم چپمه

Adele-Love-In-The-Dark-128.mp34.40 MB

.
.

دوستان روشنفکری که با ترند شدن هر هشتگی کستون خیس میشه و هرچی بقیه انجام دادن شما هم باید انجام بدید تو رو خدا یکم آرومتر ژست‌ بشردوستانه‌ بگیرید ما به همه می‌گیم شما خیلی نگران کودکان و نسل‌کشی هستید چون انقدر منطقی هستید که فارغ از ملیت نگران همه میشید و همه برای قلب مهربونتون ستایشتون می‌کنن

ببینید بچه‌ها، وقتی میرید داروخونه و برای مثال کاندوم، قرص اورژانسی و یا هر گونه اقلامی از این دست می‌خواید لازم نیست دستتون رو بذارید جلوی دهنتون، صورتتون رو بپوشونید، صداتون رو عوض کنید و یکی رو بکشید کنار که با حالتی آکنده از شرم و رمز و راز در گوشش درخواستتون رو مطرح کنید. هیچکس بکیرش هم نیست. راحت و با صدای بلند مطرح کنید که دقیقا چی می‌خواید. واقعا فرد خاص و مهمی نیستید که بخواید مورد قضاوت کسی که روزی صد تا مثل شما رو می‌بنیه قرار بگیرید. موارد لازمتون رو بدون تبدیل شدن به بتمن تهیه کنید و هر چه سریع‌تر خارج شید. ممنون.

Repost from Flaneurscircle
"تئاتر روال عادی" نویسنده: ژان کلود کریر مترجم: اصغر نوری طراح و کارگردان: مهران یاراحمدی بازیگران محسن نظری / احمد زارع دستی
"تئاتر روال عادی" نویسنده: ژان کلود کریر مترجم: اصغر نوری طراح و کارگردان: مهران یاراحمدی بازیگران محسن نظری / احمد زارع دستیار کارگردان و مدیر تولید: زهرا کمال طراح پوستر: فاطمه ایمان با همکاری حلقهٔ هنر فلانور هرشب ساعت ٢١ برای رزرو به شماره 09201240284 در تلگرام پیام دهید.

ممبرای چنل صادق بهش ناشناس میدن «سلام چنلتون خیلی خوبه فقط کم پست میذارید. لطفا بیشتر از بقیه کپی کنید ممنون»

داداش من نگرانت هستم لطفا هرچه زودتر برای خودت یه سرگرمی یا کار پیدا کن و دست از دزدی بردار. کسکش من این پست رو هفت ماه پیش نوشتم، تازه الان اومدی کپیش کردی؟ سیو کرده بودی بعدا کپی کنی یا حین گشتن تو چنل مردم برای «ترشح ذهنی» از ذهنت ترشح شده؟

Repost from ترشح ذهنی
اینستا رو باز میکنی میبینی ای بابا همه‌ خانوم‌دکترهای آینده تو مدرسه که میخواستند با موفقیت دشمنانشان را ضایع کنند هم که ناخنکار شدن

ببخشید الان یکسری سوال برای بنده ایجاد شد؛ شما الان دقیقا چی رو کپی کردی؟ چسناله‌ کردن شخصی من رو؟ یعنی تو ذهن ابله‌ت این فرآیند رخ داده که از توی یه چنل کسشرترین و شخصی‌ترین پست ممکن رو انتخاب کنی، بزنی روی کپی و تو چنلت پستش کنی؟ نمیدونم حالا ولی یه فکری به حال خودت بکن. مثلا برو جلو آینه بگو من چقدر بدبخت و کودنم که یه چسناله هم نمی‌تونم بکنم. یا مثلا اگه مادرت انقدر خرابه که از بقیه کپی می‌کنی ببرش تعمیرگاه. این کارها چیه آخه؟ بعد اسم چنلت رو گذاشتی «ترشح ذهنی»؟ جدی؟ ما ۱۴ سالمون بود دخترهای هم‌سن و سالمون اسم چنلای کسشرشون رو میذاشتن «ترشحات مغز پریود:)» و اون بندگان خدا همون موقع هم رقت‌انگیز بودن. الان که دیگه ۲۰ سال رو هم رد کردیم. سوال بعدی، الان این ترشحات مذکور کجان؟ چرا ما نمی‌بینیم؟ مثلا یک روز ترشح میکنی، یه روز که ترشح نمی‌شه میری ترشحات بقیه رو می‌دزدی؟ داری با زندگیت چیکار میکنی صادق؟ هدفت از زنده بودن و دزدیدن ترشحات بقیه چیه؟ بعد اسم خودت رو گذاشتی صادق هدایت نشده؟ یعنی الان تنها فاصله‌ت با صادق هدایت، هدایت نشدنته؟ بنده بعید می‌دونم. برو کار و زندگی برای خودت جور کن. جدی.

Repost from ترشح ذهنی
تقریبا هر دفعه که جلوی دوربین می‌ایستم عکس بگیرم به خودم می‌گم خب الان که چی؟ معنی این‌کار چیه؟ به خودم می‌گم «برای اینکه این لحظه رو ثبت کنی» ولی می‌دونم که این نیست. با این همه عکس می‌خوام چی‌کار کنم جدی؟ هدفم از وجود داشتن چیه؟

این فکت که فردا وجود داره یه جور اذیتم میکنه، اینکه این فکت هرروز صدق می‌کنه هم یه جور دیگه‌ای.

تقریبا هر دفعه که جلوی دوربین می‌ایستم عکس بگیرم به خودم می‌گم خب الان که چی؟ معنی این‌کار چیه؟ به خودم می‌گم «برای اینکه این لحظه رو ثبت کنی» ولی می‌دونم که این نیست. با این همه عکس می‌خوام چی‌کار کنم جدی؟ هدفم از وجود داشتن چیه؟

همه‌مون می‌دونیم که مقایسه‌های منفی پدر و مادرها باعث میشه که بچه دائما خودش رو با دیگران مقایسه کنه‌. «از فلانی یاد بگیر»، «کاش تو هم مثل فلانی بودی» و «بچه‌های مردم» و این چیزها. خب تکلیف آثار منفی این مقایسه‌ها روشنه. اما نکته‌‌ای که وجود داره، حرف‌های به ظاهر مثبت و تشویق‌کننده‌ای هستن که درون‌مایه‌ی مقایسه‌ای دارن‌. مثلا چی؟ مثلا «آفرین عزیزم، تو از همه‌ی همکلاسیات باهوش‌تری» یا «بقیه فلانن، تو از همه قشنگ‌تری» و از این دسته تعریف‌ها. درسته که این‌جا اون بچه فقط ستایش و تشویق شده و هیچ توصیف منفی درباره‌ش اتفاق نیفتاده؛ اما بچه با دائم شنیدن این حرف‌ها اینطور برداشت می‌کنه که ارزشش در مقایسه‌ی با دیگران مشخص می‌شه، نه از ذات خودش. باید از همه قشنگ‌تر باشه، باید از همه جالب‌تر باشه، باید «از همه بهتر» باشه. و از همین‌جا، همون داستان مقایسه‌ با دیگران شروع می‌شه. اگه یه وقت با خودتون فکر کردید که «وا، مامان بابا که همیشه از من تعریف می‌کردن، چرا من خودم رو با دیگران مقایسه می‌کنم؟» سلام. احتمالا و متاسفانه از اینجا سلام.