ru
Feedback
SevenHells

SevenHells

Открыть в Telegram

زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.

Больше
487
Подписчики
Нет данных24 часа
-37 дней
-1030 день
Архив постов
چند روزه که قراره آقای پنجره‌کار بیاد توری پنجره‌ها رو نصب کنه. اینقد هی خونه رو جارو می‌کنم و تا آخرین لکه رو دستمال و جارو و تی می‌کشم که دستم خشک شده. به هیچ کاری جز کارای خونه نمی‌رسم. دوره‌م همین‌جور چشم‌به‌راهم مونده و لپتاپم رو حتی روشن هم نمی‌کنم. کار باید تحویل بدم و هر روز بهش پیام می‌دم می‌گم بخدا دیگه امروز می‌آد، فردا برات می‌فرستم و امروز هم نمی‌آد. فردا می‌خوام زنگ بزنم بگم یه هفته پیش گفتی دو-سه روز دیگه می‌آی. تا این دستم از مچ قطع نشده پاشو بیا دیگه. عن‌آقا. اه.

حوصلهٔ لوبیاشاه سر می‌ره می‌آد جلوی من دراز می‌کشه بهش توجه کنم 😔🙏

Видеосообщение00:17

Видеосообщение00:50

خاطره‌ش اصلا یادم نبود ولی یادم اومد بنده چند بار تخته‌سیاه کلاس رو شستم. کسی هم ازم نمی‌خواست ولی می‌رفتم اسفنج خیس می‌کردم می‌آوردم تخته رو می‌شستم. :)))))))))))))))

حس میکنم تو مدرسه ازونایی بوده که عشق پاک کردن تخته رو داشته😂😂 سر پاک کردن تخته حاضر بود قتل انجام بده https://t.me/se7enhells

اینقد خوشمزه شده همین‌جوری هم می‌شه مصرف کرد 😭
اینقد خوشمزه شده همین‌جوری هم می‌شه مصرف کرد 😭

کدو (حلوایی؟) هم گذاشتم بپزه تا هفتهٔ بعد باهاش کوکی درست کنم. این هفته هم قراره تیرامیسو درست کنم مردی ببره سر کار. وگرنه تاغارهای ماسکارپونه‌م منقضی می‌شن. 😔🙏 خلاصه اینکه پاییز اینجاست و بنده هم مشغولم.

خیلی تار و بی‌نور بود قبلی عصبی شدم.
خیلی تار و بی‌نور بود قبلی عصبی شدم.

این بری‌های خشک ره از کجا می‌خرین؟ خیلی دوست داشتم اضافه کنم، ولی این خونگیا رو چند بار آشناها گرفته بودن و گفتن بعد دو-سه هفته کپک زده. 😶😶😶😶 کارخونه‌ای هم ندیدم جایی 🥲

یه هفت-هشت تا مرحلهٔ اضافه‌کردن اضافات رو اسکیپ کردیم و فعلا اینه. شکلاتشو باید خنک شد بریزم که آب نشه. رنگ پاییز شده بچه‌م �
یه هفت-هشت تا مرحلهٔ اضافه‌کردن اضافات رو اسکیپ کردیم و فعلا اینه. شکلاتشو باید خنک شد بریزم که آب نشه. رنگ پاییز شده بچه‌م 🥲

مرحلهٔ اولش خرد و خاکشیر کردن بادوم و ریختن کاکائو بود عکس نگرفتم. فعلا مرحلهٔ دوم رو داشته باشین شما 🙏
مرحلهٔ اولش خرد و خاکشیر کردن بادوم و ریختن کاکائو بود عکس نگرفتم. فعلا مرحلهٔ دوم رو داشته باشین شما 🙏

می‌خوام موسلی درست کنم. برام دعا کنید گند نزنم :))))) برای اینکه یه بسته دویست تومنی نخریم، به مردی گفتم خودم برات درست می‌کنم و چارصد تومن مواد اولیه خریدیم. :)))))

ببینیم ما چندچندیم 😔🙏

#چالش این پیامو فقط کانال های روزمره فور بزنید تا حدس بزنم تو مدرسه چطور شخصیتی داشتین 🌚✨ ظرفیت تا زمانی که خط بخوره

بدتر اینایی‌ان که می‌آن زیرش می‌نویسن «آه، خدای من. احساساتم آشفته شد. عجیب است که یک ربات چنین است و چنان است و من چنین هستم و چنان هستم». یعنی گوشتون واقعا صدای آدم رو تشخیص نمی‌ده؟ دروغ می‌گید. بخدا همه‌تون دروغ می‌گید و برای چسی آروغ هنری می‌زنید. 😭

این آهنگایی که با هوش مصنوعی می‌سازن واقعا اعصابم رو خرد می‌کنن. از همون لحظهٔ اول می‌فهمی هوش مصنوعیه ولی بعضی کانسپت‌هاش جذابه. الان من عصبانی‌ام که چرا یه آدم «واویلا لیلی، دوستت دارم خیلی» رو تو سبک راک نخونده که بتونم قشنگ لذت ببرم ازش. 😭

photo content

Anyways, امروز با یکی از دوستامون رفتیم بیرون، دو تا بچهٔ کوچیک دارن. بعضیا یه‌جوری نگاه می‌کردن انگار این بیچاره‌ها گناه کبیره کردن با بچه اومدن بیرون. بچه‌ها هم اکثر اوقات آروم و بی‌سروصدا نشسته بودن و غذاشون رو می‌خوردن. صرف دیدن رخ یک نینی ۶ماهه خاطرشون رو آزرده کرده بود انگار. گفتن هرجا می‌ریم همینه و منم خیلی دلم سوخت. :(

مردی هی بهم می‌گه تولید محتوا کن. فلان کن. بهمان کن. بهش می‌گم خودت چرا نمی‌کنی؟ می‌گه خب من وقت ندارم. می‌گم اگه اینقدر خوبه خب از کارت بیا بیرون، وقتش باز می‌شه. می‌گه نه خب، شاید به اون حدی که می‌خوام نرسه. دلم می‌گیره جدی. هی با خودم فکر می‌کنم یعنی برا اون اشکال داره به فلان حد نرسه ولی برا من اشکال نداره؟ به خودشم می‌گم، می‌گه نه منظورم این نیست. متعجب می‌شوم. هرچی فکر می‌کنم متوجه نمی‌شم منطق پشت این حرف چه چیزیه جز همین. 🚶