روانشناسی-احساس خوب
Открыть в Telegram
ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوجدرمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist
Больше419
Подписчики
Нет данных24 часа
-67 дней
-1230 дней
Архив постов
Repost from دانشگاه مجازی تکنولوژی فکر برتر
10 تکنیک افزایش تمرکز :
1- تکنیک پومودورو
به ازای هر ۲۵ دقیقه کار با کیفیت، ۵ دقیقه استراحت کنید. اینکار را ۴ بار تکرار کنید تا ۲ ساعت طی شود و درنهایت ۲۵ الی ۳۰ دقیقه استراحت کنید.
تکنیک پومودورو باعث قفل شدن مغز روی یک کار میشود.
2- رژیم غذایی درست.
مصرف ویتامین ها و مواد معدنی مثل ویتامینE، C ،B ، بتاکاروتن و منیزیم که مکمل عالی برای تقویت مغز هستند را افزایش دهید.
شکلات تلخ حاوی آنتیاکسیدان و محرک طبیعی کافئین است و تمرکز را بالا میبرد؛ آجیل منبع ویتامین E و ماهی منبع پروتئین و اسیدچرت و امگا3 است که در تقویت حافظه موثر است.
3- ورزش.
ورزش های هوازی مانند دو باعث تقویت و محافظت از نورون و رشته های مغزی میشود. هرروز حدود نیم ساعت پیادهروی سریع باعث بهبود عملکرد مغز و قلب و یوگا باعث کاهش استرس میشود.
4- برای ۳۰ دقیقه از همه چیز دور شوید.
از تمام فعالیت های فکری، کاری، ایمیل، اینترنت، گیم یا ... در این تایم دور شوید.
5- مدیریت انرژی.
اگر کاری درطول روز نیازمند انرژی بیشتری ست آن را به زمانی موکول کنید که بیشتری انرژی را برای انجام کارهایتان دارید.
6- یک چای یا قهوه بنوشید.
کافئین قهوه نه تنها منجر به کاهش خواب آلودگی بلکه باعث کاهش حواس پرتی و سبب افزایش تمرکز در طول انجام کارها میشود.
7- دوری از عوامل حواس پرتی.
بطور معمول چند ساعت اول بیداری تلفن خود را چک نکنید. هر فعالیتی که تمرکزتان را به هم میزند محدود کنید؛ تلویزیون را خاموش کنید.
8- تغییر و تنظیم محیط.
محیط کار یا مطالعه تان را به گونه ای تنظیم کنید که از آن لذت ببرید.
9- خواب کافی.
هرشب حداقل هفت ساعت بخوابید و در طول روز اگر احساس کردید به استراحت احتیاج دارید از ۴۵ تا ۶۰ دقیقه استراحت کنید.
10- برنامه ریزی.
کارهایتان را به بخش های کوچکتری تقسیم کرده و پس از انجام هر بخش وقفه کوتاهی دهید.
❤️❤️پنج افسانه رایج در ازدواج
▪️از نظر «دکتر راس هریس» مشاور و درمانگر معروف اکت؛ افسانههای زیر در ازدواج رایج است :
1⃣ تو من را کامل میکنی
2⃣ تو همسر ایدهال من هستی
3⃣ تو من را خوشبخت میکنی
4⃣ تو نیمه گمشده من هستی
5⃣ من تو را تغییر میدهم
▪️دکتر راس هریس میگوید اینها افسانهاند.
اگر با این تفکرات میخواهید ازدواج کنید، هیچوقت ازدواج نکنید، چون وقتی واقعیت با انتظارات شما جور در نمیآید دچار سرخوردگی میشوید.
▪️میخواهم به شما بگویم عشق و درد مثل دو روی یک سکه هستند.
عشق را یک گلزار در نظر بگیرید، حالا که وارد این گلزار شدید دو انتخاب دارید :
🔸شروع کنید با خارهای گلزار گلاویز شدن که آنها را از بین ببرید (همسرم را درستش می کنم، تغییرش میدم) که قطعا نمیتوانید همه خارها را از بین ببرید و فقط خودتان را زخمی میکنید، ضمن اینکه از بودن در گلزار هم لذت نمیبرید.
🔸گلزار را با خارهایش بپذیرید، شاید یک مقدار خارها اذیتتان کنند، اما در کل، بودن در گلزار میتواند تجربه لذت بخشی برایتان باشد.
کتاب عمل عاشقانه
دکتر راس هریس
ترجمه: دکتر شیرعلی خرامین
انتشارات سایه سخن
چاپ چهارم
🔴 پیش از آن که موعدش فرا رسد، یک شبکه حمایتی تشکیل دهید.
صادقانه با دوستان و خانواده خود در مورد واقعیت های رابطه تان صحبت کنید. این کار ممکن است دوستی هایی را که به خاطر خجالت یا حس فلاکت از آن ها غافل شده بودید را زنده کند و نیز هنگامی که تصمیم خود را به انجام رساندید، آن ها را برای کمک بسیج کند.
🟠 نیاز هایتان به دل بستگی را به طریقی دیگر برآورده کنید.
