ru
Feedback
مطالعات خلیج فارس

مطالعات خلیج فارس

Открыть в Telegram

﷽ کانال تحلیلی-خبری گروه خلیج فارس اندیشکدهٔ مرصاد @mersadcss ارتباط با ادمین: @Mers_ad

Больше
4 711
Подписчики
-224 часа
+267 дней
+330 день
Привлечение подписчиков
июнь '26
июнь '26
+46
в 28 каналах
май '26
+35
в 8 каналах
Get PRO
апрель '26
+22
в 3 каналах
Get PRO
март '26
+5
в 4 каналах
Get PRO
февраль '26
+61
в 51 каналах
Get PRO
январь '26
+31
в 33 каналах
Get PRO
декабрь '25
+65
в 50 каналах
Get PRO
ноябрь '25
+52
в 43 каналах
Get PRO
октябрь '25
+55
в 41 каналах
Get PRO
сентябрь '25
+23
в 6 каналах
Get PRO
август '25
+15
в 0 каналах
Get PRO
июль '25
+29
в 0 каналах
Get PRO
июнь '25
+41
в 23 каналах
Get PRO
май '25
+15
в 1 каналах
Get PRO
апрель '25
+11
в 1 каналах
Get PRO
март '25
+20
в 1 каналах
Get PRO
февраль '25
+25
в 1 каналах
Get PRO
январь '25
+44
в 2 каналах
Get PRO
декабрь '24
+38
в 1 каналах
Get PRO
ноябрь '24
+25
в 36 каналах
Get PRO
октябрь '24
+40
в 38 каналах
Get PRO
сентябрь '24
+46
в 4 каналах
Get PRO
август '24
+54
в 38 каналах
Get PRO
июль '24
+2 417
в 40 каналах
Get PRO
июнь '24
+2 967
в 34 каналах
Get PRO
май '24
+302
в 62 каналах
Get PRO
апрель '24
+990
в 78 каналах
Get PRO
март '24
+244
в 54 каналах
Get PRO
февраль '24
+208
в 54 каналах
Get PRO
январь '24
+282
в 58 каналах
Get PRO
декабрь '23
+178
в 51 каналах
Get PRO
ноябрь '23
+281
в 71 каналах
Get PRO
октябрь '23
+306
в 80 каналах
Get PRO
сентябрь '23
+82
в 0 каналах
Get PRO
август '23
+77
в 0 каналах
Get PRO
июль '23
+78
в 0 каналах
Get PRO
июнь '23
+143
в 0 каналах
Get PRO
май '23
+203
в 0 каналах
Get PRO
апрель '23
+85
в 0 каналах
Get PRO
март '23
+123
в 0 каналах
Get PRO
февраль '23
+144
в 0 каналах
Get PRO
январь '23
+93
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '22
+213
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '22
+123
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '22
+155
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '22
+75
в 0 каналах
Get PRO
август '22
+110
в 0 каналах
Get PRO
июль '22
+114
в 0 каналах
Get PRO
июнь '22
+81
в 0 каналах
Get PRO
май '22
+133
в 0 каналах
Get PRO
апрель '22
+108
в 0 каналах
Get PRO
март '22
+106
в 0 каналах
Get PRO
февраль '22
+90
в 0 каналах
Get PRO
январь '22
+206
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '21
+29
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '21
+29
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '21
+94
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '21
+91
в 0 каналах
Get PRO
август '21
+26
в 0 каналах
Get PRO
июль '21
+151
в 0 каналах
Get PRO
июнь '21
+54
в 0 каналах
Get PRO
май '21
+59
в 0 каналах
Get PRO
апрель '21
+40
в 0 каналах
Get PRO
март '21
+393
в 0 каналах
Дата
Привлечение подписчиков
Упоминания
Каналы
16 июня0
15 июня+1
14 июня0
13 июня+2
12 июня+9
11 июня+5
10 июня+10
09 июня+8
08 июня+2
07 июня+2
06 июня0
05 июня+1
04 июня+2
03 июня+1
02 июня+2
01 июня+1
Посты канала
♨️ ملک‌داری سایبری؛ چگونه پترودلارهای سعودی در حال خلق «اوپک هوش مصنوعی» هستند؟ 🔺 تحلیل موسسه کشورهای عربی خلیج فارس، به کالبدشکافی یک تغییر پارادایم بزرگ در دکترین اقتصادی ریاض می‌پردازد: «طرح پترو-کامپیوت و تبدیل شدن عربستان به زمین‌دار بزرگ هوش مصنوعی». این گزارش استدلال می‌کند که ریاض با درک ماهیت نوین کالاها در قرن جدید، به دنبال تکرار مدل موفق اوپک برای «شکل‌دهی و تثبیت هزینه‌های بلندمدت پردازش ابری» است. در این دکترین، ریاض نقش یک «صاحب‌خانه‌ی دیجیتال» را بازی می‌کند که ساختمان، برق و انرژی ارزان را تأمین کرده و مستأجران غربی و شرقی، تراشه‌ها، مدل‌ها و مشتریان خود را به آنجا می‌آورند. 🔺 نویسنده معتقد است چهار متغیر حیاتی، پایداری این استراتژی را در ۱۲ تا ۱۸ ماه آینده تعیین خواهند کرد: ۱. موازنه‌ی هزینه‌ی انرژی در مقیاس گیگاوات: طبق داده‌های مرکز «کابسارك»، تعرفه‌ی برق دیتاسنترهای سعودی حدود ۰.۰۴۸ دلار بر کیلووات ساعت است (۳۰٪ ارزان‌تر از آمریکا). صندوق سرمایه‌گذاری عمومی (PIF) از طریق شرکت «هیومین» در حال یارانه‌دهی به این بخش است. سناریوهای کابسارک نشان می‌دهد ديتاسنترها تا سال ۲۰۳۰ حدود ۱۱.۶٪ از کل برق ملی عربستان را خواهند بلعید. اگر این رقم به یک بدهی مالی تبدیل شود و دولت مجبور شود یارانه‌ها را حذف کند، مزیت رقابتی ریاض کاهش می‌یابد. ۲. چالش نبود مشتری غربی کافی: آزمایشگاه‌های پیشرو هوش مصنوعی در آمریکا بخش اعظم ظرفیت پردازشی خود را تا سال ۲۰۲۷ در قالب قراردادهای بلندمدت با مایکروسافت، گوگل و آمازون قفل کرده‌اند. بازار خدمات تجاری نیز نسبت به تأخیر شبکه حساس است و دیتاسنترهای سعودی باید با هاب‌های ویرجینیا، دوبلین و سنگاپور رقابت کنند. این خطر وجود دارد که هیومین برای ظرفیت هدف‌گذاری‌شده‌ی خود (۱.۹ گیگاوات تا ۲۰۳۰)، مشتری غربی کافی پیدا نکند. ۳. تله‌ی ژئوپلیتیک مشتریان چینی: بزرگترین مشتریانی که به طور طبیعی تمایل به پر کردن ظرفیت دیتاسنترهای سعودی دارند، شرکت‌های چینی هستند که در خانه با تحریم تراشه روبرو هستند. هیومین اعلام کرده که زیرساخت خود را بر پایه‌ی فناوری چینی نخواهد ساخت، اما قانوناً نمی‌تواند مانع از اجاره‌ی پردازنده‌های آمریکایی خود به شرکت‌های چینی شود. این امر قطعاً زنگ خطر جاسوسی و تحریم را در واشینگتن به صدا درخواهد آورد. 4. خلاء ساختار حقوقی و مالکیت فکری: بزرگترین مانع، ابهام حقوقی است. اگر یک آزمایشگاه آمریکایی مدل خود را در خاک سعودی آموزش دهد، در صورت بروز بحران یا درخواست افشای داده‌ها از سوی واشینگتن، کدام قانون حاکم بر تنظیمات هوش مصنوعی خواهد بود؟ قوانین فعلی داده در عربستان برای داده‌های شخصی نوشته شده‌اند، نه مدل‌های فرامرزی. این ناامنی حقوقی دلیل اصلی ناچیز بودن قراردادهای آموزشی و تمرکز بیشتر بر روی قراردادهای ساده‌ی استنتاجی است. 🔺 در نهایت، نویسنده نتیجه می‌گیرد که «ملک‌داری سایبری» به مراتب استراتژیک‌تر از ملک‌داری نفتی است، زیرا هزینه‌ی جابجایی داده برای مستأجر بسیار گزاف است. پرسش اصلی پساجنگ ۲۰۲۶ این است که آیا ریاض سود حاصل از این اجاره‌نشینی دیجیتال را مانند سنگاپور صرف بومی‌سازی دانش، دانشگاه‌ها و پرورش استعدادها خواهد کرد تا به یک قطب کامل هوش مصنوعی تبدیل شود، یا مانند ایرلند، صرفاً به یک «صاحب‌خانه‌ی ابری ثروتمند اما با عمق تکنولوژیک کم» باقی خواهد ماند؟ https://agsi.org/analysis/the-landlord-question-what-petro-compute-actually-buys-saudi-arabia/ 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies

