ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

دیالکتیک روشنگری

دیالکتیک روشنگری

Открыть в Telegram

فضایی برای تبادل مطالب در حوزه اندیشه و فرهنگ

Больше
853
Подписчики
+124 часа
+27 дней
+330 дней
Архив постов
اگر دریابیم فقط پنج دقیقه برای بیان آنچه می‌خواهیم بگوییم فرصت داریم تمام باجه‌های تلفن از افرادی پر می‌شد که می‌خواستند به دیگران بگویند آن‌ها را دوست دارند! کریستوفر مورلی @ELDialectico

Self-Portrait with Bandaged Ear artist:Vincent Van Gogh | 1889 @ELDialectico
Self-Portrait with Bandaged Ear artist:Vincent Van Gogh | 1889 @ELDialectico

📝 چرا سلبریتی ها جای روشنفکران را گرفته اند؟ ما با پدیده روشنفکرغایب مواجه هستیم. روشنفکرغایب یعنی کشورهایی که روشنفکرانش از کشور خارج می‌شوند و مهاجرت می‌کنند. افرادی که صاحب ایده هستند تحت فشار شرایط، جامعه را ترک می‌کنند. نویسندگان بزرگ،هنرمندان و شاعران منتقد و رمان نویسان اجتماعی-سیاسی وقتی از جامعه غایب باشند جای خود را به سلبریتی ها می‌دهند. در فقدان این روشنفکران، روشنفکران کاذب نقش می‌یابند.... تبعات این انتقال مرجعیت فرهنگی، دامن زدن به افت و ابتذال فرهنگی است. غیبت روشنفکران از این عرصه ها زمینه را برای حضور و بروز سلبریتی در جامعه، فرهنگ و سیاست فراهم میکند و مصلحت عمومی و اجتماعی فدای فرصت طلبی سلبریتی‌ها خواهد شد. باید روشنفکران را به عرصه عمومی بازگرداند و از زندگی عمومی-اجتماعی معنا زدایی نشود. بخشی از یادداشت زنده یاد محمدامین قانعی راد در هفته نامه صدا – شماره 130 @ELDialectico

یک مستبد ابله با زنجیرهای آهنی می‌تواند بردگان‌اش را به انقیاد درآورد؛ اما سیاستمدار حقیقی، آنان را با زنجیری از ایده‌های خودشان به مراتب محکم‌تر به بند می‌کشد. او اولین حلقه‌ زنجیر را به سطح ثابتِ عقل وصل کرده است و از آن جا که از حلقه‌های بافته‌ این زنجیر بی‌خبریم و تصور می‌کنیم خودمان آن را ساخته‌ایم، این زنجیر به مراتب محکم‌تر است؛ ناامیدی و زمان، زنجیرهای آهنی و فولادی را می‌فرساید اما نمی‌تواند هیچ گزندی بر پیوند عادیِ ایده‌ها وارد آورد، بلکه آن را مستحکم‌تر نیز می‌سازد؛ بر الیافِ نرم مغز، بنیانِ تزلزل ‌ناپذیرِ استوارترین امپراتوری ‌ها بنا می‌شود. میشل فوکو مراقبت و تنبیه @ELDialectico

بی هیچ نام می آیی اما تمام نام های جهان باتوست وقت غروب نامت ، دلتنگی ست ... وقتی شبانه چون روحی عریان می آیی ، نام تو وسوسه است ... زیر درخت سیب، نامت حواست . و چون به ناگزیر با اولین نفس که سحر می زند می گریزی نام گریزناکت رویاست ... 📕حسین منزوی @ELDialectico

‍ پدرم همیشه میگفت: زود خوابیدن و زود بیدار شدن آدم را سالم، پولدارو عاقل می کند. در خانه، ساعت هشت چراغ ها خاموش بود و سپیده دم با بوی قهوه و بیکن و نیمرو از خواب بیدار می شدیم. پدرم یک عمر این دستور را دنبال کرد. جوان مرد و مفلس! و فکر می کنم چندان هم عاقل نبود. من نصیحت او را گوش نکردم، دیر خوابیدم، دیر بیدار شدم. حالا نمی گویم دنیا را فتح کرده ام. اما ترافیک صبح ها را دیگر ندارم، از خیلی دردسرهای معمولی دورم و با آدم های جدید و بینظیر آشنا شده ام، یکی از آنها خودم، کسی که پدرم هرگز او را نشناخت. آویزان از نخ چارلز بوکوفسکی ترجمه: احمد پوری @ELDialectico