از حمایت ها و دلگرمی های نزدیکانتان روحیه بگیرید و به دنبال مشغولیت هایی مثل ورزش و نرمش فراوان و هر چیز آرامش بخش و غذاهای سالم باشید. هر چه بتوانید چرخه ی دل بستگی خود را آرام کنید، جدایی کمتر برایتان سخت خواهد بود.
🟡 از احساس سرخوردگی و بازگشت به حس گناه شرمنده نباشید.
مشخصا بهتر است مجددا با عشق سابقتان تماس برقرار نکنید. اما اگر به اینجا کشید و چنین کردید، خود را به باد انتقاد نگیرید. بسیار مهم است که با خود مهربان باشید. هر چه راجع به خود احساس بدی داشته باشید، تمایل بیشتری پیدا میکنید تا دوباره به دامن امن رابطه ی اشتباهی که داشته اید برگردید.
🟢 اگر اوضاع به سختی پیش می رود، احساس گناه نکنید. یادتان باشد که درد یک واقعیت است.
ممکن است دوستان با اصرار شما را وادار کنند که عشق سابقتان را فراموش کنید و برای خودتان تاسف نخورید و سریعا از جای خود برخیزید و حرکت کنید. اما بدانید دردی که میکشید واقعی است، پس انکارش نکنید. بلکه با خود مهربان باشید و روح و جسم خود را نوازش کنید. اگر پایتان میشکست همین کار را می کردید.
🔵 وقتی در خاطرات خوشایند غرق می شوید، از دوستی صمیمی بخواهید واقع بینانه به آن نگاه کند.
به خود یادآور شوید که چرخه ی دل بستگی تان تصویری که از رابطه دارید مخدوش ساخته است. از دوستی بخواهید به شما یادآوری کند که واقعیت مسئله چگونه بود. حتی اگر گاهی دلتان برای عشق سابقتان تنگ می شود یا او را به صورت دلخواه خودتان، در ذهن به تصویر می کشید، واقعیت خود را آرام آرام آشکار می کند.
🟣 همه دلایلی را که برای آن ها می خواهید رابطه را رها کنید یادداشت کنید.
بهترین روش برای انجام دادن غیر فعال سازی چرخه ی دل بستگی، یاد آوری خاطرات بد آن رابطه و بهترین روش برای زنده نگه داشتن آن خاطرات بد، نوشتن آن هاست. وقتی هجوم خاطرات مثبت و خوشایند به ذهنتان رسوخ کرد، به این فهرست نگاهی بیندازید.
*⃣ بدانید که در حال حاضر هر چقدر هم درد و رنج را تحمل کنید؛ این روز ها می گذرد، بیشتر افراد پس از دل شکستگی بالاخره خود را باز می یابند و سر انجام به سوی زندگی بهتر رهسپار می شوند.
https://t.me/ehsasekhooob
امپاثی (empathy) چیست؟
"امپاثی" به معنی خود را به جای دیگران قرار دادن است. مادری کودکش را به گردش می برد. او خیلی خوشحال است اما کودک زار زار گریه می کند.
مادر ابتدا دلیل گریه کودک را نمی فهمد اما وقتی خود را جای کودک می گذارد و از دید کودک به جهان می نگرد، تازه متوجه می شود کودک فقط پاهای آدمها را می بیند، و در این شلوغی چیز دیگری نمی بیند. از این پایین دنیا خیلی خسته کننده است.
هرچه توانایی امپاثی در شما افزایش پیدا کند، ارتباطهای صمیمانه تری با دیگران خواهید داشت.
پژوهشگران معتقدند که امپاثی می تواند تا حد زیادی مشکلات خانوادگی را که عموما از عدم درک متقابل ناشی می شود، حل و فصل کند.
اگر پدر و یا مادر هستید خودتان را جای فرزندتان بگذارید ، آیا چنین والدینی را دوست دارید؟ خودتان را جای همسر، معلم، شاگرد، فروشنده، خریدار و یا دوستتان بگذارید.
آیا طرف مقابلتان را دوست دارید؟
"توانایی امپاثی را تمرین کنید و در خود افزایش دهید."
https://t.me/ehsasekhooob
*غریب آشنا، دوست دارم بیا!*
🖊دکتر مجتبی لشکربلوکی
■آیا به نظرتان می رسد ما این ظرفیت، این تحمل و این بلندنظری را داریم که مدیر عامل ایران خودرو یک آلمانی باشد، مدیر عامل همراه اول یک لبنانی باشد و مدیر عامل یکی از بانک های ما یک تایوانی؟ بلافاصله خواهیم گفت ما این همه استعداد مدیریتی در کشور داریم چرا دستمان را به سوی بیگانگان دراز کنیم؟ چرا برویم زیر دست اجنبی؟ مگه ما خودمان چه چیزی کم داریم
□حالا به این واقعیت ها توجه کنید: ساندار پیچای، مدیر عامل آلفابت (گوگل)، یک هندیالاصل است، کارلوس گُسِن، مدیر عامل سابق رنو، اصالتاً برزیلی-لبنانی بود. مارک جوزف کارنی، رئیس اسبق بانک مرکزی کانادا بود تا اینجایش خاص نیست ولی جالب اینجاست که ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۰ شد رئیس بانک مرکزی انگلستان! ایلان ماسک از آفریقای جنوبی آمده، دارد در آمریکا موشک هوا می کند! جنسن هوانگ در تایوان دنیا آمده اما در آنسوی دنیا دارد جهان را به عصر هوش مصنوعی می برد! نماد ژاپن چیست؟ سونی! مدیر عاملش برای مدت های طولانی یک آمریکایی بود! دارا خسروشاهی، مدیر عامل اوبر است با ۳۷ میلیارد دلار درآمد (مقایسه کنید با فروش سالانه نفت ایران)
●سال هاست که ارتباط ما با جهان به سطحی اسفناک سقوط کرده. قبول ندارید؟ به چهار سوال جواب بدهیم، بعد شما و وجدان تان!