2
♨️ گسست در اوپک؛ چگونه خروج امارات ریاض را در دوراهی سخت «رؤیای ۲۰۳۰» قرار داد؟ 🔺 تحلیل موسسه امنیت و اطلاعات بلومزبری، به بررسی کالبدشکافی یک زلزله‌ی بزرگ در بازار انرژی و ژئوپلیتیک خلیج فارس می‌پردازد: «خروج ناگهانی امارات از اوپک از اول مه ۲۰۲۶». این گزارش استدلال می‌کند که این تصمیم، نماد علنی از فروپاشی ائتلاف سنتی ریاض-ابوظبی است که عربستان را از مهم‌ترین شریک کارتل نفتی‌اش محروم می‌کند. این گسست نه تنها اعتبار نهادی اوپک را مخدوش می‌کند، بلکه محیط سرمایه‌گذاری لازم برای مگاپروژه‌های «چشم‌انداز ۲۰۳۰» سعودی را به شدت به مخاطره می‌اندازد. 🔺 این گسست بی‌سابقه حاصل زنجیره‌ای از تنش‌های نظامی و اقتصادی پنهان در اوایل سال ۲۰۲۶ است: برخورد نظامی در یمن: حملات هوایی ارتش سعودی به کاروان نظامی امارات در یمن، ضربه‌ای بی‌سابقه به این اتحاد قدیمی بود که در نهایت منجر به انحلال «شورای انتقالی جنوب» (STC - بازوی پروکسی ابوظبی) شد. شکاف قیمت سربرآوردن نفت: قیمت نفت سر به سر مصونیت بودجه‌ای برای امارات حدود ۴۹ دلار در بشکه است، در حالی که این رقم برای عربستان سعودی به ۹۰ دلار می‌رسد. این تفاوت فاحش نشان‌دهنده‌ی تنوع اقتصادی عمیق‌تر امارات و کلافگی شرکت «ادنوک» از محدودیت‌های سهمیه‌بندی اوپک برای طرح‌های توسعه‌اش بود. 🔺 نویسنده معتقد است خروج امارات (که ۱۲ درصد کل تولید اوپک را در اختیار داشت) بار سنگینی را بر دوش ریاض می‌گذارد. اکنون عربستان به عنوان تنها تولیدکننده‌ی بزرگ دارای ظرفیت مازاد، مجبور است برای دفاع از کف قیمت ۹۰ دلاری خود، تولیدش را کاهش دهد تا افزایش تولید آزادانه‌ی امارات را جذب کند؛ امری که منطق جلسات پسا-جنگ اوپک‌پلاس را تغییر می‌دهد. از سوی دیگر، ابوظبی با خروج از این کارتل—که در واشینگتن به عنوان حامی درآمدهای نفتی روسیه دیده می‌شود—در حال خریدن حسن نیت سیاسی و امنیتی آمریکاست تا خود را به عنوان «متحد ترجیحی ترامپ» در خلیج فارس جا بیندازد. 🔺 در نهایت، نویسنده پیش‌بینی می‌کند که در کوتاه‌مدت و میان‌مدت، رقابت دو کشور در زیرساخت‌های بندری دریای سرخ و شاخ آفریقا تشدید خواهد شد. افزایش ریسک‌های منطقه‌ای ناشی از این رقابت علنی، در سایه جنگ جاری با ایران، هزینه‌های فاینانس مگاپروژه‌هایی مانند نئوم را افزایش داده و آن‌ها را با تأخیر مواجه می‌کند. در درازمدت، اگرچه هراس مشترک از ایران مانع از برخورد نظامی مستقیم ریاض و ابوظبی می‌شود، اما یک «رقابت ساختاری موازی» بر خلیج فارس سایه خواهد انداخت؛ جایی که دو برادر سابق، برای جلب حمایت واشینگتن و هژمونی بر شریان‌های تجاری، روبروی هم خواهند ایستاد. https://bisi.org.uk/reports/saudi-arabia-at-a-crossroads-the-strategic-fallout-of-the-uaes-opec-exit 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
105
3
♨️ شبکه ۱۳: جنگ با ایران محور تل‌آویو–ابوظبی را به آزمون واقعی کشاند 🔻شبکه ۱۳ رژیم صهیونیستی در گزارشی، محور تل‌آویو–ابوظبی را «بزرگ‌ترین دستاورد راهبردی» رژیم و یکی از نتایج جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران دانست. این گزارش که توسط یوسی میتسری و سارا فاینبرگ تهیه شده، می‌گوید روابط دو طرف که از سال ۲۰۲۰ با افتتاح سفارت‌ها و توافق‌های امنیتی و اقتصادی گسترش یافته بود، در پی حملات ایران در بهار ۲۰۲۶ به یک شراکت امنیتی و عملیاتی آشکار تبدیل شد و محور تل‌آویو–ابوظبی به بخشی ملموس از نظم منطقه‌ای جدید بدل شده است. 🔻در این گزارش ادعا شده تهدید ایران عامل اصلی نزدیکی دو طرف بوده و حملات حوثی‌ها در ژانویه ۲۰۲۲ و سپس تحولات سال ۲۰۲۶ باعث شد رژیم صهیونی و امارات با واقعیت عملیاتی مشترکی روبه‌رو شوند. توان امارات برای مقابله با گسترده‌ترین حملات ایران در فاصله ۲۸ فوریه تا ۸ آوریل ۲۰۲۶ بر سامانه دفاع هوایی چندلایه متکی بود و سامانه‌های اسرائیلی «باراک ۸» و «اسپایدر» که از سال ۲۰۲۲ وارد خدمت در امارات شده‌اند، در کنار سامانه‌های آمریکایی و کره‌جنوبی به کار گرفته شدند. 🔻بنابه این گزارش، در جریان جنگ، رژیم صهیونی علاوه بر تأمین سامانه‌های دفاعی، یک آتشبار «گنبد آهنین» را نیز در خاک امارات مستقر و نیروهایی برای راه‌اندازی آن اعزام کرد که نشانه گذار از همکاری فناورانه به شراکت امنیتی عملیاتی مستقیم است. همچنین خروج امارات از اوپک به عنوان اقدامی فراتر از مسائل اقتصادی و نشانه‌ای از تلاش ابوظبی برای افزایش استقلال راهبردی و توسعه همکاری با رژیم صهیونی توصیف شده است. 🔻گزارش شبکه ۱۳ می‌افزاید همکاری دو طرف تنها به مقابله با ایران محدود نیست و پرونده‌های دریای سرخ، سومالی‌لند و یمن را نیز در بر می‌گیرد. رژیم صهیونی با هدف تقویت حضور خود در ساحل مقابل دریای سرخ از به رسمیت شناختن سومالی‌لند حمایت می‌کند و امارات نیز بدون شناسایی رسمی، از طریق سرمایه‌گذاری از آن پشتیبانی می‌کند. در یمن نیز رژیم در جنگ با حوثی‌ها درگیر شد و امارات طی یک سال گذشته نفوذ خود را در نهادهای دولت یمن افزایش داده تا امنیت کشتیرانی و تجارت در دریای سرخ را حفظ کند. 🔻این رسانه افزوده سامانه‌های پدافندی صهیونیستی اخیراً در رهگیری موشک‌های ایرانی و جلوگیری از خسارت بیشتر به زیرساخت‌های امارات نقش داشته‌اند و نتیجه گرفت که جنگ علیه ایران، این محور را ایجاد نکرد، بلکه آن را در آزمونی واقعی قرار داد و موفقیت‌های امنیتی و سیاسی آن را آشکار ساخت؛ به‌گونه‌ای که محور «اسرائیل–امارات» اکنون یک ساختار راهبردی تثبیت‌شده محسوب می‌شود و مسئله اصلی، تبدیل آن به یکی از ارکان نظم منطقه‌ای جدید است. #امارات 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
180
4
📣 شماره هفتم هفته‌نامه رصدی «اندیشکده مرصاد» و «مرکز رسانه‌ای سیاق» منتشر شد. در این شماره می‌خوانید: 🔹عراق تشدید روند خلع سلاح مقاومت و بازآرایی ساختار حشدالشعبی چاپ پول بدون پشتوانه و نشانه‌های آشفتگی مالی دولت 🔹لبنان تشدید تنش میان وزارت خارجه و ایران گمانه‌زنی‌ها درباره نقش سوریه در معادلات داخلی 🔹سوریه ابهام در روابط با واشنگتن گره خوردن آینده اقتصادی به معادلات امنیتی منطقه 🔹یمن ورود رسمی صنعا به معرکه و موشک‌باران تل‌آویو آشوب در جنوب؛ از ترورهای هدفمند تا بحران برق و آب 🔹خلیج فارس تاکتیک‌های پنهان و مسیرهای جایگزین برای عبور از تنگه بندبازی دیپلماتیک عمان روی لبه تیغ و تنش با واشینگتن 🔹پاکستان نقض آتش‌بس و تداوم بن‌بست امنیتی در مرز افغانستان 🔹افغانستان پارادوکس قدرت و فرسایش مشروعیت داخلی 🔹بازار افزایش تورم در اقتصادهای بزرگ در پی بحران انرژی کاهش تاریخی ذخایر نفتی جهان 🔹نهضت‌ها تلاش امارات برای نهادینه‌سازی رویکرد ضد اخوانی در اروپا 🔹دین جهان ارتدوکس و تشدید تنش صف‌بندی میان محور روسیه و محور قسطنطنیه ©️@mersadcss🔷🔷🔷
