552
Подписчики
Нет данных24 часа
+27 дней
+630 день
Архив постов
552
...
نسل متاورس و تربیت حوزوی!
ابتدایی که بودیم، هر سال آبان که می شد ما عزا می گرفتیم! ۴ آبان تولد شاه و ۹ آبان تولد ولیعهد بود. در این روزها جشنهای خیابانی برپا می شد و دانش آموزان را برای رژه به خیابان می بردند. البته نقش اصلی را پیشاهنگان داشتند که هیچ وقت عضوشان نشدم. بابا شدیدا با این برنامه ها مخالف بود. مهمترین دلیلش هم این بود که دختر و پسر مختلط بودند و باید بدون ححاب در این مراسم و نمایشها شرکت می کردیم.
آن وقتها در خانواده های سنتی، دختر همین که مدرسه می رفت کافی بود! بقیه قر و فرها مثل پیشاهنگی و اردو و رژه و ... دیگر زیادی بود و مایه آبروریزی! البته همان موقع خانواده های زیادی بودند که با این برنامه ها مشکلی نداشتند و فرزندانشان با رضایت کامل همراه نظام به سمت مدرن شدن پیش می رفتند. دخترانی که پس از دیپلم به خدمت احضار می شدند و به عنوان سپاه دانش و سپاه بهداشت و ترویج کشاورزی به روستاها می رفتند، از همین خانواده های عمدتا تکنوکرات بودند، ولی ما که در خانواده ای شدیدا سنتی زندگی می کردیم، حتی آرزوی این کارها را هم نداشتیم. برعکس، همانطور که گفتم، باید در روزهای جشن که به اجبار ما را به خیابان می بردند، در لابلای بچه ها پنهان می شدیم تا نکند بابا یا آشنایی ما را در آن شکل و شمایل ببیند.
حالا پس از گذشت ۵۰ سال از آن روزها و رفتن رژیمی که می خواست کشور و ملتی را که هنوز آمادگی نداشت مدرن کند و به دروازه های تمدن بزرگ برساند، نظامی کاملا ایدئولوژیک، می خواهد مردمی مدرن را به سنت و دین برگرداند! بدون توجه به تغییرات شگفت زمانه و بدون اعتنا به سابقه ناموفق سالها حکومت دینی، و کاربرد همان روشهای قدیمی در ارائه دین!
تربیت نیروهای حوزوی برای ورود به آموزش و پرورش همانقدر دیرهنگام و مسخره است که مدرن کردن یک جامعه دینی و سنتی در ۵۰ سال پیش شتابزده بود. ورود روحانیون و آموزش دیدگان حوزوی با تربیت فقه سنتی منجمد و نه پویا به مدارسی که دانش آموزانش تحت تاثیر فضای مجازی و رسانه های آزادند، همان اندازه اشتباه و بی نتیجه است که بردن دختران خانواده های سنتی به جشنهای خیابانی. با این تفاوت که آن روزها فضای مجازی و ارتباطات جهانی نبود و امروز هست. آن روزها پدربزرگها و مادربزرگهای خانواده برای نوجوان و جوان مرجعیت و احترام داشتند و این روزها نوجوان با گروه همسالانش در تمام دنیا حال می کند و مرتبط است! آن روزها اصلا دنیای دیگری بود و انسانهای دیگری! تمام دنیای نوجوانان آن روز به آخرین دیوار شهرشان ختم می شد و دنیای نسل امروز دنیای مجازی (متاورس) است!
حالا پس از تنها ۵۰ سال، به اندازه ۵۰۰۰ سال از آن روزها دور شده ایم و جمهوری اسلامی می خواهد حوزویانی را که نسبتی ناچیز با شرایط کنونی دارند، مسئول تربیت نسلی کند که مدرنیته را پشت سر گذاشته و پست مدرن شده اند. نسلی که دغدغه شان هوش مصنوعی و دنیای متاورس است. نسلی که برای خودش اعتبار بیشتری قائل است از تمام گذشتگانش! نسلی که به قول جان دیویدسون، شاعر اسکاتلندی، فریاد میزند که هیچ عملی، هیچ اندیشه ای، هیچ رسمی و هیچ حرمتی وجود ندارد که نشود از آن تخطی کرد!
با این حال و وضعیت، می خواهند این نسل را با همان روشهای قدیمی تربیت کنند تا همچون نسل ما مطیع و سر به زیر و بدون چون و چرا به احکام شریعت عمل کنند.