▪︎از ۱۰۰۰ شرکت برتر جهان، کدامشان در ایران دفتر فعال دارند؟
▪︎از ۱۰۰ دانشگاه برتر دنیا، چند درصدشان با دانشگاه های ایران برنامه مشترک دارند؟
▪︎از ۱۰ شرکت برتر مشاوره جهان کدامشان در ایران فعالند؟
▪︎سرمایه گذاری خارجی مستقیم (FDI) و در بازار سرمایه (FPI) ما نسبت به کشورهای عربستان و ترکیه چقدر است؟
○دقت کنید که اصلا منظورم این نیست که سکان شرکت ها و سازمان هایمان را به دیگران بدهیم، بلکه تاکیدم روی همکاری و تعاملات بین المللی است. سپردن مدیریت یکی از صدها روش همکاری بین المللی است.
■تحلیل و تجویز راهبردی:
کار کردن با خارجی ها اصلا چه فایده ای دارد؟ جدای از دسترسی به بازارهای بین المللی، جذب منابع مالی و انتقال تکنولوژی که در همه منابع اشاره می شود می خواهم روی موضوع دیگری دست بگذارم و آن تغییر عمیق درونی است. اگر با جهان کار کنیم ما دیگر آن آدم سابق نخواهیم شد:
۱. قد ما بلند می شود. فرض کنید که کسی در یک روستای ۱۰۰ نفره به دنیا می آید و همانجا زندگی می کند و میمیرد. درکش از جهان و فرصت هایش چقدر است؟ کسی که با جهان در ارتباط است قدش بلند می شود چیزهایی را می بیند که امکان دیدن آن را قبلا نداشته
۲. می فهمیم که آدم های دیگر با دین و آیین متفاوت نیز به اندازه ما انسان هستند. به اندازه ما وجدان دارند، به اندازه ما به خانواده اهمیت می دهند، به اندازه ما برای عدالت دغدغه دارند. ما قطعا و حتما انسان تر خواهیم شد.
۳. ژن نوآوری ما تقویت می شود. دو تن از اساتید دانشگاه هاروارد و یک استاد دیگر این سوال برای شان مطرح شد که کارآفرینان نوآور با مدیران معمولی چه تفاوتی دارند؟ بررسی هایشان را در کتابی منتشر کردند به نام ژن نوآوری! آن ها متوجه شدند تفاوت در ۵ مهارت کلیدی است. یکی از آن ها شبکه سازی بود؛ ساختن ارتباطات اجتماعی و جستجوی فعالانه برای یادگیری از افراد با زمینههای متفاوت، تخصصهای متنوع و دیدگاههای مختلف. شبکه بزرگ تر و متنوع تر یعنی ایده های با کیفیت تر، دیدگاهی وسیع تر و خلاقیت بیشتر.
۴. همزمان تواضع و اعتماد به نفس ما بیشتر می شود. وقتی در ایران زندگی می کنيم، به عنوان یک نویسنده یا کارآفرین یا مربی باشگاه فوتبال، جامعه ای که خودم را با آنان مقایسه می کنم محدود است (حدود ۱٪ جمعیت جهان). ممکن است به درستی یا نادرستی خودم را بهترین بیابم. ولی به محضی که پایم را از ایران بیرون می گذارم می بینیم که ده ها نویسنده، کارآفرین و مربی بالاتر از من هستند. دیگر امکان ندارد که مغرور شوم. ارتباط با جهان، فروتنی و تواضع می آورد. همچنین وقتی با خارجی ها کار می کنیم، می فهمیم که ما به یک اندازه باهوشیم، آن ها آدم های عجیب و غریبی نیستند. برخی از ما به خاطر شبکه محدودمان به شدت در معرض «غرور جاهلانه» و برخی دیگر در معرض ضعف اعتماد به نفس هستیم.
□تا رفع تحریم ها که نمی دانیم چه زمانی است، به هر طریقی که می توانیم باید تعاملات بین المللی خود را توسعه دهیم.
●می توانید مرا به غریبه پرستی، خودباختگی و «مرغ همسایه غازپنداری» متهم کنید. اما پیش از آن از خودتان بپرسید که کدام یک از استدلال های بالا اشتباه است. خلاصه کلام اینکه ما باید یاد بگیریم که با غریبهها، بیگانگان، خارجیها و اجنبیها، کار کنیم. مدت هاست جهان، جهانی شده است و آنانکه بلد نیستند با جهان کار کنند ممکن است در نقشه های جفرافیا باقی بمانند اما در صفحات تاریخ حذف خواهند شد. با غریبه های بیشتر باید آشنا شد!
