ru
Feedback
Echoes

Echoes

Открыть в Telegram

عمیق باش، اگر آهی! اینستاگرام: Instagram.com/e_choes1

Больше
1 081
Подписчики
Нет данных24 часа
-57 дней
-1430 день
Архив постов
Echoes
1 081
زندگی خوشتر بود در پرده‌ی وهم و خیال صبح روشن را صفای سایه‌ی مهتاب نیست #رهی_معیری @e_choes

Echoes
1 081

Echoes
1 081
درباره قیمتِ یک همبرگر، زباله‌گردی، هوش و محیط‌زیست متوسط قیمت یک همبرگر در تهران حدود پنجاه هزار تومان است. یک محاسبه ساده مشخص می‌کند یک زباله‌گرد باید به اندازه جمع کردن پانزده کیلوگرم زباله قابل بازیافت در سطل‌ها فرو شود، چنگ بزند، جمع کند، به دوش بکشد و به بالاترین قیمتِ ممکن بفروشد تا به اندازه پولِ یک همبرگر پول دربیاورد. اگر از نظر هوش انسانِ ویژه‌ای نیستید، اتفاقِ اشتباهی که دارد می‌افتد این است: شما زباله تولید می‌کنید، چون پول دارید؛ او زباله شما را جمع می‌کند و از طریق رساندن به چرخه بازیافت از آسیب محیط‌زیستی جلوگیری می‌کند. این باید برعکس می‌بود. @sugarffrree

Echoes
1 081
سالی که رادیو عراق حتمی ش کرد که راکت میزنه و از کارخونجات تا هفت تومنی ها تا فنس نیرو هوایی رو صافِ صاف میکنه، دوتا خونه موندن و اثاث جمع نکردن: یکی حبیب آزما که گفت: نمیرُمبه؛ یکی حسین اُسالی که گفته بودن نمیمونه. دکترای بیمارستان اُختیف کمیسیون کرده بودند و گفته بودند “فوقش شیش ماه” و حسین دست از مبارزه کشیده بود. راکت، جاش فرود نیمد. نصفی که ساعت سه نصف شب تو جلالیه مُردن، کارگرای کارخونجات و بچه هاشون بودن. کمیسیون هم خطا داشت، چون سی و شش سال بعد، خبر رُمبیدن متروپل رو حسین اُسالی به مو داد. صد و پنجاه متری متروپل، کنار گاریِ رانی و رِدبولش ایستاده بوده و تمام ماجرا را دیده بود. گفت، سه دقیقه قبل توش بودم. بشکه مو آب کردم. سه دقیقه احسانو! گفتم:حسین آیا تو یه روز میمیری هم؟؟ ساکت شد. نایاب ترین غمگینترین وحشی ترین حالت حسین اُسالی، ساکتیشه. آن جمله که از سوادش میزد بالا را اینجا گفت. گفت: کم نه! گفت: مُرده ها مرگشون میذارن رو کولِ زنده ها و میرن. میّت فهم نداره که. درد نداره که. کارش سخت نیس که. خوب نگاه کردم. از شصت و چهار تا حالا را نگاه کردم… دیدم حسین توی همه روایت ها مُرده واقعا. زنش که نهادش رفت سر چتربازی که زندگی ش رفت. تو قمار که گالانتِ معروفِ خسروشاهی رو برد، ولی برنداشت و از خونه درویشی زد در. کُکاش اصغر که خواست ببرد پیش خودش بلژیک، نگفت ها و نرفت. بوشهر را که ول کرد رفت. گفتم الان کجا بساط میکنی؟ گفت:تو مبارزه م. شبا بیرونم با مردم. گفتم: مبااارزززه؟! در بیو لاجون! تو تا مستراح سه بار دیوار میگیری میری. لهت میکنن! گفت: کو پس؟چرا نمیکُنن؟ آخ از اینجای تلفن. آخ از کم و وحشی حرف زدنای حسین اُسالی. آخ از گُه مزگیِ مرگ که اهمیتش را نزد نکبت زندگی از دست داده باشد. گفتم: حسین ده تا باسکت ردبول به حساب مو بده مردم، هر کدوم که خسته و تشنه س. گفت: چه عادتای زشتی توت پیدا شده احسانو. ای راه پله و پنجره خونه ت نیس که یکی بگیری بیاد جات بشوردش، مدرسه بچه ت نیس که یکی بگیری جات ببردش. گُه تو پولت که جات میره همه جا. و غمدار گفت: آدمِ تخم ندار! کسی نایب الزیاره ی کسی نیست روبرو باتوم. و آخ از لودرِ تو کلماتِ حسین اُسالی. متروپل آبادان https://t.me/daastaanehsanoo

Echoes
1 081
اینا جون آدمیزادو مفت میدونن... @e_choes

Echoes
1 081

Echoes
1 081

Echoes
1 081

Echoes
1 081

Echoes
1 081
Repost from Echoes
‏وجب به وجب خمپاره و انگشت به انگشت ترکش. اگر از ماه کسی آهنربای بزرگی بدست می‌گرفت ⁧خوزستان ⁩می‌چسبید به ماه. #رضا_براهنی @e_choes

Echoes
1 081

Echoes
1 081
اجرای خصوصی استاد #فرهنگ_شریف تک‌نوازی تار. @e_choes

Echoes
1 081
برای شب. برای غم. برای بغض.

Echoes
1 081
Farhang Sharif.mp33.38 MB

Echoes
1 081
«همیشه همین‌جور بود. می‌نشست و می‌گذاشت که در کنارش، زمان، برای خودش بگذرد. زندگیش همین‌جور گذشته بود. پشت کردن به حال و رفتن به جاهای قبل.‌ توی گذشته می‌چرخید و حال، در کنارش، می‌چرخید. بی‌اعتنا به هم می‌چرخیدند و از هم می‌گذشتند.» ‏کوچه ابرهای گمشده #کورش_اسدی @e_choes

Echoes
1 081
ای خدا خواهم بُرون از هر دو عالم عالمی #ملا_احمد_نراقی @e_choes

Echoes
1 081

Echoes
1 081

Echoes
1 081
Repost from Paintings Place
Graffiti in Bethlehem, West Bank by #Banksy 🇬🇧 Photo: Pawel Ryszawa, 2008 Guerra e Spray
Graffiti in Bethlehem, West Bank by #Banksy 🇬🇧 Photo: Pawel Ryszawa, 2008 Guerra e Spray

Echoes
1 081
شما هم از خیام بنویسید برامون 🤍