118
5
♨️ اولین امتیاز قطر در جام‌جهانی 🔻قطر که علی‌رغم میزبانی در جام جهانی ۲۰۲۲ نتوانسته بود امتیازی کسب کند و هر سه بازی خود را واگذار کرده بود، امشب توانست با گل لحظه آخری خوخی بازی را با سوییس به تساوی بکشاند و اولین امتیاز خود در جام جهانی را صید کند. 🔻قطعا مردم قطر از این موفقیت تیم کشورشان خوشحالند و در ادامه موفقیت‌های ناصر الخلیفی، همچنان روزگار خوب فوتبالی خود را ادامه می‌دهند. 🔻اماراتی‌ها هم باید بازی‌های دیگران را در جام جهانی دنبال کنند و همچنان در حسرت جام جهانی باشند و در عرصه باشگاهی نیز دنبال مربی جدید برای منچسترسیتی بگردند. #قطر #منهای‌سیاست 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
172
6
♨️واشنگتن‌پست: قطر به ایران پیشنهاد توافق محرمانه داده بود/ دوحه تکذیب کرد 🔻قطر گزارش‌های منتشرشده درباره وجود یک «توافق محرمانه» با ایران برای مصون ماندن تأسیسات گازی رأس لفان از حملات تهران را به‌طور قاطع رد کرد و آن را فاقد اعتبار دانست. این واکنش پس از آن مطرح شد که واشنگتن‌پست به نقل از منابع امنیتی منطقه‌ای و غربی مدعی شد دوحه در آغاز جنگ ایران، به تهران پیشنهاد داده بود در ازای خودداری از حمله به مجتمع رأس لفان، بزرگ‌ترین تأسیسات تولید گاز طبیعی مایع جهان، تولید گاز خود را متوقف کند؛ اقدامی که می‌توانست با افزایش قیمت انرژی، فشار اقتصادی بر آمریکا و رژیم صهیونی برای پایان دادن به جنگ را تشدید کند. 🔻بر اساس این گزارش، قطر برای حفاظت از رأس لفان که نزدیک به یک‌پنجم گاز جهان را تأمین می‌کند، از کانال‌های غیرعلنی با ایران در تماس بوده، اما نتوانسته تعهدی رسمی از تهران دریافت کند. منابع مذکور مدعی‌اند دوحه حتی فعالیت این مجتمع را در روزهای نخست جنگ متوقف کرد، هرچند مقام‌های قطری این تصمیم را ناشی از ملاحظات امنیتی و حفاظت از کارکنان و زیرساخت‌های انرژی عنوان کردند. 🔻دفتر رسانه‌ای قطر ادعاهای مربوط به هماهنگی با ایران در حوزه انرژی را «کاملاً نادرست» خواند و تأکید کرد هیچ تصمیم عملیاتی در بخش انرژی با هدف تأمین منافع ایران یا تأثیرگذاری بر روند جنگ اتخاذ نشده است. دوحه همچنین گزارش‌ها درباره بزرگ‌نمایی یا جعل خسارت‌های وارده به رأس لفان را رد کرد و آن‌ها را بخشی از تلاش برای تخریب نقش میانجی‌گرانه قطر، آسیب به اعتبار این کشور و تضعیف روابط راهبردی آن با آمریکا دانست. 🔻با این حال، گزارش واشنگتن‌پست می‌گوید تأسیسات رأس لفان در ادامه جنگ هدف حملات ایران قرار گرفت و خسارت‌هایی متحمل شد. وزیر انرژی قطر اعلام کرده است که بازسازی بخش‌های آسیب‌دیده بین ۳ تا ۵ سال زمان خواهد برد و این حملات امنیت و ثبات انرژی جهان را نیز تحت تأثیر قرار داده است. 🔻طی روزهای اخیر گزارش‌های مشابهی نیز درباره امارات مبنی بر پرداخت/آزادسازی میلیاردها دلار به ایران، برای جلوگیری از حملات موشکی و پهپادی به این کشور منتشر شده بود. #قطر 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
173
7
♨️ انقلاب ریل و جاده در پساجنگ؛ چگونه استارتاپ‌های لجستیک خلیج فارس جایگزین تنگه هرمز می‌شوند؟ 🔺 تحلیل المانیتور، به کالبدشکافی یک جهش تکنولوژیک در میانه بحران می‌پردازد: «شکوفایی استارتاپ‌های لجستیک زمینی خلیج فارس در پی انسداد تنگه هرمز». این گزارش استدلال می‌کند که جنگ آمریکا-رژیم صهیونیستی-ایران، اگرچه جاه‌طلبی‌های بلندمدت هوش مصنوعی منطقه را با ریسک تأخیر مواجه کرده، اما هم‌زمان شبکه‌های باربری زمینی در شبه‌جزیره عربستان را از یک زیرساخت سنتی به یک «شریان حیاتی، استراتژیک و دیجیتال» تبدیل کرده است که جریان تجارت جهانی را زنده نگه می‌دارد. 🔺 خروج جریان کالا از دریا به سمت خشکی، سرمایه‌گذاران را به سمت استارتاپ‌های لجستیک پیشرفته گسیل کرده است. دو تأمین مالی کلان در ژوئن ۲۰۲۶ این چرخش ساختاری را تأیید می‌کند: CargoX (امارات): این استارتاپ لجستیک خودمختار در ۲ ژوئن موفق به جذب ۲۵۰ میلیون دلار سرمایه شد. این شرکت تحت رهبری «توماسو رودریگز» (مدیرعامل سابق تالابات)، قصد دارد خودروهای بدون راننده را در مسیرهای طولانی و توزیع نهایی مستقر کند تا کارایی باربری زمینی را به اوج برساند. TruKKer (ابوظبی): این پلتفرم دیجیتال باربری که به «اوبر کامیون‌ها» در خاورمیانه و آسیای مرکزی مشهور است، تسهیلات مالی ۳۰۰ میلیون دلاری از بانک تجاری ابوظبی (ADCB) دریافت کرد. 🔺 این تأمین مالی کلان دقیقاً در لحظه‌ی عطف بخش لجستیک رخ می‌دهد؛ زمانی که کریدورهای زمینی در حال تبدیل شدن به جایگزین‌های «دائمی» برای هرمز هستند. دولت‌ها نیز خود را برای این «واقعیت جدید» آماده می‌کنند؛ به طوری که عربستان سعودی در حال بازطراحی ابرپروژه نئوم است تا آن را به هاب اصلی این کریدور لجستیکی زمینی نوظهور تبدیل کند. داده‌های مؤسسه «وامدا» نشان می‌دهد که استارتاپ‌های منا تنها در ماه مه، ۴۵۴.۷ میلیون دلار سرمایه (با رشد ۲۰۰ درصدی نسبت به ماه قبل) جذب کرده‌اند که عمدتاً ناشی از همین فاینانس‌های بدهی در بخش لجستیک است. 🔺 لایه دیگر این گزارش، جابجایی‌های مالی و فناوری زیر پوست بحران است: بورس وال‌استریت: افشاگری شرکت «کينگدام هولدينگ» عربستان در آستانه‌ی ورود SpaceX به بورس نزدک در ۱۲ ژوئن ۲۰۲۶ (با نماد SPCX)، عمق پیوند سرمایه‌های خلیج فارس با ایلان ماسک را عیان کرد. فشار سایبری بر ایران: آمریکا در پساجنگ، تحریم‌های جدیدی را علیه صرافی‌های رمزارز ایرانی (نوبیتکس، بیت‌پین، رمزینکس و والکس) اعمال کرد. همچنین بازداشت «جمشید قومی»، مدیرعامل یک شرکت تهرانی به اتهام قاچاق تجهیزات رمزنگاری شبکه به برنامه‌ی هسته‌ای و نظامی ایران، تنش‌های فناوری را تشدید کرده است. 🔺 در نهایت، نویسنده نتیجه می‌گیرد که اگرچه سازمان OECD هشدار داده که طولانی شدن درگیری‌ها می‌تواند رؤیای خلیج فارس برای تبدیل شدن به ابرقدرت جهانی هوش مصنوعی را به تأخیر بیندازد، اما نیاز مبرم به دور زدن هرمز، یک «جهش اجباری» در خودکارسازی زنجیره تأمین ایجاد کرده است. در خلیج فارس پساجنگ ۲۰۲۶، شرکت‌هایی که بتوانند جابجایی کالا بر روی خاک را هوشمندتر، سریع‌تر و بدون نیاز به دریا هدایت کنند، برندگان اصلی نظم نوین اقتصادی منطقه خواهند بود. https://www.al-monitor.com/newsletter/2026-06-09/gulf-logistics-startups-ride-hormuz-trade-shift 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
284
8