----------
اینو یه جا بنویسید که جلوی چشمتون باشه و دقیقا توی تمام روابط دوستی، اجتماعی، عاطفی و حتی خانوادگیتون هم پیاده کنید؛
«حتی اگر برای مردم دراز بکشید
تا از رویتان رد شوند،
بسیاری از آنها شاکی خواهند بود که به اندازهی کافی پهن نیستید!
مراقب باشید که وقت و انرژی
باارزش خود را فقط برای افرادی
خرج کنید که ارزشش را دارند.»
قدرتمندترین سلاحی که انسان تاکنون اختراع کرده است چیست؟
تصور نکنید بمب اتم یا هیدروژن است نخیر، بلکه *تلفن همراه* است .
تلفن همراه نیرویی است که نباید آن را دست کم گرفت .آن قدر قدرتمند است که:
۱- تلفن ثابت را قطع کرد
۲- تلویزیون را کشت
۳- کامپیوتر را حذف کرد
۴- ساعت را از چرخش انداخت
۵- دوربین را بی رنگ کرد
۶- رادیو را از صدا انداخت
۷- چراغ قوه را خاموش کرد
۸- آینه را شکست
۹- روزنامه ها ، مجلات و کتاب ها را پاره کرد
۱۰- بازی ویدیویی رو از بین برد
۱۱- کیف پول جیبی را محو کرد
۱۲- تقویم رومیزی و یادداشت را از میان برداشت
۱۳- کارت اعتباری را ساقط کرد
۱۴-هنر عکاسی و چاپ عکس را از بین برد
و بدترین لطمه آن ، این است که ...
۱- زوج های زیادی را از هم جدا کرد
۲-بسیاری از خانواده ها و دوستی های خانوادگی را از بین برد
۳- دانش آموزان را بی رمق و آن ها را از مسیر موفقیت دور کرد و مانند پر در مسیر باد قرار داد
کم کم متوجه می شویم که چشم مان را هم کشته
ستون فقرات ما را شکسته
و ذهن و فرهنگ ما را تغییر داده و خواهد کشت .
این وسیله قاتلی است که خود ما با جان و دل پذیرایش گشته ایم و اگر مراقب نباشیم جان و روح مان را مچاله می کند .
*او در حال از بین بردن لحظه ها و ارزش های زندگیست* .
همه ما توی زندگی مشترک با چالشهایی روبرو میشیم.😶🌫️
یکی از این چالشهای رایج، اونجایی هست که آقایون حس میکنن خانمها خیلی زیاد غر میزنن و خانمها هم احساس میکنن که حرفهاشون شنیده نمیشه.😵💫
چرا این اتفاق میافته؟🤔
✅️ تفاوتهای ارتباطی: مردها و زنها معمولاً سبکهای ارتباطی متفاوتی دارن. خانمها اغلب از طریق صحبت کردن احساساتشون رو بیان میکنن و دنبال درک و همدلی هستن.
در مقابل، آقایون ممکنه بیشتر به دنبال حل مسئله باشن و احساس کنن که غر زدن مشکلی رو حل نمیکنه.❌️
✅️ نقشهای سنتی: باورهای قدیمی درباره نقش زن و مرد در خانواده هم میتونه باعث بشه که آقایون احساس کنن که باید همیشه قوی و بیعاطفه باشن و حرف زدن درباره احساساتشون نشونه ضعف هست.
✅️ خستگی و استرس: خستگی، استرس و مشکلات روزمره هم میتونن روی توانایی ما برای گوش دادن به هم تأثیر بذارن.
تحقیرآمیز ترین کاری که یک مرد میتونه با همسرش بکنه اینکه، اون رو مجبور کنه بابت هر پولی که میخواد بهش بده التماس کنه💔
اگر که التماس کردن و مدام توضیح دادن اینکه چرا پول نیاز داره به تو احساس غرور میده...
یادت نره آدمها وقتی تحقیر بشن دیگه نه میتونن به تو لبخند بزنن ، نه با تو مهربون باشن و نه بی دریغ به تو عشق بدن...!
زندگی و رابطه ها ، بده بستونه! در تمام دنیا هم همینه 🌏
نمیشه در یک رابطه نابرابر باشی ⛔️
اینکه شما بخاطر اینکه امکان کار کردن رو داری صاحب املاک و مستقلات و سرمایه بشی...
و همسرت بخاطر اینکه چنین فرصت هایی نداره و یا شما ازش گرفتی صاحب چنین چیزهایی نیست! این یک رابطه نابرابره🚫
ممکنه شما بگی ؛ چرا چرا شریک عاطفیم اینقدر آشفته و ناراحته از این بابت ، اینکه چیز جدیدی نیست! از اول همین بوده⁉️
بله ، اینها در کنار هم که جمع میشه و مدتی میگذره هرکسی برآورد میکنه اینقدر که عشق و علاقه و زمان توی رابطه با شما گذاشته...
چیزی دریافت نکرده👎
بخاطر همینه که در کشور های پیشرفته وقتی زوجین قصد دارن از هم جدا بشن دارایی اونها نصف میشه ‼️
تا عدالت رعایت بشه ، حالا اگر شما نخوای اون عدالت رو برقرار کنی بدون بهاش رو با عشق و عاطفه ای که دیگه دریافت نمیکنی میدی.