گاه گاهی به فکر سوابق تحصیلیم می افتم. بعد از جنگ دوم جهانی، مدتی به دانشگاه شیکاگو رفتم و مردم شناسی خواندم. آن روز ها، به همه یاد می دادند که بین آدم ها مطلقا تفاوتی وجود ندارد. هنوز هم ممکن است همین چیز ها را یاد بدهند. چیز دیگری که یادمان دادند این بود که در دنیا آدم بد یا مضحک و یا نفرت انگیز پیدا نمی شود. پدرم قبل از مرگ، به من گفت:" می دانی توی قصه های تو هیچ وقت آدم بد پیدا نمی شود." به او گفتم این همان چیزی است که بعد از جنگ در دانشگاه یاد گرفتم. سلاخ خانه ی شماره ی پنج     کورت ونه گات جونیر       @ELDialectico

که دشت کم ازلیلا نبود وطره های نیم خیس درتب کمان *** قوس بودواندکی قزح به قاب خود وآرش نیم هلاکم آموخت سیروس رادمنش @ELDialec
که دشت کم ازلیلا نبود وطره های نیم خیس درتب کمان *** قوس بودواندکی قزح به قاب خود وآرش نیم هلاکم آموخت سیروس رادمنش @ELDialectico

ثقل زمين كجاست؟ ‏من در كجای جهان ايستاده‌ام؟ ‏با باری از فريادهای خفته و خونين ‏ای سرزمين من ‏من در كجای جهان ايستاده‌ام؟ خسر
ثقل زمين كجاست؟ ‏من در كجای جهان ايستاده‌ام؟ ‏با باری از فريادهای خفته و خونين ‏ای سرزمين من ‏من در كجای جهان ايستاده‌ام؟ خسرو گلسرخی @ELDialectico

■خدا روشنایی را روز اول آفرید، و خورشید و ماه ستارگان را به روز چهارم. روز اول روشنایی از کجا آمد؟ 👤 فئودور داستایوفسکی 📚 ب
■خدا روشنایی را روز اول آفرید، و خورشید و ماه ستارگان را به روز چهارم. روز اول روشنایی از کجا آمد؟ 👤 فئودور داستایوفسکی 📚 برادران کارامازوف @ELDialectico

برای نیچه‌ای که یک بار گفته: «این زندگی بود؟ باشد، پس یک بار دیگر!» و برای ابَرانسانش که اگر فرصت زندگی بارها و بارها و تا ابد به یک شکل به او پیشکش شود، قادر است بگوید: «آری، آری، به من دهیدش. این زندگی را خواهم گرفت و درست به همان شکل خواهم زیست.»، زندگی چیز دیگری است. ابَر انسانِ نیچه، به سرنوشتش عشق می‌ورزد، او فردی است که بر نیاز تخدیرکننده ی خویش به هدفی ماورایی چیره می‌شود. به گفته ی #نیچه، هرگاه انسانی چنین کند، به #ابر_انسان بدل خواهد شد، به روحی فلسفی که نماینده ی مرحلهٔ والاتر تکامل بشری است.» 📚 وقتی نیچه گریست 👤 اروین یالوم @ELDialectico

انسان در جامعه ای زندگی می کند که در آن تنها برای قوی ترین ها و تلویزیونی ترین چهره ها جا هست. حتی اگر ميانمايه تر از همه باشد. ميانمايگي هیچ اهمیتی ندارد. برای موفقیت کافی است که در تلویزیون ظاهر شوید و بر مردم اثر بگذارید و از خواست قدرت برخوردار باشید. بنابراین، کمروها، ضعیف ها، و درون نگرها کنار گذاشته می شوند و نمی توانند در این نبرد دشوار شرکت کنند. زیر آسمانهای جهان گفت و گوی داریوش شایگان با رامین جهانبگلو @ELDialectico