♨️ بندبازی هوشمندانه؛ چرا عمان با وجود ضعف نظامی، به «قلب دیپلماسی» خاورمیانه تبدیل شده است؟ 🔺 تحلیل پایگاه علوم سیاسی خاورمیانه، به کالبدشکافی راز بقا و دکترین منحصر‌به‌فرد سیاست خارجی مسقط می‌پردازد. این گزارش استدلال می‌کند که عمان نمونه‌ای درخشان از نقض تئوری‌های سنتی روابط بین‌الملل است؛ کشوری که ثابت کرده «ضعف مادی و نظامی» لزوماً مسبّب وابستگی یا انفعال نیست. عمان نه‌تنها یک بازیگر بی‌طرف سنتی نیست، بلکه با اتکا بر «قدرت میانجی‌گری رابطه‌ای»، خود را به عنوان شریانی حیاتی و جایگزین‌ناپذیر در جغرافیای سیاسی خلیج فارس تثبیت کرده است. 🔺 نویسنده تحولات سال ۲۰۲۶ را بزرگترین آزمون برای «ابهام استراتژیک» سلطان هیثم بن طارق می‌داند. آغاز جنگ آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه ایران در ۲۸ فوریه، شوک عمیقی به اعضا وارد کرد. پادشاهی‌های خلیج فارس احساس کردند واشینگتن پیش از تهاجم با آن‌ها مشورت نکرده و در برابر حملات موشکی تهران نیز قادر به حفاظت از دیتاسنترها و پالایشگاه‌هایشان نبوده است. در این میان، خشم مکتوم مسقط زمانی علنی شد که بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان، صراحتاً در شبکه X نوشت: «من مأیوس شدم... از آمریکا می‌خواهم بیشتر از این غرق نشود؛ این جنگ شما نیست!» این موضع نشان داد واشینگتن از مذاکرات مسقط به عنوان «پوشش دیپلماتیک» برای آغاز یک جنگ انتخابی استفاده کرده است. 🔺 لایه دیگر تحلیل، مقایسه عمان با کویت و اردن است. اگرچه هر سه کشور کوچک هزینه‌ی ماجراجویی‌های آمریکا را با تهدید حاکمیت خود پرداخته‌اند، اما عمان به دلیل میزبانی کمتر از نیروهای آمریکایی، هدف حملات کمتری قرار گرفت. عمان با ردّ عضویت در «شورای صلح غزه» به ریاست ترامپ و امتناع از ورود به «پیمان ابراهیم»، بر اصول خود پافشاری کرد. البوسعیدی صراحتاً اعلام کرد هدف جنگ غزه، تغییر نقشه‌ی منطقه و تحمیل دستورکار عادی‌سازی است و عمان هرگز بدون تشکیل دولت مستقل فلسطین، رژیم صهیونیستی را به رسمیت نخواهد شناخت. 🔺 با این حال، نویسنده به محدودیت‌های این دکترین نیز اشاره می‌کند؛ عمان «قدرت اقناع و تسهیل» دارد اما فاقد «ابزار فشار یا پاداش مادی» برای جلب همکاری انصارالله در یمن یا مهار ماشین جنگی آمریکا است. فشار ترامپ در سال ۲۰۲۶ عملاً عمان را از یک «تسهيل‌کننده‌ی پنهان» به یک «میانجی علنی» در رم و ژنو تبدیل کرده که این امر، مسئولیت نتایج را بر دوش مسقط سنگین‌تر می‌کند؛ پدیده‌ای که پیش‌تر برای ترکیه (۲۰۰۷) و قطر (۲۰۲۳) نیز چالش‌برانگیز شده بود. 🔺 در نهایت، این تحلیل نتیجه می‌گیرد که راز بقای مسقط در خاورمیانه‌ی دوقطبی‌شده‌ی پسا-۲۰۲۶، دکترین «دوستی با همه» است. عمان با وجود تایید وزیر ترابری‌اش در ۸ آوریل مبنی بر عدم وضع عوارض ترانزیتی در هرمز بر اساس قوانین بین‌المللی، همچنان تنها پلی است که واشینگتن و تهران برای خروج از «دیستوپیای جنگ» به آن نیاز دارند. درس عمان برای سایر کشورهای کوچک منطقه این است که ثبات، محصول قدرت نظامی نیست، بلکه ثمره انعطاف‌پذیری راهبردی و تبدیل جغرافیا به یک «فرصت گفتگوی ابدی» است. https://pomeps.org/deft-diplomacy-how-oman-thrives-amid-turbulence 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
175
9
♨️امارات ادعای انتقال ۳ میلیارد دلار به ایران را رد کرد 🔻امارات به‌طور قاطع گزارش‌های رسانه‌ای درباره انتقال یا آزادسازی دارایی‌های ایران از طریق این کشور را رد کرد. وزارت خارجه امارات در بیانیه‌ای اعلام کرد ادعاهای مطرح‌شده، از جمله انتقال ۳ میلیارد دلار به ایران، «نادرست» بوده و بر هیچ واقعیت یا اطلاعات موثق استوار نیست. این وزارتخانه تأکید کرد که هیچ‌گونه دارایی مسدودشده ایران از طریق امارات آزاد، منتقل یا جابه‌جا نشده و از رسانه‌ها خواست تنها به منابع رسمی استناد کرده و از انتشار اطلاعات تأییدنشده خودداری کنند. 🔻این تکذیب در واکنش به گزارش‌هایی منتشر شد که مدعی بودند ابوظبی با آزادسازی ۱۰ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده ایران موافقت کرده و بیش از ۳ میلیارد دلار آن نیز منتقل شده است. بر اساس گزارش رویترز به نقل از چهار منبع آگاه، این اقدام بخشی از یک تغییر تاکتیکی در روابط دو کشور پس از هفته‌ها تنش و حملات ایران به امارات در جریان جنگ آمریکا و رژیم صهیونی با ایران عنوان شده بود. این منابع مدعی شدند که آزادسازی این منابع مالی هم‌زمان با مراحل پایانی مذاکرات گسترده‌تر میان تهران و واشنگتن برای پایان دادن به جنگ صورت می‌گیرد؛ مذاکراتی که ممکن است شامل آزادسازی ده‌ها میلیارد دلار از درآمدهای نفتی بلوکه‌شده ایران در بانک‌های خارجی باشد. 🔻به گفته منابع رویترز، در ازای این توافق، ایران حملات موشکی و پهپادی به امارات را متوقف کرده و دو طرف روند بازسازی روابط، همکاری اقتصادی و تبادل اطلاعات را آغاز می‌کنند. همچنین ادعا شده که گفت‌وگوها پس از دیدار مقام‌هایی از سپاه پاسداران ایران با شیخ طحنون بن زاید در ابوظبی و سپس سفر مقام‌های اماراتی به تهران شتاب گرفته است. یکی از منابع نیز گفته ایران برای توافق‌های مشابه با دست‌کم دو کشور دیگر حاشیه خلیج فارس تماس گرفته است. در این گزارش اشاره شده که آخرین حمله مستقیم ایران به امارات در ۴ ماه مه به بندر فجیره انجام شده و موضوع آزادسازی دارایی‌ها با تضمین امنیت عبور و مرور در تنگه هرمز نیز ارتباط دارد. با این حال، امارات تمامی این ادعاها درباره آزادسازی یا انتقال پول‌های ایران را به‌طور رسمی رد کرده است. #امارات 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
152
10
♨️ شراکت در پساجنگ؛ چرا واشینگتن و پادشاهی‌های خلیج فارس همچنان به یکدیگر نیاز دارند؟ 🔺 تحلیل کلان و راهبردی فارن افرز، به کالبدشکافی آینده‌ی روابط متلاطم آمریکا و کشورهای عربی در پساجنگ می‌پردازد. این گزارش استدلال می‌کند که علیرغم خشم شدید پادشاهی‌های خلیج فارس از ماجراجویی نظامی لجام‌گسیخته‌ی واشینگتن-تل‌آویو و ناکامی دکترین بازدارندگی آمریکا در جلوگیری از باران موشکی ایران علیه زیرساخت‌های منطقه، فرضیه‌ی «پایان عصر آمریکا در خاورمیانه» باطل است. از نگاه نویسندگان، پادشاهی‌های عربی برای تداوم پروژه‌های نوسازی داخلی خود، هیچ جایگزین استراتژیک و امنیتی کاملی برای واشینگتن ندارند. 🔺 واقعیت پساجنگ در مه ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که «تنظیم مجدد روابط» برای هر دو طرف یک ضرورت است. تنش‌های ۱۲ هفته‌ای ثابت کرد که تنش‌زدایی‌های لرزان گذشته نتوانست مانع از سرایت آتش جنگ به هاب‌های انرژی و دیتاسنترهای کشورهای عربی شود. با این حال، گزینه‌های جایگزین اعراب همگی ناامیدکننده هستند: چین و روسیه: پکن علی‌رغم نفوذ اقتصادی در تهران، اراده‌ای برای پذیرش «مسئولیت امنیت منطقه‌ای» ندارد و مسکو نیز درگیر بحران اوکراین است. پیمان‌های منطقه‌ای: انشقاق ساختاری درون شورای همکاری خلیج فارس، به‌ویژه تنش‌های عمیق میان ریاض و ابوظبی که اخیراً به خروج امارات از اوپک منجر شد، مانع از شکل‌گیری یک جبهه‌ی واحد عربی است. امارات غرق در موشک از دیپلماسی بیمناک است، در حالی که عمان ساحلی از انسداد هرمز سود اقتصادی می‌برد. 