🔅🔆 نظرات ارزشمندتون رو كامنت كنيد و برای عزیزانتون ارسال کنید.
📌 برای این 4 دلیل هم که شده اتاق درمان رو امتحان کن:
افزایش خودآگاهی:
بهت کمک میکنه تا به شناخت عمیقتری از خودت برسی!
بهبود روابط فردی:
به مشکلاتی که در روابطتت داری کمک میکنه، مثل احساس ناامنی یا بی اعتمادی به همسر و پارتنر!
دستیابی به اهداف:
در تعیین هدف، بررسی مراحل و دست یافتن به اهدافتون کم میکنه!
بهبود رفاه کلی:
درمان میتونه سلامت روانی و عاطفیتونو بهبود ببخشه و بهتون در سالم زندگی کردن کمک کنه!
🌸 برای رفتن به اتاق درمان نیازی به داشتن مشکلات حاد سلامت روان ندارید، خیلی وقتها افراد برای حفظ تعادل در زندگی و یا بهبود آن به درمانگر مراجعه می کنند.
💥بیست ویژگی آدمهای بالغ
● ۱. میفهمند که بدرفتاری آدمها به ترس و اضطراب آنها مربوط است. پس آدمها را بد مطلق یا هیولا نمیبینند.
● ۲. یاد میگیرند که آدمها بهطور خودکار از محتویات مغز ما اطلاع ندارند. بنابراین با آرامش و شفاف، حرف میزنند و دیگران را سرزنش نمیکنند که درکشان نمیکنند.
● ۳. یاد میگیرند که آنها هم اشتباه میکنند. پس معذرتخواهی میکنند.
● ۴. اعتماد بهنفس را یاد میگیرند. نه اینکه فوقالعاده هستند! خیر. در واقع پیمیبرند که همه ما نادان و سرگردان هستیم. همه ما با آزمون و خطا زندگی میکنیم؛ و این عیبی هم ندارد.
● ۵. والدین خود را میبخشند. درک میکنند که آنها هم درگیر ترس و اضطرابهای خودشان بودهاند.
● ۶. اثر نکات کوچک را بر خلقوخوی خود بهخوبی درک میکنند. اثر زودخوابیدن، وضعیت قندخون، درجات استرس، مصرف الکل و موارد دیگر را میفهمند و با کسی که تحت تأثیر این موارد باشد، مدارا میکنند.
● ۷. قهر نمیکنند. حرف میزنند، نفرت در خودشان جمع نمیکنند و میبخشند.
● ۸. دست از کمالگرایی برمیدارند. هیچ چیزی بینقص نیست؛ از "به اندازه کافی خوب بودن" قدردانی میکنند.
● ۹. یاد میگیرند کمی بدبین بودن دربارهی نتایج امور، یک فضیلت است. در نتیجه، آرامتر، صبورتر و بخشندهتر هستند. چون همهچیز را فدای آرمانگرایی خود نمیکنند.
● ۱۰. میفهمند نقاط ضعف آدمها با نقاط قوتشان گره خورده است. مثلا دیگر از کسی که شلخته است ناراحت نمیشوند، چون میدانند در ازای آن ممکن است فردی خلاق باشد. واقعا درک میکنند که آدم کامل وجود ندارد.
● ۱۱. مدام عاشق نمیشوند. سختتر و دیرتر عاشق میشوند ولی بسیار وفادار میمانند.
● ۱۲. درک میکنند که زندگی کردن با آنها میتواند چندان هم آسان نباشد. چون آنها هم نقاط ضعف بسیاری دارند.
● ۱۳. یاد میگیرند خود را برای خطاهای خود ببخشند. بیشتر با خود رفاقت میکنند.
● ۱۴) با کلهشقیهای بچگانهی خود بیشتر کنار میآیند و تلاش نمیکنند که در هر شرایطی، بزرگسال باشند. میپذیرند که همهی ما گاهی رفتارهای بچگانه داریم.
● ۱۵. برای شادی درازمدت، صرفا به پروژههای بلندمدت دل نمیبندند. اگر دمی بی دردسر سپری بشود هم خوشحالشان میکند. طبع و مزاج آنها به سمت خوشیهای کوچک کشیده میشود.
● ۱۶. برایشان مهم نیست دیگران در مورد آنها چه فکر میکنند. میفهمند که دیگران درگیر زندگی خودشان هستند و لازم نیست تصویر ذهنی دیگران از خود را مدام ویرایش کنند. از آرزوی شهرت دست بر میدارند.
● ۱۷. بازخورد دیگران را راحتتر میپذیرند و در برابر انتقادها زره نمیپوشند.
● ۱۸. دید خود را در مقابل دردها وسیعتر میکنند. بیشتر در طبیعت مشغول پیادهروی هستند و با حیوانات مهربان هستند.
● ۱۹. میفهمند گذشتهای که داشتند، در پاسخ آنها به وقایع تاثیر دارد. میپذیرند بهدلیل وقایع کودکی، مستعد خطا و افراط هستند. بنابراین، بیشتر به احساسات خود فکر میکنند و به آنها پاسخ فوری و غیرمنطقی نمیدهند.
