ru
Feedback
.....کلبه شعر.....

.....کلبه شعر.....

Открыть в Telegram

به کانال کلبه شعر خوش آمدید خواهم که به سینه ات نهم سینه خود را تا دل به تو گوید غم دیرینه خود را .............. @N50019 ............ لینک کانال رو به دوستان خود معرفی کنید ؛ @hamnafasane1

Больше
740
Подписчики
Нет данных24 часа
-17 дней
-1030 дней
Архив постов
من همان هستم که بودم ، شاید او چون مرا دیوانه ی خود دیده است بیوفایی می کند بلکه من دور از دیدار او عاقل شوم ! او نمی داند که من ، دوست می دارم جنون عشق را من نمی خواهم که حتی لحظه ای لحظه ای از یاد او غافل شوم ! #فروغ_فرخزاد #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🥀 #شبتون_بدون_دلتنگی

خاک روی گُل نشسته، بوسه‌ی باران کجاست؟ ده شده میدان دزدان، همت دهقان کجاست؟ گرگ با چوپان رفیق و خون میشان هم مباح گله ها در خون شناور، غیرت چوپان کجاست؟ آه از این بی خانمانی، داد از این آزادگـــی بی پناه و نان و خانه ، سایه زندان کجاست؟ زوزه‌ی کفتار و جغد و جیغ خفاشان کور بوی خوشرنگ بهار و مرغ خوش الحان کجاست؟ سختی راه و فریب و جور آدم ها به جان خسته ام از  روزگاران، یک دم آسان کجاست؟ بوی تزویر و ریای سجده سر را می برد منزجر از قوم لوطم، خانه شیطان کجاست؟ پای لرزان، سینه سوزان، جان  ِاز تب سوخته دردها از حد گذشته، مرهم و درمان کجااااست؟ #تقی_شیرین_زاده #دعوتید به‌ کانال و گروه کلبه شعر 🥀

. ....اسکار بهترین نوع لحظه شماری        میرسه به حضرت مولانا که میگه: ....«اشتیاقی که به دیدار تو دارد                  دل من دل من داند و من دانم                      و دل داند و من..»

....اسکار بهترین نوع لحظه شماری میرسه به حضرت مولانا که میگه: ....«اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من دل من داند و من دانم و دل داند و من..»

#دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🥀

هـر دو از جنسِ بهـاریم بیـا پر بزنیم خستـه از صبـر و قراریم بیـا پر بزنیم عشق‌تنهاهنرِ ماست کمی‌عاشق باش یک بغـل فـاصله داریم، بیـا پر بزنیم هرچه خواهدبشودآه ‌دلم غصه نخور کم بگو بی‌کس و کاریم، بیـا پر بزنیم دل بـه دریـا زده و فـاصله را برداریم بـوسـه ی عشق بکاریم، بیـا پر بزنیم از غـزلخوانیِ ما جان به لبِ شعر آمد حس و حالی کـه نداریم بیا  پر بزنیم سال هـا راویِ تقـویمِ غـمِ دل بودیم خستـه از‌ روزشمـاریـم بیـا پـر بزنیم هـر دو از آتـش و آبیم پـرستـو ، اما زاده ی ایـل و تبـاریـم بیـا پـر بزنیم وقتِ پـرواز شد و مـوقع ِ رقصیدن تا فـارغ از بنـد و حصاریم ؛ بیا پر بزنیم #زهرا_ضیایی #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🥀

#حجت_اشرف_زاده #زندگی_جانم بامن گوش کن😘👆 #تقدیم_ب_دوستان_کانال_کلبه_شعر ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌

....ای ماه بی‌همتای من،از عاشقی معنای من ای ازتو پرشوراین دل شوریده‌ی شیدای من ماه منی، شاه منی،محبوب دلخواه منی بامن بمان ای بهترین،در خلوت دنیای من مهرت به جانم رشته‌ام،با عشق تو آغشته‌ام آکنده از شعر تو شد،این جان پرسودای من دل ازتوجوشان می‌شود،موجی خروشان می‌شود زین فتنه بالامی‌رود،این موج در دریای من بلبل پریشان تو شد،ازباده‌نوشان تو شد سر درگریبان توشد،ای غنچه‌ی زیبای من والا تویی،مولا تویی،مجنون منم،لیلی تویی هم علت دلدادگی،هم شور واویلای من سوسن سخنگوی توشد،سنبل چوگیسوی توشد بی‌تاب ابروی تو شد ای ماه ناپیدای من با غمزه غوغـامی‌کنی،صد فتنه برپا می‌کنی یک شهر شیدامی‌کنی،ای خوب بی‌همتای من بهتر ز گل می‌دانمت، با عشق می‌پیرایمت می‌خوانمت می‌خوانمت،ای شعر شادی‌های من