🔺 نویسندگان تاکید می‌کنند که این بحران، فرصتی بی‌نظیر برای بازتعریف ائتلاف بر پایه‌ی «سلاح‌سازی مشترک و امنیت نوین» است. همکاری‌های آینده نباید به فرمول منسوخ «نفت در برابر امنیت» محدود شود؛ بلکه باید خلیج فارس را از یک «مشتری صرف تسلیحات» به «سرمایه‌گذار و تولیدکننده‌ی مشترک پدافندهای موشکی و پهپادی نسل جدید» تبدیل کند. ارتش‌های عربی اکنون در کنار اوکراین، باتجربه‌ترین نیروها در مقابله با دکترین پهپادی ایران هستند و این دانش، برای بازسازی بنیه‌ی دفاعی خود آمریکا حیاتی است. 🔺 در نهایت، این تحلیل نتیجه می‌گیرد که قلب تپنده‌ی ائتلاف آینده، «کریدورهای ژئواکونومیک و مگاپروژه‌های هوش مصنوعی» خواهد بود. غول‌های فناوری سیلیکون‌ولی برای تغذیه‌ی دیتاسنترهای غول‌پیکر خود به انرژی، زمین و سرمایه‌ی کشورهای عربی نیاز دارند. همچنین، واقعیت هرمز مسدود، تقاضا برای احداث خط‌لوله‌های جایگزین و شبکه‌های ریلی نوین از طریق عربستان و عمان به سمت دریای سرخ و مدیترانه را تشدید کرده است؛ پروژه‌های عظیمی که شرکت‌های آمریکایی باید در آن سهم اساسی داشته باشند. ترن تاریخ خاورمیانه شاید به دلیل جنگ ترامپ کند شده باشد، اما پسا-۲۰۲۶ فصلی است که در آن مشخص می‌شود واشینگتن و خلیج فارس، در این جهان رقابتی و غیرقابل‌پیش‌بینی، بیش از همیشه به یکدیگر وابسته‌اند. https://www.foreignaffairs.com/united-states/america-and-gulf-still-need-each-other 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
237
11
♨️ شکاف در برج‌های شیشه‌ای؛ آیا جنگ ۲۰۲۶ انقسام صامت أبوظبی و دبی را علنی می‌کند؟ 🔺 تحلیل پایگاه الاستقلال، به کالبدشکافی یک گسست ساختاری و پنهان در پشت نمای مدرن امارات متحده عربی می‌پردازد: «اختلاف بنیادین میان دکترین تهاجمی ابوظبی و فرهنگ تجاری دبی». این گزارش که بر پایه‌ی مصاحبه‌ی تفصیلی «دکتر آندریاس کریگ»، استاد کينگز كالج لندن استوار است، استدلال می‌کند که جنگ آمریکا-رژیم صهیونیستی علیه ایران، امارات را با بزرگترین بحران هویت و مشروعیت در تاریخ معاصرش روبرو کرده و فرضیات چنددهه‌ای این کشور را به لرزه درآورده است. 🔺 نویسنده معتقد است در عهد محمد بن زايد، مفهوم «اتحاد هفت امارت» از بین رفته و یک «امارت مرکزی مقتدر» به محوریت خاندان آل‌نهیان شکل گرفته که سیاست خارجی و امنیتی را به شکل تک‌روانه دیکته می‌کند. ریشه‌ی این انقسام صامت، در تفاوت فرهنگی خاندان‌های حاکم نهفته است: دکترین ابوظبی (آل‌نهیان): برخاسته از فرهنگ محافظه‌کار بدوی صحرا، با رویکردی ميكياولیستی، صفر و یک، تهاجمی و متکی بر «سیاست لبه‌ی پرتگاه» و راه‌حل نظامی علیه ایران. دکترین دبی (آل‌مكتوم): برخاسته از فرهنگ ساحلی، منعطف، باز و مبتنی بر مصلحت تجاری چندجانبه‌گرا که رونق خود را در تعامل با همه‌ی بازیگران، از جمله ایران، تعریف می‌کند. 🔺 نقطه‌ی عطف این تحلیل، رونمایی از «اتحاد ایدئولوژیک ابوظبی و تل‌آویو» در جریان جنگ غزه و نبرد ۲۰۲۶ با ایران است. کریگ فاش می‌کند که مسئله‌ی فلسطین برای محمد بن زاید به یک موضوع حاشیه‌ای تبدیل شده است. هر دو رژیم «بهار عربی» را یک زمستان تاریک می‌دیدند و هردو به دنبال یک «ثبات اقتدارگرا» هستند که در آن رژیم‌های مستبد شروط امنیت را دیکته کنند. این گزارش فاش می‌کند که ابوظبی از طریق کانال‌های پشتی، تسهیل‌کننده‌ی کنترل ارتش رژیم صهیونیستی بر غزه بوده و حتی استقرار و هدایت ۳ آتشبار گنبد آهنین توسط سربازان رژیم صهیونیستیی در خاک ابوظبی در میانه جنگ ۲۰۲۶، یک سابقه‌ی نظامی بی‌سابقه را رقم زده است. 🔺 با این حال، کریگ تاکید می‌کند که امارات از دوران اوج خود در ۱۰ سال گذشته به شدت سقوط کرده و «پروژه‌ی محور جدایی‌طلب» آن (حمایت از میلیشیاهای غیردولتی در لیبی و یمن) به یک بار سنگین حقوقی و سیاسی تبدیل شده است. سودان و جنایات وحشتناک نیروهای پشتیبانی سریع به «نقطه‌ی مرگبار» دیپلماسی امارات تبدیل شده است. حاکمان ابوظبی با نوعی عقلانیت لجوجانه‌ی بدوی، در برابر انتقادات غرب هم‌چون نتانیاهو دبل-داون (اصرا بر خطا) می‌کنند؛ با این ذهنیت که «ما در برابر کل دنیا هستیم». 🔺 در نهایت، نویسنده نتیجه می‌گیرد که راهبرد رژیم صهیونیستی برای «تقسیم خلیج فارس» و اجرای دکترین «تفرقه بینداز و حکومت کن»، از طریق اشتباهات راهبردی ابوظبی در حال محقق شدن است؛ امری که عربستان سعودی را به شدت نگران کرده و ریاض را به سمت اتخاذ موقعیت تهاجمی معکوس سوق می‌دهد. در خلیج فارس پساجنگ ۲۰۲۶، شبیه‌سازی لابی رژیم صهیونیستیی در واشینگتن توسط امارات برای کسب «مصونیت دیپلماسی»، دیگر کارگر نیست و «پنجره‌ی اورتون» باز شده است؛ پادشاهی شیشه‌ای اکنون نه‌تنها از سوی همسایگان، بلکه از درون ساختار فدرال خود با یک گسست خاموش روبروست. https://www.maariv.co.il/news/military/Article-1102941 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
190
12
♨️ کورسوی امید ترامپ به کویت؛ چرا کویت حلقه ضعيف بعدی برای گسترش «پیمان ابراهیم» است؟ 🔺 تحلیل مجله +972، به افشای یک لایه پنهان در پس توئیت‌های جنجالی دونالد ترامپ می‌پردازد. این گزارش استدلال می‌کند که بر خلاف تصور عمومی، دکترین ترامپ برای توسعه‌ی «پیمان ابراهیم» یک فانتزی محض نیست، بلکه یک تلاش حساب‌شده برای شکل‌دهی به یک «کنسرسیوم سیاسی-امنیتی علنی» است که در آن منافع دفاع پیش‌دستانه‌ی رژیم صهیونیستی مقدم بر هر چیز است. نویسنده معتقد است علیرغم مقاومت پایتخت‌های بزرگی چون ریاض و اسلام‌آباد، کویت به دلیل تحولات داخلی پساجنگ ۲۰۲۶، مستعدترین نامزد برای بلعیده شدن توسط این پیمان است. 🔺 کویت از دیرباز به عنوان یک «وصله‌ی ناجور» در شورای همکاری شناخته می‌شد؛ کشوری با سنت‌های ناسیونالیسم عربی و پارلمانی قدرتمند که مدافع سرسخت آرمان فلسطین بود. اما از زمان به قدرت رسیدن امیر مشعل الاحمد در اواخر ۲۰۲۳، این پادشاهی به طور پیوسته به سمت مدار امارات چرخیده و ساختارهای نهادی مقاومت خود را از دست داده است: تعلیق دموکراسی: انحلال و تعلیق طولانی‌مدت پارلمان کویت در سال ۲۰۲۴، بزرگترین سنگر مخالفت مدنی با عادی‌سازی را فرونشاند. پاکسازی هویتی: کمپین فشرده‌ی سلب تابعیت گسترده که حدود ۳۰۰ هزار نفر (از جمله شهروندان فلسطینی‌تبار) را آواره کرد، پتانسیل بسیج توده‌ای علیه رژیم صهیونیستی را از بین برد. سرکوب فعالان غزه: بازداشت، بازجویی و ممنوع‌الخروجی شهروندان کویتی که در کاروان‌های امدادی غزه حضور داشتند، نشان‌دهنده‌ی آمادگی دستگاه امنیتی برای یک چرخش رسمی در سیاست خارجی است. 