●۲۰. دوست بهتری میشوند چون میدانند دوستی یعنی به اشتراک گذاشتن آسیبپذیریها.
https://t.me/ehsasekhooob
پاریدولیا(Pareidolia)
تا به حال برایتان پیش آمده است که در خطوط میز چوبی خانه تان اشکالی مانند صورتک های انسانی مشاهده کنید؟ یا پیکره ها ، اشکال معنادار و حتی یک صورت آشنا را بر روی ماه، ساختمان ها، ابرها، سطوح یا حتی در برشی از یک میوه ببینید؟ و یا شنیده اید که بعضی با برگرداندن ترانه های یک خواننده ادعا می کنند که در برگردان کلمه ها پیام هایی وجود دارد؟
خیلی از ما تا به حال واژه پاریدولیا را نشنیده ایم اما اکثرا آن را تجربه کرده ایم.
پاریدولیا پدیده ای روانشناختی است که به درک الگوهای آشنا (خصوصا صورتک ها) بر روی اشیا یا صداهایی اشاره دارد که به صورت واقعی در آنها وجود ندارند. واژه پاریدولیا از ترکیب دو واژه یونانی “پارا” به معنی همراه و “ایدولون” به معنای تصویر ساخته شده است.
یکی از نمونه های آشنا از پدیده پاریدولیا تست رورشاخ می باشد که در آن لکههای جوهر پخش شده روی کاغذ را به افراد نشان داده و از آنها خواسته میشود که بگویند این لکهها را شبیه چه چیزهایی میبینند و چه مفهومی میتوانند از لکهها در ذهن مجسم کنند.
در خصوص علت بروز چنین پدیده ای متخصصان نوروساینس نظرات متفاوتی دارند برای مثال یکی از حدس های مطرح شده در این خصوص می گوید پاریدولیا محصول توقع ما از دیدن تصویری خاص است. از سویی دیگر بعضی این پدیده را ناشی از سیستم پردازش اطلاعات مغز می دانند و معتقدند مغز در هر لحظه مشغول وارسی و غربال کردن اشکال، رنگ ها، خطوط و سطوح تصادفی می باشد.
یکی از نظریه ها مهم در این خصوص نظریه تکاملی است. کارل ساگان عقیده داشت که مغز انسان برای بقای بیشتر، به نوعی طراحی شده است که بتواند از لحظه تولد، چهره انسانهای دیگر را به راحتی تشخیص دهد. به اعتقاد وی شناسایی دوست از دشمن برای انسانهای اولیه یا حتی انسان امروزی مهم و حیاتی است. با کمک این مکانیسم، افراد حتی با جزئیات بسیار کم نیز میتوانند، چهرهای را از دور تشخیص بدهند. این مکانیسم بعدها و با تکامل، علاوه بر کارکرد اولیه خود حتی توانست از طرحهای نامفهوم هم چهره دربیاورد.
در این خصوص پروفسور کینگ لی از دانشگاه تورنتو که مطالعات گسترده ای بر روی “پاریدولیلای چهره” انجام داده است، می گوید: تمایل به شناسایی صورتک ها در داده های بینایی مبهم، احتمالا با اهمیت بسیار زیاد “چهره ها” در زندگی اجتماعی مان و هزینه های سنگینی که بابت عدم تشخیص ممکن است بپردازیم، انطباق یافته است.
کینگ لی ادامه می دهد: بسیاری از افراد تصور می کنند تجربه چنین پدیده ای و مشاهده چنین تصاویری به معنای وجود یک ناهنجاری روانی یا داشتن یک ویژگی خاص در آنها است یا ممکن است اگر در جمع دوستان شان از دیدن تصویری خاص مثلا بر روی یک سطح بگویند، مورد تمسخر قرار گیرند اما یافته ها حکایت از این دارند که پاریدولیا پدیده ای شایع در میان مردم است و تقریبا همه افراد تجربه مشاهده تصاویر غیر موجود را داشته اند. دلیل آن این است که مغز انسان به طور منحصر به فردی برای تشخیص چهره ها برنامه ریزی شده است بنابراین زمانی که تنها یک اشاره جزئی به خصوصیات چهره وجود داشته باشد، مغز به صورت خودکار آن را به شکل یک صورت تفسیر خواهد کرد.
پژوهشگران در تحلیل هایشان بر روی پاسخ های مغز در هنگام مشاهده صورتک های آشنا در اشیا دریافتند که اینگونه تشخیص ها در کورتکس پیشانی و قشر بینایی مغز رخ می دهند.
در حالیکه پارادولیا در مباحث علوم شناختی بسیار مورد بحث قرار گرفته است، بعضی افراد آن را پدیده ای ماوراءطبیعه دانسته و سعی می کنند از آن الهام بگیرند ! برای مثال بعضی اعتقاد دارند اشیایی که صورتک هایی در انها وجود دارد شانس می اورند یا از سوی خدا فرستاده شدند یا حتی بعضی تصور می کنند چنین اشیایی از سوی موجودات فضایی فرستاده شدند و حاوی پیامی خاص می باشند که می بایست آن را کشف کرد.
نقاش مطرح قرن ۱۵ میلادی لئوناردو داوینچی در یادداشتهای خو در مورد پاریدولیا، آن را به عنوان ابزاری برای هنرمندان و نشانه ای از خلاقیت معرفی می کند. به عقیده او اگر شما به دیواری که در آن لکههای مختلف وجود داشته باشد نگاه کنید میتوانید کوهها درختان و هرچیزی که قوه تخیلتان اجازه بدهد را بسازید.