....ساقیا حالم خراب است باده میخواهم بیا دل زدست دادم خدا را چاره میخواهم بیا بی دل وآوار  ه و شیدا ورسوایم زعشق یک دو جام درگوشه میخانه میخواهم بیا نازکمترکن ز معشوق ناز بسیار دیده ام این دل سرگشته را مستانه میخواهم بیا ساقیا دستم به دامانت مگیر جامم ز من عکس یاردرگوشه ی پیمانه میخواهم بیا امشبم را تا سحر مست شرابم کن بمان صبح به عشق لعل او پیمانه میخواهم بیا گرچه درویش توبه ازمیخانه ومی میکند بی خیال توبه امشب باده میخواهم بیا ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌ساقیا حالم خراب است باده میخواهم بیا دل زدست دادم خدا را چاره میخواهم بیا بی دل وآوار  ه و شیدا ورسوایم زعشق یک دو جام درگوشه میخانه میخواهم بیا نازکمترکن ز معشوق ناز بسیار دیده ام این دل سرگشته را مستانه میخواهم بیا ساقیا دستم به دامانت مگیر جامم ز من عکس یاردرگوشه ی پیمانه میخواهم بیا امشبم را تا سحر مست شرابم کن بمان صبح به عشق لعل او پیمانه میخواهم بیا گرچه درویش توبه ازمیخانه ومی میکند بی خیال توبه امشب باده میخواهم بیا ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌

....شکست عهد من و گفت هر چه بود گذشت به گریه گفتمش آری ولی چه زود گذشت... بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید بهار رفت و تو رفتی و هرچه بود گذشت... شبی به عمر گرم خوش گذشت آن شب بود که در کنار تو با نغمه و سرود گذشت چه خاطرات خوشی در دلم به جای گذاشت شبی که با تو مرا در کنار رود گذشت گشود بس گره آن شب ز کار بستهء ما صبا چو از بر آن زلف مشک سود گذشت مراست عکس تو یادآور سفر آری چه سان توانم ازین طرفه یادبود گذشت غمین مباش و میندیش ازین سفر که تو را اگر چه بر دل نازک غمی فزود گذشت... #ایرج_دهقان

....مرهمی بر دل زخمی ست گلم شعر بگو شور و احساس قشنگی ست گلم شعر بگو تشنه ی شعر تو با ان همه احساس توام شعر در روح تو جاری ست گلم شعر بگو میدهی جان به تنم چونکه غزل میگویی شور احساس تو کاری ست گلم شعر بگو چون به دنبال نجات دلم از دست غمم بهتر از هر غزلت چیست گلم شعر بگو شعر وقتی که از احساس دلت میجوشد حس خوش دارد و عالی ست گلم شعر بگو روز میلاد من از عشق بگو شعر تری هدیه ای بهتر از این نیست گلم شعر بگو #اسماعیل_حاج_علیان ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌

....عطرِ دستانِ تو بی شک بویِ باران می دهد ماهیِ جانم به دور از تو فقط جان می دهد بینِ پروازِ دل و پروازِ سُهره فرق چیست؟ عشق بر معراجِ دل فرمان چو سلطان می دهد خسروا مُلکی شود بی شک همیشه پایدار عشق آنجا حاکم و شاهانه فرمان می دهد طالبِ معنایِ عشقی در بَرش یک شب بمان هر کسی هر آنچه بهتر را به مهمان می دهد فرق بینِ جنگل و دریا و صحرا هیچ نیست هر کجا عشق آمد آنجا بویِ باران می دهد علی پیرانی شالعطرِ دستانِ تو بی شک بویِ باران می دهد ماهیِ جانم به دور از تو فقط جان می دهد بینِ پروازِ دل و پروازِ سُهره فرق چیست؟ عشق بر معراجِ دل فرمان چو سلطان می دهد خسروا مُلکی شود بی شک همیشه پایدار عشق آنجا حاکم و شاهانه فرمان می دهد طالبِ معنایِ عشقی در بَرش یک شب بمان هر کسی هر آنچه بهتر را به مهمان می دهد فرق بینِ جنگل و دریا و صحرا هیچ نیست هر کجا عشق آمد آنجا بویِ باران می دهد #علی_پیرانی_شال

Yy_m: آغوش خودم را به خیالِ تو گشودم از شوقِ نگاهت ، غزلی تازه سرودم انگیزه یِ پیدایشِ مضمونِْْ غزلهام گل گونه ترین معجزه ای ، برتو درودم من عاشقِ تصویرِ گل و باغ وِ بهارم هر لحظه تماشایِ نمایِ تو نمودم تابوسه زدم بر لبِ تو ، قندو شکر شد از گنجِ لبت سیم و زرِ بوسه ربودم تا اینکه خبردار شدم مدرسه باز است دنبال بهانه برِ دیدار تو بودم تا جور شود وصل تمنای تو ای عشق دیشب بخدا من سر سجاده گشودم #یحیی_ماندگار #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🥀