🔺 نویسنده تأکید می‌کند که جنگ ۲۰۲۶ محرک اصلی این چرخش است. حمله پهپادی اخیر به فرودگاه بین‌المللی کویت که ۱ کشته و ۶۳ زخمی برجای گذاشت (خونین‌ترین روز کویت از آغاز جنگ)، خشم عمومی بی‌سابقه‌ای را علیه تهران برانگیخته است. اگرچه کویت از قطع رابطه کامل خودداری کرد و تنها به اخراج دو دیپلمات ایرانی بسنده نمود، اما این حملات به حاکمیت پادشاهی بهترین «پوشش سیاسی» را به دولت می‌دهد تا پیمان ابراهیم را نه یک انتخاب لوکس دیپلماتیک، بلکه یک «ضرورت اجباری امنیتی» برای بقا در برابر تهاجم ایران به افکار عمومی بفروشد. 🔺 در لایه‌ای کلان‌تر، نویسنده به دکترین «سیادت منطقه‌ای رژیم صهیونیستی» اشاره می‌کند. پیمان ابراهیم ابزاری است که خطوط مقدم جنگ را از مرزهای رژیم صهیونیستی به جغرافیای خلیج فارس منتقل کرده است؛ امری که امارات و بحرین با تحمل سنگین‌ترین ضربات موشکی ایران بهای آن را پرداختند. استقرار پدافندهای گنبد آهنین رژیم صهیونیستی در امارات و شایعات مربوط به احداث پایگاه نظامی دائم رژیم صهیونیستی در خاک امارات، در کنار پایگاه‌های مخفی تل‌آویو در صحرای غربی عراق و بندر بربره در سومالی‌لند، نشان‌دهنده‌ی یک استراتژی هجومی همه‌جانبه با مصونیت کامل حقوقی است. 🔺 در نهایت، این تحلیل نتیجه می‌گیرد که اصرار ترامپ برای پیوند زدن توافق ایران به پیمان ابراهیم، قطب‌بندی منطقه را تشدید کرده است. در خلیج فارس پسا-۲۰۲۶، محوری متشکل از عربستان، پاکستان، ترکیه و مصر (با همراهی عمان و قطر) در حال شکل‌گیری است که امارات را «همدست علنی توسعه‌طلبی رژیم صهیونیستی» می‌داند. در این میان، کویت بی‌دفاع و ضربه‌خورده از موشک‌های تهران، احتمالاً خلع سلاح‌شده‌ترین بازیگری است که برای زنده ماندن، مجبور خواهد شد حاکمیت ملی خود را فدای چتر امنیتی مشترک امارات-رژیم صهیونیستی کند و به این رویای لرزان بپیوندد. https://www.972mag.com/abraham-accords-kuwait-trump-iran/ 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
214
13
♨️ بندبازی مسقط روی لبه‌ی تیغ؛ چرا ترامپ به دنبال منفجر کردن صبورترین متحد خود است؟ 🔺 تحلیل ریسپانسیبل استیت کرفت، به بررسی تنش بی‌سابقه میان واشینگتن و مسقط پس از تهدید جنجالی دونالد ترامپ مبنی بر «منفجر کردن عمان» می‌پردازد. این گزارش استدلال می‌کند که اصرار کاخ سفید بر رویکرد دوقطبی «با ما یا بر ما»، عملاً کارکرد عمان را به عنوان «سوئیس خاورمیانه» قفل کرده است. خشم ترامپ و تهدید وزیر خزانه‌داری به تحریم‌های تهاجمی، ناشی از گزارش‌هایی است که نشان می‌دهد مسقط در حال بررسی پیشنهاد ایران برای مشارکت در مدیریت اداری و وضع «عوارض ناوبری» در تنگه‌ی هرمز است. 🔺 برای اداره‌ای که جهان را سیاه و سفید می‌بیند، رفتارهای راهبردی عمان در جریان جنگ ۲۰۲۶ به مثابه «خیانت» تفسیر می‌شود: سکوت معنادار: در حالی که سایر پادشاهی‌های عربی بیانیه‌های تند علیه تهران صادر می‌کنند، عمان سکوت کرده و حتی پس از اصابت پهپادهای ایرانی به بنادرش، از نام بردن از ایران خودداری کرد. رابطه با رهبری جدید ایران: سلطان هیثم بن طارق، تنها رهبر عربی بود که انتصاب مجتبی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید ایران (پس از شهادت پدرش در حملات رژیم صهیونیستی) را تبریک گفت. مقاله جنجالی وزیر خارجه: بدر البوسعیدی در اکونومیست صراحتاً نوشت که «آمریکا کنترل سیاست خارجی خود را از دست داده» و حملات تلافی‌جویانه ایران را «تنها گزینه‌ی منطقی موجود» خواند. 🔺 لایه دیگر این بحران، فرمول حقوقی بازگشایی هرمز است. بر اساس گزارش نیویورک‌تایمز، ایران که پس از حملات ۲۸ فوریه هرمز را مسدود کرده، اکنون به دنبال یک پوشش مشروع برای وضع عوارض است. طبق کنوانسیون حقوق دریاها، وضع عوارض برای حق عبور ترانزیت ممنوع است، اما دریافت هزینه برای «خدمات ناوبری، امنیتی و زیست‌محیطی» مجاز است. ایران به همکاری عمان (که شبه‌جزیره مسندم را در دهانه‌ی استراتژیک هرمز در اختیار دارد) نیاز دارد تا طرح خود را از یک «عوارض‌گیری یک‌جانبه» به یک «رژیم خدمات حقوقی مشترک» تبدیل کند. عمان علیرغم تکذیب‌های اولیه، درهای گفتگو بر سر این فرمول را باز نگه داشته است. 🔺 نویسنده معتقد است که «ابهام استراتژیک» عمان، به دلیل منفعت‌طلبی نیست؛ بلکه اقتصاد عمان به دلیل قرار گرفتن بنادرش در خارج از هرمز و افزایش قیمت نفت، با رشد ۳.۵ درصدی در سال ۲۰۲۶، بهترین عملکرد را در منطقه دارد. این سکوت و ابهام، فرمولی مشترک میان عمان و قطر برای ارائه یک راه خروج آبرومندانه به طرفین است؛ فرمولی که به ایران اجازه می‌دهد ادعای پیروزی کند، به ترامپ اجازه می‌دهد بگوید خطوط قرمزش نقض نشده و به اقتصاد جهانی اعتماد بازگشایی هرمز را تزریق کند. 🔺 در نهایت، این تحلیل نتیجه می‌گیرد که تهدید به بمباران و تحریم عمان، نشان‌دهنده‌ی سوءتفاهم عمیق واشینگتن از دکترین دیپلماسی مسقط است. عمان کانال محرمانه‌ای بود که برجام ۲۰۱۵ و آزادی ده‌ها گروگان آمریکایی را رقم زد. واشینگتن با سوزاندن این پل ارتباطی مورد اعتماد تهران، عملاً تنها بازیگری را نابود می‌کند که در ماه‌های آینده برای خروج آبرومندانه از بنبست جنگ ۲۰۲۶ به آن نیاز خواهد داشت. https://responsiblestatecraft.org/iran-war-oman/ 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
173
14
♨️ تصویر ماهواره‌ای از عملیات کشتی به کشتی در نزدیکی ساحل عمان نفتکش‌های بزرگی که نمی‌خواهند ریسک نزدیک شدن به ساحل امارات یا
♨️ تصویر ماهواره‌ای از عملیات کشتی به کشتی در نزدیکی ساحل عمان نفتکش‌های بزرگی که نمی‌خواهند ریسک نزدیک شدن به ساحل امارات یا تنگه هرمز را متحمل شوند، با این ترفند نفت دریافت می‌کنند. 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
190
15