منابع
livescience.com
skepdic.com
bbc.co.uk
dailymail.co.uk
boredpanda.com
en.wikipedia.org
به خوبی می توانیم حدس بزنیم کیفیت خرید کدام فرد بهتر است؟ آیا سر "اینا" کلاه رفته است؟ هر چه باشد او نمی توانست از کیفیت گوجه ها مطلع باشد و معقول به نظر می رسد که فروشنده بدترین گوجه ها را برای او در پاکت بگذارد! ولی معلوم گردید که کیفیت گوجه های او از نفر همراه هم بهتر بوده است و نتایج مثبت و خوشبینانه بود.
□پس اوضاع از چه قرار است؟ در اینجا نظریه ای مطرح می گردد به نام "نظریه عامل خیال بافی." مختصر و مفید آن این است که رفتار افراد با دو انگیزه متضاد پیش می روند. از یک سو ما می خواهیم خود را انسان های درستکار و آبرومند به جامعه معرفی کنیم و احساس خوبی نسبت به خود داشته باشیم. (روانشناسان آن را انگیزه خویشتن می نامند) و از سوی دیگر می خواهیم از تقلب کردن نفع ببریم و تا حد امکان پول به جیب بزنیم. آشکار است که این دو انگیزه در تضاد هستند. پس چگونه می توانیم از فایده های ریاکاری سود ببریم و هم زمان خود را انسان های شریفی بدانیم؟
●اینجاست که نرمش پذیری شناختی شگفت انگیز ما، پا به صحنه می گذارد. این مهارت انسانی مادامی که اندکی تقلب می کنیم و می توانیم از آن سود ببریم و همزمان هم خود را انسانی نیکوکار نشان دهیم، وظیفه خود را به خوبی انجام می دهد. چیزی که در اینجا توازن ایجاد می کند "دلیل تراشی" است و دلیل تراشی پایه نظریه عامل خیال بافی است.
○مثالی دیگر را در نظر بگیرید: شما با دوستانتان به رستوران لوکسی می روید و آنان از شما می خواهند در مورد پروژه های کاری که مدت هاست بر روی آنان کار می کنید صحبت کنید. این درخواست زیرکانه می خواهد آشکار کند که آیا شما مطابق با هزینه های خود شام سفارش داده اید؟ و آیا در زندگی شما چنین خرج هایی باز هم صورت می گیرد؟ سیاست شما در پاسخ هر چه باشد نشان از این دارد که همگی ما پیوسته می کوشیم تا خطی را دنبال کنیم که بدون آسیب زدن به خودانگاره ی خویش بتوانیم از ریاکاری سود ببریم. به قول اسکار وایلد "اخلاق مانند هنر یعنی کشیدن یک خط در یک جایی است."
■حال پرسش این است: این خط در کجا کشیده می شود؟
در قسمتی از این کتاب جملهی جالبی وجود دارد که شدیدا قابلتامل است. نویسنده می گوید: برای رفع فساد در جامعه، به دنبال یک یا دو یا ده فاسدِ کلهگنده نباشید؛ بلکه دنبال هزاران و میلیونها فاسد کوچک باشید که هر کدام در قلمروی خودشان از اصول و قوانین و اخلاق، تخطی می کنند.
*منبع:* بریده هایی از کتاب پشت پرده ریاکاری اثر "دن اریلی روانشناس و متخصص اقتصاد رفتاری."
*پشت پرده ریاکاری*
دکتر نوشین میرجهانیان
■بگذارید با داستان کوتاه شروع کنیم:
پیتر، یکی از شاگردان دن اریلی( نویسنده کتاب پشت پرده ریاکاری)، یک بار از سر کنجکاوی در خانه اش را بر روی خودش قفل میکند و با کلیدساز تماس می گیرد. او به کلیدساز می گوید که کلیدش را گم کرده و نیاز به کمک دارد. کلیدساز خود را می رساند و در کمتر از یک دقیقه، قفل در را باز می کند
□اگر بخواهیم احساسات پیتر را در نظر بگیریم به این نتیجه می رسیم که او از آن زمان دیگر حتی با در قفل شده هم احساس امنیت نمی کرد. قفلی که در عرض چند دقیقه باز شود آیا دیگر ارزشی امنیتی خواهد داشت؟
●با اینحال کلیدساز همان جا یکیاز تجربیات حکیمانهی خود را با او در میان می گذارد: قفل برای این روی در قرار داده شده است که آدم درستکار را درستکار نگه دارد! یک درصد از مردم ریاکار و دزد هستند. آنها بهدنبال بازکردن قفلها و دستبرد به خانهها هستند و یک درصد از مردم نیز همیشه درستکارند و تحت هیچ شرایطی ریاکاری نمیکنند! باقی ۹۸ درصد، تا زمانی درستکارند که، همه چیز درست باشد! اکثر آنها، اگر شرایط به نحوی رقم بخورد که به حد کافی وسوسه شوند، ممکن است دست به خطا بزنند. قفلها برای جلوگیری از نفوذِ دزدان نصب نمیشوند. دزدها بلد هستند که چگونه قفلها را باز کنند! قفلها برای حفاظت از مردمِ نسبتاً درستکار، نصب می شوند تا آنها وسوسه نگردند و درستکار باقی بمانند!