اگر می خواهید تبلیغ و ترویج دین سیاسی هم بکنید، دین و سیاستی بر مبنای عقلانیت را به این نسل معرفی کنید و نه اطاعت، که به قول ماکس وبر، این نسل دیگر از چهرههای کاریزماتیک عبور کرده و به نوعی تعقل گرایی در حوزه سیاست رسیده است. پس ساختن سرودهایی چون سلام فرمانده و نمایش چهره ای قدسی از رهبران، دیگر خریداری نخواهد داشت.
#فرشته_مزینانی
@simar50
552
...
دو راهی عقلانیت یا فروپاشی
#محسن_رنانی
چهل سال است دارند دانشگاه ایدئولوژیک درست می کنند آخرش چه شد؟ آیا موفق شدند؟ فقط باختند. حالا میخواهند نسخه کاریکاتوری همان چهل سال پیش را تکرار کنند، اما با کدام دانش با کدام منابع با کدام مشروعیت با کدام فرصت؟ شک نیست که خطا می کنند، شک نیست که این جا هم میبازند. در سال ۱۳۹۴ در مناظرهای در شبکه چهار سیما، به فرد مقابلم که میگفت «تا حالا نتوانستهایم چون الگو نداشتهایم» گفتم که اگر در چهار دهه گذشته نتوانستهاید دیگر نمیتوانید، چون دیگر منابع ندارید. حالا میگویم منابع هم که داشته باشند دیگر نمیتوانند چون به قول انیشتین «همان اندیشهای که بحرانهای امروز را ایجاد کرده است، نمیتواند آنها را حل کند».
ینان به خاطر نداشتن اندیشهای منسجم و سازگار با دنیای نو، بیشتر پروژههای حیثیتیشان یکبهیک شکست خورده است؛ و حالا دوباره رفتهاند سرخط تا از نو شروع کنند. اما یادشان نیست که هم پیر شدهاند، هم نخبه اندیشمند ندارند که برای شان فکر کند، هم چاههای نفت خالی است، هم فساد تا سراپردهشان پیش رفته است، هم منابع آبی کشور نابود شده است، هم بحران پشت بحران در راه است، و هم نسل نو در پشت سر آنها نیست تا در این ناداری و نادانی حمایتشان کند. فقط اندکی عقل سلیم لازم است که حضرات بفهمند نباید به جنگ ریاضیات بروند:
نسل اولشان که اگر حالا بودند ۱۰۰ تا ۱۲۵ ساله بودند که همه رفتهاند؛نسل دومشان که حالا ۷۵ تا ۱۰۰ سالهاند چقدر دیگر فرصت دارند؟ ۵ تا ده سال دیگر بیشترشان نیستند؛نسل سومشان که ۵۰ تا ۷۵ سالهاند، اکثریتشان یا توّاباند یا اخراجی. تعداد کمیشان به زور رانت هنوز حامی ماندهاند. اینها هم دیگر از رده خارجند.نسل چهارم یعنی ۲۵ تا ۵۰ سالهها «اکثریتشان» یکی از اینهاست: یا منتقد یا معترض یا مخالف یا معارض.نسل زیر ۲۵ سال را هم که خدا برکتشان بدهد؛ تنها نامی که برازنده آنهاست «نسل عصیان» است.
اما جذابیت مساله این جاست:
نسلهای یک تا ۵۰ سال، سالی یک میلیون و صدهزار نفر به جمعیتشان افزوده میشود؛
و نسلهای ۵۰ تا ۱۰۰ سال، سالی ۶۰۰ هزار نفرشان کم میشود.به زودی ترازوی نسلها از ناترازی سرنگون میشود.ترازوی اقتصاد و فرهنگ و سیاست و فناوری هم از سالها پیش دارد به نفع نسل نو کفّه عوض میکند.
همه این تحولات در بدبینانهترین حالت در زیر ده سال رخ خواهد داد. اما شهود من میگوید برای پنج سال هم انرژی ندارند که با همین روش ادامه بدهند، یا سَرِعقل میآیند یا فرومیریزند.
ما باید در صحنه بمانیم تا بدهیمان را به این نسل بدهیم. نسل نو، «ایران» را از ما طلبکار است.
آری،....
552
Repost from 3imar سیمار
...
سالهای زجر
قرار بود
دری وا شود فرشته درآید
قرار بود
شب تیره بگذرد سحر آید
قرار بود
که با دستهای مرد تبردار
صنوبر و سمن و نسترن بباغ درآید
بگفت: بگذرد این روزگار تلختر از زهر
بنا نبود که یک روزگار تلختر آید
بنا نبود
که بر گونه اشکِ سرخ بغلتد
بنا نبود
که تیر عذاب در جگر آید...
@simar50
شاعر: #مهدی_ملکی_دولتآبادی
اجرا : #سارا_ساور
#شعر_و_دکلمه