♨️ رانندگی شبانه بدون چراغ در هرمز؛ چگونه «ترانزیت‌های تاریک» قیمت نفت را زیر ۱۰۰ دلار مهار کردند؟ 🔺 تحلیل میدانی و افشاگرانه‌ی روزنامه‌ی «فایننشال تایمز» در ۱۰ ژوئن ۲۰۲۶، به کالبدشکافی یک کلیدواژه‌ی بحرانی در بازار انرژی می‌پردازد: «کریدورهای شبانه و ترانزیت‌های تاریک در تنگه هرمز». این گزارش استدلال می‌کند که با وجود انسداد کم‌سابقه‌ی هرمز به دلیل جنگ ۱۲ هفته‌ای با ایران، تانکرهای نفت‌کش با هدایت پنهان سنتکام و استفاده از حریم دریایی صخره‌ای عمان، در حال فرار از تله‌ی نظامی تهران هستند؛ تلاشی پرریسک که با تزریق روزانه میلیون‌ها بشکه نفت به بازار، مانع از انفجار قیمت نفت و جهش آن به بالای ۱۰۰ دلار شده است. 🔺 لایه پنهان این عملیات، دکترین تاکتیکی جدید آمریکا در دریای عمان است. بر اساس گزارش‌های اطلاعاتی، نفت‌کش‌ها پیش از ورود به تنگه، از فرماندهی مرکزی آمریکا مختصات مسیر عمانی را دریافت می‌کنند. دستور کار کاملاً مشخص است: خاموش کردن تمام سیستم‌های الکترونیکی و سیگنال‌های GPS برای دور ماندن از رادارهای سپاه پاسداران، و عبور فشرده در دل تاریکی مطلق شب. مدیران صنعت نفت این تاکتیک را به «رانندگی با سرعت در یک جاده‌ی روستایی باریک، دوطرفه و تیره، بدون روشن کردن چراغ‌ها» تشبیه کرده‌اند که ریسک تصادم تانکرها را به شدت افزایش داده است؛ چرا که پهنای این مسیر ساحلی در مسندم عمان در برخی نقاط به کمتر از ۸۰۰ متر می‌رسد. 🔺 کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، و دونالد ترامپ هر دو با تأیید تلویحی این افزایش ترانزیت، از خروج مخفیانه‌ی «میلیون‌ها بشکه نفت» سخن گفته‌اند. در حالی که مسدود شدن مسیر اصلی هرمز (که گمان می‌رود توسط ایران مین‌گذاری شده باشد)، ۱۲ میلیون بشکه در روز را از بازار حذف کرده، موسسه «انرژی اسپکتس» فاش کرده که کشورهای امارات، کویت و عراق با این روش مخفیانه موفق به صادرات روزانه ۳ میلیون بشکه نفت شده‌اند. تخلیه‌ی ۸ میلیون بشکه‌ای مخازن بندر الاحمدی کویت در اواخر مه، شاهدی بر این مدعاست. همچنین، تصاویر ماهواره‌ای آژانس فضایی اروپا (ESA) افزایش بی‌سابقه‌ی انتقال کشتی‌به‌کشتی (Ship-to-Ship) نفت را در سواحل «فجیره» و «صحار» در اوایل ژوئن ثبت کرده‌اند؛ جایی که نفت‌کش‌های کوچک ریسک‌پذیر، محموله‌ها را از داخل خلیج به غول‌های اقیانوس‌پیمای منتظر در دریای عرب منتقل می‌کنند. 🔺 در نهایت، فایننشال تایمز هشدار می‌دهد که این بازی پنهان با دم شیر، پایداری شکننده‌ای دارد. اصابت پهپاد ایرانی به هلیکوپتر آپاچی آمریکا در ۸ ژوئن و حملات تلافی‌جویانه و سنگین متقابل سنتکام در ۱۰ ژوئن، نشان داد که این مسیر موازی تا چه حد مستعد اشتعال است. در حالی که هنوز ۵۰۰ تانکر و کشتی تجاری در خلیج فارس سرگردانند و برخی کشتی‌ها ترجیح می‌دهند با باج‌دهی رمزارزی یا امضای مجوز «قرارگاه خاتم‌الانبیا» از کریدور شمالی ایران عبور کنند، «ترانزیت تاریک عمانی» تنها سوخت موقتی است که ترامپ برای جلوگیری از بحران سوخت تابستانی غرب به آن چنگ زده است؛ دکترین پرخطری که هر لحظه ممکن است با یک تصادف دریایی یا جرقه نظامی، قیمت نفت را به سمت کانال ۱۵۰ دلار پرواز دهد. https://www.ft.com/content/31450147-1b85-4ecf-a60d-0c0e3a298ae7?syn-25a6b1a6=1 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
187
16
♨️ادعای بلومبرگ: دیدار امنیتی ایران و امارات پس از ماه‌ها تنش و جنگ 🔻بنابه ادعای بلومبرگ به نقل از «منابع آگاه»، مقام‌های ارشد امنیت ملی امارات و ایران این هفته برای نخستین بار از زمان آغاز جنگ آمریکا و رژیم صهیونی علیه تهران در اواخر فوریه، به‌صورت حضوری دیدار کردند. 🔻به گفته این منابع که به دلیل حساسیت موضوع نخواستند نامشان فاش شود، این دیدار نشان‌دهنده تغییر رویکرد دو کشور و درک متقابل آن‌ها از اهمیت بهبود روابط دوجانبه است. 🔻امارات در پی حفظ اهداف اقتصادی خود، از جمله سرمایه‌گذاری چندین میلیارد دلاری در افزایش تولید نفت و توسعه مراکز داده هوش مصنوعی است. ایران نیز این رابطه را مهم می‌داند، زیرا امارات پیش از آغاز جنگ یکی از بزرگ‌ترین شرکای تجاری جمهوری اسلامی بود و همچنین یکی از مسیرهای اصلی صادرات نفت تحریم‌شده ایران به شمار می‌رفت. 🔻به گفته این منابع، تلاش‌های اخیر ابوظبی برای نزدیک شدن به ایران عمدتاً ناشی از تمایل این کشور حاشیه خلیج فارس به کاهش تنش با دولتی است که آن را خصمانه می‌داند، اما بعید می‌داند سرنگون شود. 🔻گفتنی است گزارش‌ها از فرود یک هواپیمای اماراتی در تهران، در بحبوحه درگیری‌ها میان ایران و آمریکا، گمانه‌زنی‌های گسترده‌ای به همراه داشت. اگرچه مقامات رسمی دو کشور تاکنون واکنشی در این زمینه نداشته‌اند. #امارات 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
199
17
⭕️ افکار عمومی: «انگار امارات مصونیت دارد»؛ واقعیت: «امارات می‌خورد، بد هم می‌خورد، ولی صدایش را در نمی‌آورد» نویسندگان: مهدی
⭕️ افکار عمومی: «انگار امارات مصونیت دارد»؛ واقعیت: «امارات می‌خورد، بد هم می‌خورد، ولی صدایش را در نمی‌آورد» نویسندگان: مهدی کمالی و وحید اخوت در افکار عمومی داخلی و همچنین فضای رسانه‌ای منطقه یک گزاره بارها تکرار شده: «امارات از جنگ دور مانده است.» این گزاره آن‌قدر تکرار شده که به تدریج به یک باور عمومی تبدیل شده است؛ باوری که بر اساس آن، امارات برخلاف بسیاری از بازیگران منطقه مانند کویت و بحرین نه هدف حملات قرار گرفته و نه هزینه‌ای متناسب با سیاست‌های متهورانه منطقه‌ای خود پرداخته است. اما این برداشت، یک نقص اساسی دارد: امنیت را صرفاً در چارچوب حمله به خاک یک کشور تعریف می‌کند و دریا را نادیده می‌گیرد. برای شنیدن قصه‌های دریا با ما همراه شوید. 🔗 ادامه مطلب: syaaq.com/37382 🏷 #امارات_متحده_عربی #تنگه_هرمز #جنگ_رمضان #فجیره #نفت @PGulfStudies
536
18
♨️ کالبدشکافی یک سوءتفاهم ژئوپلیتیک؛ چرا روابط هند و امارات یک «ائتلاف نظامی» نیست؟ 🔺 تحلیل پایگاه فروم بین المللی خلیج، به نقد یک برداشت اشتباه در رسانه‌های بین‌المللی می‌پردازد: «تلقی توافقات دهلی‌نو و ابوظبی به عنوان یک ائتلاف نظامی علیه ریاض». این گزارش استدلال می‌کند که امضای «چارچوب مشارکت دفاعی استراتژیک» میان نارندرا مودی و محمد بن زاید در ۱۵ مه ۲۰۲۶، به معنای ورود هند به جنگ‌های نیابتی خلیج فارس یا تشکیل بلوک «هند-امارات-رژیم صهیونیستی» در برابر محور «سعودی-پاکستان-ترکیه» نیست؛ بلکه یک پلتفرم کاملاً ژئواکونومیک برای حفظ انعطاف‌پذیری هند در فضای پساجنگ ۲۰۲۶ است. 🔺 نویسنده برای اثبات ائتلاف‌ناپذیری این رابطه سه دلیل راهبردی اقامه می‌کند: ۱. توافق همکاری دفاعی، نه پیمان دفاع متقابل: برخلاف پیمان نظامی سپتامبر ۲۰۲۵ میان ریاض و اسلام‌آباد (SMDA) که حاوی بند دفاع جمعی مشابه ماده ۵ ناتو است، توافق هند و امارات هیچ تعهد نظامی متقابلی ایجاد نمی‌کند. این چارچوب صرفاً بر «صادرات تسلیحات، تولید مشترک، امنیت سایبری و دریانوردی» متمرکز است. مودی با این کار، مسیر صادرات موشک‌های «آکاش»، «براهموس» و جنگنده‌های «تجاس» را به خلیج فارس هموار کرد، بدون آنکه حتی یک سرباز هندی در امارات مستقر شود؛ چرا که اولویت امنیتی دهلی‌نو مهار چالش دوگانه‌ی چین و پاکستان در جنوب آسیاست، نه غرق شدن در باتلاق خاورمیانه. ۲. تقدم مطلق شریان‌های انرژی و سرمایه: هسته سخت این روابط، توافقنامه جامع اقتصادی (CEPA) است که حجم تجارت دوجانبه را به ۱۰۰ میلیارد دلار رسانده است. در توافقات مه ۲۰۲۶، تعهد امارات به سرمایه‌گذاری ۵ میلیارد دلاری در هند و کمک به توسعه‌ی مخازن استراتژیک نفت و گاز هند برجسته بود. مودی در ابوظبی حملات موشکی به امارات را محکوم و بر لزوم باز بودن هرمز تأکید کرد، اما حاضر نشد موضع تند امارات علیه ایران را تأیید کند. این تمرکز بر امنیت انرژی به جای بیانیه‌های تند سیاسی، ماهیت تجاری این رابطه را عیان می‌کند. ۳. دکترین «چندهم‌سویی» و عدم انتخاب طرفین: سیاست خارجی هند بر پایه‌ی «خودمختاری استراتژیک» و چندهم‌سویی استوار است؛ یعنی تعامل با همه پایتخت‌ها (تهران، ریاض، ابوظبی، تل‌آویو و دوحه) بدون حل شدن در ائتلاف‌های رسمی. انتخاب علنی ابوظبی، ریاض را خشمگین کرده و پادشاهی سعودی را به حمایت تسلیحاتی و اتمی قاطع‌تر از پاکستان علیه هند سوق می‌دهد؛ کابوسی که دیپلماسی دهلی‌نو سال‌ها برای تضعیف آن تلاش کرده است. همچنین سرنوشت ۲.