○توجه به ریاکاری برای نخستین بار در سال ۲۰۰۲ کاربرد پیدا کرد. اگر شما از اوضاع و احوال سال ۲۰۰۱ خبر ندارید داستان سقوط دردانه وال استریت و استفاده از ترفند های حساب سازی، رشد سریع قله های مالی، آشکار شدن ریاکاری ها و سپس از دست رفتن سرمایه سهام داران و در نهایت ورشکستگی، تعریف شده است.
■کشف نیروهای ریاکاری یکی از راه های سودمند و اصلی برای کشف مسیر های مهم است و تاثیر عوامل درونی و بیرونی بر رفتار انسان ها را نشان می دهد. در واقع، تمام آدمها پتانسیل انحراف را دارند، اما قیمت هر کسی با دیگری متفاوت است و آستانه وسوسه هر فرد، با نفر دیگر نیز تفاوت دارد!
□نویسنده در کتاب «پشت پرده ریاکاری» آزمایش های جالبی انجام داده است. او در یک رستوران به عدهای از مشتریان یک پرسشنامه می دهد تا آنها در ازای گرفتن ۵ دلار به این سؤالات پاسخ دهند، اما هنگام دادن پول به جای ۵ دلار ، ۹ دلار میدهد! و به گونهای تظاهر میکند که حواسش نیست و اشتباها این اتفاق افتاده است. برخی از مشتریان صادقانه ۴ دلار اضافه را برمی گردانند اما عدهای هم به روی خود نیاورده و ۹ دلار را در جیب میگذارند و رستوران را ترک میکنند!
●در آزمایش دیگری، همین عمل تکرار می گردد با این تفاوت که فرد در هنگام گفتوگو با مشتریان، تلفن همراهش زنگ میخورد و چند دقیقهای با تلفن صحبت میکند و در انتها از مشتری برای اینکه وسط گفتوگو با آنها، به تلفن همراهش جواب داده عذرخواهی نکرده و به نوعی بی احترامی می کند! در این آزمایش تعداد کسانی که ۴ دلار اضافه را برمیگردانند کمتر از آزمایش اول است! وقتی مشتریان احساس میکنند فرد زمان آنها را هدر داده بدون اینکه عذرخواهی کند، درصدد انتقام بر آمده و پول اضافه را در جیب گذاشتند.
○این آزمایش حاوی نکته مهم و جالبی است که میتوان از آن برای توجیه اینکه چرا در بعضی مناطق جهان آمار بالایی از ریاکاری و دزدی و ناهنجاری وجود دارد، استفاده کرد. مردم زمانی که حس میکنند به آنها ظلم می شود و یا حق آنها در جایی خورده میشود، هر جا که دستشان برسد سعی خواهند کرد تا با ریاکاری و دزدی این حق خورده شده را جبران کنند. البته در موقعیت های متعددی در زندگی واقعی، مردم می توانند رفتار های که نشانه خیرخواهی و سخاوتمندی است را از خود نشان دهند ولی موقعیت هایی هم هستند که هر دو جنبه ی مثبت و منفی آشکار می شود.
■بازار میوه و تره بار بزرگی را تصور کنید که در کنار خیابان گسترده شده است. صدها فروشنده بساط خود را جلوی مغازه ها در دو طرف خیابان پهن کرده اند و داد و فریاد فروشندگان برای جذب مشتری در هوا موج می زند. دو نفر با هم وارد بازار می شوند و به سمت های متفاوتی می روند. یکی از آنها به نام "اینا" عصایی سفید برای یافتن مسیر در دست دارد. هر کدام از آن دو، سراغ فروشنده ها می روند و از آنها می خواهند دو کیلو گوجه فرنگی برایشان کنار بگذارد تا برگردند. سپس بعد از چند دقیقه ای کالا را تحویل گرفتند و پولش را پرداخت کردند و به سوی فروشنده های دیگر رفتند تا از کیفیت خرید خود با آنها صحبت کنند.
وقتی تو صحبت کنی، تو فقط چیزهایی که قبلا آموختی را تکرار می کنی،
اما وقتی که گوش می دهی، فرصتی ست که چیز جدیدی نیز یاد بگیری.
دالايي لاما
تغییر در زمان خوردن غذا میتواند کلید کاهش وزن باشد
یک مطالعه نشان میدهد که الگوهای جدیدی در رابطه بین ساعات غذایی و وزن بدن وجود دارد.
برای مدیریت مؤثر وزن، مهم است که نه تنها بر آنچه میخوریم، بلکه بر روی زمان غذا خوردن هم تمرکز کنیم. مطالعهای در مجلهی بینالمللی تغذیه، تغییر در دو عادت غذایی کلیدی مرتبط با کاهش وزن را معرفی میکند: زود شام خوردن و زود صبحانه خوردن.
در این روش زمان ناشتا بودن افزایش پیدا میکند و میتواند به مدیریت وزن کمک کند. البته تحقیقات بیشتری لازم است و تفاوتهای جنسیتی و سبک زندگی هم مؤثر است.
#آموزش_توسعهشخصی #کاهش_وزن