ای بوسه ات شراب و از هر شراب خوشتر ساقی اگر تو باشی،حالم خراب خوشتر بی تو چه زندگانی؟گر خود همه جوانی، ای با تو پیر گشتن،از هر شباب خوشتر حسین منز‌وی @ELDialectico

"من باید به آن‌ها یک هدیه شاهانه بدهم، هدیه برابری همه انسان‌ها؛ و وقتی همه در یک سطح قرار بگیرند، هنگامی که ناممکن به زمین بیاید و ماه در دستان من قرار گیرد، شاید بعد از آن من به موجودی بهتر تبدیل شوم و جهان تازه شود، پس از آن است که دیگر آدم‌ها نخواهند مرد و شاد خواهند بود." آلبر کامو کالیگولا @ELDialectico

این رمان قابل توجه و تحسین‌شده در دهه‌ی 1960 میلادی نوشته شده و یکی از نخستین رمان‌هایی است که به وضعیت متناقض دنیای پسا ـ استعماری می‌پردازد. موضوعی که یکی از مباحث عمده‌ی بسیاری از محافل دانشگاهی و ادبی دهه‌های بعدی بود و زمینه را برای مجادلات عمومی و تأملات فراوان هموار کرد و تا به امروز نیز همچنان مبحثی زنده و بارور است. قضیه‌ی پیچیده‌ی «ما» و «دیگران»… در این رمان همچنین نگاهی به یک تابلوِ روان‌شناختی عمیق می‌افکنیم که تصویر ادبی آن چیزی است که ژیل دلوز بعدها آن را «فضای درونی اسکیزوفرنیک مدرنیته‌ی سرمایه‌داری» نامید. 📙موسم هجرت به شمال 🖌 طیب صالح 📝 رضا عامری نشر چشمه این رمان در سال 2002 هم به عنوان یکی از 100 رمان برتر جهان و نیز مهمترین رمان عربی قرن بیستم شناخته شد. @ELDialectico

#معرفی_کتاب موسم هجرت به شمال نویسنده: طیب صالح ترجمه: رضا عامری @ELDialectico
#معرفی_کتاب موسم هجرت به شمال نویسنده: طیب صالح ترجمه: رضا عامری @ELDialectico

من فکر می‌کنم آن چه موجب رنجش آدم‌ها از یکدیگر می‌شود، این است که : غالبا ما آدم‌ها توقع داریم طرف مقابلمان، به تمام وقایع دنیا از زاویه‌ی دید ما نگاه کند! در صورتی که درون هر آدمی، دنیای متفاوتی وجود دارد که با پذیرش این تفاوت‌ها، روابط شکل مناسب‌تری خواهند داشت. 📙 طبل حلبی 📝 گونتر گراس @ELDialectico

آدم به همه‌چیز عادت می‌کند - من این‌طور نیستم. هیچ‌وقت به هیچ‌چیز عادت نمی‌کنم. کسی که به همه‌چیز عادت کند با مرده فرقی ندارد
آدم به همه‌چیز عادت می‌کند - من این‌طور نیستم. هیچ‌وقت به هیچ‌چیز عادت نمی‌کنم. کسی که به همه‌چیز عادت کند با مرده فرقی ندارد! 📝 ترومن کاپوتی 📙 صبحانه در تیفانی @ELDialectico

آزادفکری سرچشمه‌ی تمام نیکی هایی است که در هنر و ادبیات و علم یافته می‌شود و بسیاری از بهترین سجایا که در شخصیت فرد متجلی می‌گردد. جامعه بدون آزادی فکر ملال انگیز و کسالت آور است و در چنین صورتی از انبوه مورچگان جالبتر نخواهد بود. برتراند راسل 📕حقیقت و افسانه @ELDialectico

دیالکتیک روشنگری - Статистика и аналитика Telegram-канала @eldialectico