SevenHells
Открыть в Telegram
481
Подписчики
-124 часа
-37 дней
-1030 день
Архив постов
481
روایت کرده اند روزی شیخ ز یارانش بپرسیدندی :«کیست که بداند در این هوای پاییزی، چه پاییز دلاویزی، چه چیز بیشتر از بقیه میچسبد؟» یکی برخاست و بگفت:«چای؟» دیگری بگفت:«پتو.» و از پس آن کسی بگفت:«قدم زدن در پیاده رو و شوت کردن و له کردن برگ های خشک؟» آخری بگفت:«پیتزا و نوشابه؟» شیخ پاسخندیندی:«البته پاسخ صحیح آغوش حضرت یار بود ولی این آخریه رو هم میپذیریم.» پس یاران شیخ آن شب پیتزا سفارش دادند و نعره ها برآوردند.
481
ببین چشمای منتظرمو، ببین آسمون منتظرو، ببین همه چی یه چیزیش کمه، ببین همه چی یه دونه «تو» کم داره...!
برگرد...
481
من هر وقت تصمیم میگیرم رژیم بگیرم و شام نخورم نصف شب با هزار تا فوش به ملاک های زیبایی و خوش هیکل بودن پا میشم میرم سر یخچال و خودمو با گفتن «مهم اینه که ذهن زیبایی داری» آروم میکنم.
481
من اینجوریم که جلوی اطرافیانم سعی میکنم بی احساس بنظر بیام ولی در درون به هزار تکه ی ناهمگن تبدیل میشم و فرو میریزم و گریه میکنم.
481
در این هیر و ویر جهان، در این بی ثباتی بورس، در این همهمه گویندگان اخبار، در بین این افشاگری های سیاسی ، فقط یک چیز آرام و بی تغییر است: «دوست داشتنت.»
481
گفتیم سکینه خانوم، بیا دیگه. دلمون تنگ شده حضرت عباسی، سر سوزن بهش حسادت میکنه. گف جهندم. من جام زیر خاکه اصخر عاقا. تو که میدونی. چرا هی میای سر مزار اشک میچکونی دلمو خون میکنی؟
چار قطره اشک چیکید از رو گونمون، گفتیم حقا از زیر خاکم دلمونو شاد میکنی، خدا شادت کنه زن.
پاشدیم اشکای لای سیبیلو پاک کردیم و رفتیم.
481
درد اونجاست که هم از خارجیا دروغ میشنویم هم از داخلیا. ینی برای اینکه بخوایم بفهمیم چی به چیه کونم بدیم فایده نداره.
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