....قدم اهسته  بردار ,زیر پایت  یک  دل است یک دل پر خون زما,افتاده برروی گل است گر چه از غفلت رود پایت ب روی دل ولی گویمت اهسته تر,او را ب لیلی منزل است این دلی ک زیرپایت له شده درخاک وخون قلب مجنون ست ک افتاده بپای قاتل است می روی  اما  نگاهی  هم  , ب  زیر  پا  بکن شایدان قلبی ک مانده زیرپایت غافل است غافل از لیلی ک دنیایش پر از صد ارزوست ارزوی  دیدن  مجنون , خیالی  باطل  است من که دراشعارخود ماندم چه گویم ازتو دل تو بگو حرف حسابی ک مرا  هم شامل است توی  امواج  نگاهت  ,  یک  بغل  از  ارزوست قایقم  در ارزویت , چشم ب راه ساحل است

....امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرم غرق دریای شرابم کن و بگذار بمیرم زندگی تلخ تر از زهر بود گر تو نباشی بعد ازین مرده حسابم کن و بگذار بمیرم تا به کی حلقه شوم سر بدر خانه بکوبم از در خانه جوابم کن و بگذار بمیرم قصه ی عشق بگوش من دیوانه چه خوانی؟ بس کن افسانه و خوابم کن و بگذار بمیرم گر چه عشق تو سرابی ست فریبنده و سوزان دلخوش ای مه، به سرابم کن و بگذار بمیرم اشک گرمم که به نوک مژه چون شمع بلرزم شعله شو، یکسره آبم کن و بگذار بمیرم خسته شد دیده ام از دیدن امواج حوادث کور چون چشم حبابم کن و بگذار بمیرم #شهریار

....لحظه ای ترکم نکن محبوب زیبا روی من حرف هایی با تو دارم ای غزل بانوی من ﺁﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﺁﻫـﯽ ﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻡ ﮐﻪ ﺩﻭﺵ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺗﺶ ﮔﺮﻓﺖ ﺍﺯ ﻫﺎﯼِ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﻮﯼ ﻣﻦ لحظه ای گر با تو باشم بوی گل گیرد تنم کی خیالت را فرستی در شبی پهلوی من من که باشم تا بیایم لحظه ای در خاطرت لطفها داری به من ای غنچه ی خوشبوی من نوجوانی رفت و آثار کهنسالی بجاست شکوه ها دارد ز عمرم رعشه ی زانوی من دایما از عشق رویت روی دریا یک نفس لحظه ها را می شکافد قایق و پاروی من ای عسل با عشق و یکرنگی در آغوشم بیا تا به دورت حلقه گردد هر دوتـــــــا بازوی من...

....با خودت طعم شرابی آشنا آورده ای صد خطا را در لباسی پارسا آورده ای !! سینه ام‌ غمگین و تنها بود اما با خودت یک سبد درمانِ دل مهر و وفا آورده ای گفته بودم بارها دوری برایم مشکل است آمدی و در جهانِ من جلا آورده ای خواهشم این بود بیمارت شوم بیمارتر آمدی و سهم من اندک دوا آورده ای عشق بودی تو برایم، اشتیاقِ قلبِ مست  جرعه جرعه پیک نابی و چه ها آورده ای "یا بیا یا من بیایم "باز دلتنگ توام کاش می دیدم برای من شفا آورده ای !! #صبا_سعادتی

معلوم نشد با دل خود چند به چندم ای نوش لبت،باعث بیماری قندم بسم الله،ازین خنده  که دیوانه نموده است شهری ، که بدنبال تو ای ماه بلندم ! جانا مشکن هیمنه ام را به  نگاهی در عشق تو آن شیر درافتاده به بندم از باده ی خیامی  چشمان تو  لولم بانوی اساطیری!   دیوانه پسندم یک جرعه رباعی زده ام از خم خیام تا شور خدا را به دل خویش فکندم لبخند تو دیوانه   نموده است خدا را ای نوش لبت! باعت بیماری    قندم #مختار_فِیلی #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🥀 ممنون از حضور سبز و ارزشمند استاد #فِیلی عزیز ،استاد #راحم عزیز،استاد #یاری عزیز ، استاد #ماندگار عزیز و بانو #صائمی و #سایر اساتید ادیب و فرهیخته در مجموعه ادبی کانال و گروه کلبه شعر 🌹🌹❤️🌹🌹👈

هنوز می کشم از درد دوری ات فریاد مباد فکر کنی می برم تو را از یاد به عهدهای تو دائم نمی شود دل بست ولی هنوز به یاد تو می شوم دلشاد تمام هستی خود را به پای دل دادم چنان بهارخزان دیده رفته ام بر باد چقدر با تو بگویم حدیث دلتنگی که سخت می کشدم بی شماره این غمباد بگو به سنگ مزارم قلم زنند از عشق وبرسرش بنویسند  پای دل جان داد هنوز می کشم از درد دوری ات فریاد بگو که بی تو جهانم به دام دل افتاد #مریم_پیروزی #دعوتید به کانال و گروه کلبه شعر 🥀

....دلم فریاد می‌خواهد ولی در انزواےخویش چه بی‌آزار با دیوار نجوا می‌ڪنم هر شب #محمدعلی_بهمنی