۷ میلیون کارگر هندی در عربستان مانع از هرگونه ماجراجویی دوقطبی می‌شود. سفرهای پیاپی «آجیت دووال»، مشاور امنیت ملی هند، به ریاض و ابوظبی در آوریل ۲۰۲۶، نماد بارز این موازنه است. 🔺 در نهایت، نویسنده نتیجه می‌گیرد که تحلیل خاورمیانه پساجنگ ۲۰۲۶ از دریچه‌ی صلب «بلوک سعودی» در برابر «بلوک امارات»، یک ساده‌انگاری ژورنالیستی است. واقعیت خلیج فارس بسیار سیال‌تر و پیچیده‌تر است. اگرچه نزدیکی دهلی‌نو به ابوظبی، فضا را برای امارات در برابر فشارهای همزمان تهران و ریاض بازتر می‌کند، اما نقش هند در خلیج فارس همچنان یک نقش ژئواکونومیک است. دهلی‌نو منافع خود را به قمار اختلافات ابوظبی با همسایگانش نخواهد باخت. https://gulfif.org/the-world-misunderstands-the-india-uae-relationship/ 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
265
19
♨️ نیاز حیاتی به پایگاه‌ها؛ چرا خروج آمریکا از خلیج فارس بن‌بست هرمز را به یک «فاجعه‌ی جهانی» برای آمریکا تبدیل می‌کند؟ 🔺 تحلیل وال استریت ژورنال، به کالبدشکافی یک هشدار راهبردی به کاخ سفید می‌پردازد: «ضرورت حفظ پایگاه‌های نظامی آمریکا در خلیج فارس». این گزارش، استدلال می‌کند که اگر دولت دونالد ترامپ مایل به اتمام کار جمهوری اسلامی از طریق نظامی نیست، دست‌کم خروج از پایگاه‌های آسیب‌دیده‌ی منطقه، شکست هرمز را به یک «عقب‌نشینی فاجعه‌بار و جهانی» تبدیل خواهد کرد؛ امری که خلیج فارس را کاملاً به تهران واگذار می‌کند. 🔺 نویسندگان با مرور تاریخ یادآور می‌شوند که خلیج فارس همواره تحت سلطه ایران بوده، مگر زمانی که یک قدرت خارجی (پرتغال، عثمانی، بریتانیا و از ۱۹۷۱ آمریکا) موازنه‌ای ایجاد کرده است. در سال ۲۰۲۶، با تردید ترامپ در سرکوب اراده‌ی تهران، حاکمان ایران حس کرده‌اند که هژمونی آمریکا به پایان رسیده است. حملات محدود به قلمرو عمان در مارس و مه ۲۰۲۶، به مسقط ثابت کرد واشینگتن دیگر قادر به حفاظت از آن‌ها نیست؛ امری که عمان را به سمت پذیرش «سیستم عوارض ایرانی» در هرمز سوق داده و این آبراه را از یک مسیر بین‌المللی به یک سیستم عوارض‌گیری اداری تغییر می‌دهد. 🔺 لایه دیگر این تحلیل، آسیب‌پذیری پادشاهی‌های عربی است. نویسندگان استدلال می‌کنند که دکترین ترامپ در «سند استراتژی دفاع ملی ۲۰۲۶» مبنی بر واگذاری «مسئولیت اصلی دفاع به خود اعراب»، نشانه‌ی بی‌اعتمادی آمریکا بود و روند جنگ جاری آن را تأیید کرد. خوش‌خیالی ریاض و ابوظبی برای دور زدن هرمز از طریق خط‌لوله‌های جدید باطل است؛ چرا که توان تهاجمی موشکی و پهپادی ایران، کارایی پدافندهای مشترک اعراب و آمریکا را به زانو درآورده است. اگر توانایی واشینگتن در تولید سریع و انبوه موشک‌های پدافندی زیر سوال برود، بقایای اراده‌ی اعراب نیز فرو خواهد پاشید. 🔺 این گزارش تأکید می‌کند که تهران آمادگی پذیرش هزینه‌های سنگین نظامی را دارد؛ بسیار بیشتر از آنچه ارتش‌های عربستان و امارات بتوانند به تنهایی تحمیل کنند. ترامپ از سال ۲۰۱۹ (حملات بقیق و خریص) نشان داد که حمله به اعراب را «سبب جنگ» برای واشینگتن نمی‌داند. امروز اعتبار باقی‌مانده‌ی آمریکا در خاورمیانه، صرفاً به «حفظ فیزیکی پایگاه‌ها در خلیج فارس و عراق» بستگی دارد؛ حتی اگر این نیروها مستقیماً در معرض خطر باشند. 🔺 در نهایت، این تحلیل نتیجه می‌گیرد که اگر ترامپ شجاعت پیروزی نظامی در «نبرد هرمز» (که مستلزم پذیرش هزینه‌هایی چون غرق شدن ناوشکن‌ها، گسیل پیاده‌نظام به جزایر ایرانی و اسکورت کشتی‌ها زیر آتش است) را ندارد، باید دست‌کم مانع از فروپاشی کامل نظم موجود شود. اولین گام، اعلام رسمی این نکته است که پایگاه‌های آمریکا هرگز برچیده نخواهند شد. آمریکا باید با حفظ پایگاه‌های خود، در خط مقدم بماند تا مشکلات عمیق داخلی جمهوری اسلامی کار خود را بکنند؛ چرا که خروج آمریکا در این لحظه، به معنای تسلیم کامل شریان انرژی جهان به دکترین اخاذی تهران خواهد بود. https://www.wsj.com/opinion/the-u-s-needs-its-mideast-bases-bde1bcdc?mod=e2two 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
235
20
♨️کویت هم به دنبال مسیرهای جایگزین برای صادرات نفت در پی اختلال در تنگه هرمز 🔻همزمان با تداوم اختلال در تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز، کویت برای کاهش وابستگی خود به این آبراه راهبردی، در حال بررسی مسیرهای جایگزین صادرات نفت است. شیخ نواف الصباح، مدیرعامل شرکت دولتی نفت کویت (KPC)، اعلام کرد که این کشور مذاکراتی را با عربستان سعودی و امارات متحده عربی برای استفاده و توسعه خطوط لوله موجود این دو کشور آغاز کرده است تا بخشی از نفت خام کویت از مسیرهایی خارج از تنگه هرمز به بازارهای جهانی برسد. 🔻کویت که پیش از بحران روزانه حدود دو میلیون بشکه نفت صادر می‌کرد، تقریباً به طور کامل به تنگه هرمز وابسته است و به همین دلیل از زمان آغاز درگیری‌ها، تولید خود را به حداقل رسانده تا ضمن تأمین نیاز داخلی، از آسیب دیدن چاه‌های نفت جلوگیری کند و امکان بازگشت سریع به تولید عادی را حفظ کند. 🔻عربستان از خط لوله شرق به غرب (که نفت را به سواحل دریای سرخ می‌رساند) و امارات از خط لوله حبشان-فجیره که نفت را به سواحل دریای عمان می‌رساند، به عنوان مسیرهای جایگزین استفاده می‌کنند و در حال بررسی افزایش ظرفیت این زیرساخت‌ها هستند. مقام‌های کویتی همچنین اعلام کرده‌اند که برای حفاظت از ایستگاه‌های پمپاژ و پایانه‌های صادراتی، که آسیب‌پذیرترین بخش شبکه خطوط لوله به شمار می‌روند، با کشورهای منطقه و آمریکا درباره تقویت سامانه‌های دفاعی و امنیتی رایزنی خواهند کرد. 🔻این تلاش‌ها در حالی صورت می‌گیرد که تنگه هرمز به طور معمول مسیر انتقال حدود یک‌پنجم تجارت دریایی نفت جهان است و هرگونه اختلال طولانی‌مدت در آن می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای بازار جهانی انرژی و اقتصاد کشورهای صادرکننده نفت خلیج فارس به همراه داشته باشد. #کویت #امارات #عربستان 🔹کانال مطالعات خلیج فارس @PGulfStudies
259