ru
Feedback
SevenHells

SevenHells

Открыть в Telegram

زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.

Больше
469
Подписчики
Нет данных24 часа
-17 дней
-530 дней
Архив постов
شخصیت دومم:

مردی ره بولی کردم که به‌خاطر آلارمت خوابم به هم ریخت. وایساد برام شیک درست کرد بعد رفت. 💅

photo content

رفتیم مهمونی پیش دوستم، اینقدر خوش گذشت یادم رفت عکس بگیرم اصلا. حتی از تاغار تیرامیسو هم یادم رفت عکس بگیرم. 😭

آقاهه گفت از این عطرت ده تا پیس بزن هر بار، چون نمی‌دونم اسپری‌ش فلان و بهمانه و ده تاش یک میل کم می‌کنه. چند وقت پیش سه تا پیس زدم، از اون روز یه دورم لباسم رو شستم و یک رد خفیفی ازش مونده بود. الان دوباره دو تا پیس زدم و حس می‌کنم بوی عطره قراره دنیا رو برداره. قشنگ اینجوریه که این عطره رو انتخاب کردی و زدی، دیگه تا ته باید بهش پایبند بمونی :)))

قرار ما، فردا با تاغار تیرامیسو ☺️

آخرش براش می‌میرم.
آخرش براش می‌میرم.

یادم اومد مامانم اینا به‌خاطر اجبار تمام خونه رو با کار دست پر کردن. یعنی زمان جهیزیه خریدنش اصلا کار ماشینی نبوده، اگر هم بوده خیلی گرون، ابتدایی و زشت بود. خونه‌ش پر از کار دسته: فرش دست‌باف، رومیزی‌ای که خودش بافته، پارچه آشپزخونه‌ای که خودش دوخته، قابلمه‌هایی که سی-چهل سال پیش مسگر و آهنگر کوبیدن روش، میزی که یه نجار چوبش رو دستی و با کمی خطا برش زده، سفرهٔ قلمکاری شده، تسبیح خاک کربلا که با دست مهره‌هاش رو ساختن (یکی از مهره‌هاش واقعا یک اثر انگشت نصفه داره :)))) )، سفرهٔ دوردوزی شده، تابلوفرشی که یک نفر با جون‌ودلش بافته و بهشون هدیه داده و الخ. حالا من باید راه بیفتم برا یه دونههههههههههه رومیزی چاپی آشغال کارخونه‌ای با کیفیت چاپ خوب، قیمت خون خودم رو بدم. برای یه دونهههههههههههههههههه محصول چوبی ساخت دست، که اینقد کوچیکه چوبش دویست‌هزارتومن هم نمی‌شه، خدا تومن پول بدم. حالا اینم هیچ. مواد خام گرون شده و نیرو هم گرون و من هم گدام. ولی، بدون اغراق، اونا، با تمام خطاها و اشتباهات انسانی، بعد چهل سال سالمن و من باید دو سال دیگه سفره‌های بدون دوردوزی‌م رو بندازم دور چون از گوشه و کنار راحت پاره می‌شن، در نتیجهٔ این زباله‌ها هم یا هوا کثیف می‌شه، یا آب، یا خاک، یا همه‌ش. آتیش می‌گیرم. آتیششششش.

می‌خوام نقاشی یکی رو بخرم، بعد باید براش شیشهٔ ضد uv پیدا کنم که رنگش با نور آفتاب خراب نشه. حالا هرچی می‌گردم فقط برا پنجره ازینا می‌فروشن. همه هم گرون و زیر یه متر هم نمی‌فروشن. بابا این چه مملکتیه؟ بذارید در آرامش از آثار محبوبم و هنرمندشون حمایت کنممممم. 😭😭😭😭

هر روز بیشتر از قبل از هوش مصنوعی متنفر می‌شم.

توی این بحث‌های نصف‌بودن دیه، احمقانه‌ترین دلایل رو حاضرم بپذیرم و باهاش بحث کنم. اصلا شما بیا بگو چون خدا گفته، فقط هم خدای من درست می‌گه و تو هم باید به حرف خدای من گوش کنی. با اینم حتی بحث می‌شه کرد. ولی این استدلال «دیه به کی می‌رسه؟» خیلی رو مخمه. اومدیم و یکی زد پای من رو قطع کرد. دیهٔ پای من به کی می‌رسه؟ خودم که زنده‌م خب. کس دیگه‌ای هم هست بتونه بگه نه این پای من هم بوده؟ یا اومدیم و من ازدواج نکرده بودم. با قطع‌شدن پام ازکارافتاده هم که شدم و نمی‌تونم کار کنم. ماست و پنیر من ارزون‌تره یا اجارهٔ خونه‌م کمتره که دیه‌م کمتر باشه؟ حتما باید شوهر کنم که بتونم زنده بمونم؟ وا. یه حرفایی می‌زنن اینا، آدم دهنش باز می‌مونه.

در محضر پادشاه
در محضر پادشاه

جدیدا متوجه شده‌م که از بین تمام فست‌فودهای دنیا، از هات‌داگ و کراکف بیشتر خوشم می‌آد. یعنی حتی از برگر هم بیشتر. پیتزا هم که کلا محبوبم نیست. ذائقهٔ رده‌پایین به این می‌گن. 😔🙏

نوشته نیروی جونیور، بعد پنج تا هفت سال سابقه‌کار می‌خواد.
نوشته نیروی جونیور، بعد پنج تا هفت سال سابقه‌کار می‌خواد.

کسی هست رشته‌های مهندسی خونده باشه؟ سوال دارم برا مریض می‌خوام.

کاشکی دروغ غیراخلاقی نبود، می‌شد به اینا بگی اون موقع سرطان داشتم که لاغر شده بودم. بدون دخالت دست، خود وجدانشون کتکشون می‌زد.

از الان بگم، هرکی بهم بگه چاق شدی کتکش می‌زنم تا یاد بگیره از این حرفا نزنه. این هم از کمک‌های بشردوستانهٔ من. 🙏 باز هم از انسان‌دوستی‌ها و کمک‌های بشردوستانه‌م می‌آم براتون تعریف می‌کنم.

رفتم به مردی می‌گم بیا مراسم قرص‌خوری همراهم باش. اومده وایساده زل زده تا قرصمو بخورم. بابا یه شامپاینی، اسکاچی، بربنی چیزی بیار به هم بکوبیم. 😭 هیچی دیگه با آب دادمش پایین. نزدیک بود یه صلواتم بفرستم، مثل لحظهٔ وصل شدن آب و برق و کولر.

در دو سال اخیر اینقد زخم خوردم و نمردم که دیگه هیچی منو نمی‌کشه، جز خودم و سرطان.